به آفرید  
[ ۸۸/۸/۳۰ در ساعت ۱۱:۱۱  ]

سلام......
یک خبر خوش !!!!!!
آقای مهاجرانی بلاخره برگشت و جواب چند تا کامنت رو داد !
من از طرف همه ئ کسانی که یک پاسخ خودشون رو توی یک خط گرفتند از شما سپاسگذاری می کنم و بی صبرانه در انتظار پاسخ میل خودم می مانم ...
جنبش سبز



محمد امین  
[ ۸۸/۸/۲۷ در ساعت ۲۲:۳۲  ]

جناب اقای دکتر مهاجرانی سلام
یک سوال دارم مختصر مفید اگر یه ادمی در مورد مسایل سیاسی محافظه کاری کند و در واقع بهتر بگویم سکوت کند اشکال دارد؟
*****************
اگر در برابر طلم سکوت نکند اشکالی ندارد.



به آفرید  
[ ۸۸/۸/۲۷ در ساعت ۱۰:۲۵  ]

درود بر آقای مهاجرانی عزیز
متاسفانه برخی از دوستان هنوز متوجه نیستند که اگر آقایان موسوی و کروبی بخواهند اصل جمهوری اسلامی را انکار کنند (!) جایی که ازش سردرمی آورند پای چوبه دار است ...و این بهترین مجال را برای حکومت در سرکوب آشکارتر و محکم تر جنبش به وجود می آورد ...
جنبش سبز



kian  
[ ۸۸/۸/۲۶ در ساعت ۰۸:۳۸  ]

hamisheh kalame shoma shiva va delneshin ast pas lotfan edameh dahid



فریدون  
[ ۸۸/۸/۲۶ در ساعت ۰۰:۲۶  ]

سلام جناب مهاجرانی
یادداشت من ربطی به این نوشته بخصوص شما ندارد. سایت شما را میخوانم واز مطالب آن استفاذه میبرم. آنجه برایم عجیب است نبود هیچ اضهار نضری در مورد نوشته های اخیر شماست. امشب از سایت محمد نوری زاد مستقیم اینجا آمدم. تعداد نضرات نوشته شده حتی چند ساعت بعد از چاپ مطلب بخصوص در مورد دوئل در گودال بسیار است.
ولی در مورد مطلبی مثل سیزده آبان شما که بسیار هم جالب است صفر
****************************
سلام
کوتاهی از من است. ماه گذشته را بیشتر در سفر بودم. مجال درج نظرها را نیافتم..



Reza  
[ ۸۸/۸/۲۴ در ساعت ۰۵:۵۲  ]

جناب دکتر تمام کسانی که دارای موقعیتی سیاسی بودند و میتوانستند کلامی و پیامی برای مطرح کننده مطلقه شدن ولایت فقیه میفرستادند و نفرستادند؛ امروز به این شرک مطلق نمی رسیدیم.



ahmad  
[ ۸۸/۸/۲۳ در ساعت ۱۹:۵۴  ]

آقای مهاجرانی
با عرض سلام و ادب
امروز جامعه ما و جنبشی که در حال رشد و نمو است مطالباتی دارد اما راه مخالفت مسالمت آمیز را به درستی نیاموخته است هنوز جنبش گاندی در هند برای ما الگوست اما الگوهای فکری و فرهنگی برای چنین مقاومتی کمتر به جامعه ما آموزش داده شده است ما از امثال شما که به آبشخورهای فرهنگی این کشور بویژه تاریخ و ادبیات مانوسید می خواهیم بیشتر بنویسید بیشتر جلو های چنین حرکتی را ترسیم کنید.
امروز جنبش ما نیازمند ارامش است آرامشی که از عمق فرهنگ غنی ما آموخته باشد تا بتواند بخشهای بیشتری از جامعه ما را شامل شود.
امروز هر کلمه شما ارزش دارد ما فراموش نمیکنیم نطق های شما را در روزهای استضیاح. در مناظره های قبل از انتخابات 76 و تاثیر کلام و نوشتارتان را.
پس بیشتر بنویسید بیشتر و بیشتر.



عرفان  
[ ۸۸/۸/۲۳ در ساعت ۱۰:۴۳  ]

استاد گرانقدر:
جناب آقای دکتر مهاجرانی....
منم مثل هزاران دانشجوی دیگر ایران عزیز، لحظه به لحظه شاهد رشد و بالندگی این جنبش هستم! جنبشی که روز 22 خرداد نطفه ای بیش نیود، در 25 خرداد متولد شد و الآن در حال تبدیل شدن به جوانی رستم صفت می باشد که هیچکس و هیچ نیروئی را یارای مقاومت در برابر آن نیست!
به نظر اینجانب، حمایت های کور کورانه و بدون منطق رهبری و دستگاه های وابسته به بیت رهبری از یک سو و بی توجهی به مردم و خواسته هایشان از سوی مردم، تنها یک نتیجه داشته است:
رادیکالیزه شدن شعار ها و افزایش خشم ملت...
5 ماه پیش و یا حتی پس از آن، اگر حداقل با برگزاری بک راهپیمائی که حق مسلم هر اندیشه ای در جوامع دموکراتیک است، موافقت می شد، مردم احساس می کردند که با آنها به مانند حیوانات رفتار نمی شود.
و تا وقتی که تغیر نگرش در ارکان نظام روی ندهد، اوضاع روز به روز وخیم تر خواهد شد!
16 آذر....
22 بهمن....
و
.
.
.
ای کاش از ایران معاصر درس می گرفتیم. آیا تا 17 شهریور، مردم خواسته ای جز بازگشت حضرت امام به یران داشتند؟؟؟
پس از آن بود که شعار مرگ بر شاه دهان به دهان گشت و 22 بهمن را رقم زد!!!
مبادا روزی برسد که شعار مردم.............
سرطانی که الآن با شیمی درمانی معالجه می شود، اگر به آن رسیدگی نشود، به مرگ خواهد رسید........
خوشحال می شوم نظر شما را جویا شوم....



مجيد  
[ ۸۸/۸/۲۲ در ساعت ۱۲:۳۴  ]

با سلام
نميدانم ايا در دوران رياست جناب اقاي خاتمي و وزارت شما مسئله فرق داشت ؟؟؟؟؟؟
انموقع ان اتفاقات خود جوش بود الان ؟؟؟؟؟؟؟؟



وحید  
[ ۸۸/۸/۲۲ در ساعت ۰۰:۲۸  ]

سلام.ممنون از مطالب بسیار زیبا.
خواستم یک شعر هم مربوط به حوادث اخیر را در سایت اگرلازم هست درج کنید که من آن را از وبلاگ آقای خلیل جوادی گرفتم که خیلی جالبه و دارا یکنایه های بسیاری مثل رژیم و تا میتونسته خورده
اسم شهر هم هست زژیم لاغری

بشین کــــــــــه حرفای زیادی دارم
بـــــــرای تــــــــــو پیشنهـــــادی دارم

اگــــه یــــــه کم چاقی و تیپت بده
پولتــــــــــو بی خودی به دکــــتر نده

لُپـــــــــای ابطحی رو دیــــده بــــودی؟
قصه ی چـــــــاقیـشـــو شنیده بودی؟

یهـــــــــو گـــــــرفتنـش بــا هیکل بد
رف تو اوین آلن دلـــــــون شد اومد

نگــــــــــو کسی بـــــــراش غذا نبرده
شک ندارم تـــــــا می تونسـته خورده

رژیم نگـــــیر الان که شیر تــو شیره
بذار رژیــــم بیــــــاد تـورو بگــــــیره

معجـــزه ی اوین یکی دو تـــــا نیست
کلّشو بنویسم تو صفحه جــــا نیست

یه جــــــایی ام هس کــه تو دنیا تکه
شنیدم اســـــــم اونجــــا کهــریزکـه

میگن یکی کــــه حـــــاشیه نورده
یــــــــواشکی اونجارو کشف کرده

کشف اونه کــه صدا کنه مثـل بُمب
درس مث کشف کـــریستف کلُمب

اونجا یه جاییه که \"این \"اون\" میشه
کــــافــــر اگه بره مسلمون میشه

فضـــــــای اونجــــا خیلی روحـانیه
پــــــــات برسه عـــوض شدن آنیه

کشف و شهودی کـه میگن همینه
آدم فقـــــط بـــــاید بـــره بـبـینـه

فک نکنی دارم دروغ میگم هــــااااااا
کلیـپشو نشـــون دادن تــــو ســیما

بنده میخــــوام از ســر خیر خواهی
فـــــــرا جنــــــاحی و خدا گـــواهی

نــــــامه بدم به ســـــــازمــــــان ملل
یه نـــــامه ی منطـــــقی و مُســـتدل

بگم جناب \" بان کی مون \" هاو آر یو
بنــــــده ام از ولایت ابـــــــر قـــــــو

ســـــــــران کشورا که جمعن اونجـــا
از آسیــــــــا گــــــــرفته تـــــا اروپـــــا

کُلّهم اجمعین بخـــــــوان یــــا نخـوان
بـــا \" تُوپولُف \" همّه رو بفرس بیــان

بگو کــــــه سالم برسن به این ســر
یا اگـــــه مُردن فبهــــــــا، چــــه بهتــر

میخــــــــوایم از اینــــا اعتـراف بگیریم
مــــــا توی اینجـــورکـــــارا بی نظیریم

فـــــریب انگـــــلیسیا رو خــــــوردیم
دنیــــارو دست کــــــــافرا سپـردیم

یکیش \" حسین باراک اوبامـــا \" ی بد
این آدم سیــــــــاه روی مـــــــــرتد

من نمی فهمم مگه دینش چشه
که ول کنـــــه بـــــره مسیحی بشــه

به فرض اگه یه روز همین\"جرج بوش\"
بیا د بره اوین میشه مثل موش

همون کسی که طالبانو می کشت
ریششو اندازه می گیره بـــا مشت



یک زن 35 ساله از مشهد  
[ ۸۸/۸/۲۰ در ساعت ۲۳:۵۵  ]

سلام اقای دکتر.همان طور که اشاره کرده اید این روز ها تشابه اسمی جناب خامنه ای با امیر المومنین ، نظریه ی ولایت فقیه و ریشه دار بودن تشیع در ایران دست به دست هم داده و می رود تا اقشار کم سواد وساده دل کشور ما را به ولایت باطنی آقای خامنه ای نیز معتقد سازد. یکی نیست بپرسد چه شباهتی است میان علی بن ابی طالب که وقتی عمربن عبدود در هنگام مبارزه آب دهان به رویش انداخت در دم دست از نبرد کشید و گفت من تیغ از پی حق می زنم/ بنده ی حقم نه مامور تنم . و علی خامنه ای که کوچک ترین اعتراض ها را به بد ترین شیوه پاسخ می دهد؟ چه شباهتی است بین علی بن ابی طالب که با ان که می دانست زرهش را آن مرد نصرانی دزدیده است اما چون شاهدی نداشت تسلیم رآی قاضی شد باعلی خامنه ای که حتی حاضر نیست مجلس خبرگان رهبری در موردش اظهار نظر کنند؟ چه شباهتی است میان علی بن ابی طالب که به احترام مردم 25 سال از حقی که پیامبر به او داده بود صرف نظر کرد و علی خامنه ای که آن چنان به ولایت خویش چسبیده است که جنینی به رحم مادر؟
چه شباهتی است بین اسلامی که پیامبرش به دیدار زنی رفت که شکمبه ی گوسفند را روی سرش خالی کرد و حکومت ناب اسلامی که سردمدارانش از هیچ گونه توهین و تعرضی نسبت به زنانی که حقوق انسانیشان را می خواهند رویگردان نیستند؟ آیا رفتار اینان به امویان شبیه تر است یا رفتار آزادگانی چون منتظری و کروبی که عنصر اصلی روحانیت را می شناسند و چون عقابانی بلند پرواز از جمع جغدان کناره می گیرند؟ جنبش سبز مردم ایران بانگ عدالت است. جنبش سبز مردم ایران تفسیر مدرن و امروزی اسلام است. اسلامی که پویاست. اسلامی که دین برابری، صلح و آرامش است.اسلامی که می گویدهیچ کس را جز به تقوا برتری بر دیگران نیست.
برای شما بهترین را آرزو می کنم و امیدوارم روزی فرارسد که رنج غربت شما و تمامی روشنفکران عزیزی که این جنبش مرهون تلاش های چندین ساله ی ان هاست پایان یابد و صالحان به جای طالحان زمام امور را به دست گیرند
یا حق.



دانشجو  
[ ۸۸/۸/۲۰ در ساعت ۲۰:۴۸  ]

یک بار فریبم دادند کافی بود یک بار فریب برابر شد با 4 سال از بهترین روزهای زندگی من که اتفاقات ناخوشایندش از هم اکنون اغاز شده
استاد خوبم با خواندن کتابهایتان بیش از پیش شما را شناختم مرا ببخشید اگر زمانی به وبلاگتان امدم و گفتم شما انسوی مرزها هستنید و از اینجا خبری ندارید که چه میگذرد
گذشت اما هیچوقت ظلم بر حق برتری نداشته و نخواهد داشت
به امید روزی که پرچم ازادی در کشورم افراشته شود



به آفرید  
[ ۸۸/۸/۲۰ در ساعت ۱۱:۱۹  ]

درود بر شما
شاید نزدیک به 2 ماه - آزگار- باشه که براتون توی پست " اگر جان را خدا داده ..." نظر گذاشتم و خواستار پاسخ شما شدم ! این احتمال رو میدم که یا به دستتون نرسیده یا خودتون چک نمی کنید یا سرتون شلوغ بوده یا یادتون رفته ...و کلا این احتمال رو که دوست نداشتید پاسخ بدید دخالت نمیدم ... در هر حال من هنوزم منتظرم ...
تو در نماز عشق چه خواندی
که سال هاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند ...



طه  
[ ۸۸/۸/۲۰ در ساعت ۱۰:۲۸  ]

سلام
یک سوال دارم در بحث ولایت فقیه.
آیا ولایت فقیه از جنس ناسخ ومنسوخ هست؟یعنی ولی بعدی ممکن است موضعی کاملا خلاف قبلی بگیرد وناسخ باشدنظر او.
چنین چیزی هست اگر نیست چرا؟
**********************
می گویند هر ولی فقیهی بر اساس اجتهاد خود عمل می کند.



الف.محمودی  
[ ۸۸/۸/۱۹ در ساعت ۲۳:۱۴  ]

دو ماه قبل از مرگ آلنده به شيلي دعوت شدم. و وقتي به ديدن آلنده رفتم، پينوشه هم در اتاق بود. آري؛ آنجا بود. آنجا بود... و هيچكس نمي دانست كه پينوشه است. جزو گروه افسران آلنده بود، جزو هيئت مشاوران نظامي آلنده، و همراه ديگران مي خنديد. و هيچكس نمي دانست كه پينوشه است هرچند كه اسمش پينوشه بود. وحشتناك است. آري، وحشتناك...


ماريو سوارش - مصاحبه با تاريخ - جلد دوم - صفحه 195
سلام دکتر.
دیکتاتورها هم آدمند. حدااقل زمانی آدم بوده اند.فکر میکنم مردم هم مقصرند در اینکه از ادمی مثل اقای خامنه ای که زمانی اهل فرهنگ و ادب بوده اند چیزی میسازند که امروز شاهدش هستیم. حقیقت این است هر کسی هم غیر ایشان اگر بیست سال مجیز بشنود و تعظیم ببیند هوایی میشود و .... بنابراین مشکل تنها اقای خامنه ای نیست گرچه از تقصیرات ایشان نیز نمیتوان سر سوزنی کاست. مشکل اینجاست که اصولا اگر به فردی بیست سال کولی بدهیم ایا میتوان توقع داشت او با زبان خوش پیاده شود؟
فکر نمیکنم شما هم در گذشته که اقای خامنه ای را میدیدید تصور میکردید که روزی ایشان این میشود که امروزه هست. وحشتناک است. وحشتناک
پایدار باشید و مانا



روح اله  
[ ۸۸/۸/۱۹ در ساعت ۱۳:۰۲  ]

سلام آقاي مهاجراني
چرا بيرون از كشور قلدرم بلدرم راه انداختي . اگر ادعاي حمايت از مردم را داري ، بيا داخل كشور تا لااقل صداقت خود را اثبات كني .



امير علوي  
[ ۸۸/۸/۱۸ در ساعت ۱۹:۴۳  ]

استاد بزرگوارم

اين روزها به اين موضوع بسيار فكر مي كنم كه چقدر بهتر و موثرتر مي بوديد اگر در ايران حضور داشتيد. بار سفر ببنديد و به كشور خودمان بازگرديد.
با شما چه خواهند كرد؟
در بدترين حالت ممكن دستگير مي شويد و پس از شكنجه، حكم اعدام برايتان صادر مي شود. اما اين آخر ماجرا نيست، خون شما و امثال شما اثري دارد كه شايد هيچ امر ديگري آن اثر را نداشته باشد.
بازگرديد و همه مردم ايران را از آنچه خداوند در سينه تان نهفته است بهره مند كنيد.
بودن در كشور غريب، كشوري كه در تمام تاريخ، به هر نحو بر ضد مردم ايران و تنها به سود خود فعاليت كرده در شان و منزلت شما نيست.
ما منتظر ديدن شما در "ايران" خودمان هستيم.



زارعي  
[ ۸۸/۸/۱۸ در ساعت ۱۰:۰۸  ]

اين هميشه برايم سؤال است چرا افراد حاكم از سرگذشت افراد مشابه خودشان درس نميگيرند آيا آنها در فضايي غير از فضاي افراد عادي زندگي ميكنند.در همين تاريخ اسلام ،مگر يزيد توانست با قلع و قمع ياران امام حسين بر قدرت بماند خون اين افراد اندك چه آتش سوزاني شد و اين آقايان كه اسلام شناس هستند از همين يك واقعه بايد درس بگيرند و قبل از غرق شدن به بد نامي راهي براي رسيدن به حقيقت بيابند و گرنه بايد مهر تاييد بر همه جنايتكاران تاريخ بزنند



vahid  
[ ۸۸/۸/۱۸ در ساعت ۰۱:۵۹  ]

estefade kardam mamnoonam jenabe doktor



مجتبی  
[ ۸۸/۸/۱۷ در ساعت ۲۲:۰۱  ]

به امید دموکراسی برای همه ایرانیان
ب آرزوی موفقیت برای شما



بهمن  
[ ۸۸/۸/۱۷ در ساعت ۱۴:۱۹  ]

سلام استاد گرامی
درباره ی شعارهای جنبش سبز فرمودید که آن شعارها را رهبران جنبش نمی پسندند! عرض می کنم که برای این خیل عظیم، رهبران بهانه اند! این مردم خسته شده اند! کسی به این فکر نمی کند که آقای خاتمی یا موسوی از این شعار خوشش می آید یا نه! ولی امیدوارند که اینها فقط این مردم را درک کنند و خواسته ی واقعی ی آنان را که چیزی جز آزادی(در محدوده ی قانون) و رسیدن به رفاه نمی باشد، دنبال کنند.
اگر باز هم تمام نگرانی تان حفظ ارزش های اسلامی است آنهم به شیوه ی 30 سال پیش، مطمئن باشید که چنین چیزی حاصل نخواهد شد. شما به دنبال حاکمیت قانون باشید ببینید که چقدر رفتار مردم مسلمانی تر می شود.
ضمنا آنچه که از قول و منظر مردم می فرمایید فکر می کنم بیشتر یک نوع خواست و هدف است تا واقعیت!
همیشه ارادتمند شما هستم.



مجتبی  
[ ۸۸/۸/۱۷ در ساعت ۱۲:۳۷  ]

اقای مهاجرانی من به عنوان یک برادر شهید و جانباز از شما سوال می کنم هنوز فکر می کنید امثال اقای خامنه ای قابل اصلاح هستند من چه گناهی کردم که شدم چوب دو سر ..... از یه طرف باید پاسدار خون امثال برادرام باشم از طرف دیگه می دونم تمام اقایون به اسم دین تمامیت انسانیت دارن نابود می کنن شما بگو من چیکار کنم ایا غیر از این که در دین هیچ اجباری نیست پس چارا با باتوم و چاقو به استقبال دختر و پسرای ایرانی میان مگه غیر از این که جنگیدیم به خاطر ناموس خاکمون پس چرا حالا تجاوز میکنن میشه جواب بدین
*****************
من هم به عنوان برادر شهید برای این همه جنایت که تازه ترینش قتل پزشک کهریزک بود پاسخی ندارم.



علیرضا  
[ ۸۸/۸/۱۷ در ساعت ۱۲:۰۶  ]

جناب آقای دکترمهاجرانی باسلام وآرزوی سلامتی
کلامتان تسکین دلهای ریش ریش شده است
تمامی مطالبتان را میخوانم گرچه کم کامنت میگذارم.خدامیداندبه افسردگی شدیدی نزدیک شده ام.
مابرسرآن عهدکه بستیم نشستیم هنوز...
مدتهاست خانم دکترکمترقلم زنی می کنند!!!



ن. الماسی  
[ ۸۸/۸/۱۷ در ساعت ۱۰:۴۲  ]

جرس فریاد می دارد که بربندید محملها



آبتین  
[ ۸۸/۸/۱۷ در ساعت ۰۸:۰۶  ]

سلام استاد عزیزم.

دلم برات خیلی تنگه خیلی سخت میشه به سایتت دسترسی پیدا کرد.
برامون دعا کنید.
زنده و پاینده و سبز باشید.
***********
سبز و سلامت باشید



M  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۲۲:۱۱  ]

اقاي مهاجراني عزيز به اعتقاد اين حقير كه گاهي خواننده مطالب وبلاگ شما هستم تا نظام سياسي و حكومت آميخته به مذهب است راه همان است كه در اين سي سال گذشته ديده ايم.تا وقتي كساني هستند كه در پناه تقدس مذهبي از هرگونه انتقاد و سوالي مبرا هستند نميتوان به آينده اي و مملكتي آزاد اميدوار بود.اگر هنوز حتي از زبان سران طرفداران تغيير ميشنويم كه بايد ملاك را گفتار و عمل آيت الله خميني قرار داد بدون اينكه بپذيريم كه مقوله حكومت و سياست جدا از علوم از مذهبي و ديني است و هر عالم ديني لزومن يك سياست مدار با كياست نيست نشان دهنده بيماري مزمن دين زدگي و مقدس تراشي در جامعه است كه تا حل نشود به هيچ تغيير و جنبشي نميتوان دلخوش بود.



meysam  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۲۰:۵۶  ]

با سلام
آقای مهاجرانی من یک دانشجوی ایرانی هستم كه مثل بقیه به دنبال یک ایران قوی و شاداب و سرافراز هستم كه امکان یک زندگی پاک را به همه مردم با هر دین و مرامی بدهد. و طبیعتا در این مبارزات هم با مردم همسو هستم. اما چیزی كه من متوجه نمیشوم ترس شما از شعار بر علیه رهبری و جایگاهش است.
از آنجایی كه شما را آدم با فکر و روشنی میشناسم بنابراین فکر میکنم حتما دلیلی بر این نظر خودتان دارید. اگر لطف کنید و من را روشن کنید كه چرا شعار دادن بر علیه رهبر مفید نیست و چرا این شعار را موسوی و کروبی نمیپسندند!
****************
برای سرکوب جنبش بهانه پیدا می کنند.



ياور  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۱۹:۰۸  ]

جمهوري اسلامي، آري
حكومت مصباحي، هرگز



بهمن  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۱۸:۱۱  ]

چگونه از خبرگانی که به گفته ی خودتان بی کفایت هستند انتظار دارید که یک رهبر خوب انتخاب کنند؟



بهمن  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۱۸:۰۲  ]

سلام استاد گرامی
امیدوارم این راه حل شما راه حل کوتاه مدت باشد. در نهایت هدف جنبش سبز ، خروج روحانیت از قدرت و سپردن حکومت به نمایندگان واقعی و قانونی مردم می باشد. اشتباه سی سال پیش را تکرار نکنیم.



جعفر - ص  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۱۷:۳۴  ]

سلام جناب دکتر.
لحظه لحظه حوادث اخیر ایران، داستان ضحاک ماردوش و فریدون و نهضت آزادی خواهی شاهنامه رو جلوی چشم مون میاره. اینجا توی ایران وقتی مردم به ناچار میخواستند که با این نظام همزیستی کنند - مثل داستان ضحاک که مردم توافق کرده بدند هر روز دو جوان خود را به ضحاک بدهند- و وقتی هر روز محضری برای تعیین عدالت گستری رهبر و مقام بزرگ او برگزار میگردد - مثل زمانی که از کاوه خواستند محضری را امضا کند که شهادت بدهد ضحاک عدالت گستر است- و همه و همه ی این داستان رو اکنون در ایران میتوان دید.
امیدوارم در آخر آزادی نصیب مردم شود.
با تشکر.



مریم  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۱۵:۵۵  ]

سلام جناب دکتر با نظر شما موافقم ولی نمی دانم چرا حکومتیان خود را به خواب زده اندو صدای مردم رانمی شنوند،کافیست به شعارها نیم نگاهی کنند که چگونه طی چند ماه تغییر کرد .اول از رای مرا پس بده شروع اما با خشونت حکومت به مرگ بر .. تبدیل گردید،
امیدوارم بیدار شوند چون حکایت همچنان باقیست



م  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۱۱:۱۷  ]

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
عکس العمل م احمدی نژاد در مجلس نشان از آن دارد که زمان رفتنش را حس کرده.
اندکی صبر سحر نزدیک است.
در پناه حق



آریوبرزن  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۰۶:۵۵  ]

سلام . به فکر یک شعار ماندگار هستم و چیزی بهتر از سرود و ترانه فریدون فروغی نیافتم . آنجا که میگه : آی شیاد میخای بمونی تو ، اما صبر که بره میدهم جزای تو ، اما صبر که بره میدهم جزای تو . ... تو خودرو ها از ترانه های فروغی که بگمانم برای امروز سروده شده است استفاده کنید . لطفا در تکثیر و همگانی شدن سروده های فروغی اهتمام لازم را مبذول فرمایید . ارادتمند شما آریو برزن حسینی منش



مریم  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۰۰:۴۴  ]

نظرات شما کاملا درست و منطقی است در مورد رهبر هم بگم "چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی". درود برشما



ali  
[ ۸۸/۸/۱۶ در ساعت ۰۰:۱۷  ]

با سلام و تحيت
استاد عزيزم/ خاطره اي كه لابلاي سطور گنجانديد را پيشتر در
وبلاگي ناشناس خوانده بودم . بارها خواستم صحت و سقم آن را
از محضر گرامي تان جويا شوم كه هربار مصلحت را براي خود بهانه
كرده و سر باز مي زدم تا مباد آنكه خاطرتان آزرده گردد !
تا اينكه خود بدان اشاره اي هرچند مختصر نموديد .
و اما دو پرسش :
1. آيا اين زمان را موعد مناسبي براي درج بسياري ناگفته ها و خاطرات نمي دانيد ؟ گهگاه ذكر خاطره اي براي عبرت و يا روشنگري
از خاطرم گذشت كه شايد برهه مطلوبي باشد تا هم روشنگري تان
در فضاي سياسي طراوت و تازگي ايجاد كند و هم اينكه با بيان خاطرات سري هم به دنياي داستان بزنيد كه ديري ست مطرود است !
شبيه داستان توصيه دكتر شهيدي " رماندن قاطران سلطان " . . .
ذكر خيري از ايشان هم خواهد شد و ايشان هم بر سبزينگي و ترنم
جنبش خواهند افزود !
2.شبي كه فرصتي براي وبگردي به دست آورده بودم در وبلاگي
اشاره اي اين چنين يافتم :
" دكتر مهاجراني در ديداري با رهبري "دن آرام" شولوخف را به ايشان هديه داده است ." . . .
آيا اين امر صحت دارد؟
دليل و منظورتان و پيام مد ذهن تان از آن كار چه بوده است ؟
با تشكر / سبز باشي
************************
سلام
نه مطلب هدیه کتاب درست نیست من در باره دن آرام در دوران نمایندگی و در کمیسیون دفاع با ایشان صحبت کرده ام. اما کتاب به ایشان هدیه نداده ام. ایشان همان وقت هم مدتها بود که دن آرام را خوانده بودند. البته ترجمه به آذین



سلام  
[ ۸۸/۸/۱۵ در ساعت ۲۳:۵۷  ]

جناب مهاجرانی سلام

"اجازه دهند دستشان بر دل های مردم باشد نه با باتوم بر سر و صورت مردم."

حرف از چه میزنید؟ دست بر دل مردم؟ کدام دلی است که همسوی قدرتخواهان زورگوست؟ همان عده ای هم که دنباله رواند یا جیبشان محتاج آقاست یا از جهل دلبسته اند. جهل.



بیم موج  
[ ۸۸/۸/۱۵ در ساعت ۲۳:۵۳  ]

سلام آقای دکتر. ای رفیق شفیق! سر زدنم به مکتوب مرتب است اما ارسال مطلب برای مکتوب برایم خوف انگیز شده است .چه می شود عرض کرد؟! گویند مآمون سر برادرش امین را که دستور داد ه بریدند در انظار مردم نصب کرد تا آب دهان بر آن اندازند . عده ای گفتند ای امیر! این کار سزاوار شما نیست . جواب داد الملک عقیم . چرا به این روز افتاد ه ایم؟ هر کس که گریزد ز خراجات شاه بارکش غول بیابان شود. ما قدر دولت اصلاحات ندانستیم . بهاری بود و بگذشت .حسرت تا اعماق جانمان رفته است. و این جان روح تازه ای باید در آن دمیده شود
**********************
بیم موج عزیز
جریده رو که گذر گاه زندگی- نه عافیت- تنگ است!





: