هومن  
[ ۹۲/۹/۶ در ساعت ۱۷:۰۶  ]

می گوییم: جمهوری اسلامی
می گویند: این جمهوری، اسلامی نیست!
می گوییم: فلان مرجع تقلید
می گویند: این آخوندا مسلمون نیستن دارن اسلام رو خراب می کنن!
میگوییم: القائده و طالبان
می گویند: اینا از اسلام چیزی نفهمیدن!
می گوییم: فلان قانون اسلام
می گویند: این قانون مال اون زمان بوده!
میگوییم: فلان حدیث
می گویند: ممکن است تحریف شده باشد!
می گوییم: فلان آیه قرآن
می گویند: معنیش این نیست! برو تفسیرش رو بخون! شان نزول داره!
می گوییم: فلان روایت تاریخی از فلان مورخ مسلمان
می گویند: فلان مورخ که معصوم نبوده!
می گوییم: پس اسلام واقعی کجاست؟ کی می خواد اجرا بشه؟



مهرداد  
[ ۹۲/۹/۶ در ساعت ۱۶:۳۹  ]

سلام دکتر صدا وسیما در برنامه ای شاید به مراتب بدتر از خطبه های نماز جمعه آیت الله جنتی از قول خداوند گفت فرصت توبه از آن محصورین گرفته شده است
مرحومین آیت الله منتظری وعسگر اولادی توانستند قبل از غروب خورشید عمر
به گذشته خود بنگرند و به ان نقدی بزنند و خداوند شاید عمر این امام جمعه موقت را شاید این چنین برکت می دهد که بتواند از انان که
در تربون نماز جمعه از ایشان زخم برداشته اند مرحمی بگذارد
*************
اما خداوند در کتاب خویش به انسان ها امید داده است، که حتا آخرین دم زندگی هم می تواند فرصت بازگشت باشد...انشاالله این توفیق بهره ایه الله جنتی و مدیران صدا و سیما هم بشود که در تعرض به حیثیت انسان های شریف بی پروایند.



حسین  
[ ۹۲/۹/۵ در ساعت ۱۸:۵۶  ]

با سلام
علامه طباطبائی در تفسیر آیه 33 سوره مائده که احکام شدید با محاربه را بیان می نماید می نویسد که:
رسول خدا (صلي ‏الله ‏عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) با اقوامي كه از كفار با مسلمانان محاربه كردند بعد از آنكه بر آنان ظفر يافت و آن كفار را سر جاي خود نشانيد معامله محارب را با آنان نكرد ، يعني آنان را محكوم به قتل يا دار زدن يا مثله و يا نفي بلد نفرمود .



مرتضی  
[ ۹۲/۹/۵ در ساعت ۱۲:۲۶  ]

آقای مهاجرانی
سلام . چندوقته که سایت کلمه اهل تسنن و شبکه قرآن جدل دارند . قضیه از آنجا شروع شد که این شبکه صدا و سیمای ایران شبکه کلمه اهل تسنن را به مناظره دعوت کرد .
آنها هم قبول کردند . بعدا شبکه صدا و سیمای ایران مدام بهانه تراشیده که این قضیه شبکه کلمه را هم کلافه کرده . هر روز یک بهانه جدید می تراشند که از مناظره ای که خودشان پیشنهاد داده بوند فرار کنند .
اما از این قضیه به کنار شبکه کلمه اهل تسنن یکسری ایراداتی را وارد کرده که فکر نمی کنم هیچکدام از روحانیت ایران بتوانند جوابی بدهند . ترس از مناظره هم به همین خاطر هست . یک نگاهی بکنید . شاید شما را واداشت که یاعلی گویان بیایید و مشکلات را حل کنید .خیلی ممنون



مسعود  
[ ۹۲/۹/۵ در ساعت ۰۱:۵۴  ]

سخن اینجاست که چرا ما ایرانیان چنین انسان بی منطق و تنگ نظر و بداندیش را تحمل می کنیم و پشتش نماز میخوانیم ...



صادق  
[ ۹۲/۹/۵ در ساعت ۰۰:۲۳  ]

می خواهم نظری بدهم ولی انگار دستانم خسته است ... گفتن از آقای جنتی که رفتارو گفتارش شباهتی با نامش ندارد کاری بیهوده است نه نصیحت برای او کارساز است نه تهدید فقط باید از کنارش آرام بگذریم ... متاسفانه در ایران بعضی افراد قدرت و مقامی کسب کرده اند کانه خدا منصوبشان کرده و تنها خودش می تواند عزلش کند



sasan  
[ ۹۲/۹/۴ در ساعت ۲۳:۱۵  ]

سلام

جنتی علاوه بر اینکه خودش فسیل شده افکارش نیز به تاریخ پیوسته،

به سخنان احمد خاتمی نگاه کنید مانند جنتی، فقط بیهوده حرف می‌گوید

اکثریت مردم، حاکمان خود را شناخته اند



هدایتی  
[ ۹۲/۹/۴ در ساعت ۲۲:۰۲  ]

شهيد بهشتی، شهيد مطهری، شهيد آوينی و بسياری ديگر شانس آوردند که نيستند و گرنه معلوم نبود آقای جنتی چه اتهامی به ايشان می زدند و چه حکمی ميدادند و ميراندند. ايشان خيلی آيت الله هستند.
دکتر اگر توانستِيد نظرتان را در مورد مقاله دکتر غروی بفرماييد
*************
سلام
من با مبانی مقاله ایشان موافقم. این موضوع را سال ها پیش در دوران دانشجویی در دهه پنجاه از مرحوم پدر ایشان آیه الله غروی در اصفهان شنیده بودم. تفکیک امامت از خلافت، یک نظریه بسیار مهم و راهگشا در پایان دادن به اختلاف نظر اهل سنت و شیعیان است. البته این نظریه ظرفیت آن را داراست که به تفصیل و دقت در باره اش پژوهشی همه جانبه صورت گیرد. به عنوان نمونه، در کتاب بسیار مهم نهج البلاغه، حضرت علی علیه السلام در مواردی که بحث خلافت و حکومت مطرح شده است، به شایستگی خود استناد می کنند و نه به نظریه نصب



آقای انونیم  
[ ۹۲/۹/۴ در ساعت ۲۱:۴۲  ]

من هرگز و هیچ گاه در میان آخوندهای حکومتی نبوده ام و با روانشناسی و رفتار آنها هم آشنایی ندارم. برای من آخوند حکومتی بد است و تا اطلاع ثانوی هم اشتثنا ندارد. بدش که بد است و خوبش هم از بد بدتر است. تو حکومت کرده ای و بهتر می توانی بفهمی که آخوندگری و حکومتگری دو پدیده ناهمساز است. مانند ناهمسازی نویسندگی و وزارت. شایسته نیست فرد عاقل و بالغ همزمان دو پدیده ناهمساز را نمایندگی کند. من نمی دانم تو عاقل و بالغ بوده ای یا نه. چون نمی دانم در زمان وزارت نویسندگی هم می کردی یا نه. انسان نویسنده آزاده دموکرات به هنگام وزارت نویسندگی را تا اطلاع ثانوی، یعنی پس از وزارت، آشکار و اعلام شده کنار می گذارد. از این انشا نتیجه می گیریم که آقای جنتی هرگز عاقل و بالغ نشد، حتی اگر آفتابش بر لب بام باشد.
من دوست دارم از یک رویداد برای تو بنویسم، از روزگاری که مرغ آقای موسوی یک پا داشت اما هنوز آزاد بود و بیانیه نویسی هم می کرد.
انتخابات ریاست جمهوری آن سال سپری شده بود و برنده نیز اعلام شده بود. موسوی نتیجه را نپذیرفته بود. هنوز در پس پرده گفتگوهای حکومتیان دنبال می شد و خبرش هم داده می شد. تلفن من زنگ زد. جوان رعنا از داخل کشور صحبت می کرد. از بیداد و فریب و رای خوری و چه و چه ها چیزهایی گفت و از آنچه که آقای ابطحی دردمندانه از زندان گفته بود. آقای ابطحی گفته بود به جای یک تبریک کوتاه پیروزی، کاری کردیم که به زیان کشور شد. من به جوان رعنا گفتم اینجوری نمیشه که شتابزده و در خیابان گفتگو بکنیم. مساله کشوری است و نه حکومتی. اگر حوصله داشته باشی من زنگ می زنم و برایت از واقعیت روز انتخابات می گویم و مسوولیت کشوری را برایت می شکافم. چنان کردیم، بیش از یک ساعت.
بهتر است در پرانتز برایت بنویسم من وقتی از مساله کشوری سخن می گویم آنچنان ولی فقیه و آخوند حکومتی را نادیده می گیرم که گویی هرگز ولی فقیه یا آخوند حکومتی در کشور نبوده است و من خود رییس کشور و مسوول همه نیک و بد کشور بوده ام، هستم و می مانم. و وقتی که با ولی فقیه یا آخوند حکومتی درمی افتم گویی هرگز در هیچ گوشه جهان هیچ کشوری نداشته ام. من اینگونه ام و تنها اینگونه می توانم باشم.
من از یک واقعیت گفتم. واقعیت اینکه آقای موسوی پیش از موقع خود را برنده اعلام کرد و مجاز نیست. دعوای او با خامنه ای هم مجاز نیست را مجاز است نخواهد کرد. به نام قانون مجاز نیست. او می خواست رییس جمهور شده و مجری قانون باشد. او پیش از مجری قانون شدن بایستی پایبندی به قانون از خود نشان بدهد. از ساعت اعلام برندگی خودخوانده موسوی گفتم. از مسوولیت ریاست جمهوری و از قانون و خودکامگی گفتم. جوان رعنا گفت اگر چنین باشد که تو از بیرون زندان می گویی و ابطحی از زندان می گوید موسوی باید اعدام شود. من پاسخ دادم او قانون شکن است. در نگاه من او قانون شکن است باید دید قانون امروزی کشور در باره چنین قانون شکنی چه کیفری دارد. و آن کار من و شما نیست و کار دادستان و قاضی است. من اما به نام کرامت انسان و حقوق او مخالف اعدام از هر نوع آن هستم. و مخالف اعدام موسوی هم هستم، مستقل از آنکه چه آسیبی به کشور زده است.
اینده از آن این استدلال است. آینده کشور بایستی بر پایه قانون بگذرد. و امروز بایستی گوشه ای از آینده ای که در راه است در گفتار و کردار نشان داده شود. تو هم بایستی چنان بکنی اگر می خواهی رهسپار آینده ای باشی که راهش از امروز می گذرد. من برای آقای جنتی عمر دراز آرزو می کنم، آنچنان دراز که نتیجه برچیدن هرگونه خودکامگی در کشورداری ایرانیان را به چشم ببیند.
هوشنگ دودانی



دشتی آبادانی  
[ ۹۲/۹/۴ در ساعت ۱۷:۳۵  ]

درفقه اسلامی عنوان « مفسد فی الارض » ناشناخته است راغب در مفردات در تعریف آن گفته است که« الفساد هو خروج الشيء عن الاعتدال » به نظر میرسد فقیهان معاصر احکام « محاربه » را به این عنوان تسری داده اند هیچیک از فقهاء نگفته اند که حکم محارب اعدام است مرحوم آية الله خوئی در کتاب تکملة المنهاج گفته اند کسی که سلاح بکشد برای ترساندن مردم محارب است و حکم او نفی بلد تبعید » است مگر اینکه مرتکب قتل شده باشد در این صورت اولياء دم میتوانند او را قصاص کنند روایت صحیحه ای از امام هشتم در این باره نقل شده که « اذا حارب الله ورسوله وسعى في الارض فسادا فقتل ، قتل به » یعنی اعدام مفسد في الارض در صورتی جائز است که مرتکب قتل شده باشد
**********
بسیار ممنون



فایدیم  
[ ۹۲/۹/۴ در ساعت ۱۶:۲۷  ]

درود
اگر روزی هم آزاد شوند اینهمه رنج و مصیبت برایش زنده بودن معنایی خواهد داشت ؟ درست است که هر روز را از نو شروع باید کرد اما زمان هرگز جافظه آدمها را پاک نمی کند



مهدی میم  
[ ۹۲/۹/۴ در ساعت ۱۲:۴۸  ]

دکتر، یکی دو روز پیش هم آقای مطهری جواب جانانه‌ای به آفتاب لب بام داده بود، وقت کردید بخونید.

http://alimotahari.ir/?p=1729



بامداد سخن  
[ ۹۲/۹/۴ در ساعت ۰۴:۴۴  ]

جناب مهاجرانی
...اینها هرچه خواستند در این مدت کردند و همه را به پای دین، اسلام و قرآن نوشتند.... بردیا استقامت



گردآفرید  
[ ۹۲/۹/۴ در ساعت ۰۳:۰۳  ]

مدتی پیش همین عنوان سخنی با آفتاب لب بام را برای مرحوم عسگراولادی مرقوم فرمودید. نکند همین عنوان دوباره ...





: