hoein zahedi  
[ ۹۲/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۵:۰۸  ]

دوست ارجمند جناب آقای دکتر مهاجرانی عزیز،
با عرض سلام خدمت سرکار خانم دکتر جمیله مهاجرانی (کدیور) و حضرتعالی و با تشکر بسیار از اینکه با لطف و بزرگواری مرا از سعادت دیدارتان بهره مند نمودید. امیدوارم باز هم چنین توفیقی نصیبم گردد .
در رابطه با صحبت های خوب آن شب :
1 نام و نویسنده کتا بی که بنده در نوشتن مقاله ای فشرده در باره ابن مسکویه ونظریه تکامل او استفاده کردم ودر شماره 5 مجله ره آورد در سال 1363 چاپ شد از این قرار است

Ibn Maskawaih : A Study of His Al-Fauz al-Asghar

نوشته عبدالحمید مدرس فلسفه ، دانشگاه دوستی لاهور ، چاپ لاهور

بخاطر نمی آورم

که در اصل ؛ کتاب و نام نویسنده به لاتین و فارسی نوشته بود یا سردبیر مجله بدین گونه ترتیب داده است .

در مورد پرسشم از علت اخلاقی نبودن بخش بزرگی از مردم خاور میانه در حالیکه مردمی علاقمند و پایبند دین هستند ، همانگونه خدمتتان عرض کردم مشاهدات و بررسی های بنده مرا به این نتیجه رساند که علت نه در دین بلکه در نوع تعلیم آموزه های دین است که تصویر نا درستی از خداوند در ذهن مردم ایجاد نموده است ، تصویری که خداوند را در شکل یک برده دار پرقدرت و با برده های بی شمار ترسیم کرده است . یعنی همانگونه که برد ه داران اگر برده ها وظائفی را که برایشان معین شده انجام دهند و رعایت احترامات لازمه خانواده برده دار و دوستان اورا هم بکند برده دار از انها خشنود است وزیاد کاری به اینکه برده ها نسبت به یک دیگر چگونه رفتار می کنند،ندارد . اگر یکی از انها در دعوایش با برده دیگر دندان یا د ماغ اورا بشکند و یا آسیبی دیگر به او برساند تازمانیکه به انجام تکللیف معین شده خللی وارد نکند از آن برده هاخشنود است . وقتی رستگاری و تامین جای خوب در آخرت اساسش در گرو انجام تکالیف عبادی است که به نوعی جنبه تعظیم و تکریم نسبت به قدرتی عظیم یافته است و قصور در آنها عذاب سخت دارد و حتی تخلف ها در امور دیگر می تواند با خدمتگذاری نسبت به افراد محبوب در پیشگاه خدا بخشیده شود لا جرم خداوند در ذهن مردم آنگونه که بیان شد درک می شود . در صورتیکه باید تامین آخرت منحصرا در رفتار نیکو و منصفانه فرد نسبت به به افراد انسان ها و کل طبیعت و موجودات در آن باشد و عبادات پیش نیاز فرد انسانی برای رسیدن و واصل شدن به درک و ارتباط با آن وجود متعالی فراگیر که بر کل هستی ساری و جاری و حاکم است ، تا انسان بتواند به درک معنای زندگی و ارامشی که سخت مورد نیازش می باشد برسد .روی آوری رو ز افزون انسان ها به مکاتبی نظیر ذن بودائی و مدیتیشن و یوگا و... تلاشی است برای رسیدن به چنین حالت و ارامش و رها شدن از اضطراب بی معنائی زندگی . دلیل نادرست بودن روش تعلیم آموزه ها را من در این می بینم که در جامعه ای که اکثریت عظیم دلبسته دین هستند به جای احساس امنیت و سلامت و اعتماد نسبت به یکدیگر، آنهمه دروغ و خدعه در جنبه های مختلش رایج و امری عادی است . هیچکس از تقلب و فریب در آمان نیست و همه باید چهار چشمی مواظب کلاهشان باشند که ربوده نشود و یا کلاهی بر سرشان نرود . بهرحال برداشت من اینست که دین در شکل درست آن که متناسب شرایط زمان و مکان باشد اگر درست تعلیم داده شود باید جامعه ای سالم بسازد و حتما می سازد و به راحتی می تواند این نقش داشته باشد . خداوند نیازمند عبادت و تعظیم و تکریم بندگان نیست این ما انسان ها هستیم که سخت نیازمند ارتباط با او وهستی ای متعالی او هستیم . ببخشید اگر توضیح زیاد داده ام . مشتاقانه آرزومندم بررسی محققانه شما را بخوانم و بیاموزم . با آرزوی سلامتی و موفقیت و با تقیم احترام

حسین
***********
جناب آقای زاهدی عزیز
سلام
همچنان خاطره دیدار شما و دوستان در یاد ما زنده و شوق انگیز است. خوب و موفق و شادمان باشید. جمیله هم از لطف شما سپاسگزارند و سلام می رسانند. به امید دیداری دیگر و گفتگویی بیشتر
با احترام
مهاجرانی



سعید  
[ ۹۲/۱۱/۱۹ در ساعت ۲۲:۲۲  ]

با سلام
آقای دکتر مهاجرانی شما شیعه را دارای مبانی قرآنی میدانید لطفا آیاتی که اشاره به این مذهب دارد را درج بفرمائید.
موضوع دوم اینکه از همان ابتدای ماجرای سقیفه، بحث بر سر جانشین دولت اسلامی بوده است، پس چطور بحث سیاسی درباره اهل تشیع و اهل سنت وجود ندارد؟ شیعیان از قرون اولیه اسلام به دنبال تشکیل حکومت بوده اند و در این راه از هر وسیله ای استفاده کردند مثلا زمانهایی مانند قرن سوم و حکوت آل بویه، به بهانه عاشورا دست به تجمع و مخالف با عباسیون میزدند.
من شیعه هستم ولی تاریخ شیعه را مملو از کارهایی میبینم که آسیبهای زیادی بر اسلام زده است نمونه آن کارهایی دولت صفوی و...
با احترام
**********
سلام
انشاالله به این موضوع خواهم رسید



مرتضی  
[ ۹۲/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۸:۲۰  ]

سلام علیکم جناب مهاجرانی
حتما شنیدید که مصباح یزدی دکتر روحانی را دروغگو خوانده و مورد فشار گذاشته .. خواهشا رییس جمهور ما را تنها نگذارید . شما خیلی خاطرات دارید از روزهایی که همین مصباح یزدی و شاگردانش چوب لای چرخ دولت اصلاحات گذاشتند . لااقل در این موارد بیایید و دست آنها را رو کنید و پشت دولت تدبیر و امید را گرم نگه دارید . منتظریم .. یا علی



بیم موج  
[ ۹۲/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۵:۰۵  ]

باسلام وارادت .جناب آقای مهاجرانی مدتیست روزگارفرصت سرزدن یا بهره مندشدن ازمکتوب راازاین ارادتمند گرفته است .
آنچه بعضی از کاربران بیان کرده اند که شیعه هسته ی آن در کوفه شکل گرفته است ، باحقیقت منصوص مغایرت دارد ؛ البته اجمال اعتقادات خرافی قابل انکار نیست!!



روح الله  
[ ۹۲/۱۱/۱۸ در ساعت ۰۷:۲۷  ]

دکتر سلام میدانم تصمیم گرفتی مطالب مرا درکامنت قرار ندهی ولی دعاگوی شما در حرم حضرت معصومه هستم و امروز عصرعازم حرم امام خمینی وسفر ادامه دارد تا دوباره به شهرم برگردم در ضمن پسر10ساله ام می گوید ای پدر اصلااین رمان بهشت خاکستری نویسنده ای دارد که هر کتابفروشی میروی سراغش را میگیری اصلا بابایی این کتاب نوشته شده است؟
طفلی ازحکایت سانسورخبری ندارد ومن هم قصدی برای تفهیم این موضوع را به وی ندارم/
و ای کاش به نحوی سکرت پیگیر چاپ مجدد این کتاب از طریق آقای جنتی میبودید به نحوی که تلفنی پیگیری نکنید تا برادران امنیتی قبل از هر اقدامی زیرآب پیگیریتان را نزنند / به گونه ای پیگیری کنید تا آنها درمقابل کار انجام شده قرار بگیرند
***********
دوست گرامی سلام
سابقه ای از کامنت شما پیدا نکردم. لطفا مجددا برایم ارسال فرمایید. به نظرم کتاب های دیگرم نبایست مشکل داشته باشند! مثل انقلاب عاشورا پیام اور عاشورا سلمان حماسه فردوسی افسانه نیما گزند باد اسلام و غرب...من هم پیگیر نشر بهشت خاکستری نیستم و خوش بین هم نیستم



بنده عاصی  
[ ۹۲/۱۱/۱۶ در ساعت ۱۲:۴۵  ]

سلام آقای مهاجرانی. تشکر از سایت پربارتون.
آقا مهاجرانی یه فکری به حال کتاباتون بکنید. بعضی هاش میگن ممنوع شده. گیر نمیاد. مثلا من خودم قرائتهای دینی میخوام نیست. نسخه الترونیکی هم نداره.



رضا اردكاني  
[ ۹۲/۱۱/۱۶ در ساعت ۰۸:۳۶  ]

سلام
جناب استاد نظرتان در مورد سخنان جناب بهرام مشيري چيست؟؟
**********
سلام
اطلاعی ندارم.



فایدیم  
[ ۹۲/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۹:۴۸  ]

سلام
ما منتظر نوشته های شما هستیم



مرتضی فضلی زاده   
[ ۹۲/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۵:۳۸  ]

سلام اقای مهاجرانی
از دیار استان کهگیلویه و بویراحمد خدمت رسیدیم.شهر چرام
مطلب اموزنده ای بود.ممنون.برای خودم و دانشجویان و فرهیختگان کشورم متاسفم که از وجود شما استفاده نکردند و حال سعادت زیارت برای ما و کلیه دوستداران شما بسیار سخت و شاید نشدنی شده.به امید روزی که در سرزمین خودتان از وجودتان استفاده گردد.



دشتی آبادانی  
[ ۹۲/۱۱/۱۲ در ساعت ۲۰:۱۹  ]

تشیع ابتدای امر در کوفه هسته آن شکل گرفت و داستان از این قرار بود که بعد از انتقال خلافت به امام علی مرکز خلافت به کوفه منتقل شد معاویه به سرکردگی شامیان در مقابل عراقی ها صف آرائی کرد بعد از جنگهای طولانی و قضیه حکمیت و شهادت امام علی بر اساس معاهده صلحی که بین امام حسن و معاویه صورت گرفت خلافت به شام منتقل شد عراقی ها و به خصوص کوفی ها از انتقال خلافت به معاویه و اطرافیان عثمان ناراضی بودند لذا بعد از آن دست از مقاومت نکشیدند و سران قبائل مانند سلیمان بن صر خزاعی و حجر بن عدی و عده ای دیگر که تعدادشان ظاهرا دوازده نفر بود مجالس شبانه ای برگزار میکردند و برای سازماندهی مقاومت در مقابل معاویه برنامه ریزی میکردند سالهای سال دوره امویان ، مروانیان و حتی بنی عباس کوفه شاهد قیامهای متعددی علیه شام بود به دلائلی به شکست منتهی میشد بعدها از کوفه مذهب تشیع به ایران منتقل شد اولین بار اشعریون به قم مهاجرت و در قم عده ای به تشیع گرایش پیدا کردند و بعد ها از ایران به هند و پاکستان و افغانستان گسترش یافت



صابر  
[ ۹۲/۱۱/۱۲ در ساعت ۱۳:۴۶  ]

با سپاس از مطالب شما
اگر داستان خلافت پس از پیامبر را اینطور ببینیم که امام علی خود را برای احراز این مقام شایسته تر از دیگران می دانست و گروهی از اصحاب هم برهمین عقیده بودند، آنگاه این دسته بندی بازهم منشاء سیاسی پیدا می کند.
اما اگر موضوع از شایستگی فراتر باشد و پای دستور الهی در میان آید، البته باید این دسته بندی را عقیدتی دانست. فقط نکته ای که می ماند این است که چرا حضرت دستور الهی را به اجرا درنیاورد؟ و چرا در سخنانشان بیشتر به شایستگی اشاره شده تا نص الهی؟ چنانکه در مستدرک نهج البلاغه چاپ لبنان ص 119 و 120، به این موضوع اشاره شده و در آنجا امام می فرمایند:
"و رایتُ اَنی اَحَقُّ بمقامِ محمدٍ فی الناس"
و دیدم که من سزاوارتر از دیگران به مقام محمد در میان مردم هستم.
**********
سلام
به نکته بسیار مهمی اشاره کرده اید. این موضوع مهمترین بحث در قلمرو شیعه امامیه است. ماجرای مقاله دکتر علی اصغر غروی- در حقیقت نظریه پدر ایشان آیه الله غروی و بعد نظریه آیه الله حائری یزدی- به همین موضوع پرداخته بود. در این باره انشاالله به تفصیل خواهم نوشت



جاوید  
[ ۹۲/۱۱/۱۲ در ساعت ۰۶:۴۱  ]

سلام خسته نباشید
ممنون از مطالب تون ولی ای کاش بیشتر بنویسید تا اینقدر چشم انتظار نمانیم
**********
با عذر خواهی از شما و دوستان مکتوب...گاه سفری پیش می اید و همان داستان تلاش معاش





: