مسعود منتظری  
[ ۸۷/۷/۱۷ در ساعت ۰۶:۴۷  ]

آقای مهاجرانی سلام
در تاریخ نظیر این کم نداریم که وقتی به خواسته های دلشان نرسیدن منکر همه چیز شدند و حرام را حلال کردن شلمغانی وقتی به نیابت حضرت نائل نشد مثل این بابا منکر شد و ال آخر



Nima Mohseni  
[ ۸۷/۷/۱۷ در ساعت ۰۵:۲۹  ]

Salam aghaye mohajerani ... az naghde ba metanate shoma lezzat bordam... montazere jalasate shoma dar kanoone towhid hastim ..



پویا  
[ ۸۷/۷/۱۶ در ساعت ۱۷:۱۰  ]

سلام
اولا بنده به شخصه آقای گنجی را یک مرد آزادی خواه اهل سیاست میدانم و چندان مقالات غیر سیاسی ایشان نظرم را جلب نمیکند.
دوما دوستان گرامی بهتر است با آوردن آیات عذاب و مثلهای قرآنی یا احادیث بزرگان آقای گنجی و سایرین را از تحقیق نترسانند. خداوند هیچ کس را بخاطر تحقیق و پیروی از "مشی محققانه" مورد عذاب قرار نمیدهد.امثال این حرفها متعلق به کسانی است که که تحقیق کردن و کشف حقیقت را با منافعشان در تضاد می بینند.
سوما , دوستان گرامی و آقای دکتر عزیز , فراموش کنید معرفت شناسی دنیای قدیم را که میگفتند کافیست انسان چشمان خود را باز کند و اندک توجهی کند تا بتواند معشوقه حقیقت را در آغوش بکشد. حقیقت هرگز به آسانی خود را آفتابی نمیکند. دنیای طنزی است. همه به دنبال حقیقت هستند اما هیچ کس نمیتواند بگوید حقیقت چیست و کدام است, نهایت کاری که میتوان کرد این است که بگوییم حقیقت چه نیست و کدام نیست !
تمام تلاش و تحقیق ما برای داشتن "خطاهای کمتر" است نه دست یافتن به "حقیقت بیشتر" .
چهارم , به دوستان اندیشمندم توصیه میکنم به آرای بزرگانی مانند پروفسور عبدالکریم سروش و آیت الله محمد مجتهد شبستری نیز در باب قرآن و وحی هم توجه کنند.
پنجم, برخی از دوستان از کم اطلاعی جناب گنجی درباره قرآن و اسلام انتقاد کرده اند و اظهار نظر ایشان را در این باب مخدوش دانسته اند. بنده هم این انتقاد را قبول دارم.ولی با کمال احترام برای دکتر مهاجرانی عزیز, باید بگویم بنده اظهار نظر ایشان را هم مخدوش میدانم.البته ایشان میتوانند بر نظرات جناب گنجی نقد بنویسند اما در باب نقد نوشتن ایشان بر آرای دکتر سروش , به جد معتقدم که ایشان (و خیلی از دوستان دیگر) نمیبایست چنین کاری میکردند. بسیاری از عزیزان هرگز در سطح دکتر سروش نبودند تا بخواهند ایشان را نقد کنند و به نظرم بهتر بود نظاره گر مباحثه و جدل دو استاد بزرگ حوزه و دانشگاه میبودند تا اینکه وسط گود بروند.
موفق باشید...



مسعود  
[ ۸۷/۷/۱۶ در ساعت ۱۵:۴۳  ]

لوط نبی چه هیزم تری به اقای گنجی فروخته که او را متهم می کند که دختران متاهل خود را در اختیار دیگران قرار داد. جالب است شما به کنایه گفته اید دکتر علفی قابل اعتماد نیست ببینید چه علم شنگه ای راه انداخته اندو هر چه می خواهند به قرآن و پیامبران می گویند. لوط نبی احترام ندارد؟



مهدي  
[ ۸۷/۷/۱۶ در ساعت ۱۴:۳۲  ]

« وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ »
و كيست بيدادگرتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روى بگرداند قطعا ما از مجرمان انتقام‏كشنده‏ايم (سوره سجده 22)
ان شاء الله عمري باشد و انتقام الهي را از آنان كه به نام قرآن خود را مطرح كردند و حالا عليه قرآن شمشير كشيده اند ٬ ببينيم .
آقاي دكتر كسي كه عليه به قرآن خيانت كرده ٬ دوست مؤمنين نيست .



بیم موج  
[ ۸۷/۷/۱۶ در ساعت ۱۴:۲۹  ]

سلام آقای دکتر . اگر آقای گنجی در منزل خود یکی از وسایل خانه اش خراب شود و خودش قادر نباشد تعمیر کند حتما به سراغ یک اهل فن خواهد رفت . چرا در باره ی قرآن آن هم موضوعی به این مهمی آقای گنجی عجولانه به قضاوت نشسته است ؟! ودر موضوعی مداخله کرده است که ناتوان است . به راستی در ایران ما چرا درهمه چیز اظهار رای و نظر می کنیم ؟ به یاد نوشته ی شما در باره ی تبریز و مدرسه و آن مدیر مدرسه افتادم !



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۷/۱۶ در ساعت ۰۰:۲۹  ]

نگاه عالمانه و فلسفي به متون مقدس آن است كه از ظاهر به باطن بگذرد مثنوی در باره آیات قرآنی تاویلات ظریفی بکار برده است مثلا درباره زنده‌کردن مردگان در داستان حضرت ابراهیم(ع) در قرآن کریم به عنوان حیات معنوی یاد کرده و بیان می‌کند که این چهار پرنده، چهار خلقی است که در وجود بشر قرار دارد و برای رسیدن به حیات معنوی باید با این اخلاق‌ها مبارزه شود همینطور داستانهای دیگری که در قرآن از سرگذشت پیامبران نقل شده است



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۷/۱۶ در ساعت ۰۰:۱۳  ]

ما ز قرآن مغز را برداشتيم
پوست را بهر سگان بگذاشتيم
ببینید چگونه آیه‌های قرآن دریای اندیشه مولانا را به شور می‌آورد زیرا اوبه مفاهيم درونی و بطن قرآن كريم توجه دارد با استفاده از همین مفاهیم انسان‌ها را به اميدواری دعوت كرده است و اجازه نمی‌دهد انسان از متحول شدن نااميد شود؛ عرفان مولانا مكتب اميد و شادی است برای رسیدن به امید در زندگی باید به پدیده ها با دید مثبت نگریسته شود قرآن، هفت يا هفتاد لايه‌ی درونی معنايی يا بطن دارد كه هر كس بر پايه‌ی توان ذهنی و دانش خويش می‌تواند به يكی از اين لايه‌ها برود. کسانی که اندیشه وارونه دارند زندگی پرمشقتی را انتظار خواهند کشید
**********************
جناب آقای دشتی گرامی
بیت بالا هر چند در نسخه نیکلسون و قونیه نیامده اما مولوی وار است. در نسخه ای دیدم:
پوست را نزد خسان بگذاشتیم
که مفهوم لطیفی پیدا می کند.



الف  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۲۱:۴۳  ]

سلام و دعای خیر
آقای دکتر چرا سایز فونت نوشتاری خود را کوچکتر کرده اید؟ واقعا خواندنش سخت است.



سامان  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۲۱:۳۵  ]

درود جناب مهاجرانی بزرگ. آقای دکتر اگر چه کار شما پاسخ به سوالات خوانندگان نیست ولی اگر عنایت فرمایید متشکرم. آیا بهشت و جهنمی که قران کریم وصف می کند واقعا وجود دارد یا نه به خاطر ترساندن و تشویق بندگان هست.(من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود -- وعده فردای زاهد را چرا باور کنم)؟ 2- آیا اگر قران کریم در هند نازل می شد باز هم خدای بزرگ می فرمود افلا ینظر ال الابل کیف خلقت ؟ یا می گفت : افلا ینظر الی الطاووس کیف خلقت؟ 3- آیا اگر قران در ایران نازل می شد باز هم به زبان عربی بود یا به زبان فارسی؟ 4- برای ما ایرانیان گفتن از جنگ احد و بدر و ابولهب و... چه فایده ای دارد ؟ کوه احد و چاه بدر چه ربطی به مردم ایران دارد؟ 5- آیا اگر قران در ایران نازل می شد بازهم دیه زن نصف مرد بود و ارث او و شاهد بودن او نیز؟ آن زمان که در ایران حقوق زن و مرد با هم برابر بود و حتی زنان مرخصی زایمان داشتند. 6- مهمتر از همه ماه های حرام که مربوط به دوران جاهلیت می شود و به خاطر توقف جنگ بوده و پیامبر هم دیده کار خوبی است آن را تایید کرده . حال سوال اینجاست که همان ماه های حرام آمده در ایران که ماه های شمسی دارد و اگر مثلا تصادف بکنی و کسی کشته شود در ماه حرام دیه اش دوبرابر است آیا این بدبختی نیست ؟ لطفا اگر زحمت پاسخ این سوالات را بکشید ممنون می شوم چون واقعا در آن گیر کرده ام و همین هم باعث شده که در وحیانی بودن قران شک کنم.



سامان  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۲۰:۵۹  ]

با سلام خدمت جناب دکتر عزیز- ضمن احترام به مبارز بزرگ گنجی نستوه کسی که (اسطوره ی) مقاومت را به (حقیقت) تبدیل کرد و با آرزوی بهروزی برای آن بزرگ مرد؛ از پاسخ مستدل و شیرین شما تشکر می کنم . خداوند هر دو شما را برای ایران عزیز نگه دارد. لطفا بفرمایید مقالات آقای گنجی در چه سایتی هست . چون بنده در سایت گویا فقط دو مقاله ایشان را دیدم. ممنون
******************
سایت رادیو زمانه



سعيد جاويد  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۹:۳۵  ]

سلام بر استاد
من سعيد هستم. روزنامه نگار. از تهران.فراوان دوستتان ميدارم. داستان سيلي شاهكار بود.
اميدوارم روزي نوبت سيلي خوردن كساني كه شما را سيلي زدند برسد. مي رسد.مي رسد؟
از شما ميخواهم با آقاي گنجي مناظره مكتوب نكنيد. ايشان اهل مغلطه هستند . حيف وقتتان نيست. خاطره مناظره مكتوب شما در اطلاعات با مصباح از خاطرم نمي رود . چه زود گذشت.ايشان اهل جواب دادن نبود. گنجي هم كه جواب مي دهد،حرف درست نمي زند. آدم اگر سيلي مي خورد چه خوب كه مثل شما بخورد. صدايش را بشنود.
گنجي انگار صداي سيلي خوردنش را نمي شنود.
لا اقل علامتي بدهيد كه نوشته ام را خوانده ايد.
از دور مي بوسمتان
****************
درود !



عليرضا  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۶:۰۹  ]

سلامي دوباره و چند باره هر چند بي جواب که سلام مستحب است و پاسخ ..........
و اما استاد عزيز شما را به خون برادر عزيز و شهيدتان و به روح مرحوم مغفور حاج آخوند قسم وقت بيشتري بگذاريد و به اينگونه مسايل و شبهات پاسخ دهيد زيرا حتما قبول ميفرماييد چه نسلي و چه کساني شاگرد شما هستند و حتما جوابهاي مستند شما برايمان حجت خواهد بود چه بسا ديگران بنا به دلايل مختلف يا به اين مسايل نمي پردازند و يا جوابشان مورد قبول واقع نميشود
البته با عرض پوزش از اين که با اين لحن شما را در معذور قرار ميدهم چه کنم چاره اي نداريم و دست ما کوتاه است و اساتيدي چون شما.......
*****************
دوست گرامی
درج نظر شما به معنی جواب سلام هم هست !



بیم موج  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۵:۴۲  ]

سلام آقای دکتر . بعد از مدتی که سراغ مکتوب آمده ام د.گفتار مرا به به خود مشغول کرده است .1- داستان سیلی خوردن شما 2- سخن دشتی آبادانی که نوشته : خوب است اقای گنجی در باره این سخن امام علی (ع) قدری بیندیشد:
مراقب افکارت باش که گفتارت می شود.

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود.

مراقب رفتارت باش که عادت می شود

مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود.
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.



علی رضا  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۵:۰۱  ]

سلام اقای دکتر
لطفا ادرس مقالات اقای گنجی را ذکر نمایید
با تشکر
*********************
سایت رادیو زمانه



سين صاد  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۴:۲۹  ]

اصرار بر جهل آدمی را به ناکجا می کشاند. چه نيتی دارند ايشان بی خبرم؛ يا نمی دانند و نمی دانند که نمی دانند و يا نمی دانند و می دانند که نمی دانند. اميدوارم روشنگری شما و امثال شما، حداقل ايشان را به مرز آگاهی از ناآگاهی خود برساند.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۴:۲۵  ]

بعضیها با دیدن سنگ آسیا به حرکت در میآیند و جوش و خروشی وجود آنها را فرا میگیرد و بعضی دیگر مثل ابی لهب هزاران آیه و نوشته هم نمیتواند در آنها اثر گذار باشد


دل چو دانه ما مثال آسیا

تن چو سنگ و آب او اندیشه ها

سنگ گوید:”آب داند ماجرا”

آب گوید:”آسیابان را بپرس”

کو فگند اندر نشیب این آب را

آسیابان گویدت:”ای نانخوار”

گر نباشد این کی باشد نانبا

ماجرا بسیار خواهد شد خمش

از خدا واپرس تا گوید ترا



محمد حسين  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۴:۱۱  ]

چونكه رشتهء تخصصي و علايق شخصي ام با انچه جناب اقاي گنجي مي نويسد نا همخوان است نوشتجات غير سياسي ايشان را نمي خوانم و يا اگر بحثي در بگيرد و داغ شود، فقط يكبار و به سرعت متنشان را مي خوانم و بر عكس از متنهاي سياسي اش استفاده مي كنم و بعضآ حظ وافر مي برم.
در خصوص موضوع يادداشت جنابعالي گمان مي كنم اقاي گنجي عزم كرده است تا دين اسلام را متحول كند و رسالتي را كه حوزهء علميهء قم و نجف و جامع الازهر از پذيرش ان ابا كرده اند(ابين ان يحملنها) و از ان ترسيده اند(اشفقن منها) ، او بر بعهده گرفته است. اما متاسفانه مسير را سخت اشتباه امده است(جهولآ) و برخود ستم روا داشته است(ظلومآ).دلايل زيادي دارم كه اثبات نمايم ايشان سخت در اشتباه است اما تنها و تنها به يك دليل ان بسنده مي كنم؛
در تاريخ تحول علم و فلسفه كمتر كسي خارج از دانشگاه توانسته است تغيير بنيادين ايجاد نمايد و افرادي مثل نيچه ابتدا در دانشگاه تدريس مي كردند و بعد بر ان شوريدند و خارج شدند و فلسفه جديد بنياد گذاشتند يا در روانشناسي، فرويد.
پوپر،ويتگنشتاين،انيشتن، نيوتن،حتي همين مولوي كه شعرش را نوشته ايد در مدرسه و هنگام تدريس فقه بود كه شمس بر او ظاهر شد....
گزارهء فوق را استقرئآ بيان نكردم بلكه از باب عليت است.
اقاي گنجي بايد بگويد كه الان در كدام حلقهء علمي و در كدام دانشگاه مشغول به فعاليت است يا بوده و چند رساله تابحال در اين زمينه تاليف و به دم تيغ نقد داده است؟
حتي و حتي اگر دانش در ذهن ايشان به باكرگي مريم مقدس نضج يافته و باليده و اينك تولد كرده هزار البته سپردن ان به شيرخوارگاهي كه اب هم ندارد به نوزاد بدهد چه رسد به شير و نوازش و مكمل غذائي وجاي خواب و امكانات درماني و پوشاك و پوشك و... چه مصداقي مي تواند داشته باشد؟
قالب رسانه اي يادداشتهايش ، سايت راديو زمانه ، وبلاگ اين يا ان و امثال ذلك به غايت كوچكتر از گنجايش فراخنا و ژرفناي اين بحث است لذا جز اسيب به نويسنده هيچ فايده اي نخواهد داشت! مطمئنآ.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۴:۰۹  ]

آنجا که عقابی پر بریزد

انچه آقای گنجی میگوید خلاصه نویسی از تالیفات و آراء دیگران است وقتی مولانا با آن افکار بلند در باره قرآن بگوید:

من بنده قرآنم اگر جان دارم
هم خاک ره احمد مختارم

گرنقل کند جز این کس از گفتارم
بیزارم از او و از سخن بیزارم

تکلیف این نوشته ها معلوم است



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۳:۴۹  ]

خوب است اقای گنجی در باره این سخن امام علی (ع) قدری بیندیشد:
مراقب افکارت باش که گفتارت می شود.

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود.

مراقب رفتارت باش که عادت می شود

مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود.
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.



morteza  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۳:۱۳  ]

آقای مهاجرانی
سلام
می خواستم عرض کنم لطفا مباحثی را در رابطه با قرآن به صورت منظم و ادامه دار و بر اساس تاریخ و مانند آن چه در این مقاله آمده، در سایت خود بنویسد. البته این را به این دلیل می گویم که من به شخصه از مباحثی که آقای گنجی مطرح کرده بهت زده شده و مثال برادر حاتم طایی و چاه زمزم را به یادآوردم. به هر حال غرض آن است که مباحث خود را جدا از این مباحثه که یک سر آن را لجاجت و خستگی مفرط تشکیل می دهد بیان کنید.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۲:۳۱  ]

ای برادر قصه چون پیمانه است
معنی اندر وی به مثل دانه است

دانه معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را گر کرد نقل

ببینید انسان عصر تکنولوژی در دوره کامپیوتر و انترنت چگونه در باره متون مقدس قضاوت میکند؟ او بجای اینکه مغز و پیام متن را بگیرد به پوسته آن توجه دارد
در فهرست مثنوی معنوی تقریبا دویست و هفتاد و پنج حکایت وجود دارد در مجموع این حکایات، مولانا به مغز قصه ها توجه داشته میخواهد مفاهیم آیات قرآن و احادیث پیامبر اکرم(ص) را به سطح فهم مستمع نزدیک سازد آیا آقای گنجی میتواند به مولانا بگوید چون حکایت نی، کنیزک و پادشاه، پیر چنگی، محمود و ایاز، باز پادشاه، رومیان و چینیان، شهری و روستایی، قلعه ذات الصور، طوطی و بازرگان و غیره واقعیت خارجی ندارد معارف مثنوی بی اساس است؟



مصطفی  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۱:۲۶  ]

كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ

"خداوند حق و باطل را چنين مثل مى‏زند اما كف بيرون افتاده از ميان مى‏رود ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمين [باقى] مى‏ماند خداوند مثلها را چنين مى‏زند "

سوره 13: الرعد آیه 17



ماهی  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۱۰:۳۰  ]

با سلام و سپاس
متاسفانه در حال حاضر برداشتهای بسیار متفاوتی از " محتوای یکسانی" میشود، همه هم به نام دین و همه هم به نیت نشان دادن راه درست.
و مردم و به خصوص کسانی که اندیشه را راهنمای انتخاب مسیر خود قرار داده اند دچار سردگمیهای فراوان حتی در مبانی شده اند. از سوی دیگر به مقتضای امور زندگی و شغلی فرصت جستجوی عمیق در جهت کشف حقایق برای بسیاری از ما وجود ندارد. و بدتر اینکه بسیاری از این آقایان "عالمان بی عملند" و همین موضوع باعث سلب اعتماد بیش از پیش میشود.
مزید امتنان خواهد بود فرصتی فراهم آورید تا امثال بنده بتوانند پاسخ بدیهی ترین سوالات خود را از فردی اندیشمند بپرسند.



محمدرضا  
[ ۸۷/۷/۱۵ در ساعت ۰۹:۳۸  ]

الحمد لله. درود و رحمت خداوند بر مردان داناي پرهيزگار باد. خداوند بر گنجينه پرهيزگاري و دانشت بيفزايد.