آزاده  
[ ۹۱/۶/۲۰ در ساعت ۱۶:۵۶  ]

سلام حالا با این توصیف ها دلت اومد از ساندویچشون بخورید؟
*************
سلام
فقط می خواستم سر گفتگو را باز کنم. ان وقت صبح هم در ندارک صبحانه بودند



رضا  
[ ۹۱/۶/۲۰ در ساعت ۱۴:۵۵  ]

ای کاش باز هم صداقت را ببینیم و یکرنگی را بچشیم. برای بعضی صداقتهای واقعی دلم بدجوری تنگ است.



محمد علی بدری  
[ ۹۱/۶/۱۹ در ساعت ۰۸:۵۳  ]

بگفت ار نه سلطان اشارت کند
که را زهره باشد که غارت کند؟



چاکر شما  
[ ۹۱/۶/۱۱ در ساعت ۰۱:۵۸  ]

سلام سیدعزیز ایا این بی مروتی از طرف شما به انهمه جوانان پاک دل که بخاطر دکتر موسوی............در زندانند یا زیر خاکند نیست که چند خط هم در مورد انها ننوشتید. بلکه ادمی مثل من باید اول معنی مروت را یاد بگیره و بعدا برای شما درددل کنه.اما چون به نوشتهایتان علاقه دارم و از شما خواهش مکنم بما این بی مروتی نکنید و بعد از این بیشتر بنویسید.
****************
مخلص اقا کاظم! در باره جوانان هم نوشته اامو البته نه در حد لازم



رضا  
[ ۹۱/۶/۸ در ساعت ۱۹:۴۲  ]

با سلام و تشکر از این که بالاخره یادی از مهندس موسوی کردید .
به نظرم شما هم کم تقصیر نیستید که از آن همه خاطره با مهندس بودن ، هنوز چیز زیادی ننوشته اید .



ايراني  
[ ۹۱/۶/۵ در ساعت ۲۳:۵۷  ]

بزودي انتقام سختي پس خواهند داد بابت خون اينهمه مردم سوريه انتقام ازشون مي گيرند.بلايي سرش مياد كه سر قذافي نيومد



farhad  
[ ۹۱/۶/۵ در ساعت ۲۳:۵۵  ]

استاد محترم سلام؛
من و هم نسلهاي من اين جنايتها را به خاط سپرده و به نسلهاي پس از خود منتقل خواهيم کرد تا بدانند ديکتاتوري يکي است چه با تاج چه با عمامه!



فیروزه عسگری  
[ ۹۱/۶/۵ در ساعت ۱۶:۰۲  ]

دلم می سوزد...
از این...خودی که بی خودی شده... و خودش را به دست ناکسانی می دهد که غارت می کنند.
مال و شهر و دوستی هایمان را ...
هویتمان را...
سلامتمان را ...
عشقمان را...
نجابتمان را...
مذهب و ایمانمان را...
دوست داشتنمان را ...
خدایمان را ...
غارت کردند ...!!! همه چیز را بردند و دیگر هیچ نگذاشتن برای این خودمان...
دلم می سوزد



بهمن  
[ ۹۱/۶/۳ در ساعت ۲۳:۱۳  ]

سلام استاد
بعد از انتخابات بارها به یاد این جمله پیامبر افتاده ام که یک ملک با کفر می ماند اما با ظلم نه.
اسناد متاسفانه دسته ای هم هستند که هیچ اهمیتی برای این مسائل قایل نیستند و بی اعتنا هستند.





: