rose  
[ ۸۸/۸/۴ در ساعت ۲۳:۰۹  ]

باران، قصیده واری،
- غمناك -
آغاز كرده بود.

می‌خواند و باز می‌خواند،
بغض هزار ساله‌ی درونش را
انگار می‌گشود
اندوه‌زاست زاری خاموش!
ناگفتنی است ...
این همه غم؟!
ناشنیدنی است!

پرسیدم این نوای حزین در عزای كیست؟
گفتند: اگر تو نیز،
از اوج بنگری
خواهی هزار بار از اوج تلخ‌تر گریست



سامان  
[ ۸۸/۸/۴ در ساعت ۲۲:۲۲  ]

آقاي مهاجراني نوشته شما مثل هميشه عالي بود و فكر مي كنم بعد از شما چه وزرايي جاي شما را در وزارت خانه فرهنگ و ارشاد اسلامي گرفتند و هنوز گرفته اند.
آقاي مهاجراني حتماً هتك حرمت آقاي كروبي توسط افراطيون در نمايشگاه مطبوعات را شنيده ايد.
با خود مي گويم با اين وزرات فرهنگ و ارشاد كنوني، اين وحشي گري ها در نمايشگاهي كه قرار بود محيطي براي گفتمان و نماد شعور و فرهنگ غني ملت ايران باشد زياد بعيد نيست. چه آن كه هيچ كس از اردوگاه حاكم و علما نيز از اين عمل بي نهايت زشت و زننده، تبري نجست.
شايد اين سر انجام هر كسي باشد كه در اين نظام براي مردم بيچاره و بي كس حقي قائل باشد.
اين طالبان، كپي وحشي تر از اصل مي باشد.
من در دانشگاه اميركبير درس مي خوانم. قرار است همه در تظاهرات 13 آبان شركت كنيم. جاي شما خالي است...
ولي اگر به ايران باز گرديد اينها شما را اذيت خواهند كرد.
آقاي كروبي، موسوي و شما اصول ريا و دو رويي را بلد نبوديد. بهترين تبريكات مرا پذيرا باشيد.



محمد صادق  
[ ۸۸/۸/۴ در ساعت ۱۹:۱۲  ]

سلام دكتر ميدوني به نظر من چرا شما رو فيلتر نكردن
برانكه هر چه بيشتر بتونن بر سر اسمت نگهت درن وبه تاوان هر خطي كه نوشتي بيشتر در هجرت ماندگارت كنند تا مهاجراني بماني



سید مسیح فاطمی  
[ ۸۸/۸/۴ در ساعت ۱۱:۵۸  ]

سلام
داشتن پست قبلیتان را مطالعه می کردم باز همان سوال مهم و همیشگی به ذهنم خطور کرد ....خب پس چرا آقای مهاجرانی اینجا نیست تا زندانی شود کهریزک برود حتی اعدام شود که مردانه قیمت حرف ها و اعتقاداتش را پرداخته باشد ....نه اینکه دور مهلکه بایستد و به آیت الله منتظری آفرین بگوید یا بقیه ای را نکوهش کند...



حامد  
[ ۸۸/۸/۴ در ساعت ۱۱:۴۷  ]

دكتر واقعا ديگه شورش را در آوردي!!
بسه ديگه . مكتوب را از ريخت انداختي . نه نظرها را مي گذاري .
نه مطالبت به روزند . مكتوب هم داره از جذابيت مي يفته .
كه چي؟ كه شما مي خواهيد به يكسريها بگيد : آره!!
دكتر به فكر كسايي بايد بود كه همه اين سالها به خاطر تو به مكتوب آمدند و تا بگن تنها نمي ذارندت . ياد قبلانها به خير !!



عباس  
[ ۸۸/۸/۳ در ساعت ۲۳:۵۹  ]

فرارسيدن 4 ابان و جشن باستاني ابانگان را تبريك مي گويم



عمادالدين  
[ ۸۸/۸/۳ در ساعت ۲۳:۰۴  ]

سلام دكتر

كجايي پس!!!هر چي ما بگيم شماها بايد بيشتر بنويسيد و آگاهي بديدو باز مي ريد و هر 20روز يه بار مي نويسيد.....دكتر رحم كن!!!ما الان خيلي بيشتر به شما نياز داريم.

*****************
با معذرت از تاخیر ها



هومن قدس راثی  
[ ۸۸/۸/۳ در ساعت ۱۳:۴۹  ]

سلام آقای دکتر مهاجرانی
به ايميل من پاسخ نداديد اما من جوابم را در روزنوشت " ای آزادی " دريافت نمودم. مثل هميشه دوستار شما هستم. با احترام ، هومن قدس راثی



محمد  
[ ۸۸/۸/۳ در ساعت ۰۱:۵۶  ]

با سلام و عرض ادب
شب شنبه 24 اکتبر در لندن،ایام بس اندوه باری را میگزرانم و فکر ایران خواب را از چشم هایم گرفته است.کشورم دست نامحرمانی افتاده نابکار و افسوس که حتی گوشی برای شنیدن ناله هایم ندارم.یاد شما افتادم . دردلی کوتاه با مکتوب و مهاجرانی عزیز.
خستگی دل شکستگی و اما امید همه وجودم را فرا گرفته خسته از روزگار و نادانی نابخردانی که با رفتار نادرست خود آسیب های مهلک به اسلام و ایران زدند دل شکسته از دل شکسته بودن مادران داغدار سرزمین مادریم و اما امیدوار به خاطر عزم مردمی که تاریخ نشان داده است هیچگاه زیر بار ستم نرفته و نمی روند.
سحر زیبای آزادی جمهوری اسلامی ایران نزدیک است.
در پناه حق دکتر بزرگوار



نیما  
[ ۸۸/۸/۱ در ساعت ۰۰:۵۳  ]

درود بر شما کمی هم با کارگران و برای آنها سخن بگوئید .



بهمن  
[ ۸۸/۷/۳۰ در ساعت ۱۸:۱۰  ]

سلام استادگرامی
تنهایمان نگذارید!
برای دیدن بهتر آینده به پنجره گشوده چشمانتان نیازمندیم.



maryam  
[ ۸۸/۷/۳۰ در ساعت ۱۳:۳۰  ]

mamnoon ke too in roozhaye sard va tarik ba neveshtehatoon omid midin behemoon, be omide roozi ke azadi ro dar vatanemoon ehsaas konim



محمد صادق  
[ ۸۸/۷/۲۹ در ساعت ۰۱:۰۲  ]

سلام جناب دكتر
اسمشو بذاري گاه نوشت يا مثلا هر از گاه نوشت بهتر از روز نوشته ها





: