محمد  
[ ۹۳/۱/۲۹ در ساعت ۱۶:۴۹  ]

همچنان که بی دین ها هم نمیتوانند جامعه اخلاقی یا غیر اخلاقی داشته باشند. و اصلا کجا جامعه اخلاقی محقق شده که اینجا بشود ؟
فکر نمیکنم بتوان رسالت یک دین ایجاد جامعه اخلاقی دانست . دین برای ساختن انسان است . منکر نقش اجتماعی نیستم ولی این نقش اجتماعی دین بواسطه انسان است نه بطور مستقیم. وقتی نقش انسان در میان است به طبع تکثر فکر و سلیقه و برداشت واجب میاد.

در زمان حیات خود انبیا و بطور خاص پیامبر اسلام هم این امر محقق نشد . چه اینکه جامعه اگر اخلاقی بود پس منافقین چه بودند؟



علی  
[ ۹۲/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۵:۴۷  ]

سلام با تشکر از شما،در متن کلمه یقه،یخه تایپ شده ایت.
**********
این موضوع بحث است! که بایست نوشت یقه یا همان که در زبان زنده می گوییم یخه.



خس وخاشاک  
[ ۹۲/۱۰/۲۶ در ساعت ۰۴:۵۹  ]

شاید من پاسخی برای این سوال داشته باشم که: چرا دینداران نمی توانند جامعه اخلاقی بنا کنند داشته باشم؟به نظر من ،یا لااقل از نظر شیعه تا به امروز ما تابه حال در دنیا تقریبا حکومت دینی نداشته ایم،(البته جامعه دینی داشته ایم،حکومت دینی نداشته ایم) چرا که با آمدن اسلام،دیگر نمی توان نام حکومت روحانیون مسیحی را جامعه دینی نام نهاد چرا که به گفته خود مسیح (ع) بعد از آمدن اسلام باید از اسلام پیروی کرد و در ممالک اسلامی جز ایران تقریباکسی ادعای حکومت دینی ندارد و 35سال برای تشخیص توان حکومت دینی زمان بسیار بسیار اندکی است ،اگر گفته شود کشورهای عربی ادعایی حکومت دینی دارند باید گفت که اینها اولا قدمتی ندارند،ثانیا پادشاهی هستند نه دینی،ثالثا همه اینها به شدت دست نشانده هستند.و...



عباس انعامی  
[ ۹۲/۱۰/۲۵ در ساعت ۱۸:۱۷  ]

باسلام.در طول تاریخ تا به امروز عایدی دین ومذهب برای بشریت جز ضرر وزیان نبوده است.حتما در جواب خواهیدگفت خودماهیت دین خوب است واین انسانها بوده اند که در گذرتاریخ از ان برداشت غلط داشته اند.اما جناب مهاجرانی که من شما را بخاطر عملکردتان در دوره وزارتتان میستایم همچنین بخاطر موضعگیریهای منطقی اتان درباره مسایل مختلف خدمتتان عارض شوم که عملا یعنی اون چیزی که تابه امروزه اتفاق افتاده همان بوده که نوشتم یعنی تاکنون دین ومذهبی نتوانسته گرهی از مشکل بشریت را بگشاید هیچ که خود مسبب بلایا ومشکلات زیادی بوده.پس نتیجه اینکه جامعه برای پیشبرد اهداف شهروندان خود نیازمند قوانین منطقی میباشد که در طول تاریخ بشر طی زندگی اجتماعی خود تجربه کرده وروح این قوانین وبازخوردهای ان به عینه ثابت شده.مثلا افراد یک جامعه فارغ از جنس ونزاد وطبقه وغیره وغیره همه در برابر قانون مساوی هستند.واین زبطی به دین وایین خاصی ندارد.یادمان باشد در تمامی ادیان به برابر بودن افراد تاکید شده(البته در این مورد هم تناقض دیده می شه وخداوند افرادواقوام خاصی را به دیگران برتری داده)اما در عمل این لینکلن بود که با وجود توانایی وداشتن قدرت در حاکمیت بر دیگران قانون لغو برده داری وتساوی بین مردم را عملی کرد.اصل مهمی که حتی پیامبران از ان ابا داشتند.پاسخی مرقوم فرمایید متشکر می شوم.



AA  
[ ۹۲/۱۰/۲۵ در ساعت ۱۲:۴۶  ]

جناب آقای مهاجرانی
مطمئن هستید که 70 سال بعد ، بیشتر مفروضات الان ، خرافات نباشد؟



یک نفر  
[ ۹۲/۱۰/۲۵ در ساعت ۰۰:۲۸  ]

گویا مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی هم کتابی با نام "مهدویت و اسلام" داشته که در آن بند بند کتاب "شیعی گری" را نقد نموده . مطالب جالبی هم در کتاب "جريان ها وسازمان هاي مذهبي سياسي ايران" آقای دکتر رسول جعفریان ، درمورد کسروی موجود است . یادداشت شما هم که مطابق معمول خواندنی است . خسته نباشید . منتظر شماره های بعدی "شیعه امامیه" هستیم .



حجت  
[ ۹۲/۱۰/۲۱ در ساعت ۲۱:۱۸  ]

سلام
اتفاقاً امروز داشتم به همین سوال فکر می کردم آیا واقعاً بسیاری از مفروضات تشیع دگر گون شده؟ پس چرا روحانیت و رسانه های دینی دایماً به مواضع و عقاید تشیع سنتی نزدیک تر میشوند؟ مثل همین جشن نهم ربیع که هر سال پررنگ تر میشود حتا در تبلیغات رسمی



دشتی آبادانی  
[ ۹۲/۱۰/۲۱ در ساعت ۱۹:۲۱  ]

دین از زمان پیدایش آن توام با شبهات بوده است این اشکالات پاسخ قانع کننده ندارند بسیاری از مفاهیم دینی به راحتی قابل تصور نیستند مانند مفهوم وجود خدا ، وحی ، بهشت و دوزخ ، معراج ، پل صراط ، فشار قبر، ملائکه و شیطان و ابلیس و . . . . سهروردی که پایه گذار حکمت اشراق است عقل را تنها مرجع شناخت حقائق نمیداند او کشف و شهود و اشراق را شریف‌ترین وبلند مرتبه‌ترین مرحله‌ی شناخت می‌شناسد مفاهیم دینی غالبا از این دسته است که با استدلال عقلی نمیتوان پاسخ قطعی برای شبهات مربوط به آن ارائه کرد



دانشجو  
[ ۹۲/۱۰/۲۱ در ساعت ۱۸:۱۶  ]

آقای دکتر
میشود بفرمایید چرا برای سایتتان نام مکتوب را انتخاب کرده اید؟ کلمه مکتوب برای شما چه معنا می دهد
*********
مکتوب، روشن است که به معنای نوشته است...اما گویی نوشته ای است که از سطح معمول بایست بالاتر و فراتر باشد. نوعی طنین فرهنگ از این واژه به گوش
می رسد. مثلا عین القضات نوشته های خود را مکتوب یا مکاتیب
نامیده است.



علی  
[ ۹۲/۱۰/۲۱ در ساعت ۱۴:۲۶  ]

سلام درود ... خوشحالم که باز اعجاز قلمتان چشم روشنی ما خواهد شد. مطمئنم نگاهتان منصفانه خواهد بود و کسروی یکجانبه نقد نخواهد شد.



حسین  
[ ۹۲/۱۰/۲۱ در ساعت ۰۵:۱۸  ]

سلام جناب اقای دکتر. بسیار مشتاق هستم بدانم نظر شما در مورد اندیشه های روشنفکران دینی نظیر سروش و مجتهد شبستری در خصوص قران کلام محمد چیست؟
************
سلام
من با تلقی هر دوی ان دانشمندان محترم که تفاوت هایی با یکدگر داراست، موافق نیستم. وحی را همان کلام الله مجید می دانم، که پیامبر اسلام به عنوان رسول و نبی آورنده وحی است و نه تولید کننده و پدید اورنده آن



المیرا محجوب  
[ ۹۲/۱۰/۲۰ در ساعت ۲۱:۱۲  ]

استاد مهاجرانی سلام
خیلی خوب هستش که دست بکار یک همچین موضوعی شدین . من هر روز میام سر می زنم که شماره های بعدی رو هم ببینم و بخونم .
اما سه سوال هم داشتم ازتون . یکی از همکارای قدیمی تون به نام بشارتی دربارتون یه چیزایی گفته که فیلمش توی اینترنت هستش . بعضی حرفاش فهش بود که من بهشون کاری ندارم . ولی یکی از حرفاش اینه که شما آدم حسودی بودید . خیلی تعجب کردم . اگه دینی نیگاه کنیم که حسود بودن خیلی درموردش بدگفتن . چرا این رو از خودتون دور نمی کنید ؟ اگرم دروغ گفته و خواسته شما رو بدنام کنه اونوقت جوابتون چیه ؟ اینی که یکی بهتون بگه حسود شما براش چه جوابی می دین ؟ خواهشا سکوت و از این حرفا نگین . یه جورایی واسه خودمم هست که بدونم چی جواب داشته باشم . مرسی
***********
سلام به نظرم نبایست نگران داوری هایی از آن قبیل که اشاره کرده اید بود...
به قول مولانا: گفتگوهای جهان را باد برد



حامد  
[ ۹۲/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۹:۴۶  ]

سلام آقا دکتر مهاجرانی
فرق ملت با امت چیه ؟ متشکریم
**********
معمولا ملت را در رابطه با یک سرزمین و تاریخ و تمدن مشترک تعریف می کنند، در حالی که امت معمولا با توجه به داشتن یک ایین و ایدولوژی مشترک معنا پیدا می کند. مثلا ما با تمامی هوطنان ایرانی که مسیحی یا یهودی و زردشتی هستند. ملت ایران را تشکیل می دهیم. لکن وقتی صحبت از امت می شود نگاه به مسلمانان است



امیر  
[ ۹۲/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۹:۲۴  ]

آقای دکتر مهاجرانی عزیز،
سلام

اگر عمر خود را برای نوشتن این کتاب بگذارید، ارزش دارد. اما مانند همیشه منصف و دقیق باشید، ای چه بسا که حرف های کسروی در باب "شیعه گری" در برخی موارد صحیح باشد و نقدهای او وارد.
نقد بی پروای دین عوامانه که این روزها به معنی دقیق کلمه فراگیر شده است، شجاعتی متهوارنه می خواهد.
ای چه بسا علمای شیعه ای هستند که معترض بسیاری از رفتارها و باورهای شیعی هستند، اما توان و تهور حرف زدن ندارند. این راه راهی پرخون و پر تهمت و پر ارتداد است. سیل عوامگرایی سیلی قوی است، چه در دنیای شیعه، چه سنی، چه مسیحی، چه یهودی و ...
مردان و زنان منقد و بی پروا باید دست در دست هم بدهند و به جنگ این منش مخرب بروند. آنها در میانه دو تیغه تیز بی دینی و دین عوامانه قیچی خواهند شد، اگر تیزبین و هوشمند نباشند.

ارادتمند



علی   
[ ۹۲/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۵:۳۳  ]

سلام علیکم آقای مهاجرانی وقتی سوره نصر را در قران می خوانیم می بینیم که چگونه فوج فوج از مردم از آیین خود دست برداشته و به دین اسلام وارد می شوند این نتیجه جاذبه های موجود در دین است ولی آنچه که مهم است نحوه عرضه دین بر مردم است اگر مثل پیامبر اکرم مبلغین دین با مردم رفتار نمایند نتیجه غیر از وضع موجود خواهد بود.



سپاسی  
[ ۹۲/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۴:۳۱  ]

سلام آقای دکتر
فرموده اید : بسیاری از مفروضات شیعه دگرگون شده است. نمونه ای می آورید لطفاً؟
*******
مثلا کسروی نسبت به رواج خرافات انتقاد می کند. در روزگار ما بسیاری از آن خرافات از میان رفته است.



حسین  
[ ۹۲/۱۰/۱۸ در ساعت ۱۵:۴۶  ]

سلام
امیدوارم در این نگارش این کتاب هم موفق باشید دکتر



رضا  
[ ۹۲/۱۰/۱۸ در ساعت ۱۳:۲۴  ]

فقط اگر باز فاصله بندازی دکتر ناقص باقی می مونه . هر روز بنویس سرجدت



احمد  
[ ۹۲/۱۰/۱۸ در ساعت ۱۲:۰۴  ]

کاش این جمله درست بود: حکومت ها با تمام ابزاری که دارند؛ صرفا در سطح می توانند اعمال زور کنند، اما به درون اندیشه و جهان پویای ذهن انسان ها راهی نخواهند یافت.
البته این سخن به صورت جزئی پذیرفتنی است، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که اعمال زور در سطح سبب آن می‌شود که سخنان ناگفته‌ی بسیاری در قبرستان سینه‌های یخ‌زده دفن شوند و از این روی اندیشه‌هایی که حکومت‌ها بدان راهی ندارند، به همان راهی روند که حکومت‌ها می‌خواهند



سهیلا  
[ ۹۲/۱۰/۱۸ در ساعت ۰۸:۴۵  ]

استاد عزیز باسلام.با تمام کندی اینترنت و سختی رد شدن از فیلتر واجب دیدم که حتما پیامم را بگذارم. با تمام احترام و محبتی که نسبت به شما دارم خواستم متذکر شوم که وارد وادی شدید که پیروز از ان بیرون نخواهید امد..با کمال پوزش عرض کنم خدمت تان که:
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
خیالتان راحت که نه شما و نه دیگران جوابی نخواهید داشت چراکه احمد کسروی به جز حقیقت چیز دیگر نگفته بود.و چهره حقیقت هرگز پوشیده نخواهد ماند .و این راز ماندگاری کسروی و ناتوانی دیگران در رویارویی با اوست.



رضا  
[ ۹۲/۱۰/۱۸ در ساعت ۰۰:۴۶  ]

سلام آقای دکتر مهاجرانی
بسیار ممنونم از اینکه به مساله مهمی پرداختید .
چرا دینداران نمی توانند یک جامعه اخلاقی بنا کنند ؟طرح سوال شاید اینگونه صحیح تر بنماید .
کم نیستند موضوعاتی از این سنخ که درجامعه ما میروند تا در دایره تابو هایی که هر لحظه خلق می شوند قرار بگیرند .
با اجازه شما بندهتا حدودی با نحوه طرح سوال آقای زاهدی مخالفم . می دانم ایشان از کدام زاویه به موضوع نگریسته و نیز می دانم که آقای زاهدی به درستی می دانسته است که چه سوالی را مطرح می کند .هم البته آقای زاهدی به زوایای زیادی از علل و عواملی که سبب شده است دین نتواند ( دینداران نتوانند )اخلاق را در جامعه نهادینه کنند آگاهی داشته است اما طرح این سوال از این زاویه تا حدودی کار را مشکل می کند .
یکم – میدانیم که دین امری صامت است و امور صامت هزار رمز و راز دارند و اگر به درستی رمز گشایی نشوند می توانند موجب خلق مراتبی از : جزم یا انحراف از مقصود و موضوع و یا کشف اموری به دور از منظور خالق در آن عرصه عموما و در عرصه دین خصوصا واقع شوند .امروز مسایل فراوانی در حوضه دین مانند ( قران )و در عرصه ادبیات ( دیوان حافظ - مثنوی معنوی - شاهنامه )در اختیار ما هستند که در دوره هایی از تاریخ بدرستی تفسیر و تاویل نگشته اند . به عنوان مثال : گااهی در یک دوره نفسیری رحمانی و گاهی تفسیری جزم اندیشانه از دین عرضه شده است .باز به عنوان مثال در همین ایران در دوره جنگ هشت ساله آن دسته از آیات و روایات که مربوط به جهاد و شهادت بودند بیشتر به عرصه آمد حال آنکه در یک دهه گذشته تماما سعی شد به گونه ای تمام دین و فلسفه نزول دین را در راستای تشکیل حکومت ارزیابی کنند و سایر بخش های آن مغفول مانده است .و گاهی نفس ایجاد حکومت از اصل فلسفه نزول وحی مهم تر معرفی شده است . سخنانی عجیب مانند اینکه : حاکم اسلامی می تواند حتی نماز را هم تعطیل کند غافل از اینکه همین افراد نماز را خیمه و عمود دین می دانند از این سنخ اند . وقتی حاکم دینی می تواند پاره ای از ضروریات دینی را تعطیل کند چگونه می توان گناه نهادینه نشدن اخلاق را در جامعه بر عهده دین نهاد .
دوم - به گمانم مراد آقای زاهدی از اخلاق بیشتر و پیشتر اخلاق مبتنی بر آموزه های انسانی بوده است که تقریبا در اکثریت جوامع فهم واحدی از آنها وجود دارد .فضایلی مانند : اجتناب از دروغ ،رعایت حقوف دیگران ،رعایت قوانین ،پرهیز از خود کامگی و ....... که در سطح وسیعی امروزه در جوامع سکولار مشاهده می شود . اینها اموری هستند که قبل از آنکه جزو امور دینی محسوب شوند جزو امور انسانی محسوب می گردند چرا که حتی قبل از هبوط ادیان دست کم بسیاری از آنها مورد توجه بوده اند . به تعبیر دقیق تر همزاد بشرند . نتیجه اینکه در این صورت وظیفه ایجاد یک بستر مناسب برای رشد و شکوفایی اخلاق در جامعه منوط به تلاش گسترده تمام اندیشمندان و صاحب نظران خصوصا نهادهای مدنی است . اما از زاویه ای دیگرتلاش برای اخلاقی کردن جامعه با یک رویکرد دینی نیازمند تفسیری غیر رسمی از متون دینی است چرا که تفاسیررسمی هر چند مبتنی بر امر واقع باشند سایه قدرت را بر سر خود دارند و تاثیر لازم را در لایه های پیدا و پنهان جامعه ندارند . نتیجه اینکه امروز تفاسیر وارونه از متن و از نص کار در این عرصه را سخت کرده است .غیر ممکن می نماید متفکران دینی در جامعه ای که تمام اموربر مدار دستور می چرخد بتوانند در این فاز پر مشقت کاری صورت دهند .
سوم -در کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب چاپ نهم در صفحه یازدهم یادداشتی از شهید مطهری به چاپ رسیده است که محتوایی مستدل و منطقی و لحنی بسیار آرام دارد . انصافا لحن آرام این نوشته بیش از مستندات ذکر شده در آن انسان را به وجد می آورد . در روزگارما و در شرایط کنونی که اساسا بسیاری از شبهات و حتی سوالات که با اهدافی صادقانه مطرح میشوند یا تکفیر می شوند یا تهدید ،چقدر جای شهید مطهری خالی است و باز در این هنگامه ی غوغا سالارانه که بسیاری از نیک اندیشان جای اخلاق را خالی می بینند و تکفیر کنندگان پادش های افسانه ای دریافت می کنند به مطهری و راه او باز بیشتر نیازمندیم .
چهارم :و آخر اینکه چگونه میتوان به فهمی مشترک ازآندسته آموزه های دینی که میتوانند زیر بنای ساخت یک نظام اخلاقی محکم و استوارباشند دست یافت . تحت شرایطی البته این امرشاید قابل تحقق می نماید .
1)ساده و سهل بودن محتوی متون دینی
2) عدم گستردگی متون دینی
3)عدم دستوری بودن تفاسیر متون و نصوص .
در چنین فضایی فهم ها شاید به میزان زیادی به هم نزدیک شده و دستاوردی در این عرصه را میتوان قابل تحقق دانست .
در این مقال البته آنچه مغفول ماند دغدغه آقای زاهدی بود که دغدغه ای به مراتب مبارک بود .



Mohammadreza  
[ ۹۲/۱۰/۱۷ در ساعت ۲۰:۵۸  ]

با سلام
دکتر عزیز من 24 سالم است و در 15 سالگی پرسش های بسیار زیادی داشتم که به قول شما خیلی ها با سرکوب نتوانستند پرسش ها را از ذهن من بیرون کنند و پرسشها خیلی هاش توسط یک نفر پاسخ داده شد
دکتر فریدون صحافی
تمام موارد دین را یعنی تمام موارد دین را ایشان با علم (اصول دین) برایم اثبات کردند و اینقدر مسائل برایم ساده شد که شاید جوان امروزی بسیاری از سوالات را از علم بهتر پاسخ بگیرد تا فلسفه و احکام
از شما دکتر عیز ملتمسانه تمنا می کنم پیگیر این موضوع باشید و ممنون میشم پاسخ دهید
باتشکر



الیار  
[ ۹۲/۱۰/۱۷ در ساعت ۱۷:۴۳  ]

سلام. به گمانم دین مثل عشق است. اول آدمی دل می سپارد و سپس برا متعلق آن دلیل می آورد!



جاوید  
[ ۹۲/۱۰/۱۷ در ساعت ۱۷:۰۵  ]

سلام
مشتاقانه منتظر نوشته های بعدی تان در این موضوع خواهم ماند
موفق باشید



غلامی  
[ ۹۲/۱۰/۱۷ در ساعت ۱۶:۳۵  ]

برادر بزرگوارم
پیشنهاد میکنم درآن چمله " توسط شرکت کتاب که متعلق به هموطنان کلیمی ماست" کلمه کلیمی را حذف گنید چون کمی حالت نیش زدن در آن دیده میشود
با احترام
********
دوست گرامی
می دانید که ما حضرت موسی پیامبر بزرگ را کلیم الله می خوانیم. پیامبری که با خداوند گفتگو کرد. کلیمی نسبت به چنان پیامبری با چنان ویژگی استثنایی ست. در حقیقت این واژه در مدح یهودیان است و نیشی در آن نیست.



صابر  
[ ۹۲/۱۰/۱۷ در ساعت ۱۲:۳۳  ]

این کار شما در خور ستایش و تقدیر است.





: