دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۲۳:۵۱  ]

ما يک ضرب المثل داريم که می گويند:
محمود آدم خوبی ست اما وای از وقتی که آن رویش بالا بیاید !
سخنانی که از رئیس جمهور در مورد چاقوی زنجان و ماهیان دریاچه ارومیه نقل شده مصداق " آن رو بالا آمدن محمود است " به اصطلاح گاهی اوقات از بی انصافی مخالفان خود " کفری میشود "



مصطفی آملی  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۲۱:۲۳  ]

با سلام در مورد تقریب بین مذاهب میخواستم در مورد تقسیم بندی مذهب شیعه به تشیع علوی و تشیع صفوی توسط برخی روشنفکران اسلامی (مانند دکتر شریعتی و اخیرا هم توسط برخی روشنفکران سخن از تشیع قجری است و نیز نوعی از تشیع که گرایش افراطی به مهدویت دارد و یا فرقه موسوم به مصباحیه ,...) سوال کنم. یا به نظر جنابعالی این بخش بندی ها تا چه اندازه صحیح است؟ متشکرم
********************
بدیهی ست که سلیقه ای و سیاسی ست.



رسول بشردوست اطاق ور  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۱۸:۴۶  ]

آقاي دكتر سالها پيش كه با پدرمان به كار كشاورزي مي پرداختيم يكي از كارهايي كه هراز چندگاهي لازم مي شد انجام دهيم آن بود كه سنگ هايِ بزرگِ زير زمين را در بياوريم و در گوشه اي از باغ جمع كنيم تا وجود آنها در زير زمين مانع از ريشه دواندن درختان پرتقال نباشد. گاه پيش مي آمد كه سنگ ها بسيار بزرگ بودند و بيرون آوردن آنها علاوه بر نيروي زياد به تدبير خاصي هم نياز داشت! بدين شكل كه هر وقت كه با نيروي ديلم كمي سنگ از سر جايش بلند مي شد، سنگ كوچكي در زير آن مي گذاشتيم تا اين سنگ بزرگ بي مغز به عقب متمايل نشود! به همين ترتيب بالاخره موفق مي شديم كه آن سنگ بزرگ را از سر جايش حركت دهيم و مجالي براي ريشه ها فراهم آوريم تا جولاني دهند و در خاك پنجه بياندازند.
گاه حركت هايي در جامعه ما انجام شده است كه بسيار اميدبخش بوده اند. زماني بوده است كه بسياري از ما به اين نتيجه رسيده ايم كه ريشه اصلي مشكلات ما جهل و ناداني بوده است كه استبداد و بدتر از آن منش استبدادي ثمره آن بوده است. دور هم جمع شديم ، انديشه كرديم، حزب تشكيل داديم، جان فدا شد اما در پايان انگار اتفاقي نيفتاده بود. اصلا ما تا پايان نرفتيم. همان وسط كار رها كرديم. اين شد كه دوباره همان مساله هاي آغازين شد مساله هاي انتهايي ما! مثل كودكي كه از اول تا به آخر صفحه دفترش را بر اساس الگوي معلمش مي نويسد:«من كودك خوبي هستم» با اين تفاوت كه آن كودك بعدها بزرگ شد و فهميد كه براي خوب بودن راه درازي در پيش دارد اما ما هنوز همان كودكيم كه فكر مي كنيم خيلي خوبيم!
آقاي مهاجراني سوال من اين است كه وقتي در يك برهه تاريخي حركتي انجام مي دهيم(در همه زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي كه البته علاقمندم حركت معنوي شخصي را هم به آن اضافه كنم) اگر در زماني احساس نموديم كه فعلا بيش از اين نمي توانيم جلوتر برويم چگونه مي توانيم از دستاوردهاي خود محافظت به عمل آوريم؟ چرا اينقدر آسان مي بازيم؟ سنگ بي مغز! را آنقدر با زور و مشقت هل مي دهيم اما هيچ فكري براي به عقب برگشتنش نمي كنيم!!



رسول بشردوست اطاق ور  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۱۷:۴۸  ]

سلام آقاي دكتر
لطفا كتاب هايي در زمينه ديني يا ادبي از زبان انگليسي معرفي كنيد. با سپاس فراوان.
********************
در زمینه دینی؛ هانس کونگ سه جلد کتاب با عنوان یهودیت مسیحیت و اسلام نوشته است. به نظرم کار بزرگی ست که تا به امروز به فارسی ترحمه نشده است



حسن  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۱۶:۰۸  ]

شما فکر می کنید که این روزنامه را نمی بندند؟



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۱۴:۳۷  ]

میگویند نشانه دینداری در زن مسلمان حجاب است ودر مرد مسلمان نتراشیدن ریش آیا براستی همینطور است؟ آيا ميتوان اعمال خاصي را هميشه نشانه دينداري دانست؟



زهرا  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۱۴:۳۱  ]

دست مريزاد به اين همه همت.سربلند و پيروز باشيد.



عليرضا  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۱۳:۱۷  ]

سلامي به پاکي سلامهاي قرآن شريف
واما بيان مطالب از لسان شما استاد معزز هم نشانه اي است از اينکه چه شخصيتهايي بر اين ملک حکومت داشتند و در حال نيز چه ......
خداي را سپاس که از دريچه نشانه جريده اعتماد هم ميتوانيم در حضور شما زانوي تلمذ بر زمين مقدس اين مرزوبوم زنيم درود بر شما و خداوند ياورتان



داود  
[ ۸۷/۹/۴ در ساعت ۰۹:۵۷  ]

با سلام و احترام و ادب
با سپاس از مطالب گوهربار شما مانند همیشه لذت بردیم.
امروز روز بزرگ دحوالارض است. در بیان فضایل این روز فراوان گفته اند. مانند روزه گرفتن دارای ثواب هفتاد سال عبادت است. لطفأ بیشتر ما را راهنمایی کنید. چگونه امروز اینقدر مهم می تواند باشد؟؟؟
درضمن پرسشی دیگر نیز داشتم و آن اینکه شما فرمودید ارتداد در قرآن نشانی ندارد ولی چگونه حکم فقهی آن مرگ است؟ لطفأ ما را راهنمایی کنید. با سپاس



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۲۳:۵۶  ]

ألا أيها الموت الذي لست تاركي‏
أرحني فقد أفنيت كل خليل‏
أراك بصيرا بالذين أحبهم ‏
كأنك تأتي نحوهم بدليل
هفته گذشته شیخ جعفر صدری در سن هفتاد سالگی بعد از چند سال تحمل سختی و مشقت از میان مارفت رحمت خدا بر او باد
اکنون او بر افلاک و ما بر حضیض خاک
با وجود کهولت سن هیچگاه از پای ننشست دیارغربت را برای انجام وظیفه اختیار کرد پرحوصله،شکيبا،کم حرف و بی ادعا بود. آنچه را که لازمه يک انسان شايسته بود صادقانه و شجاعانه،بي ترس و هراس انجام ميداد به معنی واقعی کلمه ، روحانیت در شکل و شمائل او دیده میشد

در شبی تاریک و ظلمانی به تنهائی دور از زن و فرزند به اغما رفت و چند روز بعد بدن نیمه جان او را به خانه آوردند همسر فداکارش سالها او را تیماری کرد سر انجام چند روز قبل با مرگ خود دوستان و همسر و فرزندان خود را به ماتم نشاند
*****************
رحمه الله علیه



مهدی حسینی  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۲۳:۳۹  ]

درود
امیدوارم نشانه ، نشانه ی بسته شدن این روزی نامه نشود .
کاش فکری به حال جوامع خرد خویشتن می کردیم تا این خوان های کوچک بستر آرامیدن نان های بیات با خمیرهای جوش شیرین زده نشود!
ارزیابی نشانه هاست که آن ها را نشانه می سازد نه خود نشانه .
بس!
بدرود



م .خ  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۲۰:۳۳  ]

راستی اگر کسی خود را گم کند برای پیدا کردن خودچه نشانه هایی لازم دارد؟
کاش میشد از حاج اخوند پرسید.
بدرود دکتر



م .خ  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۲۰:۲۰  ]

امیدوارم سر انگشت قلمتان از حاج اخوند به سوی سیاست "نشانه"نرود.



بختياري  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۱۹:۵۶  ]

سلام دكتر وخسته نباشيد. خبر بسيار مسرت بخشي است به شرطي كه تاجايي كه ممكن است مطالب ذيل عنوان نشانه همه كس فهم باشد و مزه دلچسب حاج آخوندي هم بدهد.



رسول بشردوست اطاق ور  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۱۹:۰۸  ]

سلام آقای مهاجرانی
خیلی خوشحالم که همچنان امیدوار به اصلاح امور این کشوری که هر روز بیش از دیروز در خود فشرده می شود، هستید. من که هر چه می اندیشم نمی دانم بالاخره چگونه باید به اوضاع این مملکت بیچاره سروسامان داد. آقای خاتمی که آمدند شور و شعف و امیدواری بسیاری در من ایجاد شد و با خود گفتم که بالاخره خرد در ملک داری ما هم وارد شده و «گفتمان» روز ما «خرد»، «مدارا» و« اصلاح» شده است. همیشه با خود می گفتم که اگر آقای خاتمی هیچ کار دیگری هم نمی کرد،همینکه دوباره واژه «خرد» و به تبع آن خردورزی را تاکید کرده است کفایت می کند. خرد چشم جان است جون بنگری/تو بی چشم، جهان شادان نس÷ری. چقدر امروز نیازمند دقت در این بیت فردوسی هستیم! همه ما باید کاری کنیم که «چشم جان» خود را بیناتر سازیم.
مسلما کاری که شما قصد انجام آن را دارید این هدف را حاصل خواهد نمود؛

با اجازه شما می خواهم درخواستی بی ارتباط با این مطلب از شما داشته باشم : در زمینه دینی و ادبی ترجمه چه کتابهایی را توصیه می کنید؟ با آروزی سلامتی برای شما و خانواده تان.
********************
ترجمه از چه زبانی؟



آزاده  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۱۸:۵۷  ]

سلام
خیلی خوشحال شدم .منتظر نوشته هایتان هستم .ولی امیدوارم نیمه کاره رها نشود .مثل خاطرات الجزایر که با بسته شدن شرق نیمه تمام ماند .راستی هنوز عاصم را می بینید ؟ حیف که آن خاطران رها شد ...
کاش باز هم از حاج آخوند برایمان بگویید .



بیم موج  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۱۸:۰۷  ]

سلام آقای دکتر.جاده ی زندگی بدون نشانه نمی شود.خداکند نشانه هایی بگذاریم که ما را به مقصد رساند نه این که پرت شویم وبه قعر دره سقوط کنیم. تا الآن برای دوستداران مکتوب نشانه های خوبی گذاشته ای.سایه ات مستدام نامت بلند بیانت همیشه شیرین باد.
********************
درود



بیم موج  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۱۸:۰۰  ]

سلام آقای دکتر.این دو کلمه برایم مبهم بود.1.نمک گندیده.مگر نمک هم در غیر ضرب المثل می گندد؟!2.فلک اضافه به(( مان )) شود درست است؟
***********************
البته سیاست در دنیای واقع می گندد...
فلک مان را با توجه به فلکشان حافظ نوشتم:
خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند



شاهین نصر  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۱۳:۵۹  ]

سلام اقای مهاجرانی
سیاست بازی جالبی است. شما از نشانه ها میگویید در حالیکه به نظر من اصلی ترین وظیفه سیاستمدار محو نشانه ها است و یا غلط جلوه دادن انها است. البته هیچ سیاستمدار این حرف را قبول نمی کند و این طبیعی است.
کافی است به همان مثالهای خودتان رجوع کنید... مسلمانها سالها است اب را بر سر خودشان میریزند نه بر سر اسراییل. چاقوی زنجان الان سالها است که با ورود بی رویه چاقوی چینی و المانی از رده تولید خارج شده و ماهیهای دریاچه ارومیه هم اگر بدرد بخور بودند شکم مردم ارومیه را سیر می کردند...
در ستون نشانه ها هم امیدی به بافتن نشانه ای نیست چون هدف اصلی از "نشانه" خارج کردن فرد از گمراهی است. نشانه های شما انچنان در پرده ابهام و ایهام مخفی است که خود مزید بر گمراهی است. مخاطب خاص هم که نشانه های شما را میفهمد ذاتا احتیاجی به ان نشانه ندارد چون از قبل همه چیز را می داند و ار درد دانستن نالان است. روزی که در خود شجاعت و صراحت بیان میرزاده عشقی را دیدید ستون شما هم نشانه خواهد بود و سینه شما را هم نشانه خواهند رفت... تا ان روز... داستان حاج اخوند بهانه بهتری برای نوشتن است.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۱۱:۴۲  ]

اینها نشانه هائی است که از مدرس به یادگار مانده است:

مفاسد نوعيه رافع نوعيه مي‌خواهد. كتك زدن و جريمه كردن رافع فساد نمي‌شود
عاقل تا بصيرت پيدا نكند، سزاوار نيست صحبت كند.

براي پيشبرد مقاصد خودمان نبايد از سلاح برنده دين و تبليغات مذهبي استفاده نمود. چون اگر با شكست مواجه شويم، ‌اعتقادات مردم متزلزل مي‌شود



paka  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۱۱:۲۲  ]

سلام دکتر
می دانم درخواست نا بجایی است اما سیاست را رها کنید و بگذارید برای آنها که فشار خون کم دارند و مجبورند نمک مصر ف کنند
فکر می کنم راهی که بر گزیده اید باعث خشنودی همه خواهد شد و یک روزنه ای برای اندیشه های صیقلی یافته



حسین  
[ ۸۷/۹/۳ در ساعت ۰۹:۱۴  ]

جناب آقای مهاجرانی
سلام
و صبح به خیر
ایجاد سنون *نشانه*را به دوستداران شما تبریک می گویم.در ابتدا امیدوارم این ستون بنایش محکم باشد.نکات جالبی مطرح کردید نکاتی که دیگران ممکن است به دلیل عادت به انها یا به علت بی تفاوتی به سادگی از آن عبور کنند و مورد توجه قرارندهند. از شما تقاضا دارم که به چنین مواردی در حوزه اخلاق به خصوص مواردی که در اندیشه ناب اسلامی به آنها اشاره شده است،را نشانه روید.
چون بنده، وسعت نظر شما را در مسایل دینی می پسندم.





: