آذربايجاني  
[ ۸۸/۲/۲۵ در ساعت ۱۷:۴۹  ]

اعلمی در تبریز: اگر معیار شایستگی در راس امور بودن می‌باشد ، شاه که از همه‌مان مجرب‌تر بود ،چرا بر علیهش مبارزه کردیم؟

جمعه( ۲۵) ارديبهشت ۱٣٨٨ - ۱۵ می ۲۰۰۹

مراسم سخنرانی اکبر اعلمی ،کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در شهر تبریز برگزار شد .

وی که با تاخیر در جلسه حاضر شده بود ،گفت : معمولا وقتی احمدی‌نژاد در مراسمها با تاخیر حاضر می‌شود ،می پرسد که "کی خسته هست" و من در جواب ایشان می‌گویم که مردم از فقر خسته‌اند . از بی عدالتی خسته‌اند. از بی‌قانونی خسته اند و از تبعیض خسته‌‌اند. وی با اشاره به مبارزات خود در زمان شاه گفت : در اورمیه هم گفتم اگر می‌دانستم که اینچنین اشخاصی به حکومت می‌رسند ،مبارزه نمی‌کردم . الان هم در اینجا می‌گویم اگر می‌دانستیم بعضی از این آخوندها سر کار می‌آیند ،مبارزه نمی‌کردم. چرا که آخوندهایمان عزیزند ولی اسلام از آنها عزیزتر است .

وی گفت:در اوایل انقلاب قانون اساسی با رای 99.5 درصد از طرف مردم پذیرفته شد . حالا اگر مجددا رای گیری شود چند درصد مردم به قانون اساسی رای می‌دهند ؟ (حضار با فریاد درصدهای پایین اعلام کردند) وی افزود :اگر قانون درست اجراء می‌شد،99درصد بازهم موافق قانون بودند. ولی قانون درست اجراء نشده و تنها اصولی که حوزه اختیارات حاکمیت را بیان کرده‌اند ،به درستی اجراء می‌شوند.

وی با انتقاد از نحوه اجرای قانون اساسی گفت : چرا باید اصل 15 قانون اساسی عامل فرصت طلبی عده‌ای کاندیدای مجلس و شورای شهر و ریاست جمهوری شود؟

مردم به روزی افتاده‌اند که فقر و بدبختیشان را فراموش کرده‌اند و به دنبال تحصیل به زبان مادری هستند . این که هر انسانی به زبان مادری خود بخواند وبنویسد حق بدیهی و خدادادی هر انسانی است .چرا باید این مسئله بدیهی به عنوان یک معضل مردم شود؟

اعلمی با اشاره به بایکوت خود در رسانه‌ها گفت :رسانه ها تماما در اختیار عده‌ای محدود قرار گرفته‌اند و کشور در گروگان کلکسیون 200 نفره است و خود را تنها افراد شایسته و سرشناس می‌دانند . اگر معیار شایستگی در راس امور بودن می‌باشد ،شاه که از همه‌مان مجرب‌تر بود ،چرا بر علیهش مبارزه کردیم؟

وی گفت : با اینکه 8 سال نماینده این مردم شده‌ام .با حضور بنده در تبریز کارشکنیها شروع می‌شود .تا اعلام می‌‌شود اعلمی روز پنجشنبه در تالار معلم سخنرانی خواهد کرد ،علی‌رغم هماهنگیهای پیشین وقتی این خبر منتشر می‌شود،یادشان می‌افتد که سالن را باید تعمیر کنند تا اعلمی نتواند سخنرانی کند. در حالیکه سایرین می آیند و براحتی سخنرانی می‌کنند.

شایان ذکر است که امروز ساعت 18-20 در تالار معلم تبریز سخنرانی خواهد نمود.



شفیع  
[ ۸۸/۲/۲۴ در ساعت ۰۹:۱۳  ]

سلام دکتر -امیدوارم هرجا هستید در صحت وسلامت کامل به سر ببری- خیلی دوستت دارم چرا که همیشه وهمواره با منطق حرف میزنی-خدا حفظت کنه



محمد  
[ ۸۸/۲/۲۳ در ساعت ۰۰:۱۷  ]

رسانه ملی در حالی که بی دریغ مشغول تبلیغات گسترده برای یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری است، نسبت به رقبای وی و کاندیداهای مطرح، سیاست محدودیت خبری و ایجاد فضای ابهام آمیز و تیره را دنبال می کند.

در این چارچوب، از پدیده های نوظهور در این رسانه ممنوعیت استفاده از رنگ سبز است. جل الخالق!

قرار است هیچ نقطه ای سبز نباشد؛ از لباس مجریان تا دکور برنامه ها و همه شبکه ها هم ملزم به رعایت این پدیده جالب هستند. این تمهید رسانه ملی در میان ملتی که معتقدات عمیق مذهبی دارد و رنگ سبز برایش یادآور خاندان پیامبر (ص) است و نیز به درخت و گیاه و گل عشق می ورزد، واقعا نشانه مردمشناسی آنست. شوخی نمی کنم ... واقعا رنگ سبز ممکن است دردسرساز شود!

البته حساسیت به رنگ، فقط در سیما نیست. چند وقت پیش این موضوع در شورا منتهی به بحثی شد که طی آن یکی از طرفداران تیم آبی مجبور به دادن بستنی قرمز به مناسبت پیروزی تیمش شد. امروز هم یکی از طرفداران تیم قرمز در حاشیه جلسه شورا به یکی از مدیران که پیراهنی آبی رنگ بر تن کرده بود، گفت: قرمز هم بپوشی بد نیست.

من هم از فرصت استفاده کرده و گفتم: اصلا هر رنگی می خواهید بپوشید، فقط طرف رنگ سبز نروید.

حالا هم می خواهم پیشنهاد کنم سایر کاندیداها هم رنگی را برای خود انتخاب کنند. اگر این طور شود احتمالا رسانه ملی یا تماما به رنگ کاندیدای مورد نظرش در می آید و یا در حالت خوش بینانه سیاه و سفید می شود. اینجوری ما هم مدتی برگردیم به تلویزیون های سیاه و سفید عهد دقیانوس...

از وبلاگ دکتر معصومه ابتکار



محمد  
[ ۸۸/۲/۲۲ در ساعت ۰۰:۴۲  ]

سلام
نزدیک 1 ماه به ماراتن انتخابات رئیس جمهوری مانده است و آرایش کاندیداها و هواداران آنان حاکی از رقابتی نفس‌گیر میان میرحسین موسوی- نخست وزیر دوران دفاع مقدس - و محمود احمدی نژاد - رئیس جمهوری ایران- است.
به‌ نظر می‌رسد برای پیروزی دراین رقابت باید واقعیت‌هایی را در نظر داشت و متناسب با آن برنامه‌ریزی و بلافاصله عمل کرد. در این راه نه از تغییر شرایط مغرور شد و نه از سخت بودن راه ناامید شد.
این واقعیت‌ها را فراموش نکنیم:
1- محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری فعلی است و از کلیه امکانات رسانه‌ای، مادی، معنوی و سفرهای استانی و تبلیغاتی رئیس جمهوری می‌تواند به‌عنوان ابزار و تبلیغات انتخاباتی استفاده نماید.

2- جمعیت هدف احمدی‌نژاد روستاییان، طبقه محروم جامعه، کارمندان، کارگران، بازنشستگان و اقشاری است که به‌نوعی با دولت رابطة مالی دارند و اتفاقاً در تمامی انتخابات‌ها اکثریت قریب به اتفاق رأی‌دهندگان را تشکیل می‌دهند و همان‌گونه که در چند روز اخیر شاهد بوده‌ایم دولت روزانه یک قول افزایش حقوق یا معافیت مالی به آنان داده است و درحالی‌که حق آنان را داده است، دادن این قول‌ها در چنین روزهایی و عدم اجرای آن‌ها در سه سال اخیر، این گمان را تقویت می‌نماید که دولت از آن به عنوان ابزاری برای رأی‌آوری استفاده می‌کند.

3- طیفی از جمعیت رأی‌دهنده به عنوان یک تکلیف در انتخابات شرکت می‌کنند، که در این طیف نوشتن رأی خود را در بسیاری مواقع به افراد حاضر در سر صندوق می‌سپارد.

4- نیروهای سازماندهی شده‌ای بنام بسیج که متأسفانه بسیاری از آنان بسان یک حزب عمل می‌کنند و تا قبل از انتخابات و حتی روز آن بگونه‌ای مؤثر در انتخابات نقش‌آفرینی می‌کنند، بعنوان متشکل‌ترین و فراگیرترین نیرو، توان خود را برای حفظ قدرت احمدی‌نژاد بسیج خواهند کرد.

5- در روستاها به‌دلیل تخصیص بودجه‌هایی خاص به شورای روستاها و دهیارها و رابطة خوب آنان با دولت و از طرفی نفوذ خوب آنان در میان مردم آنجا، پتانسیلی به کام دولت فعلی وجود دارد.

6- درصدی از تخلف و تقلب انتخاباتی را بایستی متصور بود.

7- مردم ایران در ظاهر یا باطن و خلوت خود، با تیپ‌های ظاهری متفاوت، با قرائت‌های مختلفی از دین، امور قدسی و معنویت معتقد و پایبندند و توهین و حذف آن را قبول ندارند و آن را متفاوت از زدودن تحجر و خرافات از دین و اعتقادات می‌دانند.

اصلاحات و حرکت دموکراسی‌خواهانه ملت ایران با سوءاستفاده عده و جریاناتی از ارزش‌های دینی و ملی و نهادهای بی‌طرف در قانون و به انحصار در آوردن آن‌ها برای توجیه قدرت‌طلبی خود با سد بزرگی مواجه و زمین‌گیر شده بود.

8- میر حسین موسوی با حداقل امکانات رسانه‌ای و تبلیغی مواجه است.

9- جمعیتی که خواستار تغییر وضعیت موجود و پایان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد هستند، جمعیت قابل توجهی را شامل می‌شود.

10- جمعیت خاموش و ناراضیانی وجود دارند که در صورت اعلام برنامه‌هایی مترقی و مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر در کنار اصلاحات اقتصادی از سوی میرحسین موسوی و پایبندی وی بر آن‌ها وارد صحنه انتخابات می‌شوند. جمعیت خاموش و ناراضیانی، متشکل از طبقه محروم، متوسط و برخوردار وجود دارند که رأی ندادن را موجب از بین رفتن مشروعیت نظام می‌دانند و رأی ندادن را انتخاب می‌کنند. درصد قابل توجهی از آنان راه جایگزینی را نمی‌شناسند و می‌توان از طریق افراد یا گروه‌های مرجعی که قبول دارند، آنان را توجیه کرد.

11- شایعاتی از این‌که موسوی برای انصراف دادن خاتمی آمده است، پیر شده و بیست سال از همه چیز دور بوده و از کجا معلوم حرف‌هایی که می‌زند بخواهد و یا بتواند عمل کند.

12- رفتار انتخاباتی مردم ایران تاحدی غیرقابل پیش‌بینی است و سخنان و موج‌هایی که در 2 هفته آخر و حتی روز انتخابات ایجاد می‌شود در رأی مردم تأثیر زیادی دارد.

پیشنهادات:

1- تهیه بروشورهایی به تفکیک اقشار، صنوف، طبقات و اقوام مختلف و تهیه سئوالات و جواب‌های مربوط به هر گروه و در اختیار ستادها و هواداران گذاردن این بروشورها برای اینکه در مواجه با سئوالات بتوانند پاسخ هایی منطقی و بروز از احساس بدهند.

2- تهیة عملکرد آماری دقیق دولت نهم در مقایسه با دولت‌های پیشین و دوران نخست‌وزیری موسوی برای قضاوت مردم و توضیح مستدل و شفاف این موضوع که به چه دلیل کمک‌های مالی دولت در این چند ماهه اخیر انتخاباتی است و آیا نفع مردم در این‌گونه برخورد کردن است یا خیر؟

3- هدفمند نمودن شعار و برنامه « هر شهروند - یک ستاد تبلیغاتی » این‌که همه شهروندان حامی و هوادار موسوی نقش یک ستاد را داشته باشند، بسیار خوب است.

و اما در کنار آن برنامه‌ریزی برای سازماندهی خیل هواداران مراجعه‌کننده به ستادهای جمعی و راهنمایی آنان، با بروشورهای تعیین‌شده و تعریف کردن برنامه کاری برای آنان تا موجب سرخوردگی و سرگردانی این هواداران بی‌مزد و منت بسان انتخابات‌های گذشته فراهم نشود.

4- ارائه شعارها و برنامه‌های ملموس، شفاف و عملی برای طبقات مختلف با خواست‌ها و مطالبات مختلف و استفاده از راهکارهای انتشار و توزیع مختلف و ابتکاری آن‌ها.

5- پاسخ دامنه‌دار به شایعات به‌ویژه نحوة ورود میرحسین موسوی به انتخابات و انصراف سیدمحمد خاتمی و چرایی لزوم این ورود به عرصه انتخابات.

6- حضور پر رنگ میرحسین موسوی در استان‌ها، شهرستان‌ها و روستاها و صرف بیشترین زمان ممکن دراین راه و حضور چهره به چهره در میان مردم و شناساندن ایشان به مردم.

7- راه‌اندازی هرچه سریع‌تر روزنامه‌هایی در راستای شناساندن موسوی و اهداف او با استفاده از روزنامه‌نگاران مجرب و تهیه تیمی برای برنامه‌ریزی و نظارت بر توزیع آن با گسترة وسیع در اقصی نقاط کشور و تا دورترین شهرها و روستاها.

8- ساماندهی هواداران آموزش دیده در قالب گروه‌های هماهنگ برای تبلیغات چهره به چهره


9- تأکید برعدم وجود راه جایگزین اصلاحات در ایران امروز و بهره‌گیری از نیروهای تحریمی گذشته برای پیشبرد بهینه و با حداقل مقاومت در مقابل این راهکار.

برنامه‌ریزی جهت مقابله با مظلوم‌نمایی‌های ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد به‌جای پاسخ‌دهی به انتقادات و قول‌های رنگارنگ اقتصادی که این روزها به مردم می‌دهند.

10- برنامه‌ریزی جهت بهره‌گیری مناسب از ستاد و آرای آقای کروبی در صورت انصراف احتمالی وی.

11- بهره‌گیری مناسب و استقلال عمل دادن هماهنگ با اهداف میرحسین موسوی به ستادهای پیشین سیدمحمد خاتمی و ستادهای 88 برای اثرگذاری بر جوانان، طبقه متوسط و دانشجویان.

12- تشکیل کمیته صیانت از آراء به هر عنوان و راه ممکن با حضور مجریان و ناظران آموزش دیده در پای صندوق‌ها و اشراف آنان برکلیه موارد قانونی مراحل مختلف انتخابات از زمان اخذ رأی تا شمارش و اعلام رأی.



مهدی گنجی  
[ ۸۸/۲/۲۱ در ساعت ۱۸:۵۸  ]

باسلام جناب اقای مهاجرانی لطفا دلایل حمایتتان از اقای کروبی را بفرمایید



سیامک اراکی  
[ ۸۸/۲/۲۱ در ساعت ۰۰:۲۲  ]

امروز یکشنبه مهندس موسوی در ادامه سفرهای انتخاباتی وارد اراک شد ایشان ابتدا در مزارشهدای اراک به زیارت پرداخت و سپس در جمع بیش از 5000 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اراک سخنرانی کرد و در ساعت 17 در جمع مردم اراک در سالن 5 مرداد اراک به ابراز احساسات حامیان خود پرداخت



دشتی آبادانی  
[ ۸۸/۲/۲۰ در ساعت ۱۲:۵۴  ]

در مباحث اصولی اصطلاحی وجود دارد بنام حقیقت متشرعه
میگویند هرگاه الفاظ شرعي مثل صلاة در زمان شارع حقيقت نشده بلكه در زمان پيروان شرع يعني متشرعين در معاني نوين خود حقيقت شده باشد حقيقت متشرعه تحقق يافته است
فحشا در لغت به معنی زشت می باشد در این آیه هم مقصود مطلق اعمال زشت و ناپسند است اما در زمان ما در اعمالی مانند پیدا شدن موی سر زن و رابطه جنسی بین زن و مرد حقیقت شده لذا رذائل اخلاقی دیگر ازقبیل تهمت ، دروغ ، آبروی دیگران را بردن فحشا بحساب نمی آید



دشتی آبادانی  
[ ۸۸/۲/۲۰ در ساعت ۱۲:۱۹  ]

در قسمت بالای سر مرقد امام هشتم شعر ی از دعبل خزاعی نوشته شده که بسیار پرمعناست
قبران فی طوس خیر الناس کلهم
و قبر شرهم هذا من العبر

دو تا قبر در طوس، در یک جا بدترین خلق خدا و بهترنی خلق خدا، و این عبرت است.

ما ینفع الرجس من قرب الزکی و لا
علی الزکی بقرب الرجس من ضرر

آیا آن پلید هیچ سودی از این پاک می‏برد؟ آیا به دامن این پاک از پلیدی‏ آن پلید گردی می‏نشیند؟
می‏دانیم در همین محل‏ حرم حضرت، در پایین پای حضرت و در واقع در وسط گنبد، هارون مدفون‏ است مأمون خیلی دلش می‏خواست که‏ حضرت رضا را در پایین پای پدرش هارون دفن کنند که آنجا طبق آنچه در احادیث آمده و حضرت‏ را در بالای سر هارون دفن کردند.

شاعر میخواهد بگوید رجس و پلیدی بواسطه قرب به پاکی نفعی نمیبرد حال و روز بعضی نویسندگان و سیاست بازان زمان ما همینطور است با و جود انسانها فرهیخته و پاکدامن در بدنه نظام متاسفانه آنهائی که ماهیت ناسالمی دارند از قرب به پاکان نفعی عایدشان نمیشود



دشتی آبادانی  
[ ۸۸/۲/۲۰ در ساعت ۰۹:۱۷  ]

اِيّاكَ وَالْفُضُولَ فَاِنَّ حِسابُهُ يَطُولُ .
« سخن اضافه از حق مگو كه حساب آن طولانى است »

يكى به ديگرى نگريست ، و سخنى ناسزا گفت ، او را گفت : اى مرد ! نوشته اى به نزد خداى تعالى مى فرستى ، بدان كه چه مى نويسى در آن



امير  
[ ۸۸/۲/۱۹ در ساعت ۲۱:۴۲  ]

در مورد نظرات كيهان و كيهاني، فقط به يك جمله اكتفا مي كنم، كه عينا از رهبر انقلاب است:
"حفظ نظام از اوجب واجبات است."
مگر اين جمله از امام خميني نيست؟ پس ديگر به دنبال چه هستيم؟
آقاي دكتر مهاجراني عزيز، هنگامي كه رهبر انقلاب اين چنين سخني دارد، حرف كيهان و انديشه كيهاني حق دارد كه ترك تازي كند و هر كاري براي حفظ انقلاب بنمايد.
آقاي دكتر مهاجراني عزيز،
پايه هاي تئوريك اين انقلاب تماما بر اساس همين يك جمله است، كافي است به تاريخ سي ساله آن نگاهي بيندازيد. چگونه مي خواهيد در دريايي اين گونه شنا كنيد ولي تن خود را خيس نكنيد؟ ممكن است؟



زارعي  
[ ۸۸/۲/۱۹ در ساعت ۱۱:۱۷  ]

بقول مرحوم دكتر شريعتي واي بحال مردم اگر كه ملا وكدخدا و ژاندارم (زور زر تزوير) باهم همدست شوند.



مسعود  
[ ۸۸/۲/۱۸ در ساعت ۲۲:۰۹  ]

لمپنیسم جزئ اثرگزار در تاریخ معاصر ایران است. فیلم هزار دستان انرا قشنگ نشان داد. تاسف و قابل تامل استفاده مراجعی چون شیخ فضل اللاه و کاشانی و .......



بصیرت  
[ ۸۸/۲/۱۸ در ساعت ۰۶:۴۳  ]

جناب مهاجرانی اینطور که احساس می شود بنظرم ضمن سایر فعالیت های ارزشمندی که دارید از حالا بطور جدی مشغول تدوین و اعلام برنامه های خود برای ایرانیان خارج از کشور باشید.



محمد  
[ ۸۸/۲/۱۷ در ساعت ۰۱:۱۸  ]

نمیدونم از چی بگم از تنهایی دوری وطن و یا...
اما بارغ از همه اینها تنها یک آرزو دارم و اونم اینه که آقای احمدی نژاد که ادعا می کنند از محبوب ترین ها هستند در دنیا فقط و تنها فقط یک ماه بیان توی غرب زندگی کنن تغییر چهره بدن و از مردم کشورها راجع به ایران و احمدی نژاد بپرسند.
نمیخوام بگم اما افسوس که مجبورم علارغم میل باطنیم بگم.چی شده چی به سر ما اومده!چرا وقتی از ایرونیها می پرسم ایرانی هستین با اضطراب جواب میدن که من فقط پارس هستم چرا ابا دارند از گفتن اینکه ایرونین!چرا خیلیها خودشون رو ایتالیایی معرفی میکنن!چی شده چی به سر ما اومه!چرا من نباید سرم رو با افتخار بالا کنم و بگم من ایرانیم من وارث سرزمین کوروش کبیرم چرا!
چی شده هنوزم میخوایم قهر کنیم؟بیاین ایران رو بسازیم.
چرا همه فکر میکنن ایران پر از بدبختیه!!بابا به دوستم میگم ایران بی نهایت زیباست میگه اگه امنه من بیام ببینم!!!میگه ما مشکلات بیشماری داریم به خودش اجازه میده بگه ایران من سرزمین مادری من با کشور اون کاملا فرق داره ما مملو از مشکلیم و اونا عالی!!!!!!!
چی بگم آخه.بازم قهر خواهیم کرد؟بیاید دستای همو بگیریم به ندای قلب همدیگه گوش کنیم و ایران رو بسازیم.
نگید باز دروغ بگید باز کم کاری از من.
به امید روزهای سربلندی ایران.روزی که هیچ رییس جمهوری به خودش اجازه نده وقتی رییس جمهور من صحبت می کنه جلسه رو با وقاهت ترک کنه.بیاید همه تلاش کنیم.فردا دیره بچه ها.
یادش بخیر،یار دبستانی من یادش رو زنده کن.چیزی نمونده به انتخابات،تکرار اشتباه مرگ ایران رو به همراه خواهد داشت.....



بهمن  
[ ۸۸/۲/۱۶ در ساعت ۲۰:۵۹  ]

سلام استاد گرامی
بی صبرانه منتظر ادامه این مطلب هستم.
ما گیلکان، اصطلاحی داریم که آن را در مواقعی که می بینیم اوضاع دور وبرمان خیلی درهم برهم است و کارها به طرز فاحشی به صورت ناصواب انجام می شود به کار می بریم. ترجمه آن می شود: «تک و پهلوی آدم به حرف می آید»(کفر آدم بالا می آید).
البته مطلبی که من عرض می کنم ارتباطی با بحث شما در اینجا ندارد، بلکه بیشتر برمی گردد به زمینه ایجاد اینگونه بحث ها.
برایم جالب است که هنوز پس از سی سال که از انقلاب می گذرد، هنوز که هنوز است، معیار بسیاری در داخل کشور ما برای سنجش رفتار و گفتار افراد دیگر، نسبت آنها با امریکا و رژیم صهیونیستی است. خوب این دیگر معیار شناخته شده ای برای همه ماست که هرگاه دولتمردان امریکا از افرادی در داخل کشور حمایت کردند- منظور تنها حمایت لفظی است- این افراد قهرا مخالف نظام و یا فریب خورده محسوب می شوند.
به گمانم این همه ضدیت با امریکا سبب شده است که ما در زمینه اندیشه ورزی و عمل سیاسی ، برای خود افق محدودی ایجاد نموده ایم که در عرصه این افق تنها قادریم به دنبال جوابی برای مسائل چالش برانگیز باشیم و یا با رنگی از تخاصم به اطراف خود بنگریم.
اگر دوستان، دوست دارند که اندیشمندانه بنگرند، کافی است کمی اخم هایشان را باز کنند شاید روحیه شان تغییر نمود آنگاه درمی یابند که مسائل بسیاردیگری برای اندیشیدن وجود دارند: چرا در جامعه ما در حوزه اخلاق این همه حس نفرت و خودرایی حاکم شده است؟
یا اگر دوست دارند که به مسائل کلان ترخارجی- البته به زعم این دوستان-بیاندیشند به این مسئله فکر کنند که چرا حکومت ما و سیاست ما حداقل در منطقه ما این همه چالش برانگیز شده است؟ آیا این نشانه آن است که ما واقعا به تمامی بر حق بوده ایم؟



دشتی آبادانی  
[ ۸۸/۲/۱۶ در ساعت ۰۹:۲۴  ]

از آیه 27 سوره حدید استفاده میشود که هر بدعتی مذموم نیست:
ورهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الاّابتغاء رضوان اللَّه فما رعوها حق رعايتها
آن رهبانيت كه خود آن را بدعت نهادهبودند، ما رهبانيت "صحيح به معنى خداى ترسى" را بر آنها مقرر نداشته بوديم جز آنكه رضا وخوشنودى خدا را طلبند ، ولى آنها حق آن را ادا ننمودند



بچه چاله میدان  
[ ۸۸/۲/۱۶ در ساعت ۰۱:۴۱  ]

جنگ هفتاد دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.
من فکر میکنم حافط با توجه به نیت پاک خود اختلافات را علمی می داند. اختلافات بیشتر ریشه منافع دارد تا دید علمی.ابوسفیان می داند چرا اسلام اورده است. اسلام اورده است که فرق علی وحسین را بشکافد واسلام را ان خود کند.این صحابه اند که دقیقاً نمی دانند.
دکتر سلام.
خانه پدری من در چاله میدان تهران واقع بود. اگر بخواهیم محل انرا بیان کنیم در اطراف خیابان اسماعیل بزاز که حد فاصل بین میدان قیام (شاه سابق)و چهارراه مولوی است واقع است. برای اینکه صحت گفتار خودم را ثابت کنم از مرحوم حاج حسین خندق ابادی رحمت الله علیه پیشنماز مسجد خندق ابادی باد میکنم که روز عاشورا در روی منبر سکته کردومرحوم شدو دبستان هم شرف محمدی میرفتم که در ان خیابان واقع بود با مدیرش مرحوم قاضی مرادی که چقدر مرا فلک کرد یک روز دوبار. لذا من بدنیا امده وبزرگ شده در این محله هستم. چاله میدان به لش ها ودراصطلاح سیاسی امروز لمپن ها وچاقو کشها وفحاش هایش در ان دوران مشهور بودهاست.من که در این محله بزرگ شدم . با این در اصطلاح لو شوشی که فحاشی در صحبت های متعارف ومعمولی وقربان صدقه یکدیگر رفتن هم دیگر نیز وجود داشت. انهم اززمانهای کودکی تا جوانی از در دههای بین 30 تا 50.من بچه چاله میدان فحاش ترین ورکیک ترین جملاتی را که دونقر به هم زده اند انهم در ملائ عام در حضور خانمها واقایان بسیار محترم نه در ان محله دیدم نه در ان پریود بلکه در تخت قولاد اصفهان دیدم که برای مراسم شب هفت بکی از اشنایان انجا رفته بودم انهم بعد از انقلاب در سال 58. دعوا بین بین دو روزه خوان که لباس خاص روزه خوانها را هم بر تن داشتند وهرکدام میخواست او روضه بخواند و احتمالاًوجهی دریافت کند. هرچه صاحب غزا میگفت بابا به نوبت بخوانید ومن باید هزینه را بدهم که میدهم ولی دست بر دار نبودند. هنوز زمانی که بیاد می اورم شرم میکنم.دیگر تصمیم گرفتم به مجلس شب هفت کسی نروم ونرفتم. انزمان در جاله میدان ما وقتی فحش می دادیم حد اقل نگاهی به اطراف میکردیم خانمی ویاشخصی ملبس به لباس روحانی ویا ازاقوام و اشنایان کسی نباشد. هر شخصی بالباس روحانی گذر میکرد به او سلام میکردیم وصبر میکردیم تا چند قدم دور شود بعد شروع می کردیم ومی گفتیم ای فلان فلان شده. امروز صحنه هائی دیده میشود که انچنان همدیگر را بباد فحاشی میگیرند که یاد اور انروزهامی افتم. انهم توسط اقرادی که خود را مسئول ومتعهد وفرهنگی می دانند.فحش دادن وتخریب سیاسی ونسبت های بسیار نا روا و لمپن گونه به توانائی مبارزاتی وسیاسی تبدیل شده است.هر اقا وخانمی بدون توجه به حجاب اسلامی خودش و محاسن بلند صورتش وادعای تقوایش هر چه میخواهد برای هر کس دیگر بدون توجه به سابقه اش وتوانائی ودرجه علمیش می گوید ومی در هر میکروفونی وهر روزنامه ای می گوید ومی نویسد.می گویند شخصی به یکی از مراجع گفت طلبه ای دزدی کرده است. گفت چرا نمی گونید دزدی طلبه شده است. من نمی دانم اینها کی اند وچرا اینگونه شده اند.حالا بنده چاله میدانی هم محله طیب و رمضان یخی وناصر جگرکی بی ریش وبی علم ولی با انهمه گذشت وفداکاری وایثارباید عرض کنم این صحبت ها در شان مقام علمی و مقام فرهنگی و روحانیتی وخبری شما نه بین خود ونه با دیگران نیست.سعدی در گلستان حکایتی دارد به این مضمون که میگویدبا جوانی هم سفر بودم صبح برای نماز بیدار شدیم. پس از نماز جوان هم سفرم گفت نگاه کن همه در خوابند ویکی بیدار نمیشود که دوگانه ای بگذارد. گفتم اگر تو هم خوابیده بودی بهتر بود از اینکه در پوستین خلق افتی.اینجاست که می توان گفت ممکن است اگر اینگونه بخواهد پیش رود وهر گونه فحاشی و مردودی برای هر کس بنویسید باید گفت شماهم اگرخوابیده بودید ممکن است بهتر بود از اینکه اینگونه در پوستین خلق ویا با هم در افتید.دکتر مرحوم خلخالی با وجود سوابق و عضویت در مجلس خبرگان صلاحیت شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی را نیافت. البته من مدافع ان مرحوم نیستم. ولی من خوشحالم که برخی از اقایان صلاحیت ریاست جمهوری را یافتند.اینده امتداد انچه گذشته است میباشد .اگر چیزی تغییر نکند. با ترس از عدم تایید صلاحیت ها و تکیه کردن به نام اوران با افتخار قدیمی هزینه از میراث قدیم است و ظلم بر ایندگان . نمی دانم صحت دارد یا نه. میگویند حضرت علی فرموده است که اگر خلیفه کشی مد شود خوب وبد را با هم میکشند. وچنین هم شد.حالا رد صلاحیت وتهمت وافترا بر خوب وبد مد شده است.همه از ترس تهمت بهتر میبینند که در خانه بنشینند.مسئله ریشه علمی ندارد. گرچه بد نبود این هم بیان شود.



كلاس اولي  
[ ۸۸/۲/۱۵ در ساعت ۱۴:۰۸  ]

حقيقتا از مثنوي حضرت مولانا مي توان به عنوان كتاب خلقت و اينه ي زمان تعبير كرد شايد اگر قرار باشد كه يكصد كتاب برگزيده اي را كه به دست بشر تدوين و تاليف شده رتبه گذاري كنيم من گمان مي كنم كه بعد از نهج البلاغه مثنوي حضرت مولانا دومين رتبه را به دست آورد و گلستان سعدي رتبه ي سوم .
با اين مقدمه خواستم بگويم كه مولانا مصداق و تصوير روشني از اين قبيل افراد و اشخاص كه همواره با كارد تيز سلاخي خود در پاي كاخ هاي قدرت طلبي و مقام انديشي حقيقت را قرباني و ذبح شرعي مي كنند ارائه نموده است و آن داستان به زندان افتادن ذوالنون مصري است كه مي سرايد:
چونكه حكم اندر كف رندان بود
لاجرم ذوالنون در زندان بود
چون قلم بر كف قداري بود
بي گمان منصور بر داري بود
چون سفيهان راست اين كار و كيا
لازم آمد يقتلون الانبياء
انبيا را گفته قومي راه گم
از سفه انا تطيرنا بكم
خداوند حضرت استاد شهيد مطهري و شهيد چمران و شهيد بهشتي و دكتر علي شريعتي و دكتر مفتح را رحمت نمايد اگر امروز در جمع ما بودند گمان نمي كنم در چشم و منظر نظر اقايان وضعيتي بهتر از حضرت علامه محمد حسين فضل الله و اقاي خاتمي داشتند.





: