عمادالدين  
[ ۸۸/۶/۲۹ در ساعت ۲۰:۴۱  ]

سلام عيد فطر مبارك

آقاي دكتر خيلي دير به دير مي نويسيد، با كلي اميد ميام سر مي زنم باز مي بينم كه ننوشتيد...روز قدس جاتون خالي بود من چندين بار اشكم دراومد وقتي اين حضور گسترده رو ديدم اون همه احساس و شور و هيجان.....معلوم شد كه كي كف روي آبه!!!!!!دكتر لطفا جواب اون دوستاني رو كه نظر استاد شجريان رو درباره ي صداي زنان تقبيح كردند رو بديد...بگيد كه مخالفت با يك حكم فقهي مخالفت با خدا نيس... چرا فكر مي كنن هر چي كه خودشون قبول دارن عينه حقيقته....((يبارگي بفرمايند شاقول حق و باطل در جيب اونهاست فقط))



فاطمه  
[ ۸۸/۶/۲۹ در ساعت ۱۰:۵۷  ]

سلام آقای دکتر
عید سعید فطر رو بهتون تبریک می گم
هرچند نفهمیدیم چطور یهو عید شد! تا ساعت 9 شب میگفتند احتمال رویت هلال ماه وجود ندارد یه دفعه ساعت 10 شب گفتند برای رهبر! محرز شده!!!فعلا همه چیز باهم قاطی شده.



پویا  
[ ۸۸/۶/۲۹ در ساعت ۰۹:۴۲  ]

سلام آقا سید عطا !
عیدت مبارک سید جان
میدانی..
قبلا مینوشتم آقای دکتر مهاجرانی. اما این روزها بیشتر نزدیک خودمان میبینمت دکتر جان
اینطور که نوشتم یعنی به ما نزدیکتر شده ای , هر چند که دور هم نبودی پیشتر ...
از آخرین باری که پیام گذاشتم دیر زمانی میگذرد. آخر کم حرف شده ام. این روزها سکوت خیلی برایم میچسپد !
دوست دارم بیشتر بشنوم...
زنده باشی...



شهاب الدین خالقی  
[ ۸۸/۶/۲۸ در ساعت ۱۸:۱۱  ]

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجاست
قلم سبزتون پایدار



firoozeh Asgari  
[ ۸۸/۶/۲۷ در ساعت ۲۲:۵۳  ]

salam
ta-at va ebadat ghabool hagh..
har ke bamash bish barfash bishtar
hamishi intor bode har kas Elm bishtari dashte ast bishtar mored Ejhaf gharar grfte ast...
ya Ali



عليرضا  
[ ۸۸/۶/۲۷ در ساعت ۱۵:۳۶  ]

سلام
لااقل از مردم دنيا بخواهيد وكاري كنيد وقتي اين مرديكه احمدي نزاد به آمريكا مي رود درآنجا ودر حضور او تنفرشان را از او به هر طريقي نشان دهند تا هم او وهم اطرافيانش متوجه شوند



علی  
[ ۸۸/۶/۲۷ در ساعت ۰۸:۱۱  ]

چه عجب بعد از چند ماه شما هم به حرف آمدید. امیدوار بودیم زودتر به جنبش مردمی می پیوستید. باز هم خوب است. هنوز دیر نشده.



امیر احمدی  
[ ۸۸/۶/۲۶ در ساعت ۱۶:۲۷  ]

کاش یادی هم از خواننده ی متعهد داریوش اقبالی می کردید.به راستی ترانه های او در این 30 سال بالاترین تاثیر گذاری را داشته است.



امید  
[ ۸۸/۶/۲۶ در ساعت ۱۵:۱۹  ]

اقای مهاجرانی شما هم یه نامه به رهبر بنویسید شاید اثر کرد



mari  
[ ۸۸/۶/۲۶ در ساعت ۱۵:۰۴  ]

سلام
دكتر شما مقاله اي با عنوان "هر هزاره داودي" نوشتي تازگي؟!
پس چرا توي مكتوب نيست؟!!



دوستدار امام  
[ ۸۸/۶/۲۶ در ساعت ۰۰:۲۰  ]

چند سوال از حامیان رهبر انقلاب:
1-راستی رهبر ما معصوم است؟ اگر جواب منفی است لطفا حامیان ایشان نمونه هایی از خطاها یا اشتباهات ایشان در بیست سال گذشته را مثال بزنند...

2- چرا ایشان در همه دوره ها همه مشکلات کشور را بر عهده روسای جمهور و دولت یا سایر قوا می اندازند و خودشان مسئولیت هیچ مشکلی را نمی پذیرند؟

3- هر کس به میزان قدرت و اختیاراتی که دارد باید پاسخگو باشد. ایشان بیشنرین قدرت و اختیارات را دارا هستند آیا پاسخگوی مشکلات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور هستند؟

4- ایشان در 20 سال اخیر در هیچ مصاحبه آزاد مطبوعاتی به پرسشهای نمایندگان رسانه ها و افکار عمومی جواب نداده اند. چرا؟ آیا از شان ایشان کاسته می شود؟

5-چرا در انتخاباتها هر کس که بیشتر مورد نظر ایشان است کمترین رای را می آورد؟ بر عکس افرادی مانند موسوی و خاتمی محبوب قشر جوان و تحصیلکرده قرار می گیرند؟

6- ایشان چه سوابق درخشان اجرایی و مدیریتی دارند؟ در دوران 8 ساله رئیس جمهوری ایشان چه مدیدیتی از خود نشان دادند؟ همه می دانیم که اداره امور کشور و ریاست دولت در آن زمان با نخبست وزیر محبوب امام بود.

7-اگر کشتار مردم در خیابانها با دستور و موافقت ایشان نبوده است چرا ایشان این اعمال را صریحا محکوم نکردند؟ بر اساس کدام ماده قانونی ماموران حق شلیک به تظاهرات آرام مردم را داشتند؟

و هزاران پرسش دیگر......



عمادالدين  
[ ۸۸/۶/۲۵ در ساعت ۲۳:۳۶  ]


سلام دكتر
طاعات قبول
دكتر جان تو را به خدا هر روز بنويس. دلم مي گيرد اگر ننويسي و يا نيايي بي بي سي!در صداي شما آرامشي وجود دارد و در نوشته هايتان نيز.ما را بي نصيب نگذار.



حميدرضا  
[ ۸۸/۶/۲۵ در ساعت ۱۶:۲۵  ]

سلام آقاي مهاجراني
راستي شما از سعيدي سيرجاني هيچ نگفته ايد .
شنيده ايم كه شما روابط صميمانه اي با ايشان داشته ايد .
مثلا شنيده ايم كه : در يادداشت "نكته" بر ضد امام و جنگ" داشته
كه سكوت شما و عتابها خروش كروبي را در پي داشته است !
چرا از خاطراتتان با او چيزي براي ما نمي نويسيد؟



متحد ديروز و منتقد امروز  
[ ۸۸/۶/۲۵ در ساعت ۱۵:۵۳  ]

دكتر مهاجراني گرامي
سلام
من از مخالفهاي شما هستم اما هميشه جانب انصاف را نگه داشته ام.
خوبي كردي اقرار كرديم ! اما اين كه آمدم تا در سايتت نظر بگذارم
اول بنا نداشتم بعد گفتم بايد يك سري حرفها را گفت!
الحق كه در حق رهبرم جفا كرده اي !
يادت رفته در كوران جبهه گيري هاي مقاله "مذاكره مستقيم" نوشت:
"من ده سال است كه شما را به صدق و صفا و طهارت مي شناسم!
و شما را برادر خوب خودش خواند!!
حتي يادم هست كه از شما عذر خواهي هم كرد !! در همان نامه ..."
دكتر مهاجراني گرامي!
گيرم كه دوتا برادر باهم به مشكل هم بخورند . گيرم كه يكي اشتباهاتش بيشتر هم باشد . گيرم يكي ضرر بيشتري ببيند .
اما بد كردي دكتر جان ! خدا از سر تقصيرات همه ما بگذرد !
اما انتظارم از كسي كه وقتي كتاب " آيات رحماني " اش را در نقدرشدي مي خواندم . سطر به سطر اشكم مي آمد و برايش دعاي خير
داشتم بسي بيش از اينها بود ! قلمي كه "عاشورايي" بود . . .
حتي قلمي هم كه " سهراب كشان" را نوشت ! و نقبي به تاريخ سفله پرور و نابخرد ما زد ! اما مدتهاست كه دلم از دستت خون است!
من ندارم از "عطا اله" اميد عطا
من نه تنها خلق بسيار از او بينم پكر



حسین (H-S)  
[ ۸۸/۶/۲۵ در ساعت ۰۵:۴۲  ]

سلام
طاعات قبول
جناب آقای مهاجرانی در این چند سالی که مکتوب را می خوانم تا به حال شما را این چنین ندیده بودم



محیا  
[ ۸۸/۶/۲۵ در ساعت ۰۱:۵۴  ]

آقای دکتر مهاجرانی
لطفا برای پی بردن به معنای نام فامیل سابق آقای احمدی نژاد( سبورجیان یا سبور + جیان) سری به لغت نامه علامه دهخدا بزنید و معنی کلمه سبور را بخوانید .



م پ  
[ ۸۸/۶/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۶  ]

هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و یحسبون انهم یحسنون صنعا
امیدوارم شما مصداقش نباشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



لیلی  
[ ۸۸/۶/۲۴ در ساعت ۲۱:۵۳  ]

سحر آن است که بیدار شود اقیانوس
سحر آن است که خورشید بگوید... نه خروس



غلامرضا  
[ ۸۸/۶/۲۴ در ساعت ۱۵:۵۳  ]

تقدیم بر دولت مردم فریب:
هم مرگ برجهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خـــزانِ نکبـــــتِ ایام ناگــهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کُُند خراب
بر دولت آشــیان شــما نیز بگـذرد
باد اجل که هست گلو گیر خاص و عام
برحلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه زبهر ستم دراز
این تیزی سنان شــما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد
بیداد ظالمـــان شمـــا نیــــز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عو عوی سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد ســــم خران شمـــا نیــــز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغـــــــدان شــــما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچـــار کاروان شــــــما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت زناکسان شمـــــا نیز بگذرد
بیش از دو روز فرصت دیگر کسان نبود
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان زتحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل زگلستان شما نیز بگذرد
آبی ست ایستاده در این خانه جاه و مال
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ نفس
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد



Mohsen  
[ ۸۸/۶/۲۴ در ساعت ۱۲:۴۵  ]

Salam
Aghaye Mohajerani, ma Iraniha melate efrat va Tafreet hasteem movazeb basheem baraye kasbe Azadi esteghlal ro fada nakonemm. BBC motmaenan kheir khahe melate Iran nist, Chera ye shabake Mahvareii taesees nimikoneed, shayad sakhte vali behtar az mosahebe ba BBC hastesh.



هموطن  
[ ۸۸/۶/۲۴ در ساعت ۱۱:۲۸  ]

یا حق
"امسال، راه قدس از تهران می گذرد."



مهدی  
[ ۸۸/۶/۲۴ در ساعت ۱۰:۵۵  ]

با سلام و عرض ادب
آقای دکتر تورو خدا مواظب خودتون باشید، یه زمانی خدای ناکرده ترورتون نکنند



رامين  
[ ۸۸/۶/۲۴ در ساعت ۰۶:۳۲  ]

درود بر آزادمردان ايران.باشد آن روزي كه آزادي را استنشاق كنيم و دمي از آن هواي جان بخش بگيريم . به ياد روز هاي بيفتيم كه براي آن دم تلاش كرديم و زنداني شديم.و باشد روزي كه بگوييم هيچوقت استبداد بر ما چيره نخواهد شد



سید علی  
[ ۸۸/۶/۲۴ در ساعت ۰۰:۵۲  ]

سلام جناب آقای دکتر مهاجرانی.
صدای ناله ی باد را از کوچه پس کوچه های تاریک و بی حیای دارالعماره میشنویم. چشم نومیدمان را به سه،چهار نفر از یاران و دار و دسته های با مرام انقلاب 1357 منعکس کرده ایم...
مائیم و چند فرصتی برای احیاء حقوق شهروندی و تا پایان سال یا شایدم کمتر وقتی برای جواب کودتای 22 خرداد نداریم...
من و همه ی هموطنان عزیزم برای پاسخ دندان شکن به دولت بی اعتبار و فاسد احمدی نژاد و همراهی موج بزرگ سبز اعلام آمادگی می کنیم...
با استعانت از خدای منان و وارثینش بر روی کره خاکی آرزوی ملت بزرگ ایران محقق می شود.
با آرزوی سلامتی برای شما و همه ی دوستان.



بهمن  
[ ۸۸/۶/۲۳ در ساعت ۲۳:۱۷  ]

سلام استاد گرامی
محسنی اژه ای: «این خانم می گویند که ایشان را دستگیر کرده اند و به کلانتری برده اند و در آنجا به ایشان دشنام داده اند و لباسشان را کشیده اند و پاره کرده اند و دست آن مامور به بدنشان خورده است. اما اصلا حرفی از تجاوز نمی زنند»!!!
به گمانم که ایشان خیلی هول کرده اند. حاضرند که هر حرفی هر استدلالی بکنند که آخرش مجبور نباشند که بگویند چنین چیزی رخ داده است. غافل از اینکه همین قدری که آقای اژه ای گفته اند نکته دانان را کفایت می کند.
مثل سخنرانی آقای خامنه ای در نماز جمعه که روز قدس را روز «وحدت ملی» می نامد!!! جالب است! سال های گذشته روز مقاومت وایستادگی در برابر دشمن صهیونیست بود، روز وحدت مسلمانان بود و ...
همان که گفتند و گفتید: دفاع از نظام به هر وسیله



زهرا  
[ ۸۸/۶/۲۳ در ساعت ۲۲:۲۰  ]

سلام آقای دکتر
خواهش میکنم لطفا در مورد صحبتهای محمدآقا(روزنامه نگار) نظرتان رابفرمایید.من به مدخل هاو سایت هایی که گفته بودند مراجعه کردم وبرایم مسجل شد که گفته هایشان حقیقت دارد. اما من هنوز نمی توانم باورکنم! خواهش میکنم نظرتان بفرمایید تا به یقین برسم.
بااحترام و مودت
سبز و سلامت باشید.



حمیدرضا  
[ ۸۸/۶/۲۳ در ساعت ۱۸:۰۱  ]

بهر ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست
کار ایران با خداست
مذهب شاهنشه ایران ز مذهب ها جداست
کار ایران با خداست
شاه مست و میر مست و شحنه مست و شیخ مست
مملکت رفته زدست
زین سیه مستان به هر سو فتنه و غوغا به پاست
کار ایران باخداست
هر دم از دریای استبداد آید بر فراز
موجهای جان گداز
زین طلاتم کشتی ملت به گرداب بلاست
کار ایران با خداست
مملکت کشتی ،حوادث بحر،استبداد خس
نا خدا عدلست و بس
کار پاس کشتی و کشتی نشینان با خداست
کار ایران با خداست



سبز اندیش  
[ ۸۸/۶/۲۳ در ساعت ۱۰:۰۰  ]

سلام آقای مهاجرانی.با آرزوی قبولی طاعات و عبادت
آقای مهاجرانی این روزها شنیده میشود قرار است جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس شرکت کند از آنجایی که هیچ دعوتی از جانب سران جنبش برای شرکت در راهپیمایی روز قدس انجام نشده عده ای بر سر دو راهی قرار گرفته اند که در این راهپیمایی شرکت کنند یا خیر .آیا حکومت میتواند حضور سبزهارا به نفع خود مصادره کند؟از شما خواهش میکنم توضیحات مفصلی درباره روز قدس و اینکه وظیفه ما در این روز چیست را ارائه کنید.
با تشکر



بيم موج  
[ ۸۸/۶/۲۳ در ساعت ۰۱:۱۲  ]

سلام آقاي دكتر.مدتيست از روزگارتان بي خبرم! اما گاهي بعضي دوستان مي گويند آقاي مهاجراني با بي بي سي (بخش فارسي )صحبت مي كرد و چه جالب .هر كجا هستي سالم باشيد و تندرست. اما سخني دارم : جناب آقاي دكتر مسولين جمهوري اسلامي تا كي مي خواهند كتمان حقيقت كنند. بعد از آن خطبه جمعه خان ديگر صولت و هيبتش در اجتماع فرو ريخته است. در ايران وزارت اطلاعات كاره اي نيست هر چه هست سپاه هست وبس. دروغ و تملق بيداد مي كند در بين دولت مردان . مردم از نظر اقتصادي هر روز افولي نو دارند. ولي در شگفتم تا كي اين همه بي شرمي .روحانيت ديگر استقلالي ندارد اگر بر منابر چيزي در طعن دولت گفته شود تهديد و ارعاب در پي سخنوران است. ولي استبداد و ظلم سرانجام نابود است . اندكي صبر ظفر نزديك است
****************
سبز و سلامت باشید.
التماس دعا.



مهدی  
[ ۸۸/۶/۲۳ در ساعت ۰۰:۴۶  ]

با سلام خدمت دکتر مهاجرانی عزيز و تمامی نظر دهندگان:
در جواب دوستی که تحت عنوان نفيسه و بزبز قندی نظر دادند عرض کنم بر فرض محال تقلبی هم نشده وآقای احمدی نژاد با رای اعلام شده به رياست رسيده است .پس چرا تحمل شنيدن صدای مخالف را ندارد .يعنی به راستی نمی داندصدای مخالف اگر شنيده نشود به فرياد تبديل ميگردد.دوما مشکل اصی شما ها مشکل تفکر است.بر تمام اهالی روشنفکر جامعه پِيروزی احمدی نژاد مسجل نگرديده و تقلب حتمی است.در جائی که دين ابزار حکومت بر جامعه گردد آغاز انحراف است.
دليل پيشرفت قدرت طلبان داشتن رهروان نادانی است که خدمت به زورگويان را وظيفه شرعی ميداانند.
بسيار جای تعصب دارد که غالبا افراد تهی وکسانی که عقده هائی دارند و از گشودن آن عاجزند و از راههای معقول و مشروع هم نمی توانند به جائی برسند ميخواهند بدون پر و بال علم پرواز کنند.و بدون نيروی کافی جهش نمايند و تمام موضوعات پيچيده را خود به تنهائی حل نمايند که نتيجه اين پرواز سقوط است به نابودی.



آشنا  
[ ۸۸/۶/۲۳ در ساعت ۰۰:۰۳  ]

جناب استاد
تا به حال هر چه نظر داده ام سانسور فرموده اید..
باکی نیست که مشی آزادی خواه امثال شما و سروش را اینگونه بهتر می فهمیم ..
ایام عزت مستدام!!!



faani  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۲۳:۵۶  ]

قرآن و سكولاريسم

سوره مباركه كافرون:
بگو اي دگرباوران . من آنچه كه شما باور داريد را نمي پذيرم . و شما نيز باورهاي مرا نمي پذيريد . و نه من به آنچه شما معتقديد باور دارم . و نه شما به معتقدات من باورمند هستيد . دين شما براي شما و دين من براي من.



مرتضی  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۲۱:۲۳  ]

سلام :
شمارو نمی دونم اما اوضاع و احوال ما که داخل پادگان نظامی به نام وطن محبوس شده ایم اصلا خوب نیست. با شور و شوق راه رو شروع کردیم ولی با روندی که پیش می ره نمی دونم قرار چی بشه.گر چه شما فرمودید که راه رهایی از استبداد دینی راهی طولانی است و به بردباری نیاز دارد.قبول ،اما نگرانی من از طولانی بودن و یا صعب العبور بودن راه نیست . نگرانی من از این است که:
مبادا مردم سبز یکدیگر را فراموش کنند و رها کنند.
مبادا راه به بیراهه کشیده شود.
روشنگران این راه مبادا منجمد شوند.
مهاجرانی عزیز نمی دانید در این قحطی امید نامه دکترسروش چقدر من را امید وار کرد. از خود می پرسم پس موسوی کجاست ؟ چه کار می کند؟ چرا عکس العملی نشان نمی دهد؟ اگر اورا هم بازداشت کنند مردم راه را از کجا بجوییند؟
مهاجرانی عزیز چقدر جای شما بین ما خالی است که در وطن بودن و مبارزه کردن لطف دیگری دارد و امید دیگر ی به ما می بخشد.گرچه همینقدرش را باید شاکربود.برنامه های شما هم در بی بی سی محدود است و نمی توان حق مطلب را ادا کرد .ایکاش حضور شما گسترده تر و فعال تر بود.فکر نمی کنم شما در خارج از کشور برای اعلام موضع محدودیتی داشته باشید؟ علتش چیست ؟ اگر این را جواب بدهید ممنون میشوم.

من منتظر پاسخ صریح شما هستم
دوستتون دارم و به فردی مثل شما افتخار می کنم.



فاخته  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۲۰:۳۴  ]

یکی از دوستان فرضیه را در رابطه با ارتباط یهودیان با حاکمان فعلی حکومت ایران مطرح نموده اند. راستش من زیاد اهل مطالعه و تجزیه و تحلیل در این زمینه ها نیستم. اما بعنوان یک شهروندخیلی وقت است که احساس می کنم اتفاقاتی که در این کشور می افتد صهیونیستها را خوشحال میکند. اینکه همدلی ها شکسته می شود، اینکه نخبگان سرکوب و طرد می شوند، اینکه انرژی فعال جامعه صرف زد و خورد ها می شود، اینکه چهره اسلام خراب می شود. اینکه ناامیدی بر سر تمام جامعه سایه افکنده و .... همه و همه اتفاقاتی است که دل صهیونیستها را خوشحال میکند. انگار که یهود دارد بر ما به شکل برده وار بر ما حکومت میکند



علي  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۱۶:۴۷  ]

بسيار بسيار ممنونم اؤ اين مقاله. واقعاً جالب گفتین که عصر بربریت شروع شده.
در خصوص تقلب در انتخابات، کمیته ی صیانت از آراء این همه مستندات ارائه کرد. چطوری برخی دوستان هنوز براشون مسجل نشده؟؟؟ چطوری باید مسجل بشه؟؟خودشون بیان تو صدا و سیما بگن تقلب کردیم؟؟؟؟؟



سعيد  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۱۵:۴۲  ]

جناب مهاجراني عزيز:
باز هم بگو
باز هم بنويس
باز هم .....
ملتي گرفتار در جنگ دژخيم است



arash  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۱۵:۳۶  ]

سلام جناب مهاجرانی عزیز- آیا باور ندارید که شما هم اگر در ایران بودید این خناثان و سگان دربار سلطان به بندتان می کشیدند و اعتراف می گرفتند؟ اینها که کینه ای عمیق از دانشمندی بزرگ چون شما دارند ؟ والله که اگر بودید الان مثل ابطحی و دیگران و بویژه حجاریان بزرگ در زیر شکنجه و اعتراف بودید . پس تا می توانید بنویسید و چهره ضحاکیان را به مردم بشناسانید سبز باشید



رضا  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۱۵:۱۵  ]

مسلماً بهتر است هر كسي كه مي‏تواند براي راهپيمايي روزقدس به تهران برود ، اما به نظر شما بهترنيست بسياري از طرفداران شهرستاني جنبش سبزكه نمي‏توانند درتهران حاضر شوند براي راهپيمايي روزقدس به مركز استان خود بروند تا هم صداهاي پراكنده سبزهاي شهرستاني بهتر شنيده شود هم جنبش در سراسر كشور فعال شود هم فشار روي تهرانيها كمتر شود.
(يك پيشنهاد عالي توسط يكي از دوستان اينترنتي: سبزها در روز راهپيمايي، شعار ندهند ودر سكوت راهپيمايي كنند تا فرصت فريبكاري وتفرقه‏ افكني را ازكودتاچيان بگيرند و براي ايجاد تمايز با كودتاچيان تنها با قدرت پا بر زمين بكوبند.فقط يك لحظه تصور كنيدچه عظمت خردكننده وشكوهمندي خواهد داشت.)
اگرموافق هستيد لطفاً اين برنامه را تبليغ كنيد، .به اميد ديدار درجشن پيروزي در روز آزادي



nafas  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۱۳:۲۳  ]

تا كي ناراضي ؟؟؟؟تا كي جرا جرا ؟؟؟؟تا كي مخالفت ؟؟؟؟خسته نشديد ؟؟؟خسته نشديد؟؟؟؟
اگر شما قرآن مي خوانيد كه ظاهرا از شواهد پيداست همين گونه است پس خوب است بدانيد دنياي ديگري هم وجود دارد آقا جون .



محمد  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۱۳:۰۵  ]

آقای دکتر مهاجرانی عزیز ! ضمن سلام و عرض ادب ، می خواستم نکته مهمی را به جنابعالی یادآور بشوم . چیزی که الان و اینجا می نویسم ، نه حتما برای درج در ردیف نظرات سایت ، که نوعی نظرخواهی و دعوت به تامل از سوی حضرتعالی است . می خواهم اینجا به نکته ای بپردازم که چند روز خواب و خوراک بنده را گرفته است . من پیش تر هم به وبگاه شما سر زده ام و با نام مستعار چند خطی هم برای شما نوشته ام . یکی از نوشته ها مربوط به خاطره ای از دوران وزارت شما بود و همان که با خطاب آقای وزیر شروع می شد . بله بنده همان روزنامه نگاری هستم که در جلسه مدیران استانی وزارت ارشاد حضور داشتم و ماجرای نشریه بهمن و ادعای بولتن داخلی وزارتخانه را نسبت به جنابعالی مطرح کردم . بگذریم که به نظرم برای مرور خاطره و اشاره به گذشته ، اینجا نیآمده ام و مقصود بسیار بزرگتری وادار به این نوشتن کرده است مرا . آقای دکتر مهاجرانی عزیز ! انتخاب شما به عنوان مخاطب این یادآوری انتخابی تصادفی نیست . پیدا کردن فرد با نفوذ و قابل اعتمادی مثل شما ، در ایران امروز ، بسیار مشکل شده است . غباری که سیاست امروز ایران را پوشانده ، حتی اجازه تشخیص درست و دقیق دوست از دشمن را به آدم نمی دهد . انتخاب شما هم به خاطر موضع گیری صریح و صحیح تان در این برهه از تاریخ صعب و سخت کشورمان است . بنده به عنوان یک روزنامه نگار و همکار کسانی چون سعید رضوی فقیه و حسین باستانی و ... در روزنامه هایی چون صبح امروز و بهار و...راستش هنوز نتوانسته ام آن طور که باید به روابط جاری در پهنه سیاست ایران بعد از انقلاب اسلامی پی ببرم . این تردید نه به ناجستجوگری بنده ، که به تعلیق بالای داستان بر می گردد . از وقتی محمود احمدی نژاد وارد این داستان شد ، به سیاق داستان های مدرن یا پست مدرن پس از میلان کوندرا ، متن با ماورای متن آمیخته شد و تشخیص کنش سیاستمداران حاکم از متن حکومت بسیار دشوار ی یافت . چهار سال گذشته که برای اغلب ما روزنامه نگاران اصلاح طلب یا به ترک کار و یا به ترک کشور انجامید ، فرصتی به بنده دست داد که در کمال سختی ها ی مادی و روزمره ، به کنج انزوایی بخزم و دل به موج کتاب هایی بسپارم که ابتدا به دین و مسایل عقیدتی باز می گشت و در ادامه با مسایل فکری و فلسفی بیشتری برخورد می کرد . مرور یکجای شاهنامه فردوسی ، مثنوی مولانا ،قرآن ، اناجیل ، عهد عتیق ، مزامیر و کتاب هایی از کسانی چون جیمز جرج فریزر ، گاستون باشلار ، جولیان جینز ، ارنست کاسیرر ، اریک فروم ، میرچا الیاده ، آنتونی گیدنز ، دکتر مهرداد بهار ، دوست و استاد عزیزم دکتر جلال ستاری ، دکتر عبدالحسین زرین کوب وبسیاری از نام آوران دیگر عرصه فرهنگ تنها بخشی از این جست و جو گری بنده را در چهار سال گذشته تشکیل می داد . پژوهشی که کماکان ادامه دارد و دائم در خود تکمیل و تکمیل تر می شود . این ها را گفتم که تازه به اصل موضوع بپردازم . به چیزی که سه شب و روز گذشته بنده را اشغال کرده و باعث شده اکنون به رغم بی خوابی ، خیلی شتابزده و با هیجانی مضاعف دست به کلیدهابرده و این گزاره های کاملا پراکنده را بنویسم . آقای دکتر مهاجرانی عزیز ! باز به چهار سال گذشته باز می گردم . به سال هایی که نه در کسوت روزنامه نگار ، که ناچار در مقام یک مخاطب ، تا جایی که ممکن بوده اخبار سرزمین مقدسم ایران را دنبال کرده ام . اجازه بدهید راحت تر بگویم و متن شدن متن را به خود شما وا بگذارم ، که بی خوابی ، راستش ، اذیت می کندم . وقتی احمدی نژاد رئیس جمهور شد ، از همان ابتدا تغییرات آشکاری در ایران اتفاق افتاد . برای بنده نخستین تغییر محسوس و رادیکال ، نه اخبار رایج ، که برداشتن ستون میان میدان امام خمینی زادگاهم ( همدان ) بود . ستونی که تندیسی از نام مقدس الله را نگه داشته بود . این ستون تاریخی هشتاد ساله که متناسب با میدان شش خیابانه همدان طراحی شده بود و جزئی از بافت خاص همدان به حساب می رفت ، برداشته شد و جای آن را حجمی بسیار نازل گرفت ، که صد البته تظاهرات ایدئولوژیک داشت . حجمی بسیار بی تناسب که فیگور امام خمینی را ، برای مثال به بدترین شکل ممکن ( با دفرماسیونی عجیب و غریب ) به رخ می کشید . در مورد این اتفاق با اتکا به همان تندیس مقدس الله که نیست و نابودش کردند ، بر خلاف میلم به نوشتن در روزنامه های وقت ، یادداشتی نوشتم ، که با هیچ واکنشی روبه رو نشد . بگذریم که این کار شهرداری و میراث فرهنگی همدان حتی پدر و مادر پیر و بی سواد بنده را هم حسابی به تعجب واداشت . چه آن ها فکر نمی کردند در جمهوری اسلامی چیزی جایگزین مقدس ترین نام شود . این ، همانطور که جنابعالی می دانید ، یک از میلیون ها تجاوز و تعرضی بود که به میراث فرهنگی و دینی و ملی ما در دولت پیشین احمدی نژاد شد . داستان چهار سال گذشته ایران و ایرانی نماهای در قدرت ، فکر نمی کنم از دید انسان فرهیخته ای چون شما پنهان بوده باشد و یادآوری آن به حضرتعالی حتم دارم که زیره به کرمان بردن به حساب می آید . هر چه می خواهم خلاصه کنم عرایضم را ، انگار نمی شود که نمی شود . پرسشی که حتما برای بسیاری دیگر هم در دوره یاد شده پیش آمده و احتمالا به پاسخی در خور نرسیده است ، چرایی گذار از منطق جاری جمهوری اسلامی به مشی و منطقی جدید - به هر قیمت - است . خود شما سال ها سیاستمدار بوده اید و می دانید که بدترین سیاستمدار هم در نهایت به دنبال باقی گذاشتن بهترین نام ها و بهترین یاد ها از خود است . پس چه چیزی باعث می شد ( می شود ) که برغم آزمون های بسیار و سنجه های فراوان ، خطا با خطا همراه باشد و بر همان خطاها هی اصرار و اصرار باشد . تحلیل ها و تفسیرهای بسیاری بر این ناسازه های سیاسی احمدی نژاد و یارانش شده است ، که به نظر با واقعیت و آنگاه حقیقت ماجرا جور در نمی آید . بازی احمدی نژاد با مباشرت و صد البته انفعال رهبری ، بازی سراسر تازه ای است که در تفسیر نمی آید . نیاز به تاویل دارد و طرحی تازه تر . بزرگترین کنش منفی احمدی نژاد در چند سال گذشته ، بدون تردید به هم ریختن پایه های اعتقاد دینی و از هم گسیختن شیرازه روحانیت در ایران بوده است . کسی از توده مردم فکر نمی کند بشود در جمهوری اسلامی به هشمی رفسنجانی تو گفت . کسی فکر نمی کرد در جمهوری اسلامی آخوندی را بیرون از لباس آخوندی و در هیات یک زندانی به دادگاه بیاورند و او را به ذلت بیندازند . کسی فکر نمی کرد در جمهوری اسلامی ( تاکید می کنم در جمهوری اسلامی ) پالیزداری پیدا بشود چندین چهره روحانی شناخته شده را ( صرف نظر از کرداری که راست یا دروغ داشته اند ) به باد توهین و تهمت بگیرد و سر سالم به گور ببرد . آقای مهاجرانی ! شما را نمی دانم ، ولی بنده شک دارم که سعید امامی مرده باشد و یا شهرام جزایری و پالیزدار در زندان باشند . این ها البته خیلی مهم نیست . می تواند ظن و زعم عامه باشد در مورد سیاست . شما باورتان می شد که روزی در مورد مراجع تقلید در جمهوری اسلامی با این صراحت و با این سبکی سخن بگویند ؟ یادتان که نرفته در سال حضرت محمد ( ص ) چه کتاب هایی از سوی وزارتخانه ها با تیراژ بالا منتشر شد و اتفاقی نیفتاد ؟ به تمام مراجع نامه نوشتم . اعتراض کردم . گفتم این پیامبر نیست . این تصویر بسیار موهنی از پیامبر است . آقای مکارم در نامه ای پاسخ داد و تاکید که هشدار می دهد به وزرا . باز هم صدایی در نیآمد . دفتر نمایندگی ولی فقیه منتشر کرده بود آن توهین های علنی و آشکار را ، که ادعای نگاهی نو به سیره و صورت پیامبر داشت . تو را به خدا یکبار هم که شده با آن دانش بالایی که دارید به حرف های محمد علی رامین رجوع کنید و مرور کنید شان . آنجا که فیلترینگ هم نیست . جستجو کنید همه مدخل هایش در دسترس شماست . یک بار مرور کنید کرد و کار و گفتار غلامحسین عصا به دست ( الهام ) و همسرش را . و از همه این ها مهم تر یک بار مرور کنید اظهارات و ادعای اسفندیار رحیم مشایی را . کارهایش به کنار .حرف هایش را بچسبید . به ویژه سخنرانی اخیرش درمراسم تودیع وزیر علوم را . بوی تورات نمی دهد حرف ها ؟ سه روز است که من دارم دنبال ریشه های این گرایش جمعی احمدی نژاد و دوستانش می گردم . هزار مدخل را در همین اینترنت بازخوانی کرده ام . نوشته های عبدالله شهبازی ، چه آنجا که ادعا می کند خودش نوشته و چه آنجا که به مصلحت نسبت می دهد به نگارش و انگارش دشمنانش ، در این زمینه تا حدود زیادی روشنگری می کند . هر چه در مورد کابالیست ها و فرقه های نهانی یهود یت و بهائیت و فراماسونری و آنوسیان و سبورجیان و ...پیدا کردید ، حتما بخوانید ، که کمک می کند به نهان روشی مشایی در این سخنرانی و ردپاهای دیگری که این جماعت از خود به جا گذاشته اند و می گذارند . انتظار هیچ رویداد خوشی را هم در روزهای آینده نداشته باشید ، که با این رویکرد احمدی نژاد بعید می بینم . ناگفته نماند که به این ماجرا انگار ابتدا دکتر مهدی خزعلی اشاره کرده و آن طر که باید انعکاس جدی نیافته است . فکر می کنم آنچه را که باید ، در همین اشاره های پراکنده گفتم . دیگر شما و بزرگوارانی چون دکتر سروش و دکتر محسن کدیور و آقای یوسفی اشکوری و آقای احمد سعادتیان و رسانه های فراگیری چون بی بی سی می مانید که در مورد این فتنه دست به روشنگری بزنید و ریشه آن را بخشکانید . بهترین تریبون با بیشترین مخاطب ایرانی ، الان ، همان تلویزیون بی بی سی است که همه آن را می بینند . کافی است که این حقایق ، البته بعد از ریشه یابی دقیق و در آینده ای بسیار نزدیک ، ابتدا به گوش جامعه روشنفکری و سپس مردم ایران و سپس تر مراجع و روحانیون حقیقی کشورمان برسد تا در بستر یک آگاهی همگانی و یک خیزش تند عمومی به یک کنش کارساز تبدیل شود . آقای دکتر مهاجرانی عزیز ! باور کنید هر چه این روشنگری و آگاهی بخشی و اطلاع رسانی به تاخیر بیفتد مسوولیت شما بزرگواران در برابر این مذهب و این مردم و این مملکت بیشتر خواهد شد . این کاری است که الان از دست ما اهل رسانه و روزنامه در ایران بر نمی آید . چه خودتان بهتر از هر کسی واقف به شرایط داخلی سرزمین مان هستید . دوستانی چون سعید رضوی فقیه و احمد قابل و ... هم که با شجاعت تمام حرف هایشان را برای مثال از تریبون بی بی سی می زنند باید هر لحظه منتظر دستگیری و شکنجه و چه بسا بدتر از آن ها باشند . از اینکه اسم و شهرتم را ذکر نمی کنم واقعا عذر می خواهم . پست الکترونیکی پای متن هم پست الکترونیکی اصلی بنده نیست و فقط نام کوچک بنده رادارد . توقع زیادی است ، ولی خوشحال می شوم اگر نظر موافق ویا مخالف حضرتعالی را نسبت به اظهاراتم بدانم .در صورت لزوم خودم را به شما معرفی خواهم کرد .با ارادت و احترام : یک روزنامه نگار
********************
محمد عزیز
سلام
به نکته بسیار مهمی اشاره کرده اید. پیشنهاد می کنم حاصل بررسی خود را در همین باب برای من ارسال فرمایید تا در سایت های سبز منتشر شود.
درود



ناصر  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۱۱:۴۲  ]

سلام
درود
راستی این نون حاصل از سهم امام چی توشه که هر کی می خوره اینجوری بی خیال میشه؟ البته آقای منتظری و.. حسابشان جداست!!!



اميرحسين  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۱۱:۲۴  ]

سلام آقای دکتر،
بعد از شنيدن سخنان رهبری در روز جمعه، ديدن شما و شنيدن صحبت های شما در برنامه صفحه دو که مثل هميشه با متانت و آرامش خاصی بود ، کلی آرامش بخش بود. ولی فکر می کنم به يک چيز اشاره نکرديد، و اون اينکه به چه حقی جريان حاکم خودش رو امام علی (ع) فرض می کنه و معترضين رو مخالفين علی و بعد بر مبنای اون تحليل ميشه که امام علی با خوارج و مخالفين خود اينگونه برخورد کرد... فکر می کنم شما هم با تحليل سخنان رهبری و رفتار امام علی (ع) در اون برنامه به نوعی ناخواسته اين موضوع رو تاييد کرديد.
آيا امام علی زندان کهريزک و شکنجه گاه داشت؟ آيا امام علی از تقلب دفاع می کرد؟ و ....



بهادر  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۰۴:۳۸  ]

در تمامی عمرم جز به هنر به هیچ خدا و مذهبی اعتقاد نداشتم و جز هنرمند به هیچ پیامبری. کسانی که به مردم خیانت نکرده اند و در اوج خوش نامی و راحتی پای مردم ایستاده اند. اگر رسولانی بوده اند جز هنرمندان با اصالت نبوده اند. جناب مهاجرانی تعجب می کنم که تازه به خیانت روحانیون پی برده اید. این پیران ستایشگر مرگ و ادبار و بدبختی اولین بار نیست که به مردم پشت می کنند هر بار که پیروزی نزدیک بود آنها پشت مردم را خالی کرده اند... تاریخ پر است از غزالی ها... شیخ فضل الله ها... اگر هم کاری را که دیگران کرده اند به نام خود نبندند باید شکر گذار باشیم.. که حالا این کاشانی بود نه مصدق ...که ما بودیم ... خوشحالم که اینبار مردم بی آنان وارد میدان شده اند... همین که نیستند بهتر.. منت تاریخی کمتر...



ahmad  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۰۱:۵۵  ]

من خود در حوزه راي گيري از مجريان بودم و در ميان مردم بودم وپس از راي گيري از بسياري از روساي حوزه ها كه همكارانم بودند تحقيق كردم؛ اما به خدا تقلب نشده بود. ميدانم كه ميخندي چون فقط با انتلكچوئل ها در ارتباط هستي و از فكت هاي اجتماعي شهرستانها بدور. كاش تقلب شده بود كه تحمل آن بس آسانتر و اميدوار كننده تر از تحمل درد ناداني اكثريت اين مردم بود كه او را جانشين علي(ع) و مثل علي(ع) ميدانند. به جاي اميد واهي به آگاهي خود به خودي مردم، به فكر راهي براي با سواد كردن و آموزش معيار شناسي و نقادي ديني به مردم باشيم، شايد راه به جايي بريم.



ع0ع  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۰۰:۲۹  ]

جناب دکتر سلام خوشحالم که ایرانی هستید و ایران به فرزندانی چون شما افتخار می کند و البته تاریخ این مرز و بوم به داشتن اندیشمندانی وارسته و آزاده ای شایسته بی شک بالیده و خواهد بالید . بسیار به ما علاقمند بوده و هستم . کتابهای شما را از انتشارات اطلاعات گرفته و مطالعه کرده ام آنهم فقط چون می دانستم دانشمند فرزانه ای هستی . بسیار دوست دارم ساعتها در محضر حضرتعالی باشم . چگونه می توانم با شما ارتباط داشته باشم . ضمنا من خبرنگارهستم



ع0ع  
[ ۸۸/۶/۲۲ در ساعت ۰۰:۲۹  ]

جناب دکتر سلام خوشحالم که ایرانی هستید و ایران به فرزندانی چون شما افتخار می کند و البته تاریخ این مرز و بوم به داشتن اندیشمندانی وارسته و آزاده ای شایسته بی شک بالیده و خواهد بالید . بسیار به ما علاقمند بوده و هستم . کتابهای شما را از انتشارات اطلاعات گرفته و مطالعه کرده ام آنهم فقط چون می دانستم دانشمند فرزانه ای هستی . بسیار دوست دارم ساعتها در محضر حضرتعالی باشم . چگونه می توانم با شما ارتباط داشته باشم . ضمنا من خبرنگارهستم
*************
از طریق مکتوب می توانید برایم میل بفرستید
سبز باشید



nima  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۲۲:۵۱  ]

درود

به اميد روزي كه وطن نغمه آزادي بسرايد

پاينده ايران



م  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۲۲:۰۹  ]

سلام
امان از بلندگویی که در چنگال شاهی باشد که چهره ای قدرتمند اما درونی ترسو دارد.
داستان سرایی و رجز خوانی را هر کسی نشاید پاهای لرزان بسی نمایان تر از کلام به ظاهر قوی نمایان است.
پیام:
شما را برای این نساخته اند دوست عزیز بهتر است مانند گذشته عمل کنی...
آزادی محمد رضا جلایی پور مبارک در این شب فرخنده.
با درود



بی نام ونشان  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۲۱:۴۵  ]

سلام
اقای مهاجرانی نظرتان را راجع به برنامه امشب بیست و سی درمورد گزارش هیئت سه نفره قوه قضاییه بنویسید.خیلی برنامه دهان پرکنی بود.



الناز  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۹:۲۰  ]

روزگاری بود آن روزها که خواب رخنه کرده بود در لا به لای جرز زمان...کنار هم بودیم اما فاصله ها بیداد می کرد...عادتمان شده بود شمردن اندوه های سنگین شده در دل هایمان...روزمرگی هایمان پر بود از کاش های بی انتها...
اما
کنون که بازیگر اصلی ظلمت از سایه بودن فارغ شده , انگار همه کاش های دیروز بخشیده شده,انگاری زندگی جاری شده در مهربانی...
می بینید که باران چه مهربان ردپای دوری را شسته ...وای که ظلمت شب در آتش پنجه های این ملت به خود می لرزند...
استاد آیا برای شما نیز چنین است؟
اگر نیست پس این خواب زدگی جماعت خفته از آن چیست؟پس این همه شوق که در وجود پیچییده از کجا سرچشمه می گیرد؟
چرا پی در پی کسی در من تکرار می کند که همه درها گشودنی است و پنجره برای روز مبادا...
دکتر مهاجرانی عزیز دوستتان دارم و کلامتان پناهی است روشن و جاویدان برای اندوه خسته ی دلم...



الیار  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۷:۲۹  ]

درباره نامه دکتر سروش به رهبر هم نظرتان را بنویسید



جوان ايراني  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۷:۲۸  ]

درود بر شما اقاي مهاجراني
درود بر شما
اين درود را با احساس قلبي ام نثار شما مي كنم.
رهبر در سخنراني خود گفته است كه اگر دين از سياست جدا شود خطر غير اخلاقي شدن سياست وجود دارد.
اكنون كه به قول خودشان سياست و ديانت يكي است سياست پر شده از كارهاي غير اخلاقي همچون دروغگوئي و تجاوز و ادم كشي.
ايا اين خود دليلي محكم بر لزوم جدائي دين از سياست نيست؟
تا كساني همچون ايشان نتوانند ...كارهاي سياسي شان را در پشت نقاب دين پنهان كنند. ايا اگر در ايران سياست از دين جدا بود كسي را ياراي توجيه ديني چنين جناياتي بود؟ به نام امام زمان تجاوز كردن و زمينه سازي براي ظهور از تبعات همراهي دين با سياست است.



بهمن  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۷:۰۰  ]

سلام استاد گرامی
شب دیجور است. تاریک و سرد. همه به دنبال سرپناهی هستند. هر کسی از آن یکی می پرسد چه باید کرد. راه را می پرسند.
در این شب تاریک ستاره راهنما است که راه را نشان می دهد. شرطش آن است که این ستاره پرنور باشد و ابرها هم آن را نپوشانند. ستاره ما همین جنبش سبز است. وظیفه همه ماست که آنقدر از این جنبش بگوییم و آنقدر آن را نشان دهیم که کسی آن را فراموش نکند. بنایمان بر این باشد که هر روز برای هم از این جنبش بگوییم، هر روز و همیشه....



حسین  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۵:۴۲  ]

سلام
برنامه صفحه 2 را عصر جمعه از بیبی سی دیدم.ممنون که آمدیدی و از صحبت هایتان استفاده کردیم ...فقط یک نکته و ان هم اینکه چرا آقای خامنه ای را /ایت ا... خطاب می کنید.فکر کنم در این روزگار کمتر کسی شایستگی داشتن این عنوان را داشته باشد.درست نمیگویم؟



محمد رضا  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۲:۳۷  ]

با سلام.اقای دکتر سروش هم در قالب نامه ای به ایت الله خامنه ای مطالب جالبی را عرضه کرده اند.فکر میکنم بد نباشد روی ان هم مانوری بدهید......نماز و روزتان قبول



یک ایرانی مهربان  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۲:۱۳  ]

سلام آقای مهاجرانی و خسته نباشید میخواستم از شما سوال کنم راستش رو بگید اگر شما ایران بودید مثل سابق همینطور فکر می کردید و همین طور می نوشتید؟



وحید  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۱:۲۰  ]

"شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها"
آقای دکتر سلام امروز نامه دکتر سروش به رهبری را نیز خواندم چندین سوال ذهنم را مشغول کرده نمی دانم آیا جوابی خواهم یافت ویا مثل دفعات قبل نظرم را منعکس نخواهید کرد
1- شما که اصلا از آقای موسوی حمایت نکرده بودید اکنون کاسه داغ تر از آش شدهاید.
2- شما اعلان کردید باید دین از سیاست جدا باشد ولی در زمان آقای خاتمی در مقام وزارت در همان حکومت ولی فقیه خدمت کردید.
3- شما در اظهار نظرها امام خمینی و انیشه هایشان را می ستائید ولی در صدد جدائی دین از سیاستید ( که مخالف اندیشه ایشان است ).4-شما مدام در پی القاء رهائی و آزادی مردم از بند استبداد دینی هستبدولی مردم ایران را واگذاشه و در کشوری که سالیان سال مردم ایران را در بند استبداد و استعمار نگهداشته فرماندهی میکنید.
5-شما فردی معتقد به رسول الله و مولا علی هستید و این بزرگواران حکومت کرده اند و به قول و عمل ؛ سیاست را از دین جدا ننمودهاند (قول معروف علی:لولا التقی لکنت ادحی العرب )
ممنون هستم اگر لطف کرده و جواب سوالهایم را بدهید. با تشکر



يک بسيجي  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۱۰:۴۹  ]

با اين وضعيتي که پيش آمده و به پسر آقاي بهشتي هم رحم نميشود بايد کاري ديگر کرد. بايد به جاي نصيحت دوباره تفنگ بدست گرفت.
تنفنگم را به دستم ده
اگر دشمن به خاک من هجوم آورد
و من 8 سال جنگيدم
چرا حالا که دشمن در درون خانه ام
آزادي و حيثيتم را داده است بر باد
چرا ساکت بمانم من
تفنگم را به دستم
......



رهگذر  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۹:۵۲  ]

با سلام به خوانندگان گرامي
آنچه كه امروز بيش از هر چيز "مشت محكمي به دهان استبداد" است، همدلي و كمك هاي مردمي است. بدون شك شكستن اين استبداد تنها با اتحاد مردم و به رسميت نشناختن عوامل دولت دهم و رژيم است. از بخشدار و فرماندار گرفته، تا وزير و رييس.
همه و همه بايد دست در دست هم دهيم و با علم درايتي كه شاخص اصلي جوانان وطن است به جنگ با آنان برويم. آناني كه با زور و تزوير به جنگ با ملت آمده اند.
و بدانيم كه اتحاد رمز اصلي پيروزي است.



ايراني  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۹:۴۱  ]

سلام آقاي دكتر
من خيلي متاسفم كه با سلاح دين ، استبداد راه افتاد .
خوب ملت ايران و مردم ايران و خس و خاشاك ها ، نخبگان و غيره ...كه اين روزها هر كدام معني شان با هم فرق ميكند تمامي راهها را براي رسيدن به آزادي طي كرده اند و خوشبختانه اين دفعه پل هوايي زدند ميخواهند برسند به ازادي البته يكسري نظام و فرزانه و غيره سر راه هستند كه باعث همين استبداد شده كه آن هم كه گفتند دوره اش تما م شد .
حالا كه ما حكومت پادشاهي را چند سال تجربه كرديم حكومت ديني را نيز تجربه كرديم .يعني مي توانيم اميدوار باشيم اين دفعه اين ايرانيهاي خلاق و مبتكر يه حكومت ديگري كه خداي نكرده ما را به بيراهه بكشاند اختراع كنند؟ از اينكه ما برنده هستيم شكي نيست فقط نگران آن هستم با ز هم يك خلاقيتي از ما باهوشهاي اين سرزمين سر بزند كه باز هم ما را بيندازد در چاله ديكتا توري .
با تشكر از شما طاعات شما قبول



هستی  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۹:۱۸  ]

متاسفم که با تمام وجودم ترسیده ام و معذرت میخواهم که دلهره و اضطراب آرامم ربوده اند . مرا ببخشید که اعتراف میکنم چرا که از خفقان خسته گشته ام .
استاد شیردلم ،دوستان استوار من ترسیده ام . من از فریب ، دروغ ، از آه سینه سوز ، از مستی شعور ، من از نگه به دور بسیار خائفم . آنجا بجز سقوط هیچم نه هست نه بود ، من را جز اعتراف راه دگر نبود ، دلداریم دهید در راه این هبوط ...



asrari  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۹:۰۳  ]

جناب آقای مهاجرانی
همان گونه که نیک اشاره کرده اید، اینک، هنرمندان، پیش قراولان جنبش سبزند و جوانانی گمنام که با حد اقل امکانات تمام توان خود را در فضای مجازی به کار می گیرند.آنان که تصور می کنند روح امید را در جوانان ما زیر شلاق استبدادی دریده اند بدانند که سخت در اشتباهند . دژخیمان، به زودی گرفتار ابدی گردباد سبز آزادی و عدالتِ جنبش همیشه سبز ایرانیان خواهند شد.
اندکی صبر.....سحر نزدیک است



حسین  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۸:۱۶  ]

سلام بر استاد ارجمند
خواهش می کنم نظر تان را درمورد تفسیر رهبری از حکومت حضرت علی که در خطبه های نماز جمعه گفته شد ، بفرمائید.



شهروند ناراضي  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۷:۳۸  ]

آخه قربونت دكترجون!
از خبركاني كه تو تك تك مراحل از تاييد صلاحيتشون، تبليغاتشون، حفظ جايكاهشون و... بايد مداح وثناكوي رهبري باشن جه توقعي ميشه داشت!
واقعا مضحكه!
اكه اين باصطلاح خبركان وظايف قانونيشون رو درست انجام ميدادن و رهبري ازشون حساب ميبرد تاحساب كار دستش باشه كه مشكلي نداشتيم!
همينه كه مهندس موسوي تاكيدداره كه همين قانون هم اكه عمل بشه ظرفيت هاي زيادي داره.
برقرار باشيد



يه مسلمون  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۷:۲۵  ]

از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست!
يا اميرالمونين!
ارزش نظام باصطلاح اسلامي بالاتره يا حيات علي!
با قاتل علي به احترام برخورد كردن و همان كه كرده بود با اوكردند، جان اميرالمونيني درمقابل جان ابن ملجمي!
ولي امروز با عده اي به اتهام واهي (ولو درست) اقدام عليه نظام اينطور برخورد ميكنن!
علي كه تودادكاه با يهودي برابر بود وقاضي روازاحترام مضاعف به خودش منع ميكرد!
ولي امروز دادكاه باحمد ومدحت ولي فقيه شروع ميشه و انتقاد ازش جرمه...
اللهم إنا نشكوا اليك فقد نبينا وغيبة ولينا وقلة عددنا وكثرة عدونا وتظاهرالزمان علينا...



دانشجوي داغديده  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۶:۵۹  ]

سلام
آقاي دكتر شما كه احتمالا دسترسي به خيل بزركان داريد،
بهشون برسونيد كه ما تو اين مدت داغ، بسيار ديده ايم،
ديكه تحمل سكوت اونها درمقابل ظلم رو نداريم!



طه  
[ ۸۸/۶/۲۱ در ساعت ۰۵:۵۸  ]

سلام بعد 2 ماه باز رفتم دانشگاه تو اتاق آقای نجفی و عابدینی باز کازیه تونو نگاه کردم پر بود
آرزومه ببینم صاحب کازیه خودش خالیش کنه
*****************
درود





: