داود  
[ ۸۸/۹/۲۲ در ساعت ۰۰:۲۰  ]

سلام دکتر
این چه پاپوشیه برای قشر دانشجو ساختند فکر میکنند میتونند دانشجو تخریب کنند



جواد  
[ ۸۸/۹/۲۱ در ساعت ۱۹:۳۹  ]

جناب مهاجرانی عزیز

سلام، و متشکر از نوشته‌های زیبا و پر مغزتان

منش شما را در مورد تکریم رفتار شایسته آیت الله جوادی آملی و یا هر شخص دیگر ستودنی است. ولی‌ به نظر من تطهیر اشخاص از همه اشتباهت قبلی‌ شاید خیلی‌ پسندیده نباشد. ... این همه قدسی‌ کردن افراد مشکل همیشه ی جامه ی ماست که هم کار را بر ما دشوار می‌کند و هم امر را بر خود افراد مشتبه.



مهرناز  
[ ۸۸/۹/۲۱ در ساعت ۱۸:۳۹  ]

سلام استاد
چرا دیگه ایران سرای امید نمینویسید.تو این شرایطی که ما خصوصا دانشجوها انگیزه میخواهیم.وقتی فکر میکنم به اتفاقاتی که افتاده این فکر خیلی آزارم میده که مبادا این تلاشی که ما میکنیم مثل تلاش پدر و مادرهامون نتیجه بده.اونا هم انگیزه داشتن امید داشتن تلاش کردن همه چی خوب پیش رفت چیزی شد که احتمالا میخواستن و الان خیلی از ما اون رو میخواهیم اما گمان میکنم عده ای اوضاع رو به این روز انداختن.میترسم میترسم فردا پشیمان بشم از کاری که الان میکنم هرچند این کارا رو دفاع از حقم میدونم اما...
استاد بنویسید از امید از روزهای روشنتر...



امید  
[ ۸۸/۹/۲۱ در ساعت ۱۷:۵۴  ]

با عرض سلام
شاید سوالی تکراری باشد و این روزها زیاد به آن جواب داده باشید ولی با اعتقادی که به اندیشه ی شما داشتم و هر چه در اینترنت جستجو کردم نتوانستم که علتی برای اینکه گروه خبری صدای آمریکا را دریک کشور دموکراتیک از سخنرانی خودتان اخراج کنید بیابم. آیا این کار با اصول دموکراسی و اصل آزادی مطبوعات منافات ندارد؟
ممنون
********************
دوست عزیز
این مطلب درست نیست. من در عمرم هیچوقت هیچ خبرنگاری را از جلسه سخنرانی ام اخراج نکرده ام و نمی کنم. خبرنگاران صدای آمریکا هم تا آخر جلسه حضور داشتند و از جلسه فیلم گرفتند. من تذکر دادم که از فیلم و صدای صحبت من در تلویزیون و رادیو آمریکا استفاده نشود.



هزاوه  
[ ۸۸/۹/۲۰ در ساعت ۱۰:۴۸  ]

سلام جناب دکتر
سالیان پیش کتابی خواندم به نام طغان کتاب تاثیرگذاری بود.
داستان در اراک اتفاق می افتاد.
خیلی دنبال این کتاب گشتم ولی متاسفانه نه نویسنده به خاطرم مانده و نه کتاب را پیدا میکنم .
لطفا" راهنمایی فرمایید.
******************
من هم اطلاعی ندارم
درود



کلوب شبانه  
[ ۸۸/۹/۲۰ در ساعت ۰۱:۲۱  ]

پیام تسلیت احمدی نژاد به رییس جمهور روسیه
14:49 | 1388 / 09 / 19
مسکو، 19 آذر، خبرگزاری «ریا نووستی»/ "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران با ارسال پیامی کشته شدن جمعی از مردم شهر پرم روسیه در حادثه آتش‌سوزی کلوب شبانه "خرامایا لوشاد" را به " دمیتری مدودف" همتای روسی خود تسلیت گفت.
به گزارش «ریا نووستی» از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ایران، متن پیام تسلیت رییس جمهور بدین شرح است:
"بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دیمیتری مدودف
رییس جمهوری فدراتیو روسیه
خبر کشته شدن تعدادی از مردم شهر پرم روسیه در حادثه آتش‌سوزی، موجب تاثر گردید.
ضمن ابراز تسلیت و همدردی با جنابعالی و ملت روسیه، از خداوند متعال شفای مجروحان، رحمت الهی کشته‌شدگان این حادثه و صبر و شکیبایی بازماندگان را مسالت دارم.
محمود احمدی‌نژاد
رییس جمهوری اسلامی ایران"

یادآوری می کنیم که جمعه شب، 4 دسامبر، کلوب شبانه "خرامایا لوشاد" (اسب لنگ) در شهر پرم 8-مین سالگرد تاسیس خود را جشن می گرفت. ساعت 1 شب به وقت محلی آتش شعله ور شد، طبق آخرین اطلاعات 134 نفر کشته و بیش از 90 نفر زخمی شدند. کلوب تقریباً بطور کامل سوخت.

روز 7 دسامبر در پرم مراسم خاکسپاری قربانیان آتش سوزی در این کلوب شبانه انجام شد که این روز به دستور "دمیتری مدودف" رییس جمهور فدراسیون روسیه روز عزای عمومی اعلام شد



انصاف وعقل  
[ ۸۸/۹/۱۸ در ساعت ۲۳:۴۳  ]

آقاب با انصاف !!!
لطفا متن خطبه های ایشان را دوباره بخونید ایشان بارها به حال رهبر و دولت ومردم دعا می کنند در شان مسلمان نیست که از شانتاژ تبلیغاتی و سواستفاده خبری به سبک بی بی سی و... استفاده کند



farid  
[ ۸۸/۹/۱۸ در ساعت ۰۷:۵۷  ]

آقاي دكتر مهاجراني تا كي بايد دست روي دست بگذاريم و شاهد كتك خوردن جوانان دانشجو از "جانفداهاي رهبري" باشيم؟
اصلا آيا ايشان چنين حقي را طبق قانون داشته اند كه به جاي تربيت جانفدا براي ميهن يا براي دين ، از بودجه بيت المال براي شخص خودشان "جانفدا" تربيت كنند و نام بسيجي هم بر روي آنان بگذارند؟
اگر مثلا خبرگان رهبري از ايشان سلب صلاحيت كنند تكليف كشور با اين جانفداها كه به گونه اي تربيت شده اند كه فقط در خدمت اوامر شخص ايشان باشند چيست؟



محمد رضا نوری  
[ ۸۸/۹/۱۱ در ساعت ۲۲:۴۰  ]

با سلام
همه مواظب باشیم که در قضاوتها نفس را دخیل نکنیم که در اینصورت ره زورمداران را پیموده ایم.
قرائت حکومت از دین نوعی خودکامگی است و دین متاسفاته ابزار حکومت شده است
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین



سر بزرگ  
[ ۸۸/۹/۱۱ در ساعت ۱۸:۲۹  ]

حق داشتند كه براي هميشه از موقعيتش كنار بروند چون 4 روز پيش مخابرات با شماره 2000227 يه اس ام اس به مناسبت هفته ي بسيج برام فرستاد كه منم در جوابش نوشتم
"پول مردم بيگناه اين مملكت و صرف يه عده ي مفت خور به نام بسيج نكنيد " فرداي اون روز سيمكارتم از طرف مخابرات خاموش شد و هيچ كسي هم نتونسته تا حالا درستش كنه



امير  
[ ۸۸/۹/۱۱ در ساعت ۱۳:۰۴  ]

با سلام
قبلا گفتيد كه با صداي آمريكا مصاحبه نميكنيد اما نبايد از كمترين امكانات استفاده كرد؟
عباس ميلاني، كريمي حكاك، آجوداني يا رضا براهني يعني خطايي مرتكب شده اند كه با voa مصاحبه كردند در برنامه هاي فرهنگي شان؟
بي بي سي كه وقت نميدهد نهايت 20 دقيقه با شما صحبت كند. اما صداي آمريكا جاي بهتري براي عميقتر صحبت كردن است.
(الته خودم بيشتر بي بي سي ميبينم اما برنامهاي دو روز اول و برنامه هاي فرهنگي voa را ميبينم.)
عيد غدير كه فكر ميكنم زيباترين عيدهاي ماست بر شما و همسر محترمتان تبريك ميگويم و اميدوارم روزي معني كلمه ولايت را به درستي و بدون سياست زدگي بفهميم.
*******************
دوست گرامی
من در باره دیگران داوری نمی کنم. اکنون که جرس موقعیت مناسبی پیدا کرده و صدای ما به گوش مردم می رسد، شاید نیاز به صحبت از طریق بی بی سی هم کمتر شده باشد.



داود  
[ ۸۸/۹/۱۱ در ساعت ۰۹:۴۸  ]

با سلام احترام و ادب
حس دوست ما "يک آملی" نسبت به ايشان قابل احترام است اما اين حس نبايد از نوع همشهری گرايي باشد که در واقع يک نوع آفت در حوزه های دانشی خواهد بود.



شيرواني  
[ ۸۸/۹/۱۱ در ساعت ۰۹:۳۹  ]

جناب مهاجراني چه بايد كرد؟
اكنون به نظر ميرسد موج نارضايتي ها به نحو گسترده اي در ايستگاه هاي مترو و ساير مجامع عمومي در تهران و ديگر شهرها در حال افزايش است. همينطور در مناطق روستايي و بياباني نا امني و ربودن گله هاي دام به نحو بي سابقه اي رو به فزوني گذاشته است.
متاسفانه مسئولين كشور با اشتباه فاحشي كه در ماه هاي پيش از انتخابات در حمايت يكجانبه از يكي از كانديداها مرتكب شدند. و بعد از آن نيز چنانچه شاهد بوديم به جاي تدبير و جبران مافات و اصلاح امور به سركوب و زندان و شكنجه بهترين فرزندان انقلاب وعزيزترين جوانان و دانشجويان كشور دست زدند. به نحوي كه چنين رفتاري نه تنها موجب كنترل اوضاع نشد بلكه به مراتب موجب نفرت وطغيان بيشتر جوانان و گسترش دامنه اعتراضات به بخشهاي ديگر مردم و اعلام برائت علماي بزرگ از سيستم موجود شده است.



حمید  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۲۲:۴۲  ]

ایشان از حاکممیت جدا نشده است. حداکثر این است که از احمدی نژاد طرفداری نمی کند. ایشان در پایان خطبه برای رهبرشان دعا هم کردند.



ali  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۲۱:۳۶  ]

با سلام و اميد شادكامي
استاد عزيزم
ماهنامه " گزارش گفت و گو " / سال دوم / شماره 27 / تير 81
كه به موضوع " فراسوي شرق شناسي " پرداخته است .
در مقاله گرانمايه اي از " ولفگانگ تيرزه " رئيس مجلس آلمان با ترجمه جواد كماليان با عنوان " گفت و گوي فرهنگ ها در چالش خودي و غير خودي " آورده است :
" نخستين چالش اين است كه اقليت متعصب و جزم انديش كه امكان و توان تحرك در سطح وسيعي را هم داردبه گونه اي زمينگير شود كه
نتواند جنايات بيشتري را مرتكب شود. چرا كه ترور افراطي ترين و نابهنجارترين نماد بنياد گرايي مهاجم و پرخاشگر ست ...
ساموئل هانينگتون كه براي نخستين بار از قلم او تكيه كلام خطرناك
"برخورد تمدنها" تراوش كرد اخيرا در سخن به جايي گفته است :
تروريست ها برآنند كه ما را درگير نبردي كنند كه جهان متمدن بايد
از فروغلتيدن در آن اجتناب كند ...
آيا منافع بلند مدت ما در اين نيست كه براي افراط گران اسلامي همانند آنچه در مسيحيت امروزه نهادينه شد چهارچوبي ايجاد كنيم .
گفت و گو در شرايطي بدون چهارچوب مشخص و ثابت همانند
رفتن به يك گردش دسته جمعي ست ! هدايت اين چنين راهي مستلزم
پذيرش چالشهاي سهمگين و سعه صدر و تغيير باور است ! "
------------
به گمانم امروز بايد براي آينده جنبش سبز ملت ايران با نهايت دقت و درايت انديشيد . هر نوع سهو و تعصب و لجاجت و تعجيل در اين امر يقينا گناهي نابخشودني ست !
چالشهاي سنگين را كه طرفين تحمل كرده اند .
هر طيف به نوبه خود . بايد تلاش كرد - كه كرده ايم - تا سعه صدر
خودمان را افزايش دهيم و تغيير باور مخاطب خويش را هم فزوني بخشيده و تكميل كنيم . اين راه دشوار تنگ حوصله گي نمي پذيرد!
آن مثال نكته دار شما در باره :
" قطاري كه بايد در هر ايستگاه عده اي را سوار كند و بر مسافران خود بيفزايد " اينجا كاربرد اصلي و حقيقي خودش را بايد بيابد !
نبيني كه چون با هم آيند مور
زشيران جنگي برآرند شور ؟!
سبز باشي نازنين



مازني  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۲۱:۱۷  ]

با اجازه ميخواستم به اين دوست ... كه با نام يك آملي كامنت گذاشته اند عرض كنم موضوع مناظره در محافل علمي و ديني موضوعي شايع و رايج مي باشد و ارتباطي با مقام و منزلت طرفين نيز ندارد. چنانچه بنا بر روايات امام محمد باقر و امام صادق (ع) و ساير ائمه اطهار با آن رتبه علمي به دفعات با شاگردان خود و حتي با دگرانديشان در مورد موضوعات مختلف به بحث و مناظره نشسته اند.



محمد  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۲۱:۱۴  ]

سلام جناب دکتر . من فکر می کنم این انتخابات حداقل این حسن رو داشت که پرده ها بیفته و مردم دوست رو از دشمن ان شا الله تشخیص بدند .



ali  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۲۱:۰۴  ]

با سلام و تحيت
اگر حافظه ام خطا نكرده باشد سالها پيش در "جنگ و صلح" تولستوي
خواندم كه در ديدار افسر و كشيش بود كه پس از پذيرايي كشيش
افسر اسكناسي را در ميان كتاب مقدسي كه در خانه آن كشيش بود گذاشت و رفت . يك سال بعد كه مجددا به آن روستا رفت از كشيش پرسيد شما چند بار در سال به كتاب مقدس رجوع مي كنيد؟
و پاسخ شنيد قريب به پنجاه بار ! افسر سراغ امانتي را گرفت كه سال پيش در كتاب مقدس جا نهاده بود . و كشيش با رجوع به كتاب آنرا
يافت و تحويل داد و مشخص شد كه تمام سال را حتي يك بار هم به
كتاب مقدس رجوع نكرده بوده است !

خاطره اي هم در ذهنم گشت كه تكمله اي مي تواند باشد بر مثال فوق.
دوستي سالها پيش نقل مي كرد كه در همايشي در دانشگاه آزاد اراك
از مرحوم دكتر سيد جعفر شهيدي براي ايراد سخنراني دعوت كرده بودند. گويا از قرائتي هم براي بخش ديگري از برنامه دعوت شده بوده است . پس از اتمام مراسم و به هنگام خروج از ساختمان
قرائتي با ديدن ظواهر دانشجويان دانشگاه به مرحوم شهيدي مي گويد :
با توجه به اين قضايا بايد قرآن را به شدت و جديت وارد دانشگاه شان
كنيم تا از اين مسائل به بار نيايد ! البته همراه عالمان براي تدريس !
دكتر شهيدي روي درهم كشيده و با تحكم مي گويد :
بهتر است شما اول قرآن را وارد حوزه ها يتان كنيد !!

گويي اگر كسي رجوع سطحي و مختصري حتي از سر تفنن هم به قرآن بيندازد براي جدايي و انفصالش از اين قوم كفايت است !
گويا حضرت آيت الله تا به حال مماشات كرده باشند !
البته استاد نازنين دقيقا نمي دانم مماشات با ظلم و فساد چه حكمي دارد
خاصه آنكه اشخاص در جايگاهي و منزلتي ويژه هم باشند ؟!
اما به هر صورت راهشان سبز باد ... !



بيدل  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۲۰:۱۸  ]

اين روزها فكر ميكنم امام خميني كه مشخصه اصلي ايشان نفرت از ديكتاتوري و مبارزه با استبداد بوده است، چنان بنايي را بنيان نهاده اند كه تا قرن ها بعد از ايشان نيز هرگاه فردي در هر لباس و مقام در اين كشور دچار اندك نخوت و غروري شد فورا سر و كله يك اكبر گنجي يا يك ميرحسين موسوي پيدا ميشود و خواب خوش را از او مي ربايد و خلاصه حسرت جاه طلبي و لذت مقام پرستي را بر دل آن بينوا ميگذارد.



محسن  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۱۳:۳۰  ]

آقای دکتر یادتان می آید ؟ آقای جوادی آملی سال 76 از ناطق حمایت کرد؟



ایمان  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۱۲:۳۰  ]

سلام
متن خوبی بود و با کار ایشان موافقم. اما یک سئوال دارم دکتر، چرا شما هروقت کسی عملی برخلاف حکومت جور می کند او را تشویق می کنید؟
همین استادحکیمی که این همه با مکتب تفکیکش مایه ازارتان شد یکهو چنین عزیز شد؟
البته حدسهایی در مورد جوابتان می زنم ولی خب دوست دارم خود به تفصیل بگویید.



یک آملی  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۰۹:۰۸  ]

سلام دکتر بزرگوار
بنده قبلا هم برای شما پیام گذاشتم وخواستم درباره معظم له بنویسید ولی سعادتی بود که فعلا شاهد آن هستیم
اما یک نکته که یادم نمی رود در دوران وزارت شما این است که بی ادبانه خواستار مناظره با ایشان بودید و محکومیتش حال چه شده که دوستدار اوشده ایدو اورا اسلام گرای واقعی معرفی می کنید تعاریف شما کاملادرست است اما نه اززبان شما...
یک آملی
*****************
من خواستار مناطره با آیه الله مصباح بودم نه ایشان. ماجرا را با اسناد مربوط در کتاب " حکایت همچنان باقیست..." نقل کرده ام.



بیم موج  
[ ۸۸/۹/۱۰ در ساعت ۰۶:۳۸  ]

سلام آقای دکتر. آری اسلام از زبام مهر ومحبت شنیدن چیز دیگریست تا با چماق معرفی کردن .در اینجا حیفم آمد از آیت الله امجد حرفی نگویم. بنده نسبت به کسی سخت مرید میشوم ولی نسبت به آیه الله امجد مریدم. تمام وجودم عشق به اوست . خلوصش بی ریا بودنش خدایی بودنش مرا مجنون خود کرده است هرچه بگویم کم گفته ام.
رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند
مستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنند
در عشق گشتم فاش‌تر وز همگنان قلاش‌تر
وز دلبران خوش‌باش‌تر مستان سلامت می‌کنند
غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر مستان سلامت می‌کنند
افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی
بی‌پا چو من پوید کسی مستان سلامت می‌کنند
ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار ازو
من کس نمی‌دانم جز او مستان سلامت می‌کنند
ای ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا
وی شاه طراران بیا مستان سلامت می‌کنند
حیران کن و بی‌رنج کن ویران کن و پرگنج کن
نقد ابد را سنج کن مستان سلامت می‌کنند
شهری ز تو زیر و زبر هم بی‌خبر هم باخبر
وی از تو دل صاحب نظر مستان سلامت می‌کنند
آن میر مه رو را بگو وان چشم جادو را بگو
وان شاه خوش خو را بگو مستان سلامت می‌کنند
آن میر غوغا را بگو وان شور و سودا را بگو
وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت می‌کنند
آن جا که یک باخویش نیست یک مست آن جا بیش نیست
آن جا طریق و کیش نیست مستان سلامت می‌کنند
آن جان بی‌چون را بگو وان دام مجنون را بگو
وان در مکنون را بگو مستان سلامت می‌کنند
آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو
وان یار و همدم را بگو مستان سلامت می‌کنند
آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو
وان طور سینا را بگو مستان سلامت می‌کنند
آن توبه سوزم را بگو وان خرقه دوزم را بگو
وان نور روزم را بگو مستان سلامت می‌کنند
آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت می‌کنند
ای شه حسام الدین ما ای فخر جمله اولیا
ای از تو جان‌ها آشنا مستان سلامت می‌کنند



محمد  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۲۳:۴۷  ]

ba salam
be nzar man kenaregri ashkasi chon ayatullah javadi be nafe eslam va din mibashad kam kam mardom hesab eslam va din ra az hokomat joda miconand



بهمن  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۲۳:۱۱  ]

سلام استاد گرامی
یاد پرنده ی وحشی می افتم. پرنده ی وحشی ی باغ ! اگر «بی خبر» وارد باغ شوی، اگر «سروصدا» کنی، اگر شاخه ی درختش را «قطع» کنی، اگر بخواهی «محبوسش» کنی و وای! اگر بخواهی بکشی....می پرد و می رود. بی درنگ! پرنده ی وحشی آزاد است، آزاد و رها !
آیه الله جوادی آملی، همان پرنده است! این پرنده تنها به صدای پیچش باد در شاخه ها و شوق پرواز در طلیعه ی دل انگیز صبحگاهی عادت دارد!
دل آدم می گیرد! ایکاش اوضاع بهتر شود!



محمد  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۱۶:۱۵  ]

دکتر مهاجرانی عزیز،
خبر زیر را بخوانید.(گویا شما نیز با "شبکه ضد انقلاب بی‌بی‌سی" مصاحبه داشتید! حالا جرات دارید عزم ایران کنید!!)
----------------
سال و سه ‌ماه و يک روز حبس تعزيری برای هنگامه شهيدی
وکيل هنگامه شهيدی از صدور حکم شش سال و سه ماه و يک روز حبس تعزيری موکل خود خبر داد. اتهامات وی "اقدام عليه امنيت کشور از طريق اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنيت کشور از طريق حضور در اغتشاشات، فعاليت تبليغی عليه نظام مقدس جمهوری اسلامی از طريق مصاحبه با شبکه ضد انقلاب بی‌بی‌سی و گزارش اغتشاش به شبکه مزبور و امضاء بيانيه‌های تبليغی عليه نظام از جمله کمپين يک ميليون امضا، کمپين لغو قانون سنگسار، امضاء بيانيه‌های تهيه شده خطاب به شورای حقوق بشر سازمان ملل در خصوص نقض حقوق بشر در ايران و تبليغ عليه نظام از طريق وبلاگ نويسی و توهين به رياست جمهوری" عنوان شده‌است.
-------------



زارعي  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۱۲:۱۹  ]

اي كاش آقاي جوادي آملي زودتر از اين ، نتيجه حكومت فردي ديني را پيش بيني كرده بود و برائت خود را از اول اعلام ميكرد اين حداقل انتظاري است كه از يك عالم ديني ميرود



سارا  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۱۲:۱۵  ]

با تعاریفی که از ایشون کردید ، من متوجه نمیشم که چرا ایشون بی پرده و صریح انتقاداتشون رو مطرح نمیکنن یا چرا صریحا علت کناره گیریشون رو بیان نکردن؟



یک زن 35 ساله از مشهد  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۱۲:۰۷  ]

خارج شدن ایت الله آملی از جمع حکومتیان باعث دلگرمی است باز هم هستند فرزانگانی که به همین نتیجه خواهند رسید. این هنوز از نتایج سحر است. این قربانی عظیم را به ایشان تبریک می گویم . حال می شود از صمیم قلب به ایشان اقتدا کرد حتی اگر پیشنماز هم نباشند. آرزوی همه طول عمر و سربلندی برای این عالم جلیل القدر است.
یا حق



saeid  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۰۵:۴۲  ]

مشکل اینجاست که امام خمینی و امثال علامه طباطبایی که استادان آیة الله جوادی آملی بوده اند سواد فلسفی و عرفانی داشتند و به جوهره و عمق اسلام پی برده بودند . اما حکومتگران و هادیان امروز جامعه شناخت عمیقی از اسلام - به جز در حد منبر و اطلاعات عمومی ندارند و این یعنی خانه از پایبست ویران است .



محمد  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۰۵:۱۴  ]

با سخن شما موافقم.
ای کاش اشاره ای هم به حضور و شاهد و مخاطب مستقیم بودن آیه الله جوادی آملی در دروغ "هالهء نور" رئیس جمهور "منتخب" داشتید.



Monseftarin  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۰۴:۵۹  ]

Ahsant!



محمد  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۰۲:۰۷  ]

ممنون گریه کردم و خواندم



چاره جو  
[ ۸۸/۹/۹ در ساعت ۰۱:۰۸  ]

حکومت شاه در بهمن 57 سقوط نکرد! آن حکومت وقتی فروپاشيد که اعتماد قاطبه مردم اعم تمامی اقشار نسبت بدان سلب گرديد. بیشک جنابعالی روزنامه های سالهای 56 و 57 را مطالعه فرموده ايد. در آن سالها رژيم عليرغم اينکه ميدانست ملت و بخصوص روشنفکران و صاحبان فکر و نظر فوج فوج از قطار حکومت شاهنشاهی پياده ميشوند با اينحال سعی ميکرد در مناسبتهای مختلف خود را مقتدرتر از هميشه نشان دهد. از مطالعه روزنامه های آن دوران ميتوان فهميد که شيرازه حکومت متلاشی شده است. الان هم رفتار سران حکومت اسلامی شباهت خِيلی زيادی به رفتار شاه و سران رژيم در آن دارد. شيرازه حکومت اسلامی دارد ميپاشد در حاليکه اينان اقتدار توخالی خود را به رخ همه ميکشند. کناره گيری آقای جوادی آملی نشان بزرگی از اين پاشيدگی است. با کناره گيری ايشان خيل عظيمی که در مورد عدم صلاحيت و مشروعيت سران حکومت ترديد دارند به يقين ميرسند. ايکاش آقای خامنه ای از اين اتفاق بسيار تلخ کناره گيری ايشان درس شيرينی بگيرند. هنوز فرصت باقيست اما بسرعت دارد ميگذرد





: