صادق  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۲۲:۱۸  ]

استاد عزیز بنده در پی پیدا کردن مقصر نیستم حتی اخیرا خود آیت الله منتظری اعلام کرده اند که گله ای از آقای خاتمی ندارند، لیکن می خواستم بدانم مگر تصمیم حصر ایشان در شورای عالی امنیت ملی که ریاست آن با رئیس جمهور است گرفته نشد و آیا مصوبات شورا نباید به امضای رئیس شورا برسد.کاملا هم درک میکنم که دولت در ان زمان چقدر در فشار بوده است.ممنون خواهم شد اگر درحد امکان مساله را برای بنده روشن بکنید که چگونه و از سوی چه نهادی تصمیم به حصر ایشان گرفته و آن را اجرا کردند.
********************
تا جایی که می دانم این تصمیم فراتر از رییس جمهور و شورای عالی امنیت گرفته شده است.



بیم موج  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۲۱:۱۷  ]

سلام آقای دکتر. سخن برسر این نیست که دف زدن خوب است یا نه ؟ یا اینکه آقای مشایی کار حرامی مرتکب شده است ؟ سخن این است که یک بام دو هوا چرا ؟ چرا در دولت اصلاحات بعضی کار های مشروع که انجام می شد فریاد و ا اسلاما و جلوه ی خیل کفن پوشان ولی الان سکوت محض وتایید ات غیب گونه !!



بیم موج  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۲۱:۰۹  ]

سلام آقای دکتر. در شگفتم از بعضی اظهار نظرهای دوستداران مکتوب .چه خوب بود بعضی دوستان نسبت به محتوا وگذاره های تاریخی اندکی درنگ می نمودند. در قصه ی عایشه و بر دوش پیامبر بودن و نهیب ابوبکر دخترش را ... چند نکته ی قابل ت‍امل وجود دارد .1- پیامبر به اندازه ی ابوبکر نمی دانست دف زدن قیح دارد یا خیر که ابوبکر آن را متذکر شود به شخص پیامبر؟! به عبارت دیگر دف زدن یا از نظر شرعی ممنوع بوده یا از نظر عرف یا عقل ؟ هرکدام را بگیری آیا پیامبر در این زمینه از ابوبکر کمتر می دانسته ؟! 2- چه خوب است ما نسبت به نقل های طیری کمی وسواس به خرج دهیم . شاید هم حق به جانب دشتی آبادانی باشد. دین ما شادی هم داشته بعدا فقهیان عرصه ی دین را بر مردم تنگ کرده اند!!



امیرحسین  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۱۶:۰۱  ]

سلام آقای دکتر . از اینکه به قول کامنت یکی از دوستان هنوز هم در مورد مسائل سیاسی عصبانی میشوید خیلی خوشحال شدم ! پس هنوز هم کورسوی امیدی برای بازگشت شما به عرصه ی فرهنگ باقی مانده . مناظره ی آقای روانبخش و تاج زاده در دانشگاه کاشان و با موضوع "اصلاح طلبی و اصول گرایی" برگزار شد . البته طبق پیش بینی , برآیند این مناظره تا قریب به هشتاد درصد به سود تاج زاده بود
***************************
از عرصه فرهنگ خارج نشده ام که بخواهم باز گردم.
تفصیل داستان تا روزگاری دیگر !.



مریم  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۱۵:۰۰  ]

اقای دکتر
این مکتوب شما را روزنامه کارگزاران امروز چاپ کرده، البته سنگ و سگ را سانسور کرده است. حق هم دارند همه ما از سگ می ترسیم.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۱۴:۰۹  ]

از عایشه نقل شده که پيامبر در مجالس زنانه اى كه در آنها دف نواخته مى شد حضور داشت در جای دیگر پيامبر عايشه را براى ديدن رقص رقاصان در ملاء عام فرا مى خواند و عايشه در حالى كه سر بر دوش پيامبر نهاده به آنها نظاره مى كند و مى گويند پيامبرنسبت به اعتراض ابوبكر كه به دخترش نهيب مى زند كه چرا خانه پيامبر اكرم را جايگاه آدات شيطانى نموده اى؟! ساكت نمانده و به دفاع از كار عايشه و رقص رقاصان و آواز آوازه خوانان پرداخته است
ظاهرا خشکه مقدسی ها بعدا بوسیله خلیفه دوم در دین راه پیدا کرده است



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۱۳:۲۷  ]

قال اميرالمؤ منين عليه السلام : اوقات السرور خلسه
مواقع تفريح و شادمانى فرصت است

فكر ميكنيد آقاي مشائی در این مراسم مرتکب فعل حرامی شده است؟ دف و سرور در مقابل قرآن چه محظور شرعی دارد؟
از امام رضا نقل شده است : اجعلوا لانفسكم حظا من الدنيا باعطائها ما تشتهى من الحلال و ما لا تثلم المروة و لا سرف فيه و استعينوا بذلك على امور الدنيا.
فرموده است : از لذايذ دنيوى نصيبى براى كاميابى خويش قرار دهيد و تمنيات دل را از راه هاى مشروع برآوريد. مراقبت كنيد در اين كار به مردانگى و شرافتتان آسيب نرسد و دچار اسراف و تندروى نشويد. تفريح و سرگرمى هاى لذت بخش ، شما را در اداره زندگى يارى مى كند و با كمك آن بهتر به امور دنياى خويش موفق خواهيد شد.
سرگرمى و تفريح ، آدمى را از ملالت كارهاى يكنواخت و خسته كننده زندگى خلاص مى كند و براى مدت كوتاهى ، بار سنگين مسئوليت را از دوش وى بر مى دارد و زنجيرهاى وظايف روزمره را موقتا از دست و پايش مى گشايد. تفريح ، براى استراحت بدن و جبران خستگى هاى ناشى از كار، يك نياز اساسى و اجتناب ناپذير است .



بهادر  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۱۱:۳۱  ]

فعلاً کلاً سگ ها بازند و سنگ ها بسته.

در این لحظه، دلم میخواهد در این جمله به جای "سگ"، "..." بگذارم و به جای "سنگ"، "شهروند امروز" !



طاووس  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۱۰:۵۰  ]

سلام دكتر عزيز
يك سوال و انتظار جواب صريح:
اگر در و تخته ب هم جور شد و رئيس جمهور خاتمي شما حاضريد پستي از جانب ايشان به شما محول شودبه فرض معاون اولي
**************************
من به سیاست بر نمی گردم



عليرضا  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۱۰:۳۳  ]

سلامي به پاکي سلامهاي قرآن شريف
خدمت استاد عزيز و ...
شاکريم در اين دهکده کوچک جهاني از از نعمات تلمذ از وجود شما استفاده ميبريم
و اما استاد عزيز يکي از دوستان حقير که دانشجوي کارشناسي ارشد ادبيات در تهران ميباشد پايان نامه خود را تحت عنوان زندگينامه استاد مهاجراني انتخاب ودر حال تحقيق و تکميل ان ميباشد در صورت امکان و بمنظور ثبت در تاريخ چنانچه جنابعالي و يا هر يک از دوستاني که ميفرماييد راهنمايي و کمک نمايند سپاسگزار خواهيم شد ضمن اينکه فراموش کردم عرض نمايم که خيلي براي شما سلام رساندند
************************
به ایشان سلام برسانید و بگویید زندگی من در حد پایان نامه نویسی نیست !



صادق  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۱۰:۲۶  ]

آقای مهاجرانی با تمام احترامی که برای شما قائلم،در مورد برخورد با هتاکی ها علیه آیت الله منتظری ،مخصوصا در اوایل آن قضیه شما نمره ی قبولی نمی گیرید. یکی از مسائلی که آقای خاتمی هم باید به آن پاسخگو باشد امضای حکم حصر ایشان است.
***********************
حصر ترتباطی با دولت نداشت و آقای خاتمی حکمی را امضا نکرد



مجید  
[ ۸۷/۸/۲۱ در ساعت ۰۰:۲۶  ]

ممنون از شفاف سازیتون!
جسارتا تو این متن منتظر بودم به سیاق نوشته های قبلی تون به ایشون تذکر می دادین که نقش شما تو هیات نظارت جقدر می تونست باشه!
البته اگر بخواهند بشنوند...!



بیم موج  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۲۳:۳۱  ]

سلام آقای دکتر. یک پیشنهاد شاید مقبول افتد. چه خوب است هفته ای یک بار گوشه ای از زندگی مرحوم حاج آخوند یا دیگران .... در مکتوب مطرح شود تا این خود درس اخلاقی باشد باشد برای دوستداران مکتوب به ویژه در این دوران پر تزویر ما که اخلاق واخلاقیات در میان ما رنگ باخته اند شاید سودمند افتد
*******************
مطالب مربوط به حاج اخوند را ادامه می دهم..



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۲۳:۱۴  ]

دانـــی که نـــدانی دانی.
وقـتــــی که بدانی که دانی نــدانـی.

يقول بعض السلف( لا أدري نصف العلم)
ظاهرا گوینده آن عامر شعبی است

كليد علم و دانش، اظهار و اقرار به جهل است، نمي دانم؛ نيمي از دانش است. اگر به جهل خود يقين كردي، راه علم به رويت باز مي شود



بیم موج  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۲۲:۳۶  ]

سلام آقای دکتر. این خبر را خوانده اید ؟

حركتي استثنایی در همايش گردشگري در حضور مشایی
***************
بله خواندم !


--------------------------------------------------------------------------------


۱۹ آبان ماه ۱۳۸۷ ساعت : ۳۷ , ۱۷
خبرگزاري انتخاب :

گزارش "جهان" در همايشي كه ديروز (شنبه) در سالن اجتماعات برج سفيد به ميزباني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برگزار شد اتفاقي افتاد كه در كشور بي سابقه بود.

بر اساس اين گزارش در اين همايش كه با موضوع دعوت از سرمايه گذاري براي پروژه‌هاي گردشگري برگزار شده بود، هنگام شروع مراسم و قبل از تلاوت قرآن، 12 خانم با لباس محلي دف زنان روي سن آمدند و در حالي كه قرآن را در سيني گذاشته بودند با حالات ریتمیک، قرآن را به قاري تحويل داده و سن را ترك کردند و سپس قاري مراسم (که از قاریان مشهور کشور می باشد) شروع به تلاوت قرآن کرد.

پس از پايان تلاوت قرآن، دوباره این افراد به همان صورت روي سن آمدند و در حالي كه دف مي‌زدند قرآن را تحويل گرفته و سن را ترك کردند.

گفتني است اين موضوع که تعجب حاضران را برانگيخته بود، درحضور رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و تنی چند از مسئولان کشور صورت پذیرفت.




دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۲۲:۲۵  ]

گاهی اوقات مکتوب خوانندگان خود را به عالم سیاست میبرد که سود چندانی ندارد حالا وقت آن رسیده که به سخنان سودمند بزرگان بیندیشیم:

ســه چـــــیــزســــرمـــایه جوانمرداست.ســـــــخاوت،مروت،شـــــجاعت
برعیـــب خود بینا باش ،وعیــب کسان مگوی .
دین به دنیا مفروش تانباشی ازخاطره هافراموش .
به طاعت خود مغرور مباش وسخاوت پیشه کن.
از مردم ابله ونادان بگریز ،دوست زیرک ودانا گزین،
به خانه هرکه درایی چشم وزبان نگهدارید.
جامه وتن تان را پاک نگهدارید.
سه خدمت است که به بزرگان عیب نیست خدمت پدر ومادر،خدمت استاد ومهمان ،خدمت مسافر.



مهدي الف  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۲۱:۴۵  ]

سلام حضرت استاد درموردشهروندنمي خواهيد چيزي بنويسيد ممنون
*****************
باید نوشت ممنون از یادآوریتان



بیم موج  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۱۷:۱۰  ]

سلام آقای دکتر. دوستی دارم گاهی با هم درد دل سیاسی می کنیم . با هم میگیم آخه این سیایتی که تو مملکت هست بر مبنای عقل است یا اسلام ؟ هر کدوم بگیری بهش اشکال وارده . میگم اسلام یا عقل میگن در دنیا به روی خودت ببند و همش شرارت کن ! بعد میگیم ایران با آمریکا رابطه بر قرار نمیکنه . میگه چرا ؟ میگم اگر رابطه بر قرار بشه بعدا حسین شریعتمداری تو کیهان میخواد چی بنویسه؟ جنتی تو نماز جمعه ی تهران میخواد چی بگه ؟ دست آخر اینکه خرابیها ی مسولین گردن کی بندازیم . اگر قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد بگیم کی بوده . !!



کاوه  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۱۷:۱۰  ]

ما را به رندی افسانه کردند...
پیران جاهل ...شیخان گمراه...



شاهین نصر  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۱۵:۵۹  ]

سلام!
پس اقای مهاجرانی هنوز هم به خشم میاد؟ امیدوار کننده است... ولی ای کاش این بخشم اومدن ها فقط وقتی نباشه که نام خود اقای مهاجرانی در میان باشه... ای کاش گاهی سر بلند کنید و بجای دو پهلو نوشتن به همین وضوح از رها بودن سگها بگید.
اقای مهاجرانی! در زمان ما جامعه قلم پر از کسانی است که جز افراط و تفریط طریق دیگه ای بلد نیستند... جای افراد اعتدالگرایی مثل شما همیشه خالی است.
راستی! به سایت اقای بهنود سری میزنید؟ یک تکه کوتاه در مقایسه استیضاح شما و استیضاح اقای کردان نوشته اند... زیبا بود... اون استیضاح تو تاریخ این مملکت باقی می مانه... یادش بخیر وقتی گفتید: "اقای حسینی اخلاق در خانواده...".



بیم موج  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۱۳:۴۸  ]

سلام آقای دکتر. یادم هست در زمان اصلاحات ظاهرا همین روانبخش در جایی ودربین عده ای سخنرانی نمودوگفت: آقای شهیدی مودب شما سگ ها راباز وسنگ ها رابسته اید.آری وقتی ادبیات گفتاری در بین جسمانیون روحانی نما رنگ و بوی زشتی به خود می گیرد باید هم یکی از دوستداران مکتوب به نام مریم بگوید :آقای دکتر چرا این آخوندا این قدر دروغ می گویند؟



کیوان  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۱۱:۳۲  ]

از این گونه دروغ به هم بافی جریان به اصطلاح اصول گرا آدمی مات می ماند که اینان گرایش به کدام اصول دارند؟!!! آنچه که ما در قران و نهج البلاغه و کتاب مقدس و انجیل و گیتا و اوستا و اوپانیشاد ها و مثنوی مولانا و ... خواندیم و یافتیم همه و همه در مذمت این اصول مشترک بودند و تنها جایی که اینها را آن هم به عنوان اخلاق قدرت به رسمیت شناخته ، رساله شهریار ماکیاولی بود! در کم دانشی امثال من شک نیست، لذا از محضر حضرات اصول گرا استدعا دارم یک بار اعلام دارند این کدام اصول است که بدان پایبندند و ما را به ماخذهای این اصول راهنمایی کنند تا اگر ما در خامی خود، خدای باوری را باعث رهایی جان آدمی از ردایل و پلشتی ها می دانیم، از توهم در آمده و راه درست!!!!! را بیابیم!! ُپس چه کسی ستم کارتر از دروغ زننده به خداست؟ ُ



user  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۱۰:۴۸  ]

سلام
من به طور اتفاقی به این وبلاگ لینک شدم.
نظری در مورد اساس بحث های موجود در این جامعه دارم:
آیا عقلا نادیده گرفتن درستی های یک گروه و فقط دیدن نادرستی ها یک بیماری نیست.
بهترین وکامل ترین دید ، آن دیدی است یا آن نظری است که عموما باقی نظرات را پوشش دهد. و آیا درست شدن غیر از این است که تمام نظرات غلط و نادرست کنار باید رود و قطعا پرسه زدن در این که از نادرستی ها می توان به درست رسید کاری بیهوده است.
موفق باشید



علی بقائی  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۰۸:۵۲  ]

سلام من به آقای روانبخش با توضیحات اقای
مهاجرانی خوانندگان از جمله من قانع شدیم چون اصولا به این شخص و صداقتش ایمان داریم . اولا خیلی خوشحال میشدیم اگر با غرض ورزی روزنامتون رو میبستن و با اجازه شما کلی هم حال میکردیم و اگر خودتون هم کمتر افاضات فرمائید مشعوف تر میشویم . دوما بوی این رایحه خوش خدمتی شما داره حالمون رو بهم میزنه . سهم شما در جراید و افکار عمومی کشور همان تیراژ 20000 تا بود و هست و خواهد بود مگر به زور چماق و ...... . دیدار به قیامت.



بختياري  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۰۸:۴۱  ]

دکتر سلام . از اينکه گريزي به دنياي سابق زديد جاي خوشحالي دارد . ولي افسوس که مردم هرچه ازاين فرقه ميبينند وميشنوند رياوکذب است راستي دکانداران را با ارزشهاي ديني که يکي ازباارزش ترين آنها صداقت است کاري هست .؟ استفاده ابزاري ازارزشها که الا ماشاالله.....خداکند که اين آتش ها خرمن دين نسوزاند ..... هميشه سالم باشيد .



اسماعیل . ک  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۰۸:۳۴  ]

با سلام .نا گفته برای بسیاری از مردم ایران که در جریان امور مملکت داری در زمان وزارت شما بوده اند.روشن است که حداقل اقای مهاجرانی انقدر خودرای نبوده اند که بدون مشورت رای به بستن
نشریه ای بدهند . یکی را برای همیشه .چند نفر را مدتی ولی همه را نمی توان برای همیشه فریب داد . ابرها به کنار میرود و مردم ودر نهایت تاریخ بدون کم وکاست وقایع را می نگارد .
به نظرم اقای مهاجرانی وزیری بودند که در پیشگاه تاریخ چه در حال وچه درگذشته .وچه در اینده با کسی مشکلی نداشته ..
... پیروز وموفق باشید .



مریم  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۰۸:۱۳  ]

آقای دکتر چرا این آخوندا این قدر دروغ می گویند؟



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۰۸:۱۲  ]

«قال الرضا (ع) لايكون المؤمن مؤمناً حتّى يكونَ فيه ثلاث خصالٍ: سنةٌ من ربه و سنة من نبيه و سنة من وليّه، فاما السّنةُ من ربه فكتمان السر و اما السنة من نبيه فمداراة الناس و اما السنة من وليّه فالصبر فى الباساء والضراء»
مؤمن، مؤمن (واقعى) نمى‏شود مگر آن كه در وى سه سنت (عادت و كار) باشد: سنتى از پروردگارش ،سنتى از پيامبرش و سنتى از امامش. اما خصلتش از پروردگار آن است كه اسرار مردم رإ؛ّّ مخفى بدارد و افشا نكند و اما خصلتش از پيامبر آن است كه با مردم مدارا كند، و امام خصلتش از امام آن است كه در ضررهاى بدنى و مالى صبر و استقامت داشته باشد.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۰۷:۵۹  ]

ظاهرا در بیشتر کشورهای آزاد دنیا دو جریان فکری برای در دست داشتن اداره امور کشور در رقابتند در امریکا حزب جمهوری و حزب دموکرات ، در هلند احزاب كارگر(سوسيال دمكرات ) و آزادي ودموكراسي ( ليبرالها) دو حزب عمده سياسي این کشور محسوب میشوند در فرانسه "يو ام پی" و حزب مخالف سوسياليست
در ایران هم دو جریان فکری موسوم به اصلاح طلبان و محافظه کاران سنتی رقابت دارند اما هر کدام دیگری را به خود رایی و دیکتاتوری متهم میکنند و این بهترین دلیل برای وجود ازادیهای سیاسی در ایران است چیزی که بسیاری از کشور های منطقه از آن محرومند



رضا كسايي  
[ ۸۷/۸/۲۰ در ساعت ۰۷:۳۳  ]

با تشكر از پاسخ شما





: