ميم، همسر الف:)  
[ ۸۷/۴/۷ در ساعت ۰۳:۰۸  ]

چقدر به جا. چه حيف است که نوشته ای چنين پر بار اينطوری ساطوری بشه. ولی در عين حال خنده ام گرفت. يادم افتاد به اولين سال دانشگاه و نقد کتاب استاد و سر و صدايی که راه انداخت. هنوز نوشته هايت را دنبال ميکنم و گاهی با بقيه اعضای خانواده با هم ميخوانيم و لذت ميبريم. هنوز منتظرم کتابی را که قرار بود بنويسی ببينم. ميم
************************
سلام بر شما و همسر گرامی و جوانان عزیز...
امروز با بی بی سی 2 مصاحبه داشتم. محل مصاحبه توی حیاط خانه مان بود. کنار بوته های رز و گل محمدی؛ یاد خانه شما افتادم و آن حلقه تماشایی گل ها ی محمدی...به اشکبوس که یک تکه ازکوه و دشت و زندگی ست سلام برسان.



محمد  
[ ۸۷/۴/۱ در ساعت ۱۷:۱۵  ]

سلام ....آقا ما دارم زیر بار گرانی و بیکاری له میشیم.تو رو خدا به حزبتون بگین به خاطر مردم هم که شده اینبار محکم و با برنامه شرکت کنند.
***********************
من عضو هیچ حزبی نیستم.



بیم موج  
[ ۸۷/۳/۳۱ در ساعت ۱۶:۰۸  ]

سلام آقای دکتر .عمو نبی راست می گفته واقعا هم کتاب نو غمی نو دارد. مخصوصا درحوزه ی ترجمه .حتی در بسیاری موارد مترجمین خبره هم لغزش دارند .شاید علت آن :
1-عدم آشنایی کافی مترجم به زبان مبدآ یا مقصد.
2-عدم تسلط مترجم- در بسیاری موارد-به کلمات زبان تخصصی.
3-تجارت پیشگی با کتاب و ترجمه



babak  
[ ۸۷/۳/۲۶ در ساعت ۱۱:۲۴  ]

می دانی ایران به چه احتیاج دارد ؟



سعید  
[ ۸۷/۳/۲۴ در ساعت ۱۷:۱۶  ]

سلام
چقدر جالب که کتاب با تیراژ خوب به چاپ سوم هم رسیده است .
در مملکت ما وقتی آثار نویسنده ای طرفدار پیدا می کند و بازار خوبی ایجاد می شود، مترجمان با مهارت پایین در فن ترجمه به این کتابها رو می آورند تا از این بازار نصیبی ببرند و این اتفاقات که نقل کردید رخ می دهد.
البته بعضی ازخوانندگان هم فقط به خاطر عقب نماندن از قافله و اینکه بگویند ما هم از جبران کتابی خوانده ایم این کتابها را می خرند و به ترجمه آن هم زیاد توجه نمی کنند



ر شکوری  
[ ۸۷/۳/۲۴ در ساعت ۱۵:۵۸  ]

با سلام
به نظر میرسد در مقوله ترجمه آثار علاوه بر توانایی زبانی هوش مترجم هم نقش پر رنگی در محصول کار داشته باشد به نطر بنده اولین ویراستاری متن حتی قبل از آنکه قلم بر روی کاغذ بچرخد بوسیله هوش مترجم صورت میگیرد
مثلا موردی که شما بدان اشاره کردید : خروج شبانه گاوها از منزل!
این بحث هوشه و نه تنها تسلط زبانی



علی رضا  
[ ۸۷/۳/۲۴ در ساعت ۰۵:۲۶  ]

سلام جناب دکتر
راست میگن کم سوادی از بی سوادی خطرناکتره
امیدوارم تلنگری باشه اول برای خودم بعد برای همه کسانی که طالب دانش و معرفتند
با سپاس



بیم موج  
[ ۸۷/۳/۲۴ در ساعت ۰۲:۱۱  ]

سلام آقای دکتر.د ر جواب فغان باید بگویم:سایت دکتر سروش فیلتر نیست .الان که دارم این مطلب را می نویسم سایت باز وقابل استفاذه است



حسین ح  
[ ۸۷/۳/۲۴ در ساعت ۰۰:۵۸  ]

سلام خدمت استاد عزیز
خوشحالم بعد از این مدت نسبتا بلند دوباره مطالب تازه را در سایت جنابعالی می خونم
ولی انتظاری که من و شاید خیلی ازخوانندگان دیگر داشته باشند
که لا اقل به مناسبت درگذشت نویسنده بزرگوار "نادر ابراهیمی"
مطلبی می نوشتید.که هم یادی از ایشان می شد و هم با قلم زیبای شما و با نگاه تازه ای با ایشان وداع می کردیم.
ممنون



فغان  
[ ۸۷/۳/۲۳ در ساعت ۱۹:۰۱  ]

سایت دکتر سروش فیلتر شده است. البته مدتها بود سایت ایشان باز نمی شد، اما اینبار رسما فیلتر شده است.



بیم موج  
[ ۸۷/۳/۲۳ در ساعت ۱۷:۳۹  ]

سلام آقای دکتر.این نوشته ی شما مرا به یاد زنده یاد احمذ آرام انداخت.
وی می گفت من در ترجمه آن قدر دقت کرده ام که شصت هزار کلمه برای آن معادل پیدا کرده ام .یعنی معادل فارسی.

حالا کو آن همه دقت و باریک بینی؟!



خسرو  
[ ۸۷/۳/۲۳ در ساعت ۱۶:۱۷  ]

باز این که خوبه! ترجمه نوشته‌های جبران نسبتاً کار مشکلیه.

ما چی بگیم که مقالات فنی کامپیوتر (که دیگه عملاً جزئی از زندگی روزمره شده و همه هم کلمات اصلی و هم ترجمه شده رو کاملاً بلدن) طوری ترجمه میشن که یک حرفه‌ای حتی حدس هم نمی‌تونه بزنه منظور کلی مقاله چی بوده؟

مشکل ریزش استعدادهاست، نه ترجمه‌ها. همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید



دوست  
[ ۸۷/۳/۲۳ در ساعت ۱۵:۳۶  ]

شاید به جای «خود مان را گم کردیم...» هم بهتر باشد بنویسیم : خود را از دست دادیم تا... یا «خود» مان را فراموش کردیم تا...

به هر حال داستان ترجمه ، یکی داستان است پر آب چشم و هر کسی نباید به خود اجازه ی این کار را بدهد. آن هم در مورد آثار خلیل جبران. افسوس که دوغ ودوشاب در همه جای مملکت قاطی شده است.
**************************
من گمشدن در برابر پیداشدن را مناسب تر دیدم. به این بیت مولوی دقت کنید:
چون بیابد او که باید گم شود
هم چو سیلی غرقه ی قلزم شود



jj  
[ ۸۷/۳/۲۳ در ساعت ۱۵:۲۳  ]

سلام
واقعا به یکی از ناراحتی های من اشاره کردین. راستی شما از کی لندن هستین من اونهمه وقت نمی دانستم شما پیش مایید.





: