بابك تبريزدن  
[ ۸۷/۳/۸ در ساعت ۱۱:۵۰  ]

حديث از معصوم است كه ميفرمايد
كسي كه براي انجام كاري ديگري را بهتر از خود ببيند و با اينحال آن كار را قبول كند ملعون است
حال شما حساب كنيد كه كل سياست اقتصاد تجارت برنامه ريزي رهبري و ........ همه به اشخاص غير متخصص سپرده ميشود فقط كافي است به اصطلاح متعهد باشي.



مرد شب  
[ ۸۷/۳/۶ در ساعت ۱۹:۴۴  ]

سلام.من امروز با مکتوب اشنا شدم.امیدوارم این اشنایی به پیوندی عمیق با شما منتهی شود.



فرهاد  
[ ۸۷/۳/۵ در ساعت ۱۲:۵۶  ]

آقای دکتر آهنگ گروه کیوسک با عنوان "همه رقمه موجود است" دو سال پیش همین دغدغه را خلاقانه سروده.

خلبانا جاشونو عوض کردن با راننده های تاکسی و کامیون
حتمن باید بیمزه و جلف باشی تا بری توی تلویزیون
...
مهندسا زدن تو کار واردات و صادرات
...

آقای دکتر، کسانی که ... شدند، این کاره نبودند! از ممکلت داری چیزی نمیدانستند. شما چه انتظاری دارید؟



مسعود ح  
[ ۸۷/۲/۲۷ در ساعت ۱۵:۵۱  ]

جناب دكتر مهاجراني
ممنون و سپاسگزار از نقد منطقي و زيباي شما اتفاقاً من امروز در يكي از شماره هاي مجله شهروند اين عبارت دادستان كشور را خواندم
موفق و پيروز باشيد

مسعود ح



مجيد رحيميان  
[ ۸۷/۲/۲۷ در ساعت ۰۰:۴۳  ]

خسته نباشين



احمد محمدي از اردبيل  
[ ۸۷/۲/۲۶ در ساعت ۱۳:۲۴  ]

سلام استاد بايد بگويم از خواندن مطالب شما و از شيوه جمله بندي و نقل مطالب شما واقعا لذت ميبرم شما ستاره ادبيات و فرهنگ شرقي هستيد من از چاپلوسي بدم مياد ولي ناچارم بگويم شيفته شخصيت علمي و ادبي شما هستم



جمال  
[ ۸۷/۲/۲۳ در ساعت ۰۱:۴۱  ]

آقای مهاجرانی البته همانطور هم که خودتان اشاره کرديد همه اش هم مربوط به دولت و دولتيان نمی شود. مثلاً ببينيد معرفی نامه يک هموطن عزيز ما که كارشناس عمران و دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت استراتژيك است. بعد نگاه کنيد حوزه فعاليت او را: عضو ناظر انجمن بین المللی داستان نویسان جوان، برکزيده چند جشنواره ادبی ونويسنده مجموعه ي داستان کوتاه تحت عنوان رواني. من اسم اين هموطن را که سايتی هم در اينترنت دارد از معرفی نامه اش حذف کرده ام تا خدای ناکرده سوءتفاهمی پيش نيايد.

... متولد ارديبهشت 62 كارشناس عمران و دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت استراتژيك است . وی برنده ي تنديس قلم نقره اي سال 84 در فرهنگسراي انقلاب است و برگزیده ی چندین جشنواره ی معتبر ادبی کشوری است به مدت یک سال به عنوان عضو ناظر انجمن بین المللی داستان نویسان جوان ISWA همكاري مي كند . به زودي مجموعه ي داستان وي تحت عنوان رواني منتشر مي شود



سید فرجام کمانه  
[ ۸۷/۲/۲۲ در ساعت ۲۲:۲۸  ]

...سید عزیز .. "خانه سیاه است" در 44 سال پیش فریاد بزرگ بانوی شعر و شهامت "فروغ فرخزاد " عزیز همین را فریاد کرده است هم در سطح و هم درعمق ...هم در نشان و هم در نشانه ها......



عطا الله رفیعی  
[ ۸۷/۲/۲۲ در ساعت ۱۷:۰۵  ]

سلام ببینید اقای دکتر تحلیل شما کاملا واقع بینانه است اما این بین ما ها فاصله طبقاتی ما زیاد است به عنوان یه روستایی این رادیده ایم چه در دولت اصلاحات چه در دولت اصول گرا حال راهکار این مسائل بر می گردد برنامه ریزی های درست که هر کس شایستگی مسندی را که به می دهند را داشته باشدکه باز هم برمی گردد به کسی که لیدر این جریانات باشد (رئیس جمهور)درسته از موضع ضعف بر مسایل میکوبیم اما میشود اصلاح کرد و دوباره ساخت



محمد رضا  
[ ۸۷/۲/۲۲ در ساعت ۰۷:۱۹  ]

سلام دکتر
روزی یکبار به سایت شما سر میزنم ولی دست خالی بر میگردم خیلی دیر به دیر مطلب مینویسید
لااقل قراری بگذارید مثلا دو روز یکبار یا حتی هفتگی این ویلاگ را به روز کنید
چشم انتظاری بد چیزیسیت .



رضا فتوحی  
[ ۸۷/۲/۲۱ در ساعت ۲۳:۱۱  ]

سلام
آقای دکتر امسال نوآوری کرده اند و در میان غرفه های کتاب غرفه هایی برای فروش روسری و چادر عربی دیده می شود!!!!!!!!!!



كوروش  
[ ۸۷/۲/۲۱ در ساعت ۱۷:۴۶  ]

بر ماست كه بر ماست
اين دولت زائيده دولت اصلاحات است



محمد  
[ ۸۷/۲/۲۱ در ساعت ۱۴:۴۳  ]

شما چی ؟
سر جای خودتان هستید ؟
جای شما حق واقعی شماست؟
من سرجای خودم نیستم.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۲۰ در ساعت ۱۹:۱۴  ]

شاه عباس از وزير خود پرسيد:"امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"
وزير گفت:"الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!!"
شاه عباس گفت:"نادان اگر اوضاع مالي مردم خوب بود كفاشان مي بايست به مكه مي رفتند نه پينه دوزان، چونكه مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن راپيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۲۰ در ساعت ۱۹:۱۱  ]

در روز جمعه­ای امیر المومنین علی (ع) خطبه بلیغی بیان فرمود. در پایان این خطبه فرمود: ای مردم هفت مصیبت بزرگ وجود دارد که از آنها باید به خدا پناه برد. از دانشمند گمراه، از عابد خسته، از مؤمن گمراه، از ثروتمند ورشکسته، از عزیز خوار شده و از فقیری که مریض گشته است، باید به خداوند پناه برد. در این هنگام مردی برخاست و گفت: راست می­گویی. ای امیرالمؤمنین تو قبله ما هستی هنگامی که به بی­راهه می­رویم و تو نور هستی آن زمان ­که در تاریکی قرار می­گیریم. ولی از تو درباره این سخن خدا می­پرسم که فرمود: «مرا بخوانید تا خواسته شما را بر آورده سازم» چه شده است که ما خدا را می­خوانیم، ولی جواب داده نمی­شود؟! حضرت فرمود: همانا قلب­های شما با هشت خصلت خیانت کرد.
نخست این که شما خدا را شناختید، ولی حقش را همان­گونه که واجب کرده است، ادا نکردید. از این رو این شناخت برای شما سودی نداشت.
دوم این که شما به فرستاده خدا ایمان آوردید، ولی به روش و سیره وی عامل نبودید و شریعت وی را از بین بردید. پس فایده ایمان شما چیست؟!
سوم این که شما قران را خواندید، ولی آن را به کار نبستید. گفتید چشم اطاعت می کنیم، ولی مخالفت کردید.
چهارم این که گفتید از آتش جهنم می­ترسید، ولی هر لحظه با انجام گناهان به آن نزدیک شدید. پس ترس شما کجاست؟!
پنجم این که گفتید مشتاق بهشت هستید و حال آن که هر لحظه کاری می­کنید که شما را از آن دور می­سازد. پس اشتیاق شما کجاست؟!
و ششم این که از نعمت های الاهی بهره­مند می­شوید، ولی شکر آنها را به جای نمی­آورید.
هفتم این که خداوند به شما فرمان داد با شیطان دشمنی کنید و فرمود: «همانا شیطان دشمن شماست پس او را دشمن خود بدانید» ولی شما بدون مخالفت با او دوستی کردید.
هشتم این که تنها عیوب مردم را می­بینید و از عیب­های خویش غافل هستید. شما در حالی که خود به سرزنش کردن سزاوارترید، دیگران را ملامت می­کنید. با این اوصاف کدام دعای شما مستجاب شود؟! شما درها و راه­های دعا را به روی خود بسته­اید از خدا پروا داشته باشید و کارهایتان را درست کنید و باطن خویش را خالص سازید و امر به معروف و نهی از منکر کنید تا خداوند دعاهای شما را مستجاب کند



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۲۰ در ساعت ۱۹:۰۷  ]

امام صادق (ع) فرمودند:
مَا مِنْ قَبْض ٍ وَلا بَسْط ٍ إلّا وَلِلّهِ فِیهِ مَشِیئَةٌ وَقَضَاءٌ وَابْتِلَاءٌ.

هیچ تنگنا و گشایشی نیست، مگر آنکه مشیت و قضا و امتحان الهی در آن نهفته است.
قيمت جهاني مواد غذايي طي ماه مارس بيش از 57 درصد رشد داشته است . قيمت برنج طي يك سال اخير دو برابر شده و گندم نيز 65 درصد رشد قيمت داشته است .
افزايش قيمت مواد غذايي و محصولات كشاورزي ، سياستگذاران اقتصادي جهان را با چالش مهمي روبرو كرده است . افزايش قيمت مواد غذايي موجب كاهش چشمگير رشد اقتصادي كشورهاي در حال توسعه و فقير خواهد شد و آثار تورمي زيادي را بر اقتصاد دنیا خواهد داشت .
دعا کنید خداوند گشایشی در زندگی مردم فقیر و کم در آمد کشورمان ایجاد نماید



Neda  
[ ۸۷/۲/۲۰ در ساعت ۰۹:۰۹  ]

ba salam
kheili jaleb bood va vaghean man ro be fekr vadasht , fekr mikonam har kas dar edarejat iran kar kardeh bashad midanad ke hichkas jaye khodesh nist



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۸ در ساعت ۰۱:۰۹  ]

گاهی اوقات بعضی سخنرانان بعد از گفتن همه فضایل خود و زمانی که دیگر چیزی از گفتنی و نمودنی نداشته باشند و به گفته علامه دهخدا
دیگر چیزی در چنته ندارند سراغ حاشیه های نامربوط میروند
جامی در ایام جوانی ضمن مسافرتهای خود از هرات به سمرقند با علی قوشچی که از مشاهیرعلمای عامه و محقق بوده است ملاقات کرد قوشچی در حالی که به رسم ترکان چنته ای حمایل کرده بود به محضرجامی آمد و چندین مسئله بسیار مشکل از او سئوال نمود .
با آنکه جواب دادن به هر یک از آن سئوالات مستلزم وقت کافی ومداقه بود مع هذا جامی تمام سئوالات را بدون تامل وتفکر جواب داد .
قوشچی که انتظار جواب مرتجلانه را نداشت از آن همه فضل و دانش متحیر مانده سکوت اختیار کرد . جامی چون سکوت قوشچی را دید اشاره به چنته اش کرده از باب طنزو تعریض گفت :« مولانا دیگر چیزی در چنته ندارند ؟»



بیم موج  
[ ۸۷/۲/۱۶ در ساعت ۰۱:۵۱  ]

سلام آقای دکتر . در برنامه ی مطالعه ی خودم از نبود کتاب دیگری از شما خیلی احساس کم بود می کنم . مژده ای دهید تا امیدوار شوم . آقای دکتر همه ی کتابهای شما را با شوق خواند ه ام لحظه را برای باغ فردوس می شمارم.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۵ در ساعت ۲۲:۰۵  ]

سخنگوی دولت پاسخ انتقاد شما را داده است او در جمع روساي آموزش و پرورش و معلمان استان گيلان در شهر بندر انزلي گفته است: امروز عده‌اي ما را ملامت و سرزنش مي‌كنند كه دولت به جاي انديشيدن به حل مشكلات جهاني به فكر گوجه فرنگي مردم باشد، اين همت كوتاه و ضعف بنيه ، حيرت آور است و با فرهنگ علوي غديري تطابق ندارد.



دشتي آباداني  
[ ۸۷/۲/۱۵ در ساعت ۱۱:۵۸  ]

آنگونه كه از سخنان و مصاحبه هاي مسئولين كشوري استفاده ميشود بعلت خشكسالي وضعيت بحراني در انتظار مردم است پس همه وظيفه داريم براي مقابله با آن چاره انديشي كنيم مسئولين دولتي براي رفع كمبود هاي آب و برق و توزيع ارزاق و مايحتاج عمومي برنامه ريزي كنند و نويسندگان و منتقدان هم محض خاطر خدا مردم را به صبر و بردباري ترغيب كنند و بايد بدانيم با تحريك مردم مشكلي حل نخواهد شد لميد به زندگي و رفع گرفتاريها را با استفاده از حكايت بزرگمهر و حالات او در زندان در مردم ايجاد كنيم

ميگويند وقتي انوشيروان ، بر بزگمهر خشم گرفت و او را در خانه اى تاريك به زندان افكند. و دستور داد تا او را به زنجير كنند. و روزگارى به چنين حالى ماند. آنگاه كسى را نزد او فرستاد، تا از حالش بپرسد. فرستاده او را قويدل و آرام يافت . آنگاه ، او را گفتند: چگونه است كه در اين حالت سختى و تنگى ، ترا چنين فارغ مى بينيم ؟ گفت : شش آميزه را به هم درآميخته و خمير كرده و بكار داشته ام و چنين است كه به اين حال مانده ام ، كه مى بينيد. گفتند: از اين آميزه ها ما را نيز بگوى ، تا به هنگام گرفتارى به كار بريم . و او گفت : اما، آميزه نخستين ، اطمينان به خداى عزيز و بزرگست .
دوم اين كه : آن چه مقدرست ، همان خواهد شد .
سوم اين كه محنت رسيده را صبر، بهترينست .
چهارم اين كه : اگر صبر نكنم ، چه كنم ؟ از اين رو، كار را به زارى ، بيش از اين ، بر خود سخت نكنم .
پنجم اين كه از اين وضع كه من ، در آنم ، بسيار بدتر نيز خواهد بود. و ششم اين كه از اين ساعت ، تا بدان ساعت ، گشايشى خواهد بود.



مخاطب  
[ ۸۷/۲/۱۵ در ساعت ۱۰:۱۶  ]

جناب آقاي مهاجراني
شما كه اعتقاد نداريد رئيس‌جمهور بايد در زمينه رهبري جهان اسلام و اصلاح امور جهان كاري انجام دهد چگونه عضو انجمن حجتيه بوده‌ايد كه مبناي فكري آنان بر اين اساس استوار بوده است. چگونه به امات امام زمان اعتقاد داريد كه قرار است روزي همه جهان را بنا بر اعتقادات حقه خود تغيير دهد و هر كس كه اين اعتقادات را نپذيرد به زور بايد جزيه بپردازد؟
شما چگونه به انقلابي پيوستيد كه رهبر و بنيان‌گذار آن همواره دم از فتح قله‌هاي جهان و تسخير جهان به دست مسلمانان و مستضعفان مي‌داد و آرزوي فتح قدس و عراق را در سر مي‌پروراند؟
شما چگونه بر كرسي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كشوري تكيه زده‌ايد كه بر ام‌القرايي ايران تأكيد دارد؟
شما چگونه در روزنامه اطلاعاتي قلم مي‌زديد كه داعيه گسترش فرهنگ اسلامي و انديشه‌هاي ايراني در سراسر جهان را دارد؟
و شما چگونه در كشوري زندگي مي‌كنيد كه زماني امپراتور شرق و غرب بوده و اكنون بر همه جهان حكم مي‌راند و خود را محق نيز مي‌داند؟



داود  
[ ۸۷/۲/۱۵ در ساعت ۰۹:۱۹  ]

با سلام احترام و ادب
واژه " آدم اشتباهي " در فيلم ماندگار "مرد هزارچهره" واژه دقيق براي بيان "كسي سرجايش نيست." است.



بیم موج  
[ ۸۷/۲/۱۵ در ساعت ۰۸:۳۵  ]

سلام آقای دکتر . چند سال پیش یعنی در طلوع سبز و درخشان اصلاحات و به قول حافظ :خوش درخشید ولی حیف که دولت مستعجل بود.

با دوستی آشنا شدم وی گفت : کتابی نوشته ام به نام نظریه العرف واضافه کرد که نوشته ام در دولت آقای هاشمی سیاست مداران تاجر پیشه و تاجران سیاست مدار گشته اند .

ولی آلان اگر آن دوست ببینم چه خواهد گفت؟!



مهدی الف  
[ ۸۷/۲/۱۴ در ساعت ۲۳:۳۶  ]

سلام حضرت استاد روزمعلم راخدمت شما تبریک عرض می کنم ازقول من خدمت سرکارخانم کدیور هم تبریک بفرمایید درتایید سخنان حضرت عالی حدیثی است ازمولا علی0ع0که می فرمایند ناتوانترین مردم کسی است که ازاصلاح خودناتوان باشد .



حسنا  
[ ۸۷/۲/۱۴ در ساعت ۱۶:۵۷  ]

سلام
دلم گرفته ازین روزها دلم تنگ است

میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است

اللهم الجعل عواقب امورنا خیرا



داود  
[ ۸۷/۲/۱۴ در ساعت ۰۹:۰۱  ]

با سلام احترام و ادب
به ياد فيلم ماندگار "شبهاي برره" كار ارزشمند مهران مديري مي افتم كه خطاب به كيانوش (روشنفكر) مي گفت كه "اينجا از افعال معكوس استفاده مي كنند"



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۴ در ساعت ۰۰:۴۱  ]

این دعا را شبهای ماه رمضان زیاد میخوانیم
اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين

راه چاره این نیست که از مسؤلینی که شب و روز خود را وقف خدمت به مردم خد کرده اند بدگویی کنیم بلکه باید دعا کنیم که خداوند عقیده آنها را اصلاح کند

مردی گرد کعبه طواف می‏کرد و می‏گفت: «اللهم اصلح اخوانی الهی! تو برادران مرا نیک گردان و آنان را اصلاح فرما.» به او گفتند: حال که به این مکان شریف رسیده‏ای، چرا خود را دعا نمی‏کنی؟ گفت: مرا یارانی است. اگر ایشان را در صلاح یابم، من به صلاح ایشان اصلاح شوم و اگر به فسادشان یابم، من به فساد ایشان مفسد شوم

در کتب مقدس نصاری توصیه شده است که : برای حاکمان و همه صاحب‌منصبان دعا کنید تا بتوانیم زندگی آرام و آسوده‌ای را در کمال دینداری و وقار بگذرانیم



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۴ در ساعت ۰۰:۲۰  ]

حاکمان بحر العلوم

گویند: از عالمی مسئله‏ای پرسیدند، گفت: نمی‏دانم. سؤال کننده گفت: شرم نمی‏کنی که به جهل و نادانی خود اعتراف می‏کنی. گفت: چرا شرم کنم از گفتن کلمه‏ای که فرشتگان به آن سخن گفتند و هنگامی که خداوند درباره «اسماء» از آنها پرسید، گفتند: سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا؛( خدایا ما چیزی نمی‏دانیم، جز آنچه تو به ما آموختی)
اما امروزه بسیاری از زمامداران و صاحب منصبان حکومتی خود را بحر العلوم میدانند و در همه ی عرصه های علوم طبیعی و ماوراء طبیعی ، علوم اجتماعی , فقه و سیاست و اقتصاد و حکمت و نجوم و ریاضیات و طب گرفته تا فرهنگ و انواع و اقسام هنرهای اسلامی و غیر اسلامی خود را متخصص ، صاحب نظر و معلم و راهنما میدانند



Hojabr  
[ ۸۷/۲/۱۳ در ساعت ۲۲:۴۴  ]

Salam jenabe aghaye Dr
yeki az behtarin va tasirgozartarin matalebi bood ke
be omr khandeh bodam, khoda hefzetan konad
ayame ezat mostadam



محمود ماندگاري  
[ ۸۷/۲/۱۳ در ساعت ۱۴:۴۸  ]

احمدي نژادباادعاي ا صلاح جهان تحت تاثيرتملقات ان بانوي هتاك كه وي رامعجره هزاره سوم ناميدقرارگرفته .شايدهم خودرامهدي موعود ميداند.



ارشاد  
[ ۸۷/۲/۱۳ در ساعت ۰۱:۰۷  ]

من به نظرم خیلی مقاله شما عالی بود



بیم موج  
[ ۸۷/۲/۱۲ در ساعت ۱۷:۳۷  ]

سلام آقای دکتر . در تاریخ ایران آمده است - البته نام پادشاه فراموش کرده ام و شما که استاد تاریخید تصحیح می فرمایید - پادشاهی در یکی از جنگ ها شکستی متحمل شد . از او پرسیدند چرا ؟!
پاسخ داد کار های خرد را به مردان کلان و کار های کلان را به مردان خورد واگذار نمودم نه آنان از عهده ی این و نه اینان از عهده ی آن بر آمدند .

به گفته ی وزیر مستعفی دولت احمدی یعنی آقای دانش جعفری کسانی در حیطه ی اقتصاد اظهار نظر می کنند که حتی یک روز سابقه ی مدیریت در این امور ندارند !!!



اکبر سامانی  
[ ۸۷/۲/۱۲ در ساعت ۱۵:۵۱  ]

سللم
مطلب زیبای شما و نظرات اکثر خوانندگان محترم را خواندم ولی نکته جالب در این متن کوتاه اما تاثیر گذار که تقریبا کسی به آن اشاره ای نکرد عبارت "..دیدن راهبه های اروپایی که سالیان سال است در خدمت جذامیان عمر می گذرانند و فارسی را هم با لهجه آذری حرف می زنند.." بود.
عزیزان ! آیا خواهران هموطن ما که مانند آن راهبه ها در حوزه های علمی و دینی درس خوانده اند به یاری این بیماران و دستگیری از بینوایان و محرومان در کشورما میروند؟(رفتن به خارج و کمک داوطلبانه به مردم نیازمند کشورهای دیگر پیشکش!)
آیا اکثر این خواهران وظیفه ای جز وعظ و خطابه در سفره ها و مجالس زنانه و یا تذکر به پوشش و آرایش دختران و زنان دارند؟



مقيم  
[ ۸۷/۲/۱۲ در ساعت ۱۵:۴۰  ]

طاعت استاد مبر زياد ...
روزتان مبارك



negar  
[ ۸۷/۲/۱۲ در ساعت ۱۵:۲۶  ]

آقای اردبیلی بیست سال قبل فرمودند
ما هنوز نفهمیدیم کی رو کجا بزاریم



هم ولايتي  
[ ۸۷/۲/۱۲ در ساعت ۱۳:۵۱  ]

جناب مهاجراني عزيز
ده ما در نزديكي روستاي شما قرار دارد اتفاقامرحوم آملا آخوند هم بعضي اوقات سري بما ميزدند وفكر ميكنم ايشان همان ملا آخوند مورد علاقه واحترام شما باشند تنها فرقشان اين بود كه مركب مباركشان الاغ بود الغرض ما در دهمان بعد از دوران طاغوت كه اگر دو هزار وپانصد سال ديگر بگذرد در جهت اثبات حقانيتمان از گناهان ايشان وكليه شاهان( البته بجز شاهان قاجاروصفويه) نميگذريم آمديم علف را جلوي سگ واستخوان را چون گوشت گير نميامد جلوي گاو و گوسفندانمان ريختيم هيچ اتفاقي هم نيفتاد وبه به كوري چشم دشمنان اسلام اخيرا دوباره تصميم به صادرات تجربياتمان در سال نو آوري و شكوفايي گرفته ايم لذا لطفا فرافكني نكنيد چون دست شما براي امت هميشه بيدار ما رو شده است و بهتر است هر چه سريعتر دهانتان را آب بكشيد و توبه نماييد تا به خدا بگوييم از شما راضي شود و به آغوش اسلام بازگرديد



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۲ در ساعت ۰۰:۳۱  ]

عجب زمانه ای شده است غوغا سالارترین آدم ها از غوغای روزگار می گریزند ودر بیغوله گمنامی پناه می برند
و صاحب منصبان کور خود و بینای مردم شده اند گویند چهار نفر در مسجدی نماز می‌خواندند. از نفر اوّل حرکت بی‎قاعده‌ای صادر شد. نفر دوم به او گفت که، "نمازت باطل شد!" نفر سوم به نفر دوم گفت، "خودت را نمی‌بینی که وسط نماز سخن گفتی!" نفر چهارم گفت، "الحمدلله که من سخنی نگفتم!" به این ترتیب هر چهار نفر نمازشان باطل شد!





m  
[ ۸۷/۲/۱۲ در ساعت ۰۰:۰۸  ]

ostad shomaonja baraie anjam che vazifeie rafte bodid?



عبدالرضا  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۱۷:۳۶  ]

هیچ کس جای خود نیست...موافقم !



مندلیف  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۱۵:۳۳  ]

سلام دکتر عزیز
باز پایین تر بیا از سیاست



محمود  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۱۵:۲۵  ]

دكتر عزيز
اگر ميشود هرروز بنويس كار سختي است ميدانم



حميد باباوند  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۱۴:۵۰  ]

خواندن اين چند سطر از شما خوشحالم كرد. من در برخي از جلسات ديده‌ام كه شما هم به همين منوال عمل كرده‌ايد. مثلا يادتان نرفته كه شما هم روزگاري «ارتباط مستقيم» را در اطلاعات نوشته‌ايد وباز هم مي‌دانيد كه اين روزها از يك فعال سياست‌كذاري‌هاي فرهنگي به داستان‌نويس تبديل شده‌ايد.
با همه انتقادها شما را با امثال احمدي‌نژاد نمي‌توانم مقايسه كنم.



راميني  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۱۲:۴۰  ]

ابراهيم نبوي مي گويد طنز نويسي در ايران كار راحتي است . كافي است اخبار اعمال و رفتار صاحب منصبان رادر يك روز بخواني و عين همان را تحت عنوان مطلب طنز بدون ويرايش بنويسي . مي شود طنزي كه لنگه ندارد .مثلا همين ادعاي اداره جهان به هيچ توضيحي وقتي از زبان رئيس جمهور ادا مي شود طنز درخشاني است كه بر تارك ادبيات خنده ناك معاصر مي درخشد .
اما بعد نمي خواهم بگويم ورود شما به مقوله ادبيات مصداق مديرت مدرسه باباباغي است كه چنين نيست اما هرگاه قلم در وادي سياست مي رانيد بسيار جذابتر و گيراتر است .



منتظر  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۱۰:۳۲  ]

از زماني كه رسم شد سياستمان با ديانتمان يكي شود و نيز ديانتمان با سياستمان هم!
شروع شد چيزي كه نبايد شروع ميشد!
آشي درست شد كه نه آشپز توان خوردن آنرا داردو نه كسي اشتهايي به آن!
همه چيز با همه چيز قاطي شد و معجوني التقاط وار براي مزوران ، مزدوران ،ريا كاران و ... امثالهم مهيا شد!
رفتارهاي سليقه اي و كاملا شخصي(همان ديانت) لباس قانون بر تن كرده و تا امروز همچنان ميتازد!

در ضمن (حکومت به ظلم میماند به کفر نه) صحيحش حكومت به كفر ميماندبه ظلم نه...است /خواننده محترم :اميد



حامد  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۰۱:۱۷  ]

به نام خدا
سلام.خیلی عالی بود.دست شما درد نکند.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۰۰:۰۶  ]

هر صاحب منصبی خود را ذوفنون میداند

از پى اين عاقلان ذوفنون
گفت ايزد در نبى لايعلمون
هر يكى ترسان ز دزدى كسى
خويشتن را علم پندارد بسى

صد هزاران فصل داند از علوم
جان خود را مى‏نداند آن ظلوم‏
داند او خاصيت هر جوهرى
در بيان جوهر خود چون خرى

كه همى‏دانم يجوز و لايجوز
خود ندانى تو يجوزى يا عجوز
آن روا و آن روا دانى وليك
تو روا يا ناروايى بين تونيك

قيمت هر كاله مى‏دانى كه چيست
قيمت‏خود را ندانى احمقى‏ست
سعدها و نحس‏ها دانسته‏اى
ننگرى تو سعدى يا ناشسته‏اى

جان جمله علمها اين است اين
كه بدانى من كيم در يوم دين
آن اصول دين بدانستى توليك
بنگر اندر اصل خود گر هست نيك

از اصولينت، اصول خويش به
كه بدانى اصل خود اى مرد مه



بی نام  
[ ۸۷/۲/۱۱ در ساعت ۰۰:۰۲  ]

به نام خدا
سلام
این مطالب خیلی به مباحث شما مربوط نیست ولی به نظرم مطرح شدن آن خالی از لطف نیست
1)حضور فرعون در حرم حضرت رضا (ع):چندی پیش به حرم امام رضا(ع) رفته بودم.روحانی برجسته ای(نام او را ذکر نمی کنم)به همراه دو تن از محافظین اش را در حرم دیدم.برخی افراد وقتی روحانی مذکور را می دیدند دست او را می بوسیدند.فرد مذکور ممانعتی از این کار نمی کرد.تا انجا که بنده می دانم حضرت محمد(ص) دست کارگر را می بوسیدند و می فرمودند که این دست انسانی زحمت کش است حال چنین پیامبری آیا به مردم اجازه می داد تا دست او را ببوسند و اساسا به ترویج چنین امری همت می گمارد؟مسلما خیر. این حرکت از فرعون بر می آید نه حضرت رسول(ص).
2)چندی پیش نمایشگاهی در مشهد برگذار بود.در محل ورود مردم چند مامور که ظاهر انها به مامورین انتظامی شبیه نبود (چراکه لباس فرم به تن نداشتند و بیشتر به مانند بسیجیان بودند البته با کت شلوار و بیسیم و محاسن)به خواهران بد حجاب تذکر می دادند و از ورود برخی ممانعت به عمل می اوردند.بنده صرفا خواستم عکس العمل انها و میزان تحمل انها را تست کنم بنا بر این دوربین موبایل خود را در اوردم و چند ثانیه از محل ورود مردم فیلم برداری کردم و تعمدا دوربین را در دست نگه داشتم تا انها متوجه من شوند.یکی از برادران که ریش انبوهی داشت به پسر جوانی که گویا به تازگی ریش دراورده بود گفت که دارن فیلم می گیرند.پسر جوان که کت شلوار به تن داشت با ریش نه چندان انبوه و بیسیم به دست به سرعت به طرف من امد.متوجه او بودم.سریعا گوشی من را گرفت و سریعا گفت با دوربین موبایل چه می کردی؟حالت هیجان زده ای داشت.گفتم در کجای قانون فیلم بر داری از مامورین جرم است،در کجای قانون اساسی چنین چیزی هست.گفت تو واسه من از قانون اساسی حرف نزن.خلاصه من را به اتاق بسیج برد.در طول مسیر به نظر گوشی من را چک می کرد یا ظاهرا این گونه رفتار می کرد.در انجا برادر میان سالی بود که انصافا پخته تر و ملایم تر بود.ما در صحبت کلی به مطالب را بررسی کردیم.از صحبت سال پیش مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و ضرورت پرسش گری و مطالبه از مسولین گفتم.از اینکه مسوول کسی است که مورد سوال قرار گیرد نه اینکه مورد سوال قرار نگیرد.از دکتر حسن عباسی گفتم که در یک سخنرانی وقتی تعدادی دانشجو پلاکارد در دست داشتند به انها گفت "فرزندان عزیز من دستتونو خسته نکنید من دیدم چی در دست دارید.ما باید با شما ملایم رفتار کنیم.امثال اکبر گنجی می توانستند در خدمت نظام قرار گیرند ولی در اثر برخی رفتارها نظام از چنین ظرفیتهایی محروم شد(نقل به مضمون)".ودر نهایت از خطاب امیرالمومنین حضرت علی(ع) به مالک اشتر گفتم که:«ای مالک در برخورد با مردم مهربان و ملایم باش چرا که مردم یا هم کیش تو هستند یا با تو در آفرینش یکسانند(همنوع تو هستند)".البته در نهایت فیلم را پاک کردم و با یکدیگر دست دادیم و همدیگر را در اغوش گرفتیم و چقدر من از اینکه او مرا در اغوش گرفت خوشحال شدم و بیشتر به این موضوع پی بردم که از راه محبت بهتر می توان با نسل جوان سخن گفت نه با لحن تند.نا گفته نماند که برادر بزرگتربر خلاف مامور جوان به هیچ قسمت دیگر گوشی من کاری نداشت و تنها همان فیلم مذکور را پاک کردم و این خیلی خوب بود.امید وارم که رفتار آن مامور جوان هم همراه با خردورزی وپخته تر از سابق شود.



محمد باقر  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۵۶  ]

گفته ای سالها پیش! کاش می گفتی چند سال پیش...
با اینکه زیاد فرق نمی کند چندسال پیش باشد، کاش این حرف را همان مواقع به امام خمینی و خاتمی و دیگران و حتی خودت هم می گفتی.



Nasser  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۴۸  ]

I will send a paper from Journal of Personality to Dr. Mohajerani's email . Its title is " Unskilled and Unaware of it: How difficulties in recognizing one's own incompetence lead to inflated self-assessments"
It's really the story of most of the managers in this islamic government in Iran. "ankas ke nadanad va nadanad ke nadanad!!"



مهدی الف  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۳۹  ]

سلامی چو بوی خوش آشنایی حضرت استاد هفته پیش ازتون خواهش کردم به مناسبت فرارسیدن نمایشگاه کتاب مرحمت فرموده وچندتااز کتابهایی روکه خوندین وخیلی علاقه بهش داریند رومعرفی نمایید نمایشگاه آمدو...می دونم سرتون شلوغه و...نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم .... درچناه خدا
*******************
دوست گرامی
من آشنایی لازم را با نشر کتاب در ایران ندارم...نمی دانم ذوق و دلبستگی شما به چه توع کتاب هایی ست...



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۳۳  ]

سخنان بعضی صاحب منصبان دنیا را بشنوید تا ببینید که منصب با جاهلان چه میکند

تيغ‌ دادن در كف زنگي مست
به كه آيد علم ناكس را به دست

علم و مال و منصب و جاه و قِران
فتنه آمد در كف بدگوهران

پس غزا زين فرض شد بر مومنان
كه ستانند از كف مجنون سنان

آنچه منصب مي‌كند با جاهلان
از فضيحت كي كند صد ارسلان

جمله صحرا مار و كژدم پر شود
چون‌كه جاهل شاه حكم مر شود



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۱۲  ]

الناس ثلاثه: فعالم ربانى و متعلم على سبيل نجاه و همج رعاع, إتباع كل ناعق, يميلون مع كل ريح, لم يستضيئوا بنور العلم و لم يلجئوا الى ركن وثيق

مردم را سه دسته هستند
نخست: عالمان ربانى كه هم ارتباط آنها با رب العالمين قوى است و هم نسبت به تربيت ديگران اهتمام مى ورزند يعنى نورى كه آنها را احاطه كرده و آنان در صحبت يا كسوت آن قرار دارند, هم راهنماى خود آنهاست و هم راهبر ديگران.
دوم: علم آموزانى كه مى كوشند در سايه تحصيل نور علم, راه نجات را شناخته و بپيمايند.
سوم: پشه هاى سرگردان و درهم غلتان كه به پيروى هر بانگى و با وزش هر بادى به سمتى متمايل مى گردند, كسانى كه از فروغ علم بى بهره اند و به پايگاه مستحكم و استوارى پناه نياورده اند



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۰۹  ]

عالمها ملجم و جاهلها مكرم

تب سیاست در کشور ما آنقدر داغ و بالا است که مجال اندیشه و فکری باقی نگذاشته است. جامعه ما مصداق سخن نغز امام علی«ع» است که گفته است: عالمها ملجم و جاهلها مکرم یعنی جاهلان دارای احترام و ارزش و عالمان لجام بر دهان و ممنوع السخن.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۲:۵۵  ]

امروزه تجار، کسبه ، پزشک، مهندس، معلم، امام جمعه و جماعت ، متنفذان محلی، همه و همه حوزۀ فعالیت خود را رها کرده و به سیاست و سیاست مداری کشیده شده اند
درجوامع متعادل مبنای حرکت و فعل و انفعالات و مناسبات بر فرهنگ استوار است. در این کشور ها فرهنگ زیر بنای جامعه و انسان ها و نیاز های اساسی آنان را سامان می دهد. و چون فرهنگ بر اساس اندیشه، تعامل و ار تباطات انسان ها شکل می گیرد، منجر به دگر پذیری، تساهل و مهرورزی و تعادل می شود. در نتیجه خشونت، تک محوری، انحصار، ازبین میرود. به تعبیر دگر افراد در چنین جامعه ای وجود خود را در نفی دیگری تلقی نمی کند، زیرا افراد خواسته ها و نیاز های خود را بصورت منطقی و انسانی تر بر طرف می سازد
اما مسأله در ایران بصورت متفاوت مطرح است، به این معنی که فرهنگ مردم و اندیشه، در سیاست نقشی ندارد. این سیاست است که بنیادی ترین نقش و جایگاه را در تنظیم مناسبات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد
متاسفانه امروز زمامداران در کشور ما می خواهند که با سیاست همه چیز را درست کنند به همین دلیل است که فرهنگ که ادبیات و فلسفه و عرفان و هنر بخش مهم آنست بکلی مورد غفلت واقع شده است



بیم موج  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۰:۴۵  ]

سلام آقای دکتر . مدتیست در مکتوب گذرم نمی افتد البته نه از این باب که مکتوب را نمی خوانم . بلکه از این جهت که در چنته ی خویش اندوخته ای نمی بینم تا مطرح کنم. می ترسم این سخن نغز حافظ مرا هم بگیرد .

در کوی می پرستان مارا گذر ندادن

گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

دعایی در حق این بنده نمایید که از محضرتان که مکتوب جلوه ای از آن محضر وحضور است بهره ای وافر ببرم



nasy  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۲۰:۱۵  ]

dear dr.in a society if big works entrusted to little braines and little works to big braines ,that society will disturb.



حسین  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۹:۰۱  ]

اتفاقا ما در دوره ی دبیرستان یه مدیری داشتیم که نصف سال رو تو مکه بود.از نصف دیگش نصفش رو تو مرغداری ها میگذروندو اون نصفه دیگش هم سر صف در مورد مسایل مهم ایران و جهان صحبت میکرد.حال کردین.مطلب چند شغله بودن هم در نظرم اومده.



saba  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۷:۴۸  ]

"گرگ داستان یوسف نگهبان گله شد"(بابک . پ)
،،،،در قربانگاه گوسفندان قحطی زده ایستاده اند و از عدل سخن می گویند
می دانید بهای یک من یونجه چقدر است؟!
نمی دانید!ا
شما را چه به دانستن!
اخوشا بع بع کردن پا به پای طبل چوپان خوشا جهل، اغراق، عدالت(به سبک...) !!
حیف آن شاخه های طلایی گندم که در سرزمین شما می روید




افشین  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۵:۲۸  ]

سلام دکتر مهاجرانی
من همه نوشته های شما را میخونم ولی این شاهکاره جداً وصف دقیق حال و روزگار امور کشور عزیز ما است
چقدر عمیق نوشته اید آفرین
ارادتمند
افشین
توکیو



محمد  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۴:۴۴  ]

اقای دکتر عزیز سلام
الحق که گل نوشتید& واقعا این درد را به کجا باید برد



شهرام  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۳:۲۹  ]

سلام
شما در دوره مسئوليت خود آيا چنين بوديد؟؟؟



بابا  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۳:۰۲  ]

خرمن کوفتن کار هر بزغاله نیست گاو نر می خواهد و مرد کهن



بابا  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۳:۰۰  ]

خرمن کوفتن کار هر بزقاله نیست گاو نر می خواهد و مرد کهن



داود  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۲:۱۸  ]

با سلام احترام و ادب
سيد عزيز شما در زمينه تاريخ تخصصي كار كرديد. بالاخره در ايران ما زماني بوده كه مردم ما پيشرفتهاي خوبي در زمينه فرهنگ و تمدن و آزادي داشتند. اينكه عواملي موجب گرديد تا ميزان پيشرفتها كند شود شما بهتر مي دانيد حال شما با اين اوضاع و احوال چه راهكارهايي پيشنهاد مي كنيد؟



هوشان  
[ ۸۷/۲/۱۰ در ساعت ۱۱:۴۰  ]

ندهد هوشمند صاحب راي
به فرومايه كارهاي خطير

بوريا باف اگر چه بافنده است
نبرندش به كارگاه حرير





: