Davoud  
[ ۸۹/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۷:۰۰  ]

سلام

نکته ای که درباره آقای خامنه ای فرمودید و باعث عصبانیت بعضی ها شده است، برعکس برای من بسیار جالب بود و انصاف شما در زمینه قضاوت در باره اشخاص بار دیگر برای من ثابت شد.


موفق باشید



مهدی  
[ ۸۹/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۳:۱۶  ]

آقای دکتر سلام
همیشه از خواندن و شنیدن مطالب شما لذت و بهره می برم ما، منظورم جنبش سبزیهاست که آرزومند روزهای خوب و خوش برای مملکتمان هستیم و از این دیکتاتوری مذهبی به فغان آمده ایم به باورم به اندیشمندانی مانند شما در این دوران وانفسا سخت نیازمندیم زمانی که می بینم که کسانی که مدعی دموکراسی خواهی هستند اما با سازو کارهای دیکتاتوری بی محابا به جای نقد علمی شیوه هتاکی و فحاشی را پیشه کرده اند به این گفته شما بیشتر ایمان می آورم که راه سخت و طولانی است حیفم آمد در مقام دفاع از اندیشه های جنابعالی نقلی را که در توصیف شما از کتاب پوست پلنگ استاد باستانی پاریزی مورخ نامی کشورمان نگاشته شده است نیاورم "دکتر مهاجرانی از فرصت های طلایی تاریخ ایران است –مردی است زباندان ،عربی و انگلیسی را خوب می داند-تاریخ بسیار خوانده است خوش سخن و خطیب است و بالاتر از همه نجیب و انسان دوست است و مردم نواز است ...و اگر روزگار فرصت دهد و زمینه فراهم باشد – از نمونه رجال نامدار تاریخ خواهد شد که در خط و ربط آنهاست – و من البته اسم کسی را نمی برم و از خواجه نصیر و خواجه نظلم حرف نمی زنم که فاصله زیاد است و روزگار متفاوت ولی به هرحال هر محیطی ،شخصیت در خور خود را می پرورد " دوستان محترم متکثر سبز رسیدن به دموکراسی و آزادی بیان با تفکرات دیکتاتوری و جزم اندیشی میسر نیست فضای گفتگو و نقد آرا و نظرات همدیگر ما را به دموکراسی می رساند نه تخریب و فحاشی و.. پس چه فرقی است بین شما و افرادی مثل جنتی و رسایی و غیره که بعد از صحبتهای آقای مهاجرانی که متفاوت با شما می اندیشد و نظراتش می تواند روشنایی راه پیش رو باشد فضای مجازی را پر کرده است از نوشته های با اسم و بی اسمی که به اسم دوستداران جنبش سبز اما در خط و ربط حاکمان ایران است ...واقعا راه سخت و طولانی است



خسرو  
[ ۸۹/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۱:۱۲  ]

سلام مهاجر عزيز
خوب است كه در بين اينهمه نقدو نظر جواب سلام حسام را داديد.خوب جواب سلام واجب است و شما هم كه متشرع.اما جواب سئوال آنان كه به امثال شما دل ميبندند.و ميان معركه آب يخ روي سرشان ميريزيد را چه كسي ميدهد.البته من هميشه به دوستانم گفته ام به كسي تكيه نكنيد.جز خدا چون فقط او استوار است كه البته ماندگاري و استواري بر يك مسير را براي انسان ضعف ميدانم اما معتقدم بايد تغيير در مسير تعالي باشد. برادر نازنين و صد البته استاد عزيزم آنچه مردم را آشفته ميكند الزاما ناسالمي صاحبان قدرت نيست كه چه بسيار سلاطين كه مال مردم را به يغما برده اند ولي جرعه اي آزادي به كام مردم ريخته اند و مردم آن ظلم را به اين بخشش بخشيده اند. شما را ارجاع ميدهم به يك كتاب داستان كه من بسيار دوستش دارم و چندين بار خواندهام و هر بار چيز ها آموخته ام پيشنهاد ميكنم اين كتاب را با دقت مطالعه كنيد( بهشت خاكستري )



سید عبدالحسین  
[ ۸۹/۱۲/۱۶ در ساعت ۰۸:۱۶  ]

جناب دکتر مهاجرانی
من فکر می کنم که ما برای رسیدن به دموکراسی در کشورمان دو مرحله در پیش داریم. فعلا دارد بوی انقلاب می آید. به نظر می رسد که سازمان مجاهدین خلق و چپهای تندرو خودشان را دارند آماده می کنند. غرب به این نتیجه رسیده است که تنها آنها استند که توان سازماندهی پیچیده برای مبارزه با این رژیم دارند.
فکر می کنم که ما یک استبداد شبه سکولار در پیش داریم اگر کشور از هم نپاشد، یعنی اگر رژیم برای از هم پاشاندن کشور برنامه ریزی نکند.
آنها اکنون از قذافی نیز چیزهائی دارند می آموزند منظورم رژیم جمهوری ولایی است.
بهنظر می رسد که یکی دو نسل دیگر ما هم قرار است که فدا بشود تا ما به مرحلۀ دموکراسی برسیم.
نظرتان چیست؟؟؟؟؟



محمد جواد  
[ ۸۹/۱۲/۱۶ در ساعت ۰۰:۲۱  ]

در ضمن کجا هگل از "استبداد شرقی" گفته است؟! می شود نام کتاب هگل را گه چنين سخنی گفته مرقوم فرمائيد! نظريه "استبداد شرقی" که متعلق به هگل نيست جناب. شما هم که شده ايد ... و شما هم حالا داريد نظريه ای را به هگل نسبت می دهيد که چندين سال بعد از او مطرح شد. پيشنهاد می کنم که شما به همان روايات و احاديث مذهبی وفادار بمانيد و از چيزی که سررشته نداريد نقل قول نکنيد. می بخشيد که رک و راست انقادم را با شما در ميان گذاشتم
********************نگفته ام هگل، گفته ام: ویتفوگل
نام کتابش:
the oriental despotism !.



مرتضی  
[ ۸۹/۱۲/۱۶ در ساعت ۰۰:۰۱  ]

آقای مهاجرانی باسلام - نظرات شما در این جلسه خوب و به واقعیت نزدیک تر بود.
افرادی هم که در بیرون مرزهای ایران هستند باید از شما یاد بگیرند و شرایط داخلی ایران را بسیار توجه کنند. از اظهارنظرهای سبک، بی ارزش و متوهمانه پرهیز کنند و واقعیت جامعه ایران را در تحلیل هایشان مدنظر قرار دهند.



کوروش  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۲۲:۵۶  ]

آقای مهاجرانی گرامی
شما هنوز درباره سیاست پیش مدرن می اندیشید
ما اصلا کاری به اخلاق فردی آقای خامنه ای نداریم
مشکل اصلی نهاد ولایت فقیه و استبداد زیر پرده دین است همان که روزی آیت الله طالقانی هم آن را هشدار داد
چرا هوش ایرانیان را دست کم می گیرید
آقای خمینی هم شوهر خوبی برای همسرشان بودند اما آیا کارنامه سیاسی ایشان قابل پرسش و نقد نیست?
ما به دمکراسی می اندیشیم و تاسیس دولت مدرن
مردم را یاری کنید دکتر



سليمي  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۲۲:۳۷  ]

جناب مهاجراني
درباره ي فساد يا عدم فساد آقاي خامنه اي سخني نميگويم؛ چون نميدانم.
در عجبم از باب آيت الله خطاب كردن رهبر! خطا كردي ؛ چون ميداني و ميدانستي كه نيست



احسان  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۲۱:۵۷  ]

به نظر من جدا از ارزیابی اینکه فرضیات شما در پاسخ به شوال مطرح شده چقدر درست است ( فساد مالی داشتن یا نداشتن خامنه ای و خانواده اش یا اینکه حکومت ایران چقدر وابسطه است یا نیست) همین که این بحث با همه جنجال هایش مطرح شده که در دو راهی میان انقلاب و هزینه هایش! انقلاب و عاقبت فاتحانش! در فضای فرهنگی و جامعه شناختی ایران! و از سوی دیگر اصلاح و اینکه آیا اصلا راه عملی دیگری برای اصلاح باقی مانده است به نظرم سوال مهمی است در این بزنگاه یا پرتگاه (هر می تواند در این نقطه تاریخی معنی داشته باشد)



هما ظهوری  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۱۹:۵۴  ]

جناب مهاجرانی
سخنرانی اخیر شما بازتاب زیادی در اینترنت داشت. ممکن است از شما خواهش کنم که این نظر را که در ایران انقلاب نخواهد شد یا انقلاب کار درستی نیست (نمیدانم منظورتان کدامیک بود) به خاطر اینکه حکومت ایران مستقل است و آقای خامنه ای فساد مالی ندارد، یکبار دیگر عمیقا مورد بازنگری قرار بدید. اگر این یک سخن تاکتیکی بود که به هر دلیلی شما باید میزدید، بحث دیگریست. ولی باور کردنی نیست که شما اعتقاد داشته باشید که برای سرنگون کردن حکومت فعلی ایران، البته در صورت امکان، دلیل کافی وجود ندارد چونکه عدم استقلال حکومت و فساد مالی حاکم تنها ادله لازم برای وقوع انقلاب هستند. آیا شما اعتقاد دارید که اگر نیروی نظامی و امنیتی در مقابل مردم نبود، این حکومت پایدار میماند و مردم آنرا در طی چند روز سرنگون نمیکردند؟ من فکر نمیکنم که حتی خود آقای خامنه ای چنین اعتقادی داشته باشد! لطفا در این شرایط دشوار که جوانان دارند جان خود را به خطر میاندازند (به عکسهای محمد مختاری نگاه کنید)، شجاعت داشته باشید و اگر نظر نادرستی میدهید آنرا اصلاح کنید. شما بهتر از من میدانید که ما در یک برهه تاریخی قرار داریم و نظرات بزرگان ما این روزها در تاریخ ثبت خواهد شد. با احترام



یگانه  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۱۶:۲۰  ]

سلام آقای دکتر
خسته نباشید
مطالبی که ایراد فرموده بودید را با توجه گوش دادم
نکته ای که درباره آقای خامنه ای فرمودید و باعث عصبانیت بعضی ها شد برعکس برای من بسیار جالب بود و انصاف شما در زمینه قضاوت در باره اشخاص بار دیگر برای من ثابت شد
موفق باشید



محسن جلالی  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۱۴:۳۲  ]

سلام :)

چند شب پیش از سخنرانی شما داشتم با چند تا از همکاران تو شرکت صحبت می کردم که :

آیا واقعا یک عقل سلیم تحول کلی و انقلاب رو برای ایران می پذیره ؟ آیا این درست نیست که با انقلاب ، بیست سال دیگه عقب می افتیم ؟ آیا گروه بعدی که بیان بهتر از اینها هستند ؟ آیا اونهایی که همیشه دنبال تفرقه اندازی هستند بیکار می شینند ؟ و از این صحبتها و نگرانی ها که ما و امثال ما خواستار اصلاحیم و حقوق از دست رفته مان
به همین سادگی

تا وقتی صحبت های شما رو شنیدم و مثل همیشه لذت بردم
دست مریزاد
به همین راحتی

:)



فرشید دانشور  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۱۳:۳۰  ]

آقای دکتر مهاجرانی،

همانگونه که میدانید سخنرانی اخیر شما حساسیتهایی در شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و بالاترین برانگیخته است! فارغ از اینکه این حساسیتها چقدر برخاسته از احساسات یا منطق است نکاتی در فرمایشات شما وجود دارد که شایسته است آنها را روشن کنید.

1- حرکت اصلاحی کم هزینه ترین و کم خطر ترین رویه برای گذار از این شرایط بحرانی است. ولی در عین حال در شرایطی میسر است که طرف مقابل ذره ای انعطاف یا آمادگی از خود نشان دهد. وقایع هیجده ماه گذشته نشان داده است که رژیم تحت فرماندهی آقای خامنه ای این جنبش بزرگ را حتی به رسمیت نمی شناسد تا چه رسد که برای چانه زنی از خود انعطاف نشان دهد. آقای عباس میلانی میگوید: "آقای خامنه ای از سرنوشت شاه بدترین درس ممکن را گرفته است"! به گمان او امتیاز دهی ولو کم شاه به مخالفین، زمینه سقوط او را فراهم کرد. همین طرز تلقی باعث شده است که حتی سعید مرتضوی که از تریبون رسمی نظام مقصر اصلی کهریزک معرفی شده است نیز از جای خود تکان نخورد. آقای خامنه ای در زمینه امتیاز دهی تا این حد از خود سماجت نشان میدهد! حرکت اصلاحی که آنرا تبلیغ میکنید چگونه باید باشد؟

2- در زمینه ساده زیستی شخص آقای خامنه ای با شما موافقم ولی سلامت اقتصادی شخص اول مملکت فقط در این تعریف نمی شود که مقام مزبور شبها چه غذایی میخورد، چند تا خانه دارد، چقدر پول دارد و...بلکه در قالب یک ساز و کار قانونی تعریف می شود که مقام مزبور در مورد اختیارات اقتصادی که دارد تا چه حد و به چه کسی پاسخگو است؟ مثلا الان در ایران چه کسی جرات دارد از آقای خامنه ای سوال کند هزینه سرسام آور نیروهای لباس شخصی و بسیج که تحت فرمان مستقیم ایشان است چقدر است؟ از کجا تامین میشود؟ مسئول بازرسی این هزینه ها کیست؟
این خانه تا آن حد از پای بست ویران است که مجلس آقای خامنه ای(به تعبیر آقای علی لاریجانی که فرمودند این مجلس خامنه ای است!) قانونی را وضع می کند که از خود سلب اختیار می کند تا در مورد اموال و اختیارات اقتصادی رهبر نتواند تحقیق و تفحص کند!!!
عدم پاسخگو بودن مطلق آقای خامنه ای به فعالیتهای اقتصادی سازمانهای تحت پوشش ایشان که هزینه ای گزاف از جیب ملت ایران است مصداق بارز فساد اقتصادی است! اگر مخالفید لطفا" دلیل بیاورید.



پیمان  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۱۳:۲۱  ]

جناب مهاجرانی ، با کلیات صحبت شما موافقم. اما مسالۀ مالی که مطرح کردید مغلطه است، آیا سپاه زیر نظر و به پشتوانۀ آقای خامنه ای و در جهت نیات او کلیه شریانهای اقتصادی مملکت را تصرف نکرده است؟ چه فرقی است میان این با ثرت اندوزی شخصی، هر دو بر هدر دادن منافع ملی است در جهت منافع گروهی خاص و فکری خاص.



حسام  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۱۲:۵۴  ]

بسیار زیبا بود...
سلام منو به علی برسانید.. - راهنمایی صالحین
***********
سلام
علی هم سلام رساند



مصطفي  
[ ۸۹/۱۲/۱۵ در ساعت ۱۲:۰۴  ]

با سلام و عرض ادب و احترام
بر حسب عادت پاره اي از نظرات مطرح شده در سايت يوتيوب ذيل اين کليپ ها را خواندم. آقاي دکتر، نگراني من در شرايط موجود که به شدت منجر به شک در همراهي با بعضي از حرکات اين روزها مي شود، گذار از استبداد ديني به استبداد غير ديني، سکولار يا لائيک است، استبدادي که به تعبير دکتر سروش اگر دستي به قدرت داشت گردن هاي زيادي رو مي زد و به نظر من پديده "آخوندستيزي" يکي از نمودهاي روشنشه. از سوي ديگر، به نظرم مي رسد که شايد گذار از استبداد غيرديني به دموکراسي راحت تر از گذار از استبداد ديني به دموکراسي باشد، مايلم نظر شما را راجع به اين قضيه جويا شوم.





: