اسداله اسدی  
[ ۸۷/۸/۵ در ساعت ۱۶:۰۵  ]

سُکر آور و شورانگیز. همین و تمام.
پاینده و پایدار باشی همیشه ی ایام.



سامان  
[ ۸۷/۸/۴ در ساعت ۱۳:۲۴  ]

درود- در سریال یوسف و زلیخا که آقای سلحشور با هزینه 6 میلیار و دویست میلیون تومان برای سیما ساخته (نوزادی) شهادت می دهد که اگر پیراهن یوسف از پشت یاره شده مقصر زلیخا است و ... جناب دکتر شما که بیشتر تفاسیر را مطالعه کرده اید آیا واقعا (نوزادی) چنین شهادت می دهد یا یکی از (مشاوران قصر)؟ البته می دانیم که با تفکر آقای سلحشور معجزه در همه جا پر میزند. ممنون



بیم موج  
[ ۸۷/۸/۴ در ساعت ۰۷:۲۳  ]

سلام آقای دکتر. من همینک از راه می رسم . با سر زدن به مکتوب خستگی مسیر را - نه خستگی سفر را - از تن به در کردم . گویی مکتوب فرضی شده در زندگی من .آمدم خرمشهر در منزل یکی از بستگان به سراغ کتاب های داخل قفسه رفتم تا کتابی بر دارم و مطالعه ای. دیدم کتاب گوهر نماز و نیایش هم هست . همان را بر داشتم و مآنوسانه تورق نمودم .هنگام رفتن چون از اراک گذشتم شب هنگام دلم به سوی مارون و حاج آخوند روانه شد
***********************************
رسیدن به خیر و خوشی !



محمد  
[ ۸۷/۸/۳ در ساعت ۱۶:۵۰  ]

عهد صحبت یعنی چه وقتی می گوید ز عهد صحبت ما در میانه یاد آرید یا رفیقان چنان عهد صحبت شکستـند، کـه گویی نبودهست خود آشـنایی ی
*******************************
عهد صحبت اشاره به دوران دوستی و مصاحبت دارد. وقتی با کسی در دوره ای از زندگی دوستیم این دوستی تعهد ایجاد می کند....



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۳ در ساعت ۱۲:۵۸  ]

گویند سی سال بود که هیچ کس فضیل عیاض را خندان ندیده بود مگر آن روز که پسرش بمرد و او تبسم کرد

گفتند: ای خواجه! چه وقت این است؟

فضیل گفت:

رضا، شادی دل است به تلخی قضا. اکنون دانستم که خداوند راضی بود به مرگ این پسر، من نیز موافقت کردم و رضای او را تبسم کردم



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۳ در ساعت ۱۲:۵۳  ]

لبس الكعب العالى للمرأة حرام
پوشیدن کفش پاشنه بلند برای زنان حرام است
این فتوی را یکی از مفتیان اهل تسنن داده است و دو دلیل برای حرمت آن آورده است
1- آنها را در معرض سقوط قرار میدهد
2 - آنا را بلند قد تر از آنچه هستند نشان میدهد و تدلیس و فریبکاری است

فتوى تحريم لبس الكعب العالى للمرأة
لأنه يعرضها للسقوط
كما أن الكعب العالى يظهر قامة المرأة بأكثر مما هى عليه، وفى هذا تدليس وإبداء لبعض الزينة



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۳ در ساعت ۱۲:۴۷  ]

فتوی حرمت اعتقاد به کرویت زمین

این فتوی را هم یکی از مفتیان سعودی با استناد به بعضی آیات قرآنی صادر نموده است :
أما فتوى الشيخ عبدالعزيز بن باز فقد جاءت فى تحريم القول بدوران الكرة الأرضية
ونص الفتوى جاء فيه: إن القول بدوران الأرض قول باطل والاعتقاد بصحته مخرج من الملة لمنافاته ما ورد فى القرآن الكريم من أن الأرض ثابتة قد ثبتها الله بالجبال أوتادا قال تعالى « والجبال أوتادا » وقوله « وإلى الأرض كيف سطحت » وهى واضحة المعنى، فالأرض ليست كروية ولا تدور كما بين لنا الله سبحانه وتعالى، وأضاف: وقد يكون دورانها أو تغييرها من غضب صاحبها،» ..سبحانك يارب



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۳ در ساعت ۱۲:۴۳  ]

فتوای تحریم یاد گیری زبان انگلیسی:
این فتوی را ابن تیمیه نظریه پرداز آئین وهابیت داده است
إن شيخ الإسلام ابن تيمية قال فى كتابه (اقتضاء الصراط المستقيم مخالفة أهل الجحيم) فإن اللسان العربى شعار الإسلام وأهله ولايصح لمسلم التكلم بغيره . والذى والذى يريد تعليم ابنه اللغة الإنجليزية منذ الصغر سوف يحاسب عليه يوم القيامة لأنه يؤدى إلى محبة الطفل لمن ينطق بها الكفار



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۳ در ساعت ۱۲:۴۰  ]

یک مفتی سعودی به نام عبدالله النجدی فوتبال بازی کردن را به استناد حرمت «تشبّه به کفار» حرام دانسته و برای رفع حرمت آن پیشنهادهای عجیب و غریبی کرده
يجب أن تكون بدون الخطوط الأربعة مع عدم ذكر كلمات «فاول وبلنتى وكورنر»
کلمات فول پنالتی و کورنر در جریان بازی نباید استفاده شود
دروازه سه تا تیر داشته باشد به جای دو تا
بازیکنان به جای لباس ورزشی لباس خواب بپوشند
بهقصد تقویت بدن نباشد بلکه با نیت جهاد در راه خدا
أن يكون اللعب بقصد تقوية البدن بنية الجهاد فى سبيل الله أو الاستعداد له،

تعداد بازیکنان بیشتر یا کمتر از یازده نفر باشد
ألا يكون عدد اللاعبين 11 شخصا، إما أن يزيد أو يقل

زمان آن بیشتر یا کمتر از دونیمه باشد
يكون اللعب شوطا واحدا أو ثلاثة حتى يختلفوا عن الكفار

بازی بدون داور برگزار شود
وأن يكون اللعب بدون حكم فلا داعى لوجوده

هنگام گل زدن شادی نکنند
وإذا ما سجل أحدهم الكرة بين الحديد والخشب أى «هدف» فلا يفرحون ويجرون وراءه ويقبلونه



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۸/۳ در ساعت ۱۲:۲۰  ]

آئین وهابیت جاهلیت جدیدی را بین مردم ترویج مینماید فتوی به تحریم کتابت و سواد آموزی بانوان داده است میگوید: چيز نوشتن بايشان مياموزيد و سوره يوسف را تعليم ايشان مکنيد



اندوه  
[ ۸۷/۸/۲ در ساعت ۲۳:۰۷  ]

با عرض سلام وآرزوي توفيق روزافزون براي شما استاد گرامي

جناب آقاي دكتر لطفآ درباره صبر نيز برايمان مطلبي بنوسيد كه سخت بدان نيازمندم.
با تشكر



رضا  
[ ۸۷/۸/۲ در ساعت ۱۹:۵۹  ]

سلام
جناب مهاجرانی
می توانید در لابلای کلاس درسهای حاج آخوند هر چه آموختنیست
با استفاده از ماهیت داستانیش قرار دهید!
فرصت خوبیست که خیلی چیزها گفته شود.
و سوالی ...
خیلی وقت است که دیگر از احوالات شرایط زندگی خودتان و خانومتان و بچه ها چیزی نمی نویسید. چرا؟
جناب مهاجرانی خوشا به حالتان که لندن هستید. ایران را زمستان سردی فرا گرفته است !!!درود
*******************
با سپاس از لطف شما، همگی ما خوب هستیم.



علی ساوه ای  
[ ۸۷/۸/۲ در ساعت ۱۸:۵۰  ]

جناب آقای دکتر سلام نوشته هایت زیبا ورسا وجذاب حاج آخوند هم زیبا و ماندنی وماندگار خدا رحمتش کند آقای دکتر قبلا" هم درخواست کرده ام در صورت امکان لطفا" در باره ایت الله دستغیب بنویسید
دوستدار شما علی



م خ  
[ ۸۷/۸/۲ در ساعت ۱۸:۴۶  ]

اندره ژید:
"بکوش عظمت در نگاه تو باشد"
استادعزیزحاج اخوند به شما یاد داد چگونه نگاه کنیدوشماشاگرد اول مکتب وی شدید اینرا در نگاه شما به تکرار میتوان یافت مثلادرنگاه شما به شخصیتی چون حاج اخوند.



بختياري  
[ ۸۷/۸/۲ در ساعت ۰۹:۰۴  ]

سلام . اگر چه مي دانم انساني به هوشمندي شما حتما اين را مد نظر دارد .در عين حال من باب يادآوري لازم ميدانم درخواست يکي از دوستان را مبني بر نوشتن خاطراتتان درملاقات با شخصيتهاي داخلي وخارجي تکرار کنم .خدانگهدار.



محمد بردستانی  
[ ۸۷/۸/۲ در ساعت ۰۷:۵۶  ]

سلام آقای مهاجرانی
من در نوجوای خیلی تحت تاثیر شخصیت شما قرار گرفته ام. یکی از دلایل این بوده که هر وقت شما رو دیده ام یک لبخند شیرینی بر لب شما بوده، یادم میاد این تصویر از شما بیشتر خوشایند میشد وقتی کاریکاتور شما را (زمانی که وزیر فرهنگ بودید) که در گل آقا می دیدیم. در آنجا این لبخند به طرز بسیار زیبایی ترسیم می شد.

من یکی از کتابهای شما رو خوانده ام. خیلی دوست دارم کتاب های بیشتری از شما بخونم. من حالا ایران زندگی نمی کنم، می خواستم بدونم آیا امکان خریدن کتاب های شما بصورت آنلاین هست؟

در آخر، من معمولا زمانی داستانهای شما رو می خونم که یک حالت عرفانی خاصی دارم مخصوصا وقتی درباره حاج آخوند می نویسد. معمولا این حالت عرفانی به صدای فرا زمینی استاد شجریان امیخته میشه و معجونی ایجاد می کنه که قابل وصف نیست. دوست دارم به عنوان تشکر این بیت رو از حضرت حافظ به شما تقدیم کنم.

آنکه پر نقش بزد دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

امیدوارم که مقبول افتد.
********************************
درود دوست گرامی
برخی از کتاب فروشی های اینترنتی کتاب های مرا عرضه می کنید. جستجو کنید.



محمد حسين  
[ ۸۷/۸/۲ در ساعت ۰۷:۳۳  ]

1-
جان بي ناس در تاريخ جامع اديان مي نويسد:زرتشت در ايران باستان يك نواور بود؛ ديني نو و كتابي نو براي ايرانيان اورد. در كتابش، اوستا كه اولين كتاب يك پيامبراسماني است اولين بار از معاد سخن گفته شد و اولين بار از صراط و ميزان و اولين بار از سوشيانت(منجي موعود).بشر پيشتر از ان از اين سه مقوله نشنيده بود.
2-
در اساطير، زرتشت اسفنديار شاهزادهء برومند ايرانيان را در چشمه اي مقدس غسل داد تا روئين تن گردد،جز چشمانش (كه چون به زير اب رفت ناخوداگاه بسته شد).
اسفنديار تجسم عيني و اين جهاني مكتب زرتشت و تداوم ان بود و اگر چه روئين تن اما ابزار ديدنش اسيب پذير.
3-
رستم، اسفنديار را كشت به شيوه اي كه سيمرغ به زال گفته بود(رازي كه فقط سيمرغ مي توانست بداند)
رستم پاسبان سنت، زال سبب فيض اسماني كه سيمرغ منبع ان بود و پادشاه (هر چند جفاكار و ستم پيشه و دغل باز)نماد سنت.
4-
اسفنديار كه بر زمين افتاد نواوري به خون كشيده شد و تا اكنون كه سرنوشت ما و نواورانمان اينگونه رقم خورده است!
حاج اخوند، چشمه، ديدن، شما(كودكان مدرسه) كليد واژه هائي است كه با انها بي درنگ داستان شاهنامه،برايم همساز شد.
اگر نسل نو وقتي كه در چشمهء معرفت غسل مي شود، چشمانش باز بماند انگاه سنت براي به خاك و خون كشيدنش چه حيلتي ديگر تدبيرخواهد كرد؟



طه  
[ ۸۷/۸/۱ در ساعت ۲۲:۲۰  ]

مرکب گر چه در صورت سیاهی است
قلم کوبنده جهل و تباهی است

سلام
کتاب 4مقاله اثر کیست؟ در چه زمینه ای است؟
آقای دکتر به خاطر دارید ژاپن تشریف آورده بودید سخنرانی در سفارت داشتید.دوستی می گفت از آمریکای لاتین تا ژاپن رمانی 400 صفحه ای مطالعه کرده بودید.جهت اطلاع خوانندگان مکتوب عرض میکنم در ملاقات هایی(راستی از ملاقاتاتون با شخصیت های بزرگ هم برایمون بنویسید) ''.
شماومعلم مرحومتون جدید ترین معلمان من هستید.
عزت مستدام.یا علی
****************************
چهار مقاله از نظامی عروضی است.



ناشکیبا  
[ ۸۷/۸/۱ در ساعت ۲۲:۲۰  ]

سلام آقای دکتر
مثل همیشه عالی بود.
فقط امیدوارم این حکایتهای حاج آخوند به این زودیا تموم نشه.
یا حق.





: