جعفر  
[ ۸۷/۱۰/۸ در ساعت ۱۲:۴۶  ]

وقتی به بنده خبر دادند که براي آيت الله اشتهاردي اتفاقي افتاده و ايشان در بيمارستان کامکار هستند با ناراحتي به سمت بيمارستان حرکت کرديم و وقتي وارد صحن بيمارستان شديم با پيکر پاک ايشان مواجه شديم که د ر همان لباس مقدس روحانيت روي بلانکاردحيات بيمارستان است آقاي ملکا رئيس دفتر مقام معظم رهبري، آقاي احمدي رئيس سابق سازمان تبليغات قم و عضو دفتر رهبري و چند طلبه جوان نيز در حيات بيمارستان کنار پيکر مطهر حضور داشتند . وقتي او را ديدم انگار تمام غمها را به من داده باشند. انگار همين چند روز پيش بود که به خدمت ايشان رسيده بودم و مثل هميشه با مهرباني و زبان شيرين و پند آموزش استفاده مي کردم. يکي از شاگردان که در مدرسه فيضيه بودند قضيه رحلت ايشان را اينگونه تعريف مي کردند که پس از اقامه نماز مغرب فيضيه . خواندن نماز نافله و دعاي رجبيه وقتي مؤذن براي نماز عشاء از جايشان بلند مي شوند ايشان به سجده ميروند تا بلند شوند اما نداي ارجعي را مي شنوند. . در ادامه گفتندوقتي ايشان را به بيمارستان رسانديم دکترها شوک الکتريکي را جند بار وارد کردند شايد هم براي دلخوشي ما وارد مي کردند اما او ديگر بين ما نبود و به ملکوت اعلا پيوسته بود.
و به راستي چه زيبا و پر معنا است که شاگرد مکتب امام صادق، آيت الله اشتهاردي مثل مولا يش علي نداي ارجعي را در سجاده عشق بشنوند و مثل بانوي دو عالم زهراي مرضيه، بين نماز مغرب و عشاء از اين دنيا رخت بربندد و ! (قرني گلپايگانگي، علي؛ منهاج الدموع؛ ص 245) مصباح المنير صفحه 107
یکی از نزدیکان ایشان



حسين  
[ ۸۷/۴/۲۳ در ساعت ۱۵:۱۳  ]

سلام

احتمالا درباره تعداد فصول كتاب و راويان و كساني كه بيش از يكبار روايت كرده اند اشتباهي صورت نگرفته است؟

حسين
*********************
همین طورست ! ممنون از دقت شما 72 راوی دز 79 بخش درست است.



دشتي غير آباداني  
[ ۸۷/۴/۲۲ در ساعت ۱۹:۵۴  ]

اصلاحيه
تا آخر پست خواندم ديدم بنده خدا جناب بيم موج آن را هم نوشته. دستت درد نكند.



بیم موج  
[ ۸۷/۴/۲۲ در ساعت ۰۰:۴۷  ]

سلام آقای دکتر . در پی در خواست یکی از مشتاقان مکتوب ( به نام آزاده )از جناب عالی و به قول معروف : از تو به یک اشاره از من به سر دویدن. چند جمله ای را در باره ی مرحوم تازه گذشته یعنی حضرت آیه الله اشتهاردی در اینجا می نگارم .
1- بنده پای درس اخلاق عده ی زیادی از نام داران حوزه بوده ام اما درس اخلاق آیه الله اشتهاردی واقعا درس اخلاق بود . هر هفته شب پنجشنبه در مدرسه ی فیضیه در مدرس زیر کتاب خانه بر گذار می شد. عده ی زیادی از طلاب و روحانیون در درس اخلاق وی شرکت می نمودند .انسان سرمت می شد از آن جلسه و تا پنجشنبه ی بعد پر انرژی به انتظار می نشستی .حتی یادم هست به وی پیشنهاد داده بودند که جمعیت زیاد شده و شما خوب است به مدرس ( محل درس ) دیگری بروید که جای بیشتری دارد. ایشان با ملاحت خاصی وضمن اشاره به یک جریان تاریخی جواب دادند ما را همین مدرس بس است .
2- در تواضع فوق العاده و مثال زدنی بود در بین بزرگان حوزه کسی سراغ ندارم که این قدر دسترسی به وی آسان باشد . شاید یک ساعت قبل از نماز به مدرسه ی فیضیه می آمدو همان جا هم وضو می گرفت سپس با طلاب گفتگو می کرد . بدون تکلف در جلو حجره های مدرسه می نشت به روی زمین و با تواضعی خاص به سوالات طلاب پاسخ می داد .به همه سلام می کرد در این اواخر می دیدم برای رفع خستگی در خیابان طی مسیرش لب مغازه ها می نشست . برای خود شؤونات ساختگی قائل نبود .

3-هر گاه به دیدن علامه سید مرتضی عسکری در دانشکده ی اصول الدین قم میرفت هنگام برگشتن به اصرار زیاد اورا با ماشین بر می گرداندند.
4- یک بار مراسم تشییع جناز ه ی یکی از بزرگان در مسجد امام حسن عسکری قم و درحالیکه داخل مسجد نشته بودند تا مراسم تشییع انجام گیرد ناگهان یک فردی که اختلال حواس داشت و ادعای بزرگی هم می کرد وارد شد حتی انسان های معمولی هم حاضر نبودند به آن آقای تازه وارد جا دهند اما آیه الله اشتهاردی برای او جا باز کرد و با دست به کنار خودش اشاره نمود که بیا اینجا بنشین و آن فرد هم رفت درکنار وی نشست . نام دیگران را با احترام می برد حتی نام معاصرین خود که از رتبه ی علمی از وی کوچکتر بودند با احترام و عنوان ادا می کرد .
5- مصداق بارزی بود برای این حدیث سعادت مندانه زندگی کرد و سعادت مندانه زندگی را بدرود گفت.
6- گفتارم را با سخنی از زنده یاد دکتر شریعتی به پایان می برم.
خدایا چگونه مردن را خود می دانم چگونه زندکی کردن را به من بیاموز.
*********************
بسیار ممنون



مخلص شما  
[ ۸۷/۴/۲۱ در ساعت ۲۲:۳۶  ]

سپاس



مقیم  
[ ۸۷/۴/۲۱ در ساعت ۲۲:۳۵  ]

حضرت آيت الله العظمي صانعي در گفتگو با راديو«دويچلاند فونك» آلمان اظهار داشتند: «ازدواج دوم مرد بدون رضايت زن اول خلاف زندگي با خوبي و معروف و هم چنين خلاف عدالتي است كه در قرآن به صورت شرط براي ازدواج دوم آمده است.»
اين مرجع بزرگوار تقليد با ابراز تأسف از ارائه برخي لوايح (كه به مرد اجازه مي دهد بدون رضايت زن اول، مجددا ازدواج نمايد) به مجلس براي تصويب فرمودند: « اميدوارم چنين قانوني در مجلس شوراي اسلامي به تصويب نمايندگان محترم نرسد و من همواره دعا مي كنم كه چنين امري را كه ظلم و خلاف عدالت مي دانم، در حق زنان تبديل به قانون نشود.»
معظم له فرمودند: «اگرچه مسئله تعدد زوجات در برخي زمانها و در برخي قبائل، متعارف و مرسوم و مورد پذيرش زنان بوده است، اما امروز چون اين مسئله موجب آزردگي خاطر زنان است انجام آن نيازمند اذن زن اول است و در حقيقت زن دوم گرفتن، در اختيار زن اول است و اين عين عدالت است .»
آيت الله صانعي با بيان اينكه اين گونه مسائل نيازي به وضع قانون ندارد بلكه بايد بدون قانون و در كانون خانواده با رضايت زن اول حل و فصل شود افزودند: «مجلس خداي ناخواسته با تصويب اين قانون مشكل ديگري به مشكلات موجود خصوصاً مشكلات زنان نيافزايد.»
ايشان در بخش ديگري از سخنانشان اظهار داشتند: «مرد و زن براي هم وسيله آسايش و آرامش يكديگرند و حقوقي كه مرد بر زن دارد در مقابل حقوقي است كه زن بر مرد دارد، چرا كه اساساً حقوق بايد مقابل هم باشند و اگر يكي بر ديگري حق داشته باشد و ديگري از اين مسئله محروم باشد اين خلاف عدالت است.»
آيت الله صانعي همچنين با اشاره به تفاوت حقوقي ارث، كه حسب نص قرآن ميان زن و مرد وجود دارد، فرمودند: «در حقوق تفاوت هست اما خلاف عدالت نيست و ما در مباحث علمي ثابت كرده ايم كه اين تفاوت، خلاف عدالت نبوده و نيست. و در اسلام زن و مرد در تمام حقوق اجتماعي و سياسي با هم برابرند، به گونه اي كه حتي زنها مي توانند عالي ترين مقامات سياسي را نيز عهده دار شوند.»
اين فقيه نوانديش در ادامه و در پاسخ به اين سوال كه علي رغم مدعاي برابري حقوق زن و مرد در اسلام چرا پست ها و سمتهاي آسماني مانند پيامبري و امامت به زنها داده نشده است فرمودند: «تاريخ را نمي توان در مقابل متن قانون قرار داد. قانون با بيان كلي، برابري حقوق را ثابت كرده است و اگر ايرادي هست مربوط به فرهنگ جوامع است نه به قانون.»
ايشان افزودند: «چگونه مي توان در جامعه اي كه دختران را زنده به گور مي كردند توقع داشت پيامبر بيايد و زني را به عنوان رهبر يك جامعه منصوب نمايد؟ جامعه آن روز پذيرش اين مطلب را نداشت همانطور كه امروز هم برخي افراد جامعه با همه آگاهي ها و پيشرفت ها توان پذيرش و تحمل برخي ديدگاهها را ندارد.»




امید  
[ ۸۷/۴/۲۱ در ساعت ۱۷:۴۳  ]

درود- زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی ---- خط بر صحیفه ی گل و گلزار می کشی ( حافظ)
نمی دانم این غزل زیبای حافظ را تامل کرده اید یا نه؟
با این نثر و شرح زیبا آرزو دارم زمانی جنابعالی شرحی بر حافظ بنویسید تا مورد استفاده همگان قرار بگیردآنگونه که دامن کشان در شرب زر کشیده برود و صد ماهرو از رشکش جیب قلم بدرد.
آیا تا کنون به این فکر افتاده اید استاد عزیز که شرحی بر حافظ بنویسید یانه؟ و آیا خیال آن را دارید؟ از پاسختان ممنون میشوم.موفق باشید.
*******************************
تا به حال فکر نکردم.



مقیم  
[ ۸۷/۴/۲۱ در ساعت ۰۱:۰۹  ]

حضرت آية الله العظمى صانعى :
انسان زماني به بندگي خدا و اطاعت او ميرسد كه درك بكند خدايي مهربان دارد؛ خدايي كه سراسر لطف است و رحمتش بر غضبش برتري دارد



بیم موج  
[ ۸۷/۴/۲۱ در ساعت ۰۱:۰۱  ]

سلام آقای دکتر . امروز پنجشنبه جنازه ی آیه الله اشتهاردی تشییع شد . تشییع جنازه ساعت ده و سی دقیقه ی رسمی بود به مدت 35 دقیقه همه چیز تمام شد . وقتی نگاه کردم به آرامگاه آیه الله اشتهاردی دیدم درکنار بزرگانی چون
علامه عسکری
آیه الله احمدی میانجی
آیه الله سید مهدی روحانی
و... و همگی درکنار حضرت معصومه ماوا گرفته اند .



مخلص شما  
[ ۸۷/۴/۲۰ در ساعت ۱۰:۰۱  ]

ترجمه the Prophet به عیسی پسر انسان نوعى تحريف موضوع و مفهوم است.
*********************
نه دوست عزیز پیامبر کتاب دیگری ست اسم این کتاب:
Jesus the son of man
می باشد. در انجیل عیسی از خود به عنوان پسر انسان یاد می کند



بیم موج  
[ ۸۷/۴/۱۹ در ساعت ۰۱:۱۷  ]

سلام آقای دکتر . امروز چهار شنبه بین نماز مغرب وعشا در مدرسه ی فبضیه آیه الله اشتهاردی دچار ایست قلبی شد و در بیمارستان کامکار قم زندگی را بدرود گفت .
واقعا عالمی وارسته بود با اینکه در حد مرجعیت بود اما از قیود و تعلقات مرجعیت یله و رها بود .

در حد این بود که درس خارج را شروع کند اما به تدریس لمعه و رسایل ومکاسب بسنده می کرد .

معمولا مسیر منزل تا فیضیه را پیاده می آمد هر گاه هم با ماشین می آمد مثل دیگران با تاکسی یا خط واحد می آمد . در بسیاری از مواقع اگر اتوبوس واحد صندلی خالی نداشت در وسط اتوبوس می ایستاد و احیانا اگر کسی او را می شناخت و تعارف نشستن می کرد به اصرار قبول می نمود .
درس اخلاقش به راستی محفل اخلاق بود همانند آنانی نبود که در درس اخلاق خشونت را ترویج کنند.

چند سال پیش کتابی نوشت به نام کشکول که در آنجا مطلبی نوشت و آن اینکه این جمله که خلیفه ی دوم به پیامبر گفته باشد ان الرجل لیهجر صحت ندارد .

وای که چه بلوایی شد و بعضی از فقیهان چه حرفها که به وی نگفتند . که وی مجبور شد در همان وقت توبه نامه ای مکتوب بنویسد.به خاطر همین مطلب مذکور در کتاب نامبرده بعضی از طلاب درنماز دیگر به وی اقتدا نمی کردند .
در جمع کتب نکوشید بلکه رفع حجب می نمود . برای مطالعه بعضی اوقات به کتاب خانه ی مدرسه ی فیضیه می آمد .مثلا کتاب بحار الانوار نداشت می آمد درکتاب خانه و از آن کتاب بهره می برد.
*************************
رحمت و مغفرت خداوند رحمان شامل حالشان...
سال ها پیش من یک بار در درس اخلاق ایشان شرکت کردم....



بیم موج  
[ ۸۷/۴/۱۹ در ساعت ۰۰:۵۹  ]

سلام آقای دکتر . نام بسیار مناسبی انتخاب کرده ای . عیسی پسر انسان. واین عنوان خط بطلانیست بر همه ی توهمات مسیحیان که می گویند عیسی پسر خداست.

شاید تعبیر ویرایش سوم جالب نباشد چون امروزه ویرایش سوم و اینگونه کلمات در جایی به کار برده می شود که کتاب چاپ و یابرای مرحله ی بعداضافاتی یا تصحیحی در آن انجام می گیرید یعنی علاوه بر تعدد چاپ خود ویراستاری هم در آن موضوعیت دارد. الان اگر شما ده بار هم کتاب را ویرایش کنید و هنوز چاپ نشده باشد این تعبیر شما در این باره صدق نخواهد کرد . بله اگر چاب اول شد شما می توانید بگویید ویرایش اول .و همین طور چاپ های بعدی .

زنده یاد دکتر شهیدی در یکی از نوشته هایش توصیه می کند اگر شما هرچند ویراستار ماهری باشید حتما ویرایش کتاب خود را به ویراستار دیگری بسپارید .
شما با خانم کدیور یک روحید در دو بدن لذا به توصیه ی دکتر شهیدی حتما عمل کنید .



عبداللطیف  
[ ۸۷/۴/۱۸ در ساعت ۱۲:۴۵  ]

یقین دارم که "آخرین وسوسه ی مسیح" را خوانده ای.
نمی دانم چرا باور نمی کنم که یهودا خائن بوده است. به گمانم برداشت کازانتزاکیس در باره ی او، به عنوان فداکارترین چهره ی تاریخ، به واقعیت نزدیکنر است. اینکه او پس از بندی شدن پسر انسان،بودن را بر نمی تابد چه توجیهی بایدداشته باشد؟! یهودای معلم لابد می دانسته است که سی پاره نقره چقدر می ارزد! چطور می توان پذیرفت که یهودای حواری، همراه همیشه ی روح خدا حتی در مقابل امپراتوری روم به چنین مبادله ای رضا داده باشد؟!
اگر درست باشد که او لعن ابدی مردمان و تن دادن به پذیرش "مظهر خیانت" را به فرمان استادش پذیرفته باشد، بدون تردید او باشکوه ترین معجزه ی مسیح است.



آزاد  
[ ۸۷/۴/۱۷ در ساعت ۲۱:۵۷  ]

كاش اسم كتاب هم " مسيح" پسر انسان بود، نويسنده آسمان و آتش و ايمان.





: