فريد  
[ ۸۷/۱۲/۷ در ساعت ۱۴:۳۳  ]

سلام آقاي دكتر
خواستم بگويم همين تكنولوژي هسته اي را كره شمالي هم داشته و دارد. وضعيت مردمش را با همسايه جنوبيش مقايسه كنيد. چقدر فرق است؟
همين دانش غني سازي را كه ما با صرف ميلياردها دلار از منابع مملكت در دهه هاي اخير به آن رسيده ايم، همسايه مان تركيه ندارد. حال جايگاه تركيه و ايران را چه در عرصه اقتصاد و چه در عرصه سياست در سي سال پيش و الان مقايسه كنيم. واقعا چه نتيجه اي مي گيريم؟
ما نمي توانيم رفتار غلط خود را با رفتار غلط غرب توجيح كنيم. بمب و سلاح هسته اي اخلاقا مردود است چه براي ما و چه براي آنها.



ژیلا  
[ ۸۷/۱۲/۶ در ساعت ۲۲:۴۴  ]

با سلام، راستی شما که اینقدر به غرب بدبین هستید، چرا در آنجا زندگی میکنید؟ چرا غرب راکه اینقدر بد است را برای زندگی انتخاب کرده اید؟ چرا در یک کشور غیر غربی زندگی نمیکنید؟



جیمی  
[ ۸۷/۱۲/۶ در ساعت ۱۳:۳۳  ]

خوب من به اروپایی ها حق می دم. اگر سلاح اتمی به دست آدم های کم ظرفیت و ندید بدیدی مثل احمدی نژاد بیافته فاتحه کل دنیا را باید همون روز خوند.
***********************
حتی اگر سلاح اتمی هم باشد که نیست اختیارش دست رییس جمهور نیست! هر کس که می خواهد باشد!



رضا  
[ ۸۷/۱۲/۳ در ساعت ۱۵:۵۵  ]

سلام آقای مهاجرانی گرامی
مقاله جدیدی از بهنود دیدم به اسم:قبلها هم فساد زیاد بود....
یک فاش کاری ویژه!! شما هم مثل او این مثالها را زیاد می توانید رو کنید. چرا مانند بهنود ظالمان و جاهلان را سر جای خودشان نمی نشانید. ......!!



korosh  
[ ۸۷/۱۲/۳ در ساعت ۰۹:۰۵  ]

فکر می کنم خیلی زود جوابتان را گرفتید مشکل جمهوری اسلامی با غرب نیست با آژانس بین المللی انرژی هسته ای است
مشکل اصلی هم این است که بخاطر عملکرد اشتباه دیپلماسی ایران ظرف سی سال گذشته کشوری به این رژیم اعتماد ندارد
در ثانی گزارش جدید آقای البرادعی ثابت می کند برنامه اتمی جمهوری اسلامی کماکان مشکوک است
البته شما مانند همه حکومتی ها اهل سانسور هستید امیدوارم این پیام مرا سانسور نکنید



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۲/۳ در ساعت ۰۰:۲۹  ]

قال علی علیه السلام
لا تَقسِروا اَولادَكُم عَلى آدابكُم ، فَاِنَّهُم مَخلوقونَ لِزَمان غَير زَمانِكُم

آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شده ‏اند.

شرح ابن ابى الحديد ، ج20، ح102



Nima  
[ ۸۷/۱۲/۲ در ساعت ۰۵:۱۴  ]

mesle hamishe zarif o matin ...
man ham ba nazare doostan dar morede mowje takhribe rooznameye eetemad melli va site tagheer movafegham ...
omidvaram be gooshe aghaye karrobi beresanid



رضا  
[ ۸۷/۱۲/۱ در ساعت ۲۰:۵۲  ]

سلام دکتر مهاجرانی
طیب صالح هم درگذشت. حتما گفتنی داشته باشی از او....
اما یک انتقاد:
هرچه بر ضدایران واسلام و انقلاب گفته شودشماها اینگونه تند جبهه
میگیریداما برای ماها آزادی بیان مطلق هستکه از بزرگ تا کوچکمان
رسمی وغیر رسمی هر چه توهین و ناسزا بخواهیم بگوییم؟؟؟
*********************
در باره طیب صالح مطلبی خواهم نوشت...کاش دولت مهرورزی رمان موسم هجرت به شمال او را که سه سال است در ارشاد منتظر اجازه مانده است...آزاد می کرد.



آريانا  
[ ۸۷/۱۲/۱ در ساعت ۱۱:۵۲  ]

سلام دكتر
مشكل جامعه كمتر توسعه يافته عدم خود باوري است. غرب مانند سرعت نور در تكنولوژي و فناوري در حال حركت است و ما مانند حركت در كوهستان هر روز سنگ خارا را در مي نورديم و با دستاني پر از خونابه، نان آغشته به بوي متعفن نفت را در كاسه فقر و فلاكت با اشك سر ريز شده از شرمساري پدر در مقابل خواسته هاي فرزندان خيس نموده و در گلوي بغض به سختي خار مغيلان مي بلعيم



محمد  
[ ۸۷/۱۲/۱ در ساعت ۱۰:۲۰  ]

آقای دکتر سلام.
مثل همیشه زیبا و بی طرفانه بود.
خدا قوت.



م الف  
[ ۸۷/۱۲/۱ در ساعت ۰۶:۱۵  ]

سلام جناب استاد
فردي روزي كه سيدمحمدخاتمي نامزدي خوردااعلام كردندروزنامه اعتماد ملي اين خبررا تيتر نكرد كه حتي درصفحه اول هم خبري نبود
به جاي آن عكس جناب دكترتوكلي برصفحه اول خودنمايي مي كرد جناب دكترشما آياروزنامه اعتمادملي رومي خونيدآيا باروند فزاينده تخريبها عليه ياس سياست ايران موافقيدمن ازشماخواهش مي كنم به
مطالب اين روزنامه رو يكبار ديگر دراين چندشماره اخيرمطالعه كنيد
واگرديديد تخريبي هست آنگاه درنوشته چند وقت پيش خودتجديدنظر كنيدكه جناب كروبي را به گفته يكي ازبزرگان انتخابي خوب توصيف فرموده بوديد.اگر صلاح هم دانستيد مقالات خودرابراي اطلاعات بفرستيدچون ديگر اعتماد ملي آنچنان تفاوتي باديگرروزنامه هاي روي دكه نمي كندز نده باد آزادي
******************
در صفحه اول خبر کاندیداتوری آقای خاتمی بود. البته تیتر اول نبود.



رضا  
[ ۸۷/۱۲/۱ در ساعت ۰۰:۰۴  ]

جناب مهاجرانی عزیز
با سلام و احترام

مدتی پیش در مورد یکی از یادداشتهایتان نکته ی نقدآمیزی نوشتم اما شما سانسور کردید.از آن به بعد تصورم متاسفانه در مورد سعه ی صدر شما عوض شد و البته هنوز هم تعجبم به جاست!نه به خاطر مطلب خودم بلکه به خاطر نوع برخورد شما.فقط خواستم آنچه را در ذهن و دلم مانده بود با شما در میان بگذارم.
امید که همیشه کامیاب باشید



بهمن  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۹:۰۹  ]

سلام آقای دکتر
می گوییم دین مان کامل است و تنها راه سعادت بشر، پیروی از کتاب قران و روایات واحادیث پیامبر و ائمه می باشد. این را در حالی بیان می کنیم که در عصر جدید چیز زیادی بر دانش جهانی نیافزوده ایم. حتی آنقدر همت نداشته ایم که دین خود را برای دنیای امروز به صورت روشن و با چهره ای زیبا عرضه کنیم. در عوض غرب با تلاش و کوشش توانسته است این تمدن- گیریم صرفا مادی- را برای خود بنا نهد که در بسیاری از زمینه ها از آلام مادی و روحی بشر بکاهد. امروزه هر کس که می خواهد در رشته های مختلف علمی به بالاترین درجات برسد حتما باید سری به آنجا بزند. فلسفه و اندیشه ورزی در غرب به بالاترین درجه خود در جهان فعلی رسیده است. انصافا آقای دکتر اگر جای ما با آنها عوض می شد، مثل آنها به جهان نگاه نمی کردیم؟
حرف اصلی من این است که آیا بهتر نیست که به جای آنکه اینهمه خود را درگیر نقد غرب بکنیم بیاییم مثل ژاپونی ها شرایطی فراهم بیاوریم که بتوانیم در زمینه های علمی و صنعتی ، تکنولوژی به کشور وارد کنیم و کشور خود را بسازیم. به خدا مردم به سختی زندگی می کنند. ما نیازمند آرامش هستیم. مدارا با مردم سفارش امام علی (ع) است. شما این مردم را به کشورها و ملت های دیگر تعمیم دهید.
ارادتمند شما هستم.



شاهبن نصر  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۵:۵۳  ]

سلام بر اقای مهاجرانی!
گویا نشنیده اید که "تاریح را فاتحان می نویسند!". شما چرا اینقدر دور میروید؟ مگر نمی دانید که هیچ دادگاه جنایت جنگی حق رسیدگی به جرایم سربازان امریکایی را ندارد! به نظر شما عجیب نیست که در جنگ دوم جهانی هیچ جنایتی توسط متفقین انجام نشد! البته اقای مهاجرانی ما هم ساکن مدینه فاضله نیستیم و مطمئنا اگر روزی چیزی از این تبعیض ها را به نفع خودمان به چنگ بیاوریم از ان خوشنود خواهیم بود و عطای "مهرورزی" و "عدالت گستری" را به لقایش خواهیم بخشید. به قول نیچه (!) این اه و ناله ها و عدالت طلبی ها مخصوص ضعفا است. بزرگان انگونه زندگی میکنند که دوست دارند!
پی نوشت: سانسورهای شما هم یکی از ان رفتارهای بزرگان است و تحمل ما هم ... بماند!



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۴:۰۱  ]

در نگاه افلاطون تنها راه سعادتمندی جامعه که همه افراد به حق خود برسند در این است که حکیم حاکم شود و یا حاکم حکیم شود اکنون که چنین وضعی در ممالک جهان حاکم نیست و سیاستمداران عیاشی مانند سارکوزی زمام امور کشورها را بدست دارند و سیاست در معانی تزویر، دروغ و کلاه گذاری خلاصه میشود رابطه دولتها حکایت شکار شير و گرگ و روباه است
شیر و گرگ و روبهی بهر شکار
رفته بودند از طلب در کوهسار

چونک رفتند این جماعت سوی کوه
در رکاب شیر با فر و شکوه

گاو کوهی و بز و خرگوش زفت
یافتند و کار ایشان پیش رفت

گفت شیر ای گرگ این را بخش کن
معدلت را نو کن ای گرگ کهن

گفت ای شه گاو وحشی بخش تست
آن بزرگ و تو بزرگ و زفت و چست

بعد از آن رو شیر با روباه کرد
گفت این را بخش کن از بهر خورد

سجده کرد و گفت کین گاو سمین
چاشت‌خوردت باشد ای شاه گزین

وان بز از بهر میان روز را
یخنیی باشد شه پیروز را

و آن دگر خرگوش بهر شام هم
شب‌چره‌ی این شاه با لطف و کرم

گفت ای روبه تو عدل افروختی
این چنین قسمت ز کی آموختی

از کجا آموختی این ای بزرگ
گفت ای شاه جهان از حال گرگ



samsh  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۱:۵۳  ]

مبنا این است که آن حکومت ها مسوول هستند و لااقل ملت خودشان را گروگان نگرفته اند. حکومت ما غنی سازی و به تبع آن سلاح اتمی را نه برای امنیت ملی که برای چپاول بیشتر ثروت ملی می خواهد.





: