نرگس  
[ ۸۷/۷/۱۴ در ساعت ۲۱:۰۲  ]

از وسطای داستان مملی، کلمات در دریای اشکها غرق می شدند و عجیب زلال و دریایی است داستان صفا و عشق و حاج آخوند شما!



فراهانی  
[ ۸۷/۷/۱۳ در ساعت ۱۸:۱۰  ]

سلام استاد و سید بزرگوار
. خیلی زیبا بود. خیلی.



mohammad  
[ ۸۷/۷/۱۲ در ساعت ۱۳:۴۴  ]

جناب دکتر حالا که ترجمه ایشان را نخوانده اید ، آدرس پستی تان را می خواهم تا کتاب را برایتان ارسال کنم .
*****************
با سپاس:
تهران انتشارات امید ایرانیان
صندوق پستی
19395-6547



عبداللطیف  
[ ۸۷/۷/۹ در ساعت ۱۶:۳۱  ]

درست به همین دلیل نباید وارد این مناقشه شد که قران کلام الله است یا کلام محمد. اصل گوهر کلام است!



mohammad  
[ ۸۷/۷/۹ در ساعت ۱۱:۰۹  ]

توی غربت حسابی یاد وطن کردید !
****************************
این وطن مصرو عراق و شام نیست
این وطن جایی ست کو را نام نیست



کیوان  
[ ۸۷/۷/۹ در ساعت ۱۰:۰۴  ]

سلام و درود آقای دکتر
عیدتان مبارک و طاعاتتان مقبول درگاه حضرت باری بادا
****************
عید شما و همه دوستان مبارک



الماسی  
[ ۸۷/۷/۹ در ساعت ۰۸:۱۹  ]

سلام جناب دکتر
آیا از مملی الان خبری دارید؟
*****************
نه ، مدرسه را ترک کرد. مدتی با مندال-بره ها و بزغاله ها - به صحرا می رفت بعد شاگرد تریلی نفت کش شد. به قول خودش سیاه می زدند. یعنی گازوئیل. یک بار تریلی تصادف کرد و تنش سوخت. خوب شد اما همیشه رنجور و ضعیف بود...



علیرضا  
[ ۸۷/۷/۸ در ساعت ۲۱:۳۳  ]

سلام آقای دکتر
خدا این مرحوم آخوند را بیامرزد.کاش روحانیون امروز جامعه هم مثل ایشون بودند!



محمدامین رحمانی  
[ ۸۷/۷/۸ در ساعت ۱۶:۴۰  ]

سلام،
دیدم مطلب تنوریه گفتم تو صف نفر اول باشم که عرض ارادت میکنه،دکتر عزیز امروزه مملیها به دلیل سیاستهای غلط آقایون رو به فزونی گذاشته،خدا آخر و عاقبت هممون رو ختم به خیر کنه. در ضمن قلمتون خیلی شبیه قلم محمد بهمن بیگی است وهر 2 قلم بسیار شیوا، رسا وتأثیرگذاره.
استاد عزیز همیشه مانا باشید و پایدار



مسعود  
[ ۸۷/۷/۸ در ساعت ۱۶:۲۵  ]

گفته اند برای مبارزه با تاریکی شمعی روشن کنید. این نوشته ها مثل همان شمع است در دنیای تاریکی که آخوند های رسمی و دولتی ایران دچارش هستند.



زهرا  
[ ۸۷/۷/۸ در ساعت ۱۶:۰۰  ]

سلام به وزیر ارشادی که همیشه در یادها باقی می ماند
هر وقت با هنرمندان مصاحبه می کنم می گویند درخشان ترین زمان شکوفایی هنر در زمان شما بود.
حیف که نمی دانستم که شما اینقدر زیبا می نویسید کاش قدرتان را می دانستند و کاش این قدر کم مایه نبودند.
امیدوارم در غربت قلمتان روز به روز پربارتر از دیروز باشد.
موفق و موید باشید





: