یگانه  
[ ۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت ۲۰:۳۴  ]

سلام آقای دکتر
می خواستم یه پیشنهاد بهتون بدم و اون اینکه هر از چند گاهی یه کتاب خیلی خوب رو که خودتون خوندین و تاثیر خوبی روی شما گذاشته رو معرفی کنید و یک یادداشتی در موردش بنویسید تا ما با کتاب های خوب آشنا بشیم.
عجالتا هم می خواستم ازتون خواهش کنم اسم پنج کتاب _اگه رمان باشن هم خوبه_ که باز تعریفی از روابط انسانی رو به ما آموزش بده و یاد بده و به قولی ما رو تکون بده و به خودمون بیاره رو معرفی کنید....ممنوووووووون میشم اگه این کار رو بکنید.یه دنیا سپاس



مهدى  
[ ۹۳/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۹:۰۹  ]

اقاى دكتر سلام
مي خواستم بدونم فائل پى دى اف كتاب المتشائل أميل حبيبي رو كه شما ترجمه كرديد؛ كجا مى تونم پيدا كنم ؟
ممنون
*************
سلام
http://www1.amalnet.k12.il/hura/profession/arabic%20language/DocLib2/%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D9%85%D9%8A%D9%84%20%D8%AD%D8%A8%D9%8A%D8%A8%D9%8A.pdf



تقی  
[ ۹۳/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۲:۲۵  ]

اونقدر دیر به دیر مینویسید که .....

اینهمه اتفاق افتاده توی مملکت. دریغ از یک واکنش!

کم توقعیمون میشه ازتون دکنر



حمید  
[ ۹۳/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۷:۲۴  ]

سلام علیکم
آیت اله جوادی آملی اداره کننده های حکومت ایران و اعراب را قوم لایعلم نامید !! شما که عربی می نویسید بیاید یک یادداشت بنویسید با همین عنوان قوم لایعلم آقای مهاجرانی
مفصل انجا درباره نادانی توضیح بدهید و بلایی که بر سر مدیریت اسلامی آورده بنویسید . بی نظمی و جهالت و استبداد و لجاجت و تعصب و تحقیر و کینه و غیره ..



حسن کبيري  
[ ۹۳/۱۱/۶ در ساعت ۱۳:۱۲  ]

به نام خدا
هموطن گرامی سلام
50 جلد کتاب؛ خاطرات سیاسی حضرت آیت الله العظمی نکونام (مد ظله العالى)
حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام مد ظله العالی (م 1327 ) از زمره فقیهان جامع ظاهر و باطن و از اولیای محبوبی حق تعالی می باشند که علم ، عدالت و قدرت باطنی را به صورت مستقیم از خداوند به صورت موهبتی دارا می باشند. اولیای محبوبی دو ویژگی مهم دارند: یکی آن که با خرافات و پیرایه هایی که به نام دین تبلیغ می شود و زندگی را بر مردم و بندگان خدا سخت می سازد مبارزه می کنند و دیگر آن که اگر کسی چهره ی باطل باشد و خود را با ریا و تظاهر و سالوس ، «حق» بنمایاند ، به ستیز بر می خیزند تا راه حق گم نشود و بندگان خدا مسیر گمراهی را نپیمایند و دین از مسیر درست خود منحرف نگردد و بی دینی به جای دین تبلیغ نشود و باطل چهره ی حق به خود نگیرد و در چهره دین به توده ها ظلم و ستم وارد نیاورد.
محبوبان الهى، معرفتى اعطايى و موهبتى دارند و نيازمند آموزش و تعليم و مدرسه و استاد نيستند و در ازل، خداوند آنان را بى‏واسطه تعليم مى‏دهد و به يك غمزه، بر حق‏تعالى و تمامى پديده‏هاى شناسا مى‏گردند و از مدرسه و تعليم براى ابد بى‏نياز مى‏شوند. آنان حق را همان‏گونه كه هست و هر چيزى را به حقيقت خود مشاهده مى‏كنند. «محبوبان» افراد بسيار نادرى هستند كه به عنايت پيشين و به جذبه‏اى وصول يافته‏اند. اينان‏اند كه معرفت را نقد دارند و در پى چيزى نيستند؛ راه‏يافتگانى كه مسير بسيار باريكى را به آنى پيموده‏اند. مهم‏ترين ويژگى «محبوبان»، آن است كه داراى جمعيت مى‏باشند و از هر دانش انسانى‏اى سررشته دارند؛ چنان که حضرت آیت الله العظمی نکونام (مد ظله العالی) در تمامی علوم اسلامی و انسانی و حتی تجربی و نیز در علوم پزشکی و روان شناسی و حتی تاریخ و سرگذشتنامه دارای تالیف می باشند و شمار کتاب های ایشان در تمامی علوم گفته شده به 800 اثر می رسد.
در میان 800 کتاب گفته شده دو دوره کتاب وجود دارد که حایز اهمیت است: یکی 70 جلد کتاب شعر که مجموع آن بیش از 22000 بیت می شود. 10 جلد از این شعرها ، دیوان حافظ را به زبان شعر و غزل نقد نموده و کاستی های عرفانی وی را که عرفانی محبی است خاطرنشان شده است. دوره دوم، 50 جلد کتاب می باشد که خاطرات سیاسی معظم له از سی سال مبارزه با رژیم ستمشاهی و سی سال حوادث انقلاب اسلامی را بیان می دارد. در این کتاب ها ، شخصیت باطنی و خلق و خوهای سیاستمداران و دولتمردان این شصت سال گفته شده است. یک جلد از این کتاب ها ، زندگی امام خمینی (ره) را به صورت مستقل بیان می دارد. در این کتاب ، پشت پرده شهادت سید مصطفی خمینی و نیز سید احمد خمینی نیز آمده است. سید احمد خمینی تنها شخصیت انقلابی و سیاسی بود که حضرت امام خمینی به وی اعتماد و اطمینان کامل داشته است. هم چنین سیاست ها و نحوه حکومت داری آیت الله خامنه ای در یک جلد مستقل، بررسی شده و درباره برخی فرزندان وی مانند مجتبی خامنه ای نیز مطالبی آمده است. در این جلد، از حوادث پایانی رهبری ایشان که تا ده سال دیگر به طول می انجامد نیز مطالبی دیده می شود. یک جلد از این کتاب ها ، اشتباهات سیاسی آیت الله هاشمی را فهرست کرده است. این مجموعه 50 جلدی ، ناگفته های فراوانی را در خود دارد. در این کتاب ها نحوه قتل افراد شاخصی هم چون آیت الله غفاری و آیت الله سید محمد باقر صدر نیز آمده است. ناگفته هایی نیز از قاتل شهید آیت الله مطهری در این مجموعه یافت می شود. خاطراتی نیز از آیت الله محمد یزدی و آیت الله ربانی شیرازی بیان شده است.
این مجموعه ، خاطرات ارزنده ای در مورد شخصیت والای شهید چمران و شهید رجایی دارد. این دو شهید بزرگوار، از پا ک ترین چهره های انقلاب اسلامی می باشند. شهید چمران ، در این مجموعه به عنوان قدسی ترین شهید انقلاب اسلامی معرفی شده است. در این کتاب، از ترکیب شورای فتوای تکفیری از جمله قتل های زنجیره ای نیز گفته شده است. خاطراتی نیز از دوران جوانی مدیر فعلی حوزه های علمیه؛ آیت الله حسینی بوشهری و نیز از جوانی آیت الله صادق لاریجانی در این مجموعه آمده است. این مجموعه از چهره هایی چون آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خوشوقت، آیت الله ری شهری، آقای فلاحیان و آیت الله خلخالی و شیخ علی تهرانی نیز مگوهایی دارد. حضرت آیت الله العظمی نکونام از مخالفان ریاست جمهوری بنی صدر و قائم مقامی آیت الله منتظری بوده و برای این مخالفت ها ی زودهنگام و از سر بینش عمیق، هزینه های سنگینی پرداخت نموده است. این پنجاه جلد کتاب ، برای نشر آماده می باشد ، اما فضای مناسب خود و اجازه حضرت آیت الله العظمی نکونام (مد ظله العالی) را می طلبد. کم تر شخصیت انقلابی و سیاسی است که نامی از وی در این مجموعه خاطرات بسیار ارزشمند نیامده باشد.
خاطرنشان می شود آیت الله العظمی نکونام (مد ظله العالی) از شخصیت های تاثیرگذار در دوران مبارزه با نظام ستمشاهی می باشند. ایشان از همان ابتدای قیام سال 42 به نهضت امام خمینی (ره) پیوستند . معظم له از حضرت امام (ره) حکم های اطلاقی فراوانی دارند. آیت الله نکونام با دو برادر حضرت امام (آیت الله پسندیده و آقای هندی) رابطه صمیمی و نزدیک داشته است و تمامی مبارزان انقلابی را به خوبی می شناسند. وی با ارتباطاتی که داشته است برخی امکانات خاص رزمی و دفاعی را برای مبارزان تهیه می نموده است و از چریک های مبارز بوده است. امروزه بسیاری از استوانه های انقلابی که با امام خمینی (ره) همراه بوده اند، بعد از رحلت حضرت امام، مقلد معظم له گردیده و از وی فتوا می گیرند. در میان آنان سرداران بنامی می باشند.
آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (مد ظله العالی) از ابتدای دهه شصت و با قدرت گرفتن آیت الله خامنه ای در مقام ریاست جمهوری و سپس رهبری، در سی سال گذشته به کلی از صحنه سیاسی کشور فاصله گرفتند و بر تلاش علمی تمرکز نمودند. نتیجه این تلاش ها نگارش 800 جلد کتاب گردیده که مهم ترین هدف آن ، مبارزه با پیرایه های دینی می باشد؛ پیرایه هایی که به نام دین تبلیغ می شود اما از دین نیست و تنها سبب می شود زندگی بر مردم سخت گردد. ایشان بارها در زمان رهبری آیت الله خامنه ای بازداشت گردیده اند. در سال69 ایشان رهبری آیت الله خامنه ای را به نفع مردم و کشور ندانستند و آن را عامل تحریف دین و ولایت دانستند. گروهی به اسم دفاع از ولایت ، به بیت ایشان هجوم آورده و در نتیجه همسر محترم ایشان میان در و دیوار می مانند و آن سیده مظلومه در نتیجه این ضربات، به شهادت می رسند. در آذرماه سال 91 نیز ماموران امنیتی دفتر ایشان را تعطیل و سیستم ها و کتاب های موجود را با خود بردند و از نشر و توزیع رساله توضیح المسائل ایشان ممانعت کردند و ایشان را برای 5 روز در بازداشت و حصر خود داشتند. معظم له در این 5 روز اعتصاب غذا نموده و تنها آب و داروهای خویش را مصرف می کردند. در 11 دی ماه امسال نیز انبوهی از ماموران، سیستم های کامییوتری بیت ایشان را به تمامی با خود بردند و معظم له را بازداشت کردند. در 25 روز گذشته تنها یک بار برای ایشان امکان تماس تلفنی با خانواده را فراهم کردند و در بیست روز گذشته دیگر چنین امکانی به ایشان نداده اند. احتمال اعتصاب غذای ایشان در این دوره نیز می رود. هم چنین از ملاقات شاگردان با معظم له مانع شده و با شاگردان حاضر با زبان زور و تهدید سخن گفته و برخی از آنان را بازداشت و سپس با قرار وثیقه آزاد کرده اند. گویی حاکمیت امروز حاکمیت لات های سیاسی یا سلطنت دغل دینی است که با عالم شاخص و بی بدیلی چون آیت الله العظمی نکونام (مد ظله العالی) این گونه رفتار می کنند تا چه رسد به مردم عادی که برای ظلم هایی که به آنان می شود و دردهایی که از فقر و فساد به آنان وارد می آید، پناهی ندارند. متاسفانه، امروزه متحجران و مانعان و حاکمان مستبد که علوم موهبتی و تالیفات محبوبی حضرت آیت الله العظمی نکونام (مد ظله العالی)، جهل و ناآگاهی و گیجی و منگی آنان در سیاست و تدبیر را آفتابی می سازد و ناکارآمدی و ضد دینی بودن آن را نشان می دهد با بازداشت و حبس و ده ها نوع کارشکنی و مانع تراشی دیگر، از نشر کتاب های ایشان به زور و ظلم ممانعت می کنند و با تعطیلی درس های معظم له، مردم را از این نعمت محبوبی محروم می سازند. باید گفت بزرگ ترین خاصیت دوران رهبری آیت الله خامنه ای آن بوده است که فرزندان انقلاب و امام، یکی پس از دیگری خورده شوند تا تنها یکی بماند. و این گزاره که انقلاب، فرزندان خود را می خورد ، مصداق منحصر و روشن آن، انقلاب اسلامی ایران می باشد. باید دانست در سال های اخیر، بزرگ ترین اشتباه آیت الله ها آن بوده که تمامی زور خود را به یک آیت الله دادند و وی نیز با قدرت انحصاری و اقتدارگرایی خاص خود، دیگر حرمت و شان هیچ یک از آن ها را رعایت نمی کند و لحاظ آنان را ندارد. قدرت وی نیز در زور نظامی (سپاه)، تزویر ، زر (دادن حق حساب به پاچه خواران و پخش پول میان حاضران در صحنه) و زاری (و استفاده از شور و احساسات مذهبی و محافل روضه ها) ریشه دارد ، نه در قدرت های باطنی و الهی.
شایان ذکر است حضرت ایت الله العظمی نکونام (مد ظله العالی) از کم نظیرترین اولیای محبوبی حق تعالی می باشند. اولیای ذاتی محبوبی هیچ گاه با مرگ عادی از دنیا نمی روند و مرگ آنان با شهادت رقم می خورد. بنابراین این ولی بزرگ الهی دارای قاتلی مغضوبی می باشد. ظهور این ولی بزرگ الهی در این عصر، معیاری دقیق و میزانی خطاناپذیر برای ارزش سنجی افراد و چهره ها می باشد . واقعه شهادت حضرت آیت الله العظمی نکونام (مد ظله العالی) همچون شهادت امام حسین علیه السلام کربلایی می سازد که معیار شناخت حق از باطل می گردد. شعر زیر خطاب به این قاتل ظالم مغضوبی سروده شده است:
دل بيمار
تو شدى عامل ظلم و ستمِ خلق خدا
فارغ از عدلى و داد و تهى از لطف و صفا
سربه‏سر كار تو حرف است و كجا بوده عمل؟
چهره‏ى زورى و ظلمى، شده‏اى اهل جفا
كن رها مذهب و دين و برو از مكتب عشق
بى‏خبر از دلِ رنجورى و مظلوم و گدا
خط صلحى و صفا، گرچه تو در ظاهر امر
ليكن عارى ز وفايى و ز صدق و ز رضا
ظاهرت هست به اوج و به فلك شد سخنت
هم‏چو شيطان رجيمى كه بشد درد و بلا
سربه‏سر دعوى علم و هنر آرى به ميان
وه چه غدّارى و بر اهل ولايى تو دغا!
اين بود دين تو! اى واى ز بى‏دينى تو!
فكر فردا نكنى تو ز پسِ چون و چرا؟
غم خورد بهر تو غير و نخورى غم ز كسى
چه جفاكارى از اين بيش بود، خود عجبا
هم‏چو تو بوده بسى پيش‏تر از اين كه تويى!
كى بمانى و بماند به جهان كس برجا؟!
شد نکو باخبر از باطن بیمار تو زود
رفته بر این دل ما از سر ظلم تو چها

گيج و منگ
بر سر خلق خدا چون تو جفاكارى نيست
چون خسى باشى و جان تو به‏جز خارى نيست
جور و ظلم تو بود بر سر خلق حيران
جز غم و رنج تو بر ملت ما بارى نيست
باخبر باش كه نى لطف خدا همراهت
چهره برگير كه بهر تو دگر يارى نيست
خوابى و بى‏خبر از بزم صفا و سرّى
در تو جز جهل و ستم، چهره‏ى هوشيارى نيست
بى‏خبر از سر ظلم و ستمى بر دگران
جز ستم در سر تو سايه‏ى پرگارى نيست
مدعى! گرچه تو هستى به سَر و سِرّ جهان
ليكن اندر دل تو ذره‏ى آثارى نيست
ديده‏اى باده‏ى مستان، نكشيدى بر سر
دلِ تو جز ز پى هيبت زنّارى نيست
پيكر كفرى و دور است دل از دين تو منگ
كافرم من به مرام تو و ز آن عارى نيست
دين تو زور و ستيز و ستم و بيداد است
كى تو كم از مغولى، بهر تو تاتارى نيست
بوده فرياد تو دعوى اناالحق بر خلق
فارغ از «حقّى» و در جمجمه پندارى نيست
شعبده سركنى و دين بفروشى يكسر
دين براى تو به جز آلت و ابزارى نيست
بى‏خبر از همه خلقى و ندارى مشكل
بر تو و جهل تو از هيچ كس انكارى نيست
منگ و گيجى و به‏خود مانده چو حيوان در گل
فارغ از جمجمه‏اى «حق» به تو انگارى نيست

محرومان افتاده
ز دست ظلم و بيداد تو، دنيايم پريشان است
گرفتار بلا گرديده دل، هر دم هراسان است
خدا ويران نمايد آشيان تو، به يك لحظه
بلاباران شوى يكباره، اين بر حق، چه آسان است
دل بيمار مظلوم و غريب و بينوا را تو
شكستى راحت و آسان و گفتى اين زِ ايمان است
من و مسكينِ بيچاره، هم آن مظلومه‏ى بيمار
شكايت از تو بر حق برده‏ايم و قصه پنهان است
خدايا در برِ ظالم، حمايت كن ز مظلومان
كه در ظالم نباشد خير، چون در بند عنوان است
پايدار باشيد




احمدرضا  
[ ۹۳/۱۱/۵ در ساعت ۱۸:۰۳  ]

سلام آقای مهاجرانی.

کتاب های شمارو در تهران چطور میشه تهیه کرد؟

فروشگاه موسسه اطلاعات در میدان انقلاب تهران، فقط بعضی از آثار شمارو داره.
من در سایت موسسه امید ایرانیان پیغام گذاشتم و ایمیل هم ارسال کردم براشون اما جوابی نگرفتم.
---
سلام
سایت امیدایرانیان هنوز فعال نشده و مراحل مقدماتی خود را طی می کند. احتمالا برای همین پاسخی نداده اند



بیم موج  
[ ۹۳/۱۰/۲۹ در ساعت ۲۰:۵۲  ]

سلام
آقای مهاجرانی دشتی آبادانی نیست ؛ چون دشتی و آبادان بارمعنایی دارد !!
**********
سلام
در جلسه دولت ، سرور گرامی ما، مهندس موسوی، یکی از مهمانان جلسه روبه دکتر بانکی وزیر وقت نیرو کرد و گفت: ببینید اقای نوربخش! بانکی که همان روزگار خاموشی های شبانه زیاد شده بود. بلا فاصله گفت من نوربخش نیستم نورگیر هستم!
ظاهرا داستان من و اقای دشتی
ابادانی هم همین است. من اهل کوهستان هستم و نیز خراباتی،



محسن برجی  
[ ۹۳/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۲:۵۹  ]

دیشب از طریق فید سایت و در فیدلی، یادداشت شما در مورد "مردم امروز" را خواندم و تازه امروز آمدم که یادداشتی بگذارم که دیدم گویا پست پاک شده، احتمالا بنا بر مصلحتی.
بنده هم قلم در نیام می‌کشم و یادداشتم را نمی‌نویسم!
**********
در باره مردم امروز من یاداشتی ننوشته ام! شاید با یادداشت همسرم در صفحه فیس بوکش مشتبه شده باشد.



صابر  
[ ۹۳/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۶:۱۸  ]

سلام آقای دکتر
کاش در خصوص آزادی بیان و حد و مرزش مطلبی بنویسید یا اگر قبلا نوشتید بازنشر دهید.



مریم  
[ ۹۳/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۴:۳۰  ]

سلام آقای دکتر
یک توضیح می خواستم در باره این لینک :
http://www.majalla.com/arb/2011/09/article55226371
*********
سلام
خود یاداشت توضیح آشنایی با شخصیت ممتاز تویجری ست.



رضا  
[ ۹۳/۱۰/۲۶ در ساعت ۱۶:۳۰  ]

سلام اقای دشتی ابادانی خبری از شما نیست. کجایی برادر. کاش وبلاگی داشتی واستفاده میکردیم. البته کسی گفته بود دشتی ابادانی خود دکتر مهاجرانی است والله اعلم. ممنون اگر پاسخ بفرمایید یا اگر اقای دکتر مهاجرانی راهنمایی بفرمایند با سپاس
*********
سلام
واقعا من دشتی آبادانی نیستم! لنشاالله این کامنت شما موجب شود تا از ایشان نشانی پیداکنیم و بهره مند از حضورشان



عطیه  
[ ۹۳/۱۰/۲۶ در ساعت ۱۱:۵۲  ]

سلام
وققتتون به خیر ببخشید آیا امکانش هست نسخه های الکترونیک کتابها رو اینجا قرار بدید و امکان خریداریش باشه؟ اغلب کتابها دیگه چاپ نمیشن و حتی در کتابخانه ملی هم در قسمتی که میشه کتاب رو امانت گرفت موجود نیست. روزگارتون سبز و آرام
**********
سلام
داریم دراین باره می کوشیم. انشاالله به ثمر برسد.



بی  
[ ۹۳/۱۰/۲۴ در ساعت ۲۱:۰۰  ]

به تعبیر ظریفی اقای مطهری وجدان بیدار بهارستان است.



محمد  
[ ۹۳/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۹:۵۸  ]

مگر همین ها که نام بردید باغبانان همین درختی نیستند که میوه تلخ به بار آورده؟



اِدمان  
[ ۹۳/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۱:۴۴  ]

سلام اقای دکتر ؛ با اجازه اینجا گذاشتم شاید خوشتون آمد.

حلزون؛
می کشد مَشک پاره را بر دوش, با دو چشمِ همیشه تر حلزون
می رود، رود اشک را بکشد با خودش دور، دورتر حلزون
یک سبد غم به پشت خود بسته در علف زار می رود خسته
زندگی چیست؟ قوزِبالاقوز؛ یک سبد دردِ برکمر حلزون
پیشتر زان که بر سر راهی, کفش یک رهگذر لِه اش بکند
می پرد یک کلاغ از شاخه، می گریزد کلاغ پر حلزون
تا که چشمی به باغ بالا بست، بیل دهقان رسید و نیمش کرد
با دو نیم نمرده اش جان کَند زیر یک گزنه شعله ور حلزون
زیر خورشید داغ گشت کباب، زیر باران به تازیانه عذاب
چه عذابی کشیده از دنیا با همین عمر مختصر حلزون
مثل انگشت پیرکی در آب پشت و رویش تمام چین و چروک
پیرتر می شود در اشک خودش لحظه تا لحظه پیرتر حلزون
هیچ جا هم نمی رسد اما بام تا شام می رود از خویش
مثل من بین رفتن و ماندن عمر را کرده است سر حلزون
زندگی رنج خانه بردوشی، با هزاران عذاب, خاموشی است
خسته در راه می برد خوابش، خسته از غربت و سفر حلزون

شعر از : محمد شریف سعیدی شاعر افغان مقيم سوئد



علی  
[ ۹۳/۱۰/۲۴ در ساعت ۰۹:۳۸  ]

به قول حضرت مولانا لیک جانان در اگر نتوان نشست.
در این که آقای مطهری در مجلس فعلی یگانه هستند حرفی نیست. شجاعتش بی نظیر اما آیا مطمئنید که بهشتی یا مطهری پدر اگر زنده می مانند وضعیت بهتر می شد؟
وقتی قدرت یک فرد معتدل در میان آقایان آن دوره را که با مطربان و شاعران نشست و برخاست داشته چنین زایل کرده از کجا معلوم که آن دو در چنین آزمایشی سرافراز بیرون می آمدند.
آقای خمینی هم اگر انصاف داشته باشید مردود شد: دروغ، ظلم، حصر:
قرار بود کمونیستها هم آزاد باشند. زندانها دانشگاه شوند و ...
شما همه اینها را بهتر از ما می دانید. در امور بودید و دیدید مثل ما از دیگران نشنیده اید ولی چه شد؟
جنگ بهانه است
این یکی هم در توهم آن است که چون او شود کارهایش را یکی یکی تقلید می کند.
کشتی انقلاب آنروز شد قایق که بازرگان را پیاده کردید.
شما در مطلبی گفتید داستان وزارتتان را و نظر او به وزیر شدن را بازگو خواهید کرد. اما نمی دانم که دور از وطن چرا چنین نشد.
موفق باشید.



علی  
[ ۹۳/۱۰/۲۳ در ساعت ۲۳:۵۸  ]

هر چه از شجاعت و صراحت کلام علی مطهری گفته شود کم است ولی سوال من اینجاست چرا اصلاح طلبها اینقدر محافظه کار شده اند گاهی من فکر می کنم دولت سعید جلیلی سر کار است فقط علی مطهری و صادق زیباکلام و انگشت شماری اند که برخی اوقات با صراحت قانون شکنان را خطاب می کنند !
ازسکوت مراجع تقلید نگویم که حرف بسیار است





: