سعید  
[ ۸۷/۵/۱۴ در ساعت ۲۰:۲۷  ]

استاد ارجمند سلام
برای منی که مدام مطالبتون رو پیگیری میکنم خبری خجسته تر از این نبود که شما قصد نوشتن کتابی در مورد مولای متقیان دارید... چه آنکه کمتر کتابی در خور شخصیت آن حضرت و عشق و علاقه شیعیانش وجود دارد... با خواندن این جند بخش از کتاب شما در عین آنکه از نوشتار شیوای شما غرق لذت شدم اما انتظارم در مورد خارج ساختن علی (ع) از کسی که فقط دارای خصوصیاتیست که بیشتر شور ما را بر می انگیزد تا شعور و موجودیست فرا زمینی و دست نیافتنی تا الگوی عملی زندگی تا اینجای کار بر آورده نشد اکر چه زیبایی متن و سبک روایی آن همچون کشتی پهلو گرفته آقای شجاعی و عیسی پسر انسان جبران حس خوبی به خواننده منتقل می کند...
بی صبرانه منتظر انتشارش هستم.



سامان  
[ ۸۷/۵/۱۴ در ساعت ۱۸:۱۸  ]

جناب دکتر با سلام و آروزی موفقیت در به چاپ رساندن کتاب جدیدتون با این نثر شیرین. بنده چگونه می تونم از طریق اینترنت ( پست الکترونیک یا وب سایت)به قصه شیرین دست یابم؟ چون حالا حالا ها ارشاد نخواهد شد و بنده هم 50 قسمت از آن داستان را در روزنامه اطلاعات پیدا کرده ام و منتظر بقیه اش هستم . روز تفقدی کن درویش بینوا را . اگه عنایت بفرماین ممنون میشم.



سعید  
[ ۸۷/۵/۱۴ در ساعت ۱۷:۵۳  ]

سلام استاد - اول ایا واقعا حقیقت داره که علی ع در کعبه به دنیا اومدن آن هم با شکافته شدن دیوار کعبه!! یا این هم از همان تعصبات ما شیعیان هست. دوم آیا مقام یک امام می تونه از مقام پیامبران که ارتباط مستقیم با خدا دارن بالاتر باشه؟ سوم آیا با روشی که علی ع داشتن با آن عدلت سرسختانه _که متاسفنه بعضی ها در جامعه امروز هم با الهام از همان کوتاه نیامدن دارن کشور ها را به سمت جنگ می برن_ میشه جامعه را اداره کرد؟یا دین سهله و سمحه برای حکومت بهتر است ؟ چون همه که مثل هم نیستن . یکی خیلی خشک مقدس و یکی خیلی رها و آزاد به زندگی نگاه می کند . به قول حافظ : بیا که رونق این کارخانه کم نشود$$$ به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی. متشکر. دکتر عزیز



سامان  
[ ۸۷/۵/۱۴ در ساعت ۱۷:۲۶  ]

با درود- 1- در مطلب قبلی ( علی و پیامبر) آنجا که علی ع می فرماید آدم گندم خورد و من به اختیار گندم نخوردم.... آیا این بیت حافظ اشاره به آن موضوع نیست؟( مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ -- چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد). اگر هست می شود در کتابتان از آن بیت استفاده کرد.2- این که علی ع از آن چند پیامبر مقامش بالاتر است آیا از نظر شیعیان اینچنین هست یا واقعا اینگونه هست؟ ممنون از پاسختان می شوم



رضاپیری اردکانی  
[ ۸۷/۵/۱۴ در ساعت ۱۰:۲۱  ]

سلام جناب دکترمهاجرانی
خداوند به شما عمری باعزت وسربلندی عطانماید من هم خواندن بخشی ازکتاب درحال تالیف جنابعالی واقعاً به گریه افتادم همانطورکه باخواندن کتابهای علی وفاطمه فاطمه است دکترشریعتی . پیروز وپاینده باشید.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۵/۱۴ در ساعت ۰۹:۳۱  ]

از زندگی فرزند بزرگ فاطمه بنت اسد طالب اطلاع دقیقی در دست نیست تنها خبری که از او در تاریخ و رجال و انساب آمده، شرکت وی در جنگ بدر است که همراه با مشرکان به جنگ مسلمانان رفته بود و او پس از شکست خوردن قریش ناپدید شد، زیرا در میان کشته شدگان و اسیران نبود و به مکه نیز بازنگشت .
برخی مثل ابن هشام گفته‎اند که از جنگ منصرف شد و با همراهان خود به مکه بازگشت و اندکی پس از آن درگذت
و بعضی نقل کرده‎اند که به یمن یا به شام رفت و در میان راه درگذشت وفقط ابن عنبه در کتاب عمدهٔ الطالب فی انساب ابیطالب گفته‎است که در دریا غرق شد .



کعبه  
[ ۸۷/۵/۱۳ در ساعت ۱۸:۳۹  ]


با سلام
عشق بی پایان علی به محمد از همان لحظه تولد خود را
می نمایاند.جناب آقای دکتر چه خوب صحنه میلاد ان امام همام را به تصویر کشیده اید.در انتظار کتابهایتان هستم . با تشکر



آریا  
[ ۸۷/۵/۱۳ در ساعت ۱۸:۳۲  ]

سلام
میشه د رمورد رمان بار هستی نوشته میلان کوندرا بنویسید.
ممنون



سهیل عیسی پور  
[ ۸۷/۵/۱۳ در ساعت ۱۱:۳۰  ]

سلام
به یقین بر هر قطره اشکی که سرازیر می شود و بر هر شرری که تاریکی دل را آتش می زند، گوهری در دامانتان می افتد. چه نیکو گنجی گرد می آورید و چه سودمند توشه ای بر می گیرید. وقتی که از بازتاب تصویر زیبای ماه منقلب می شوم، از صفای آینه نمی توانم نگویم. باز هم دل های تشنه را آبیاری کنید. دست علی به همراهتان.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۵/۱۳ در ساعت ۱۰:۲۹  ]

حاكم در مستدرك مى‏گويد: ولادت على(ع) در كعبه به طور تواتر به ما رسيده و كسى پيش از او يا بعد از او در كعبه متولد نشده است».(مستدرك، حاكم نيشابورى، ج 3، ص 483)
شبلنجى در نورالابصار از ابن صباغ نيز نقل مى‏كند كه حضرت على(ع) در مكه داخل بيت ‏الحرام متولد شد و آن گاه مى‏گويد: «وَ لَمْ يُولَد فِى البَيتِ الحَرامِ قَبلَهُ أَحد سِواهُ»؛ قبل از حضرت على(ع)، احدى غير از او در خانه كعبه متولد نشد (نورالابصار، شبلنجى، ص 85،)



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۵/۱۳ در ساعت ۱۰:۲۳  ]

بس عجب در خواب روشن مى شود
دل درون خواب روزن مى شود

آنچنان كه يوسف صديق را
خواب بنمودى و گشتش متكا

وقتی امیرالمومنین (علیه السلام) خبر وفات مادرش را به پیامبر خدا رساند سخت گریست و فرمود: علی جان، او تنها مادر تو نبود؛ بلکه مادر من نیز بود. آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عمامه خود را داد تا کفن فاطمه قرار دهند. سپس خود بر پیکر او نماز گزارد. وقتی قبر فاطمه آماده شد پیامبربه داخل قبر رفت و قدری قرآن تلاوت نمود و لختی بر قبر آرمید و سپس بیرون آمد. عمار علت این حرکت پیامبر را از اوجویا شد.
فرمود: ابایقظان ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍(کنیه عمار)، فاطمه استحقاق این رفتار را دارد؛ چه آن که بعد از مادرم آمنه، او مادرم بود. با این که خود فرزندان زیادی داشت و در تنگ‌دستی به سر می‌برد، همیشه مرا در لباس، غذا و رسیدگی به سایر امور، بر فرزندانش مقدم می‌داشت



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۵/۱۳ در ساعت ۰۹:۵۴  ]

عبد الرحمن جامی در ذم و سرزنش ابوطالب و پسرش عقیل اشعاری سروده که مورد مخالفت بسیاری از علمای شیعه و سنی قرار گرفته سلاطین صفوی نیز با او دشمن شدند شاه اسماعیل اول وقتیکه در سال 619 به جنگ پادشاه ازبک خراسان و ماوراء النهر به طرف خراسان حرکت کرد قبل از رسیدن او به خراسان پسر جامی از ترس اینکه شاه اسماعیل قبر پدر او را نبش کند جامی را ازقبرش در هرات بیرون آورد و در جای دیگری دفن کرد
همچنین بنا بر مشهور شاه اسماعیل پس از تسخیر هرات دستور داد هر جا نام جامی در کتابی دیده شود نقطه جیم را تراشیده بر بالای آن بگذارند تا خامی خوانده شود
وباز به همین مناسبت جامی به تعصب مشهور شده و قاضی میر حسین میبدی که خود از اهل تسنن و شافعی مذهب بوده قطعه مشهور زیر را در حق جامی گفته:
آن امام بحق ولی خدا اسدالله غالبش نامی
دوکس اورا بجان بیازردند یکی از ابلهی یکی خامی
هر دورا نام عبدالرحمن است آن یکی ملجم این یکی نامی

خود جامی هم از جنگ و دعوای سنی و شیعه جانش به لب رسیده بود و در این باره شعری سروده است:

ای مغ‌بچهٔ دهر بده جام می ‌ام
کآمد ز نزاع سنی و شیعه قی‌ام

گویند که جامیا چه مذهب داری؟
صدشکر که سگ ‌سنی و خرشیعه نیم



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۵/۱۳ در ساعت ۰۹:۰۶  ]

ابوطالب سرپرستى و تربيت پیامبر را شخصا به عهده‏گرفته و به كسى در اين باره اطمينان نداشت تا جائيكه به‏برادرش عباس مى‏گفت:

برادر!عباس بتو بگويم كه من ساعتى از شب و روز محمدرا از خود جدا نمى‏كنم و به كسى اطمينان ندارم تا آنجا كه در هنگام خواب خودم او را مى‏خوابانم و در بستر مى‏برم،و گاهى‏كه احتياج به تعويض لباس و يا كندن جامه دارد به من‏مى‏گويد:عمو جان صورتت را بگردان تا من جامه‏ام را بيرون‏بياورم و چون سبب اين گفتارش را مى‏پرسم به من پاسخ‏مى‏دهد:
براى آنكه شايسته نيست كسى به بدن من نظر افكند،و من‏از اين گفتار او تعجب مى‏كنم،و روى خود را از او مى‏گردانم.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۵/۱۳ در ساعت ۰۹:۰۳  ]

سعدی میگوید مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت نیکو است نه ترتیل سور مکتوب
ابوطالب سیرت نیکوئی داشت وقتی درسال دهم از بعثت وفات کرد رسول اکرم در پيش جنازه او ايستاد و فرمود اي عم صله رحم کردي و نيکوئيهابه جاي آوردي خداوند متعال ترا جزاي خير دهد
با این همه بسیاری از محدثین اهل سنت در ايمان ابى طالب‏ ترديد كرده میگویند ابوطالب اسلام را نپذیرفت و درخواست پیامبر را برای قبول توحید اجابت نکرد





: