حسن   
[ ۹۳/۴/۲۰ در ساعت ۱۷:۵۴  ]

سلام استاد باتشکر که باز یاد حاج آخوندرادر دل مازنده کردید سالهاست بانوشته ها وکتابهاتون مانوسم بیشتر بنویسید



رضا  
[ ۹۳/۴/۲۰ در ساعت ۱۷:۲۰  ]

سلام استاد طاعات قبول چرا کامنت قبلی مرا. درج نفرمودید ضمنا بی صبرانه تا ماه رمضان تمام نشده از حاج اخوند بنویس ممنون وفقکم الله



مهدي الف  
[ ۹۳/۴/۲۰ در ساعت ۱۶:۵۳  ]

سلام استاد

خودتون مي دو نين سالهاست حريصانه پيگير مصاحبه ها و نوشته هاتون هستم،
مثل بقيه دوستان من هم خواهش مي كنم بيشتر بنويسيد.

راستي اون برنامه اي كه در دوران اصلاحات تشريف آورده بوديد صدا و سيما و در مورد دوران كودكي تان هم صحبت فرموديد فيلمش خدمت حضر تعالي نيست؟
*********
سلام
ممنون از لطف شما
فیلم در اختیارم نیست



رضا  
[ ۹۳/۴/۱۹ در ساعت ۱۴:۵۶  ]

سلام ممنون اگر دوباره از حاج اخوند وعرفانیات بنویسید اصلا من فکر کنم این وجه در شما غالب است. من قبلا چند پیام فرستادم ولی نه انها را دیدم ونه از شما جوابی. دلم رمیده شد وغافلم من درویش که ان شکاری سرگشته را چه امد پیش. وفقکم الله لما یحب ویرضی. با سپاس



داوود  
[ ۹۳/۴/۱۸ در ساعت ۰۹:۳۳  ]

سلام دکتر
دیر گاهیست که از این قلم مستم
قلمتان پادار باد.
آیا دوزاقه معنی خاصی دارد؟
********
سلام
هنوز هم معنایش را نمی دانم...



رضاعلی  
[ ۹۳/۴/۱۸ در ساعت ۰۴:۰۸  ]

سلام. خدا قوت آقای دکتر. باور کنید که من هم ٥ سال است که منتظرم حکایت رحلت و رجعت حاج آخوند رو بخونم . خدا خدا میکردم که همزمان با سلسله نوشتهایتان راجع به مرگ و همینطور درگذشت مرحوم شیخ ناظم(رحمت الله ) این حکایت رو بنویسید که نشد. خواهشا هر موقع که حالی دست داد بنویسید تا فیض ببریم. خوش رمضان باشید انشاالله .



پریماه  
[ ۹۳/۴/۱۶ در ساعت ۱۸:۳۸  ]

سلام
من شمارو چند ماه که می شناسم مصاحبه شمارو با بی بی سی درباره سخنرانی آقای رییس جمهور و نخست وزیر اسرائیل را دیدم و از برادرم درباره شما پرسیدم مطالبی که گفت باعث شد درباره شما بیشتر بدونم زندگینامه ی شما - استیضاح - نقاب - و یک پی دی اف و خاطره شما وقتی دوستی را بعد از 40سال دیدید.وداستان شما درباره گرگ را خوندم- این داستان گرگ باعث شد بیشتر به دنبال نوشته های شما باشم شاید این داستان چند سطری را من ده بار خواندم نحوه نوشتن شما بسیار جالبه اگه یک خط بخونی باید تا آخر بخونی. میشه بیشتر بنویسید. هم داستان و خاطره و هم درباره اسلام من خیلی سعی کردم تا مکتوب رو پیدا کردم.



سيدجواد  
[ ۹۳/۴/۱۶ در ساعت ۱۳:۴۵  ]

سلام
اخيرا" توانستم ظرف چندين روزغالب نگاشته هايتان را بخوانم وزين پس نيز براين مهم مداومت خواهم كرد.
مسرور ازاينكه در اين حصار فراخ استبداد،خوي استعباد در جاي جاي مكتوب ديده ميشود والبته جز اين هم از وزيري بافرهنگ انتظار نيست.
يقينا"شما هم بمانند بسياري از آزاديخواهان و البته آزادگان ايران عزيز از تحولات سياسي كشور ومنطقه دور ويا غافل نيستيد.
تحليل و اشاراتي هرچند كوتاه در باب مهمترين تحولات سياسي كشور ومنطقه مكتوب را مرطوب خواهد كرد.
سلامتي شما و ديدارتان در آينده اي نزديك را ازخداوند عظيم خواستارم.



مهسا  
[ ۹۳/۴/۱۵ در ساعت ۱۵:۲۷  ]

سلام آقای دکتر مهاجرانی
اول اعتراض برای اینکه خیلی دیر به دیر می نویسید
دوم آذرباد چی هستچه نوع پرنده ای هست
و آخرش هم مادربزرگ من همیشه می گفت آیه الکرسی بخون که خدا محافظتت کنه . حال شما نظرتون چیه
***********
سلام
آذرباد نام پرنده ای است افسانه ای که تا خورشید پرواز می کند. نشانه و نماد کمال بی منتها
در باره آیه الکرسی احادیث مهمی وجود دارد که ما را به مداومت در خواندن و اندیشیدن در باره آن سفارش کرده اند.



علیرضا  
[ ۹۳/۴/۱۵ در ساعت ۰۰:۳۴  ]

حضرت استاد سلام. مدت ها قبل حضرتعالی در انتهای یادداشتی (اگر اشتباه نکنم مطلب مربوط به عمو نبی)، فرموده بودید در خصوص فوت حضرت حاج آخوند خواهید نوشت. ۶ سال گذشته و من هنوز در انتظار این مطلب.
********
انشالله می نویسم



عرفان  
[ ۹۳/۴/۱۳ در ساعت ۱۵:۴۸  ]

سلام
من عرفان بادکوبه، نوه ی مرحوم آیت الله حسین بادکوبه ای هستم.
پدربزرگ حدود سه ماه است که درگذشته است. پدر بزرگوار جنابعالی زحمت کشیدند و به مراسم ختم آمدند. نمی دانم از مرگ ایشان آگاه شده اید یا نه. وظیفه ی خود دانستم که آن را به اطلاعتان برسانم.
پدربزرگ حدود ده سال اخیر از فراموشی شدیدی، که روز به روز هم شدیدتر می شد، رنج می برد. به کتابخانه ی او که سر زدم، دیدم که نسخه ای از غالب کتب تان را با دستخط خود به پدربزرگ هدیه کرده اید. برای ام جالب است که بدانم دلیل ارادت شما به ایشان چه بوده است و دوست دارم که به قلم شیرین شما خاطراتی را از ایشان بخوانم. همین قدر می دانم که هر دو در زمینه ی شریعت سهل گیر هستید و هر دو به ادبیات علاقه مند. بیشترش را اگر صلاح دانستید خود برای ما بازگو کنید.
با سپاس
********
عرفان عزیز
سلام
درگذشت پدر بزرگ شما، مرحوم آیه الله بادکوبه ای را تسلیت می گویم. من از دوره نوجوانی با ایشان اشنا بودم. برای نماز گاه به مسجد سید ها می رفتم. پرسش هایی که داشتم از ایشان می پرسیدم. نکته های تاریخی و ادبی در سخنان ایشان برایم بسیار جذاب بود...و البته آهنگ صدایشان هم
در چهره ایشان آرامش و در چشمان ایشان برق محبتی بود که از یاد رفتنی نیست...رحمت الله علیه



اِدمان  
[ ۹۳/۴/۱۳ در ساعت ۰۳:۴۴  ]

سلام اقاي دكتر.

طاعات و عبادات تان قبول درگاه حق. استاد ، يقين دارم حضرت عالي هر لحظه كه بخواهيد قادريد مطلبي ، موضوعي و يا نكته اي درخورتوجه و مفيد براي گفتن و نوشتن داشته باشيد ، پس چرا دريغ مي نماييد و زود به زود مكتوب را مزين به مطالبتون نمي كنيد ؟ خداوند رفته گان همه را قرين رحمت كند. پدرم همواره در نماز شب هايش دعا و مخصوصا ايت الكرسي بسيار ميخواند. فاصله محراب پدر تا بستر خوابم ٣-٢ متري فاصله بود. بعد از مدتي ديدم در اثر شنيدن همه را حفظ ام. توفيق نا خواسته ! خدايش بيامرزد.
ايام به كام



آزاده  
[ ۹۳/۴/۱۳ در ساعت ۰۳:۴۱  ]

سلام
ممنون که دوباره از حاج آخوند نوشتید که حالا در خاطر ما نیز زنده اند.
چند اشتباه تایپی در متن هست. مثل فیروزه دریا، اوقات خوش آن بود ...و ...لطفا یک بار دیگر بازبینی کنید.
********
ممنون





: