arya  
[ ۸۷/۵/۲۷ در ساعت ۲۱:۲۷  ]

عالي بود استاد



علی رضا  
[ ۸۷/۵/۲۶ در ساعت ۱۷:۲۶  ]

سلام دکتر جان
عید بر شما و خانواده محترمتان مبارک
در مورد امام زمان هم بگید
با تشکر



رضا  
[ ۸۷/۵/۲۶ در ساعت ۱۶:۵۶  ]

سلام استاد مهاجرانی بزرگ
دست مریزاد از این مقاله
اگر ممکن است توضیح دهید دلیل انتشار این مقاله در سایت دیپلوماسی ایرانی چیست؟ مجله هم دارد؟ در ایران منتشر می شود؟
آیا اعتبار خاصی دارد که به آنها سپرده اید برای نشر؟
************************
مجله اینترنتی ست که در ایران منتشر می شود. به پیشنهاد آن مجله این مقاله را نوشتم.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۵/۲۶ در ساعت ۱۲:۱۷  ]

این شعر هم از این شاعر است:
روزی که کلامم زمین بود
با خوشه های گندم دوست شدم

روزی که کلامم غضب بود
با زنجیرها دوست شدم

روزی که کلامم سنگ بود
با جویبارها دوست شدم

روزی که کلامم عصیان بود
با زمین لرزه ها دوست شدم

روزی که کلامم عسل شد
مگسها لبانم را پوشاندند



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۵/۲۶ در ساعت ۰۹:۴۵  ]

علاوه بر شیخ بهائی ، عبدالرحمن جامي شاعر و عارف قرن نهم هجري نيز راجع به مثنوي همین سخن را گفته است :

مثنوي مولوي معنوي
هست قرآن در زبان پهلوي

جلاالدين همايي در مقدمه اي كه براي تفسير مثنوي معنوي نگاشته آن را تالي قرآن و كتب آسماني و صحف انبيا شمرده است. از اين رو اصطلاحا مثنوي به "قرآن فارسي" مشهور شده است.

خود مولانا مثنوي را كشاف قرآن خوانده و در مقدمه مثنوي وآورده است كه:

هذا كتاب المثنوي و هو اصول اصول اصول الدين في كشف اسرار الوصول و اليقين ... يضل به كثيرا و يهدي به كثيرا و انه شفاء الصدور .... و كشاف القرآن ....




امیر  
[ ۸۷/۵/۲۵ در ساعت ۱۰:۰۵  ]

سلام آقای مهاجرانی. امیدوارم که حالتون خوب باشه وایام به کام.
میخواستم بگم درحال حاضرشما درکشوری زندگی می کنید که آزاد است و تمام نیازهای انسان درآن نه کاملاً ولی مطمئناً درسطح قابل قبولی تامین شده وکسی دغده ای برای نیازهای اولیه اش ندارد، وقطعاً شما هم که اکنون درآنجا هستید دارای چنین حس وحالی هستید ومطمئناً وقت برای خواندن بسیاری از آثار نویسندگان حتی نویسندگان عرب را دارید. ولی ما درایران زندگی می کنیم ، اینجا زندگی جور دیگری است . اینجا آبادی نیست ،آزادی نیست، رفاه نیست ، تفریح افسانه ای بیش نیست. تنها مطالعه ما خواندن صفحه کاریابی روزنامه ها برای یافتن کاراست و خواندن قبض آب وبرق وگاز و بعد جان کندن برای تامین آنها. آقای مهاجرانی ما حتی دیگر فرصت خواندن کتابهای سانسوری نویسندگان داخلی خود را هم نداریم چه برسد به آثار دیگران.
خلاصه بگم اینجا ایران است .
موفق باشید.





: