بهزاد  
[ ۹۲/۸/۲۸ در ساعت ۲۲:۲۲  ]

استاد گران قدر! سلامم را از ایران عزیز بپذیر. حکایت ما با با آیت اله منتظری حکایت همان عده ای است که در بیابان در شب تاریک ظلمانی به راه خود می رفتند. خداوند ایشان را غریق رحمت کند و جناب عالی را هم چنان بر فراز بنشاند.



شمس  
[ ۹۲/۸/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۶  ]

با سلام
اگر ممكن است نظرتان را بفرمائيد.
از آخرين مواضع سياسي مرحوم منتظري (البته قبل از خلع از جانشيني مرحوم خميني) بسيار به نيكي ياد مي شود. اينكه به خصوص پس از فوت آيت الله خميني مظلومانه بسيار محدود شدند هم قبول. اما آيا در "حكومت اسلامي داري" راه ديگري هم بود؟ ولي فقيه خود را مكلف به حفظ نظام مي داند. ايشان هم به جهت تكليف ديني خود را مكلف به نهي از منكر و امر به معروف سياسي ميداند. هر دو هم بنا به آموزه هاي ديني گويا تا پاي جان و آبرو بايند ادامه دهند . در اينصورت سنگ روي سنگ بند مي شود؟ آيا اين نشانه تناقض حكومت و فقه (يا دين)است؟



*  
[ ۹۲/۸/۱۷ در ساعت ۲۱:۵۵  ]

رحمةالله علیه



ali  
[ ۹۲/۸/۱۷ در ساعت ۱۸:۴۳  ]

با سلام و تحیت
استاد عزیزم
مطلب آموزنده و پرنکته شما در رثای روانشاد آیت الله العظمی منتظری ، برگ زرّین برجسته ای ست که برجای می ماند .
ویژه نامه پرمحتوا و درخشنده ی افزون بر چهل هزار کلمه ای جرس هم رایحه ی روح افزای ماندگاری متصاعد کرد . دست مریزاد ...
صدالبته که " یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت " ... و برای ذکر الباقی محاسن آن خلدآشیان ، جای آن دارد که دفاتری دیگر نیز گشوده شود .
در پاسخ به کامنتی فرموده اید : چندین بار ایشان را زیارت کردم .
امید دارم که به فضل پروردگار ، آن احوال مبارک دیدارهاتان با روانشاد منتظری را مرقوم نموده و در مکتوب منتشر کنید .
این قبیل دریچه هایی که بر می گشایید ، به نسل نو امکان می دهد تا منطبق بر واقع ، معقول تر بیندیشد ؛ فلذا فردایی روشنتر را ترسیم نماید ...
به نوبه خودم ، محرم الحرام 1435 را به شما سیّد صحیح النسب و جلیل القدر ، تسلیت عرض می کنم . و از شما استدعای دعا دارم .
قلمتان افراشته ماناد ...
*******
درود
ملتمس دعا



فرهاد  
[ ۹۲/۸/۱۷ در ساعت ۰۳:۵۱  ]

در گفتگوی بادامچیان با کواکبیان در شبکه سه ، مجری برنامه سوال جهت داری را در خصوص خاطره اقای هاشمی مطرح کرد،که استاد بادامچیان (به قول شما) پاسخی زیرکانه والبته منصفانه داد.بلافاصله یاد سطر اخر مطب شما(یاد افتاب لب بام)وپیش بینی تان در مورد نقش اایشان افتادم.مواضع موتلفه برایم هرگز دل نشین نبوده .اما انها برایم قابل باورتر هستند .تا کسانی مانند ....(در حذف اسامی اخر مختار هستید) یا حق



دشتی آبادانی  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۱۷:۵۰  ]

یزید ابن معاویه فرزندی داشت به نام معاویه که معروف شد به « معاویه ثانی » پس از مرگ یزید نوبت خلافت به او رسید نقل کرده اند که بعد از چهل روز یا سه ماه مقامات و بزرگان را جمع کرد و تصمیم خود را به کناره گیری از خلافت به آنها اعلام نمود به او گفتند حالا که تصمیم به کناره گیری داری شخص دیگری را به جای خود تعیین کن هر که را تو به خلافت تعیین کنی ما از او اطاعت میکنیم‌. پاسخ ایشان قابل تامل است جواب داد:
والله ما ذُقْتُ حلاوة خلافتكم، فكيف أتقلد وزرها وتتعجلون أنتم حلاوتها، وأتعجل مرارتها؟!! اللهم إني بريء منها متخلٍّ عنها".
معاویه گفت‌: من‌ شیرینی خلافت شما را دیده‌ام، چگونه متقلّد وزر و گناه آن گردم؟‌ شما برای شیرینی خلافت عجله دارید چگونه انتظار دارید برای تلخی آن شتاب کنم ؟



رضا  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۱۶:۲۸  ]

با سلام خدمت شما آقای مهاجرانی
یک چیزی خیلی برای من عجیب است . شما هیچ در تمام عمر آیت الله منتظری را ندیدید ؟ عجیب است . چرا ؟
و یا اگر دیدید چرا از آن دیدن خاطراتی نمی نویسید ؟
***********
چندین بار ایشان را زیارت کردم



رضا اردکانی  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۱۶:۰۵  ]

چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت
همه طول سفر یک چمدان بستن بود
"قیصر"
استاد خیلی ارادت داریم.
********
درود



ریحان  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۱۳:۵۵  ]

سلام دکتر مهاجرانی
یوسف صدیق به چی گفت نه ؟ مستند ننوشتید . به زلیخا منظورتونه ؟
*********
بله روشن است



بیم موج  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۱۳:۴۶  ]

باسلام و ارادت. امام علی در کلامی بس قیمتی می فرماید :


«السُّكْرُ أرْبَعُ السُّكْراتِ: سُكْرُ الشَّرابِ، وَسُكْرُ الْمالِ، وَسُكْرُ النَّوْمِ، وَسُكْرُ الْمُلْكِ.»

«مستی در چهار چيز است: مستی از شراب ، مستی مال و ثروت، مستی خواب، مستی رياست و مقام.»
بحارالأنوار، ج 73، ص 142
********
درود ابن عم عزیز



صابر  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۱۲:۵۸  ]

سال 88 برای ما سال عجیبی بود. پدرم دچار یک بیماری مهلک شد و یک روز قبل از وفات آقای منتظری رحلت کرد.
در همان روزها در دیوان سعدی به دنبال یک شعر می گشتم که تصادفا با بیتی روبرو شدم که پیشتر ندیده بودمش.
این بیت، حرف دل من هم بود:
تنی زنده دل خفته در زیرِ گِل
به از عالَمی زندۀ مرده دل



حميدرضا  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۱۱:۲۷  ]

امر مستصعب يعني چه ؟
********
بسیار دشوار



حسن  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۰۶:۱۵  ]

با سلام
خدا مرحوم منتظری را رحمت کند. تفسیر خطبه قاصعه امام علی را از ایشان خواندم و حظ فراوان بردم.
آقای دکتر نظرتون درباره تفسیرسورآبادی چیست. من هر چه در تبریز گشتم پیدا نکردم.
***********
سلام
از نظر نثر فارسی یکی از بهترین متن های ماست



farhad  
[ ۹۲/۸/۱۶ در ساعت ۰۶:۰۱  ]

از سید احمد خمینی نقل می کنند :با امام از طریق رادیو اخرین نماز جمعه به امامت ایت اله منتظری را گوش می کردیم.ایشان در حال معرفی امام جمعه جدید یعنی اقای خامنه ای بود.وتاکید می کرد.او سخن ور توانایست وخیلی بهتر از من خطبه می خواند.امام رو به من کرد .وگفت:این ادم هوای نفس ندارد.روانش شاد.استاد مدتهاست حداقل هفته ای یکبار از طریق رایانه فایل های تصویری ایشان را می بینم.و بی اختیار گریه می کنم. به قول اخوان :همین از غم نه تنها چشم خون پالایمن گرید همچون نخل باران خورده سرتا پای گرید





: