سلیمی  
[ ۹۱/۸/۲۴ در ساعت ۱۷:۴۸  ]

با سلام. بی اغراق آنچنان زیبا و روان می نویسید که من هر از گاهی به بقیه متن نگاهی میکنم که نکند زود تمام شود. کاش موقعیتی بود تا کلنل بدون سانسور فارسی را اهل کتاب می خواندند. نمی دانم می شود در ایران بخش هایی از لااقل متن انگلیسی آن را از

اینترنت به دست آورد؟
****************************
با تاسف فعلا در اینترنت در دسترس نیست...البته طولی نمی کشد که متن کامل انگلیسی کتاب را در جلو دانشگاه تهران همان جوانان عزیزی که تکه مقوایی ئیش رو بر زمین دارند، بر ان تکه مقوا می نویسند: متن انگلیسی کلنل!



مریم  
[ ۹۱/۸/۲۴ در ساعت ۱۳:۰۷  ]

آتشبار دکتر سروش مجددا آغاز بکار کرد !
مقاله ای بسیار عبرت اموز و اندیشه بر انگیز ..
در آخر مقاله هم یک اشاره ای کردند و وعده نقدی دیگر در دفتری دیگر که ما سالهاست منتظر آن نقدیم ..
کولاک می کند این دانشمند بزرگ .
چه ایام خوشی که هم او و هم شما پرکار می نویسید .
تا می توانی قلم بزن دکتر جان
***********
به گمانم می شود نظر و اندیشه را نقد کرد و مطلقا به داوری در باره ی شخص صاحب نظر نپرداخت. در نقد نیازی به کولاک به قول شما نیست. نیاز به شکیبایی و به تعبیر فردوسی آهستگی است:
ستون بزرگی ست آهستگی



خاطره  
[ ۹۱/۸/۲۴ در ساعت ۱۲:۰۸  ]

سلام بر نویسنده عزیز
کلنل خوانی شما معرکه است . هرچند داوری اصلی را باید در پایان انجام داد . منتظر نقد و نظر شما درباره محتوای رمان هستم . که این شماره وارد آن شده اید .
من نقد شما بر رمان سلوک را که ندیده ام . اما خوشحالم که درباره کلنل را می بینم .
موفق باشید



ح .ح  
[ ۹۱/۸/۲۴ در ساعت ۱۱:۳۹  ]

البته شما می توانید بخشهایی را که ارشاد اصلاحیه داده در مکتوب از روی ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه کنید تا اگر اسکلت رمان به دست مردم رسید آن بخشهای حذف شده را هم داشته باشند .
اگر دولت آبادی کتاب آثار هدایت کنار دستش بوده پرا به این موضوع توجه نکرده که هدایت مولوی را نمی شناخته است؟
اساسا هدایت چه حسنی دارد که دولت آبادی را مجاب کرده با آن انس داشته باشد؟
**************
این که هدایت مولوی را نمی شناخته.... به این معنا نیست که نباید هدایت را خواند. دولت ابادی در بین داستان نویسان ما و اخوان ثالث و نیز شفیعی کدکنی در بین شاعران، این امتیاز را دارند که پیشینه ادبیات و زبان ما را خیلی خوب می شناخته و می شناسند.



علی  
[ ۹۱/۸/۲۴ در ساعت ۰۲:۴۶  ]

سلام استاد عزیز
کسی می گفت ابن زیاد نمی دانست. قربه الی الله آنگونه رفتار می کرد. فکر می کرد حکومت حق است و او امیر حاکم بر حق.
دیگری گفت چنین نیست و او در خلوتش می دانست که حکومت باطل است و خودش نیز...
خواهش می کنم شما نظرتان را بفرمایید
*************
هر دو سوی داوری بایست دلایلشان را بیاورند! به ویژه کسی که از خلوت ابن زیاد اطلاع دارد. پیداست این داوری ها بر اساس گمان است و البته همیشه حاکمان رفتار خود را توجیه می کرده و می کنند.



دشتی آبادانی  
[ ۹۱/۸/۲۳ در ساعت ۲۰:۴۳  ]

سعدی نقل میکند که نوشیروان زنجیری جرسها بر آن بسته داشت تا اگر کسی مهمی داشته سلسله را بجنباند
جای خوشحالی است که در کشور ما امکان دسترسی آسان به شبکه های اینترنتی در اقصی نقاط کشور فراهم شده و زنجیر عدالت به خانه های شهری و روستائی وارد شده مردم و مسئولان دیگر در بیخبری باقی نمیمانند و مرگ یک جوانان گمنام در بازداشتگاه پلیس به سرعت به گوش مردم دنیا میرسد





: