يوسف  
[ ۸۸/۳/۲۴ در ساعت ۰۰:۱۳  ]

می گویند فیلسوفی گفته است یک نفر را میتوان برای مدتی کوتاه فریب داد. حتی میتوان چند نفری را برای مدتی طولانی فریفت ولی کل مردم جامعه ای را برای مدتی طولانی نمی توان فریب داد.
نمونه ان بیست وهشت مرداد است که اقای پرزیدنت اوباما همین چند روز پیش به صحت نظر مردم اشاره داشت.
بيست وهشت مرداد چه بود؟صبح مردم ميگفتند زنده باد مصدق وبعد از ظهر عده ای اجیر شده با پشتیبانی ارتش گفتند زنده باد شاه. اين سرنوشت شاه وحکومت وملتی را تعيين کرد برای سالهای بعد تا انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی که همه شاهد ان بودهایم.
ميگويند شاه بعد از بيشت وهشت مرداد به روزولت گفت من سلطنت خودم را مديون خدا ومردم وشما می دانم. امروز اين سئوال مطرح است که اين رياست جمهوری که صبح برنده ان موسوی بوده است وبعد از ظهر احمدی نژاد چه تفاوت هائی با ان روز دارد واقای احمدی نژاد خود را مديون خدا ومردم وچه شخصيت ها وسیاست های دیگری میداند؟ امروز با این اگاهی های عمومی و اين رسانه های جمعی در دسترس عمومی عملياتی مانند بيست وهشت مرداد ديگر توانائی و پایداری چندانی ندارد. گرچه ميتوان چند صباحی با ان دلخوش کرد نه به ان طولانی که شاه دلخوش کرد. گفته شاه در يکی از بخش ها ی ان که کمک روزولت بودصحيح ودر دو بخش ديگر که خدا ومردم بودند نا مقبول بود وتا ابد نا مقبول ماند. اين رياست جمهوری هم همان منظر را دارد. در دوبخش ان که خدا ومردم و معجزات هزاره ها باشد ناصحيح ودر بخش ديگری که سياست های پشت پرده است صحيح است . در زمان مناسب راجع به این سیاست ها توضیح خواهم داد.
بزرگترین خیانت به مردم وملتی در ان است که برخلاف رای مردم حتی به نشانه دوستی انانرا در مسیری غیر واقعی وساختگی همراه با دروغ وتزویر وتقلب راهنمائی نمائیم.
اقای احمدی نژاد نه شخصیتی ملی است ونه مذهبی ونه بین المللی. نه زجر دیده دوران استبداداست ونه قهرمان دفاع مقدس وسازندگیهای بعد از ان. این که ما تمام دست اوردهای انقلاب شکوهمندمان وخون کلیه شهدای دفاع مقدسمان را بر پای ایشان هزینه نمائیم ولخرجی هنگفتی است . بدون هیچگونه عایدی از این همه هزینه و از دارائی های مادی ومعنوی و ملی ومذهبی مردم قهرمان ایران که همواره با هوشیاری توطئه هائی بالاتر را خنثی کرده اند که شماره انها در عدد ورقم نمی گنجد. امروز نیز در این طوطئه جدید این مردم اند که برنده میشوند ولی با هزینهای بیشتر که امیداواریم مسئولان با اگاهی کامل با ان برخورد نمایند. بعد از نگاهی کوتاه به جسارت درخشان مردم در نفی طاغوت به دوران های درخشان دفاع مقدس میرسیم که دلاوریهای ارتش و سپاه وبسیج مانند خورشید های درخشانی در ان نور افشانی میکنند . بعد از ان به دوران درخشان دیگری که به حق سازندگی نامیده شد میرسیم . در این دوران بود که توانائی دیگر ی ازملت به نمایشی درخشان به نمایش امدکه کمتر از دوران دفاع مقدس نبود. پس از این دوران بود که ایران جنگ زده تغییر چهره داد و اثار جنگ را تا انجا که ممکن بوداز چهره خود زدود. پس از این دو دوره سخت یکی در نبرد رزمندگان ودیگری در سازندگی سازندگان نوبت به خندیدن مردم رسید وچشیدن ثمرات پیروزی انها در دو جبهه جنگ وسازندگی نوبت به دوران روحانی جلیل القدر از سلاله پیغمبر وشاه مردان حسین ابن علی که با چنان زیبائی با مردم سخن گفت وبا چنان صداقتی رفتار کردکه نه مردم ایران بلکه مردم جهان را شیفته خود کرد. مردم جهان یافتند که در این ملت مرواریدهائی یافت میشوند که مکمل یکدیگرند. به ذلت وتباه کشی انان انچنان که طول تاریخ چند هزار ساله نشان داد ه اند امکان ندارد. در رزم رزمی اند ودر سازندگی اهل کارند ودر بزمشان انچنان از خم توحید می نوشند ومست میگردند که اب عنب را قدرت مقایسه با ان نیست. این موفقیت ها راگران امد بر کور دلان و تخم نفاق را انچنان بر این ملت پاشیدند که مولانا در حکایتهای دفتر اول مثنوی به خوبی عیان مینماید. مشتی مزدور قلم ومیکروفن بدست که ازادی را ودفاع از مردم رادر لاطائلات خود واشتباهاتی که خود انها از گردانندگان ان بودند به این وان نسبت دادندو قهرمانان ملی ومذهبی این مردم را به خیانتکارانی تشبیه کردند که شباهتی بیشتر به خودشان داشت تا واقعیت انها. انهائی که نسل اندر نسل از بازار و کسبه خیابان با مکیدن خون مردم وبازاریان در این مملکت ثروت اندوزی کردهاند وثروت انها قابل شمارش نیست. انچنان که شنیدهام اجاره ماهیانه ایکه از تهران جمع اوری میکنند ماهیانه میلیاردهاست.
در جائی بیتی دیدم به این شکل.
سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین شکند
قیمت سنگ نیافزاید و زر کم نشود.
فرد فرد این ملت از روحانی گرفته تا ارتش وسپاه وبسیجی ودانشجو و کارگر وکشاورز وکسبه وبازار و ... کاسه ای از گوهرند ویک پارچه اگر بد گوهرانی خیال شکستن ان دارند بدانند که نه توانائی شکستن ان دارند ونه از ان چیزی کم میکنند ونه افزایشی شامل انان می شود. اقای دکتر احمدی نژاد اگر شما از جنس مردمید همین اندازه شما را بس استعفا دهید.



Farzad  
[ ۸۸/۳/۲۳ در ساعت ۲۳:۴۰  ]

چه خبر شده در اردوگاه اصلاح طلبان؟ چرا سکوت؟ چرا رها کردند مردمانی را که لبیک گفتند دعوت اصلاح طلبان و مشارکتی تاریخی را رقم زدند به امید تغییر؟ چه می کنید در پاسداری از حق این مردمان؟ آن آبرو و شهرتی را که به تعبیر آقای خاتمی از همین مردم دارید برای چه زمانی نگاه داشته اید؟ کجا آنرا می خواهید هزینه کنید؟
اگر آنروز آقای خاتمی انتخابات فرمایشی مجلس هفتم یا ریاست جمهوری نهم را علیرغم ادعایش برگزار نمیکرد شاید امروز چنین هزینه های گزافی بر گردگان این مردم شریف تحمیل نمی شد. بس است ابراز تاسف و شعر سرائیدن، کاری کنید. کجاست آقای کروبی که ادعای شجاع بودن ایشان گوش فلک را کر کرده بود؟ این آزمونی تاریخی است در مقابل جریان اصلاح طلب درون حاکمیت. کاندیدایی که توان حمایت از آرای خود را نداشته باشد، چگونه قادر است برنامه های خود را به اجرا گذارد؟ این بود مفهوم قدرت رایزنی در آقای کروبی؟ این است ایستادگی بر اصول آقای موسوی؟





: