مریم  
[ ۸۸/۲/۲ در ساعت ۱۵:۲۶  ]

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد...
نتیجه اش بهتر از این نمی شود.دزدی و ریا و تقلب در همه چی



امیر  
[ ۸۸/۱/۴ در ساعت ۱۸:۲۳  ]

یعنی این بی اخلاقیها مربوط به کسانی هست که ارزش و رویکرد انقلابی را نپذیرفتند؟
پس بی اخلاقیهای رایج افراد سیاسی که انقلابیون قدیم باشند در عرصه سیاست از کجا آمد؟
فکر نمی کنید که رخنه فقه در سیاست و همان روشها و ارزشهای انقلابی باهث وضع موجود شده است؟



reza  
[ ۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۹:۰۴  ]

salam
aghaye mohajerani
zaviyeye ghazali va sedis chian?
***********************
زاویه به معنی درگاه یا خانقاه صوفیان است. سدیس یکی از امامان نماز جماعت در مکه است.



hassan  
[ ۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۰:۱۲  ]

from ''season of migration to the north''

...if we lies we shall be lies of our own making.

lies are lies, it does not matter from whom, our own making or others making.

if you believe in God, lies do not have any pace in your life.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۲/۲۶ در ساعت ۲۳:۴۴  ]

میگویند شخص پرحرفي ارسطو را گير مي‌آورد و آن قدر حرف مي‌زند تا او را خسته مي‌كند. ناگهان ارسطو مي‌گويد: «عجيب است!» شخص مي‌پرسد: «از چه تعجب مي‌كنيد؟» ارسطو جواب مي‌دهد: «از خودم چون با وجود اين كه دوپا براي فرار دارم، همچنان نشسته‌ام و گوش‌هايم را با حرف‌هاي بيهوده ‌ات خسته مي‌كنم.»
یکی از اوصافی که قرآن در باره بهشت ذکر میکند این است که از زبان مردم آن حرف لغو ( بیهوده ) جاری نمیشود( لا یسمعون فیها لغوا ولا تاثیما ) سیاستمداران وقتی زیاد صحبت کنند سخنشان تکرار مکررات است و حرف لغو زیاد بر زبان آنها جاری میشود اگر میخواهید امورات مملکت را به دست بهترین دولت قرار بدهید این معیار را در نظر بگیرید که رئیس دولت از سخن گفتن بیش از حد ضرورت اجتناب کند



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۲/۲۶ در ساعت ۲۳:۳۱  ]

آقای بجنوردی و دیگر نخبگان کشور قبل از قضاوت در باره شایستگی نامزدهای ریاست جمهوری باید شعار ها و وعده های آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند آیا هدف آنها جلب رضایت مردم است یا بقول افلاطون آگاه کردن آنها؟
افلاطون در کتاب جمهوريت معایب این گونه زمامداران را اینگونه میشمارد :
سرنوشت جامعه در در دولت آنها به دست توده ای از مردم ميافتند که در امور سياسی از داوری درست ناتوانند و در زمينه های مهم زندگی اجتماعی، چون سياست خارجی يا اقتصاد بی تجربه اند
آنها اغلب به انگيزه عواطف و تعصبهای خود داوری ميکنند و هر چند در اين داوری نيت پاک داشته باشند، درست نمی انديشند.
برای بقای محبوبيت يا مقام و يا در آمد خود هميشه نيازمند پشتيبانی مردم هستند و بدين خاطر آنها برای ارضای مردم هميشه از باز گفتن حقايق تلخ می پرهيزند و هيچ گاه از سياستی که به مذاق توده ناخوش آيد باشد دفاع نميکنند و در هر حال وظيفه ای خويش را خرسند کردن مردم ميدانند نه آگاه کردن مردم.
بجای آنکه مردم را رهبری کنند خود پيرو مردم ميشوند



مریم  
[ ۸۷/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۲:۱۹  ]

سلام
تازه با قلم زیباتون آشنا شدم
شما آدرسی از آقای محسن کدیور دارید،تا از نوشته های ایشون هم بهرهمند بشیم
******************
به سایت ایشان می توانید مراجعه کنید.



علي اكبر رضادوست  
[ ۸۷/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۱:۰۳  ]

سلام عزيز
فقط خواندن نظرات دوستان كلي وقتم را گرفت .چه مي شود كرد محبوبيت دردسر دارد. با ريحانه ي عزيز موافقم .آقاي دكتر چندي است گرفتارسوالاتي درباره ي سياست ايران هستم .اگر مي شود كمكم كنيد. هم مرا وهم خيل بسياري چون مرا.در دوره ي اول خاتمي به او راي دادم و برايش بسيار تبليغ كردم و البته دردسر هم كشيدم .البته به بركت فضاي خوبي كه بعدا ايجاد شد يكي از بزرگترين مشكلات زندگيم حل شد مثل مشكل كاري و گزينشي اخويم و اخويان ديگر كشورم .در دوره ي دوم خاتمي به دليل فرصت سوزيهاي اين سيد محبوب (مثلا رها كردن دانشجويان و...)به او راي ندادم و اصلا شركت نكردم . در دولت نهم تا آخرين لحظات راي گيري نزديك بود فريب نمايش تبليغاتي برادر محمود را خورده و به او راي دهم همانگونه كه برادر روشنفكرم چنين كرد و اكنون سخت پشيمان است .البته بعدها پشيماني گريبانم را گرفت كه چرا به حرف بسياري نكردم و از بين بد وبدتر بد را برنگزيدم .البته همكنون از شركت نكردن مجددم پشيمان نيستم .وهمكنون تر هم مرددم ،از طرفي قصد خدمت به آزادي و روشنفكري را دارم از طرفي برخي از دولتمردان رده هاي دهم دولت اصلاحات را ميبينم كه اكنون با ثروت هاي ميلياردي در انزوايشان كيف كوك ميكنند واز طرفي اوضاع كشور را پس از دولت نهم كه اصلا رضايت بخش نيست. گاه چون بسياري از مردم وجود اين دو حزب اصلي را بازي سياست مي دانم و گاه چنين فكر نمي كنم .اگر چه شما هم از بدنه ي همين حاكميت بوده ايد اما به حرمت سخناني كه در استيضاحتان زديد و به حرمت اهل قلم بودنتان شما را براي راهنمايي برگزيدم. با تشكر



شایان  
[ ۸۷/۱۲/۲۶ در ساعت ۰۰:۱۶  ]

سلام استاد
با مطالبی که نوشتید کاملا واضح است که سفر خوبی بوده است، امیدوارم که هر کجا هستید موفق باشید
استاد شما یک نکته را فراموش کردید که انقلاب ما ایدئولوژی خاصی داشت که باید با چنین مشکلاتی جدی تر برخورد میکرد
مگر منظور از صدور انقلاب همان ارزشهای اسلامی نبود؟
اما با این ترتیبی که می بینیم و شنیدیم که برخی مشی انقلاب را قبول نداشته اند و کار به اینجا کشیده
یعنی آن 2 درصدی که به جمهوری اسلامی رای ندادند، افزایش یافته و 98% کاهش؟
در مورد لطافت صدای سدیس هم بگویم که برای من صدای او یادآور فضای آسمانی مسجدالحرام و حال خوش نمازهای آنجاست، نمی توانم تصور کنم صدایی از آن زیباتر وجود داشته باشد
موفق باشید



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۹:۱۸  ]

چو زيراندر آمد سر راستى
پديد آمد از هر سوى كاستى

خدا رحمت کند مرحوم شیخ مرتضی انصاری دزفولی را کتاب مفصلی راجع به مکاسب محرمه نوشت که حدود یک قرن در حوزه های علمیه تدریس میشود متاسفانه در جامعه دینی امروز ما احکام معاملات به فراموشی سپرده شده تا جائیکه دروغگويي در آن به قاعده واصل تبدیل شده



S.M  
[ ۸۷/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۹:۰۴  ]

Dear Dr Mohajerani
I am an iranian living in UK. It is a great chance for me to get to know you more and get familiar with your ideas. I am very intersted in attending to your talks and discussion groups. have you set up any regular meetings in UK? Do you have any intention to do so? many iranian muslims are looking for this type of meetings to come and enjoy some of your ideas regarding, Islam, shia, and my favourite one Quran.
Enshallah you can inform me in this regard.
looking forward to hear from you.
best regards
seyed mojtaba



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۸:۴۸  ]


سلطان روم،سفيري به جانب سلطان عجم،انوشيروان مي‏فرستد.چون چشم سفير،بر عظمت‏سلطان عجم و بزرگي طاق کسري مي‏افتد،مي‏بيند سلطان بر سرير نشسته و ملوک در خدمت او حاضرند،نگاهي به اطراف ايوان مي‏اندازد،ايوان را خيلي با شکوه مي‏بيند،در اطراف ايوان اعوجاج و کجي است.از درباريان جريان را مي‏پرسد،به او مي‏گويند:اين کجي را که ملاحظه مي‏کني،براي اين است که در اين جا خانه پيرزني بود که شاه خواست آن را بخرد و داخل ايوان نمايد.آن زن حاضر به فروش نشد، انوشيروان هم او را مجبور نکرد.لذا خانه آن پيرزن باعث اعوجاج و کجي اين ايوان گرديد.

آن سفير قسم خورد که ‏اين کجي بهتر از راستي است



طبسی  
[ ۸۷/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۱:۴۶  ]

سلام جناب مهاجرانی
امیدوارم که زنده وسرسبز باشید ولی برحق بنویسید (حق را بنویسید هرچند به ضرر شما باشد ) ما برای بازیافتن هویت واصالت ملی واعتقادات صادقانه اسلامی مان باید از افشای دروغ ،ریا وتظاهر ی که متاسفانه همه جامعه ما را فرا گرفته است ابایی نداشته باشیم من یک قالی بافم ولی دلالی رانت خواری و فساد اقتصادی آقازاده هاجایی برای کار سر انگشتان خونین من نگذاشته است . مهمترین دلیل از بین رفتن این صنعت به قدرت رسیدن تن پرورانی است که هرگز زحمت کارکردن را در زندگی خود تجربه نکرده اند وارزش زحمت دیکران را نمیدانند



بهمن  
[ ۸۷/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۹:۲۵  ]

آقای دکتر در زمینه تاریخ ادیان و همچنین گفتگوی بین ادیان چه منابعی را پیشنهاد می کنید؟
متشکرم
***************
در درجه اول متن اصلی هر یک از ادیان



بهمن  
[ ۸۷/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۹:۲۱  ]

سلام آقای دکتر
من همیشه فکر می کردم که عدم صداقت ما بیش از همه ریشه در وضعیت اقتصادی و عدم اجرای درست قوانین دارد !



یک دوست  
[ ۸۷/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۶:۵۵  ]

جناب آقای دکتر مهاجرانی
با سلام
آیا میتوان دلیل دوم شما را اینگونه تعببیر کرد که در هرحکومتی سود جویا برای کسب منفعت ،خود را به شکل ان در می اورند.تا به قدرت نزدیکتر باشند مسلمآ تاجر فرشی که در حکومت زد و بندی داشته باشد راحت تر میتواند فرش بدون کیفیت را مجوز صادراتش را بگیرد. متاسفانه در حکومت اسلامی این مشکل دو صد چندان است زیرا سودجویان با تظاهر دینی سعی میکنند خود را به قدرت نزدیک کنندو کسب منفعت میکنندو جلب اینستکه همه اینها را هم برای اسلام و مسلمین انجام میدهند. البته انها غافلند
آقای مهاجرانی راستی من نفهمیدم چرا شما از آقای کروبی حمایت کردید.نوشت مقاله برای اعتماد ملی میتواند دلیل آن باشد؟
*****************
حتما دلیلش نوشتن مقاله نیست !
پس از اظهار نظر آقای بجنوردی در یادداشتی از نخبگان خواستم به سخن آقای بجنوردی توجه کنند.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۴:۰۸  ]

هنگامى كه در كوفه بود همه روز صبح در بازارهاى كوفه مى آمد و بازار به بازار مى گشت و تازیانه اى بر دوش داشت در وسط هر بازار مى ایستاد و صدا مى زد: " اى گروه تجار! از خدا بترسید"! کسبه هنگامى كه بانگ او را مى شنیدند هر چه در دست داشتند بر زمین گذاشته و با تمام دل به سخنانش گوش فرامى دادند، سپس مى فرمود:«قدموا الاستخارة و تبركوا بالسهولة، و اقتربوا من المبتاعین، و تزینوا بالحلم، و تناهوا عن الیمین، و جانبوا الكذب، و تجافوا عن الظلم و انصفوا المظلومین، و لا تقربوا الربا، و اوفوا الكیل و المیزان، و لا تبخسوا الناس اشیائهم، و لا تعثوا فى الارض مفسدین؛
از خداوند خیر بخواهید،
و با آسان گرفتن كار بر مردم بركت بجوئید،
و به خریداران نزدیك شوید،
حلم را زینت خود قرار دهید،
از سوگند بپرهیزید، از دروغ اجتناب كنید، از ظلم خوددارى نمائید، و حق مظلومان را بگیرید، به ربا نزدیك نشوید، پیمانه و وزن را به طور كامل وفا كنید، و از اشیاء مردم كم نگذارید، و در زمین فساد نكنید!



sara  
[ ۸۷/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۳:۰۱  ]

واقعاها... هیچ جا و مکان و کس و گروهی اصلا هیچ سوراخی نیست که نابلدان مدعی وارد نشده باشند... پدر من هم تاجر فرش بود از سال 48تا 73 و از آن زمان تا کنون بیکار . زمانی کل بازار هامبورگ دستش بود و الان نگران یک مهمان ناخوانده که چطور پذیرایی کنه .. از پستتون دلم گرفت برای خودم برای پدرم همکاران پدرم برای هنر قالیبافی برای همه



زارعي  
[ ۸۷/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۲:۱۲  ]

سلام
آقاي مهاجراني در هر جامعه اي آدمهايي پيدا ميشوند كه ميخواهند از آب گل آلود ماهي بگيرند مشكل اين فقط نيست. بنظر بنده مشكل نبود متوليان دلسوز و مسئوليت پذير و جوابگو و نوكيسه ها است كه همه جاي كشور را به اين بي اعتباري كشانده است.اعتبار ملي قرباني قدرت طلبي ها و باند بازي شده است





: