مهدی  
[ ۸۶/۱۲/۱۹ در ساعت ۲۲:۲۸  ]

سلام
ممنون از دکتر و همه دوستانی که همه نظراتشون رو خوندم.
جناب دشتی آبادانی باز هم از خواندن کامنت های شما چند جرعه ای سیراب شدم. من با علاقه ی شدید به پیگیری تاریخ و سنت و اندیشه و همه به صورت عقلانی و امید به دست یازیدن به ایمانی صاف تر، هر چه بی رحمانه تر، سالهاست که هرچه بی عقلی می یابم می درم و با امید به خدای آفریننده ی عقل و دوست دار "بنده ی آزاده ی دانا" نفس می کشم و در این میان جرعه های علی که گاه گاه گزیده گزیده بر حلقم می ریزند جانم را سیراب می کنند. یک دنیا ممنون.
طعامی از جنس "کلمه" امثال مرا سیراب می کنند تا جان بگیریم و "حرکت" کنیم.

واژه ای ندارم تا احساسم را بر آن سوار کنم، اما باز هم تا خدا هست...
ممنون



حامد  
[ ۸۶/۱۲/۱۸ در ساعت ۰۰:۵۱  ]

اگر پاسخ دکتر سروش به جعفری سبحانی را که امروز منتشر شد بخوانید فکر می کنم جواب بسیاری از سوالات را خواهید گرفت



رامين  
[ ۸۶/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۲:۱۹  ]

اي مصدق بزرگ
ديگر مرا دريغ و افسوس نيست كه حكومتها نامت را بر خيابانها نمي نهند ، بر ميادين و معابر و كاشيها نامت را دريغ مي نمايند و تقويم ها بي نام تو در 14 اسفند و 29 اسفند مجلد مي شوند ،
نامت براي هميشه يادگار ماست كه تو در دلهايي
و دلهاي ما براي نام متبرك تو هم خيابان است و هم ميادين و هم تقويم



امير حسينی  
[ ۸۶/۱۲/۱۴ در ساعت ۰۱:۴۵  ]

سلام آقای مهاجراني، آتش ...نوشتۀ قشنگی بود. اما تعجب کردم در پاسخ به يکی گفته بوديد با نظر دکتر سروش مخالفيد. شايد شما هم روزی به همين نظر برسيد.
قرآن را می شود گفت ديوان شعر محمد و انديشه های تنهائی او در غار حراست.
با احترام امير حسينی
*****************
قرآن کلام خداوندست !



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۱۲/۱۳ در ساعت ۲۳:۵۳  ]

پیامبران آمدند به ما بگویند که خدای ما نمرده است
ما دربسياری از او قات طوری رفتار می کنيم که گويی خداوندی دربالای سر،نداريم. مارتين لوتر بنيانگذار کليسای پرو تستان، با مشکلات و خطرهای بی شماری مواجه بود. روزی همسر او متوجه شدکه مارتين سخت افسرده و دلتنگ است.
وی زنی با هوش بود و به مشيت الهی اعتقاد داشت. با مشاهده دلتنگی شوهر خود، لباس سياه پوشيد و دربرابر او ايستاد. مارتين لوتر پرسيده: (چرا لباس سياه - پوشيده ای؟) همسرش پاسخ دارد (نمی دانی که خدا مرده است) مارتين با تعجب گفت: (چطور می توانی چنين چيزی بگويی؟ چطور ممکن است خدا بميرد؟) همسرش پاسخ داد (اگرخدا نمرده است دليل اين همه دلتنگی و اندوه چيست؟) مارتين بی درنگ به اشتباه خود پی برد. از اين رو لبخند زد و گفت: (بله غمگين بودن کاری شيطانی است.)



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۱۲/۱۳ در ساعت ۲۳:۵۰  ]

چرا باید اعجاز و کارهای خارق العاده مبانای قضاوت ما قرار گیرد؟
با ارزش ترین کار پیامبران تقویت ایمان به خدا و ایجاد گرايش مثبت در دل مردمانی است که در دنيای سرشار از عصبيت است. زير فشار های روانی شديدی قرار دارند
دربيمار ستانی درکشور فرانسه، دو بيمار در بستر مرگ بودند. يکی از آن دونويسنده مشهور جهان ولتر بود. آثار وی هنوز در بسياری از دانشگاه ها تد ريس می شود. او در بستر مرگ قرار داشت و پزشکان در اطرافش جمع شده بودند و حداکثر تلاش خود را انجام می داند.. او مرتبا فرياد می زد: اکنون چه به سرم خواهد آمد؟ جيزی جز تاريکی دربرابرم نمی بينم او کتاب های زيادی نوشته، اما کوچک ترين ار تباط خالصانه و عاشقانه ای با خدا برقرار نکرده بوده. درلحظه مرگ احساس تنهايی کرد.

درهمان بيمار ستان اتاقی ديگر دختر خردسالی دربستر مرگ بود. او دوازده سال داشت و خوشحال و آرام به نظر می رسيد. صورت او پراز لبخند بود. پزشکان از حالت او متعجب بودند و او را بامرد بزرگی که در اتاق ديگر بود مقايسه می کردند. بلاخره آنان به او می گفتند: (دختر جان، می دانی که چندی زنده نخواهی می ماند، با اين حال لبخند می زنی، آيا از مرگ نمی ترسی؟) دختر با لحن ساده کودکانه اش گفت:چرا بايد از مرگ بترسم؟ خداوند بهتر می داند که بايد مرا به کجا ببرد. من فقط می دانم که مراهرجاببرد از خود دور نخواهد کرد.



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۱۲/۱۳ در ساعت ۲۳:۳۰  ]

نمونة ديگر از سعة صدر و آزاد منشي مرحوم سيد رضي، رفتار او با «مهيار ديلمي» مجوسي است كه براي كسب دانش به بغداد آمده بود و در معاشرت با سيد رضي مسلمان شد و در سلك شاگردان وي در آمد.
مهيار كه پس از مسلمان شدن كنيه ابو الحسن را برخود نهاد و به «ابوالحسن مهيار ديلمي» معروف گشت؛ در نيمة اوّل قرن پنجم هجري، از نامدارترين شاعران عصر به شمار آمد: قصايد و مراثي مهيار ديلمي دربارة ائمة اطهار ـ عليه السّلام ـ در ديوان وي موجود است واز شاهكارهاي ادبيات عرب به شمار مي‎رود.



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۱۲/۱۳ در ساعت ۲۳:۲۹  ]

يكي از ويژگي‎هاي سيد رضي سعة صدر و آزاد انديشي اوست. وي با اينكه يكي از بزرگان و علماي نامدار شيعه و از متعبّدترين و محكم‎ترين افراد به مذهب و مرام اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به شمار مي‎آمد، در عين حال در زمان خود با دانشمندان و شعرا و علماي مذاهب مختلف و اديان متفاوت مراوده و مذاكره داشت و با احترام بزرگي از آنان ياد مي‎كرد.
يكي از دوستان بسيار صميمي سيد رضي، «ابو اسحاق صابي» (منشي آل بويه در بغداد) بود. ابو اسحاق از فرقة «صابئين» (يعني ستاره‎پرست بود، اما به عقايد مسلمانان احترام فراوان مي‎گذاشت و در نوشته‎هاي خود از آيات قرآن بهره‎ مي‎برد و حتي در ماه رمضان با گرفتن روزه با مسلمانان همراهي مي‎نمود.

عز الدّولة ديلمي، پسر معز الدوله تلاش فراوان كرد كه وي اسلام را بپذيرد امّا وي نپذيرفت ابن نديم مي‎نويسد:
ابو اسحاق صابي نويسنده‎اي چيره‎دست و شاعر و عالم به هندسه بود؛ اما بيشتر به نويسندگي و فن بلاغت و شعر شهرت داشت. او كتاب شعري دارد كه به هزار ورق مي‎رسد، با شريف رضي مراسلات و مكاتبه‎هايي داشته كه در سه مجلّد گردآوري شده است.
يكي از تأليفات سيد رضي كتاب «مختار شعر ابواسحاق الصابي» است كه در آن گزيده‎اي از اشعار ابواسحاق را گردآوري كرده است.
هنگامي كه ابو اسحاق وفات يافت سيد رضي قصيده‎اي بسيار عالي و غم‎انگيز در رثاي وي سرود كه مطلع آن اين است:
ارأيت من حملوا علي الاعواد؟! ارأيت كيف خبا ضياء النادي؟!
آيا مي‎دانيد چه كسي را بر اين چوب‎ها بر دوش مي‎بردند؟! آيا مي‎دانيد چگونه چراغ محفل ما به خاموش گراييد؟

گويا برخي از مردم سيد رضي را سرزنش مي‎كردند كه فردي از دودمان پيامبر براي فردي كافر مرثيه مي‎گويد؟! او در پاسخ آنان مي‎گفت: من فضل و كمال او راستودم نه بدنش را.
سيد رضي حتي پس از وفات ابو اسحاق نيز شرط رفاقت را از دست نمي‎دهد و گاهي كه بر مقبرة ابو اسحاق مي‎گذرد. قبر او را در مرثيه‎اي كه مطلع آن چنين است، مورد گفتگو قرار مي‎دهد:
لو لا يذمّ الركب عندك موقفي حيّيت قبرك يا ابا اسحاق!
اگر كاروانيان توقف مرا در نزد تو نكوهش نمي‎كردند اي ابواسحاق، با صداي بلند بر قبرت درود مي‎فرستادم.



سیذارتا  
[ ۸۶/۱۲/۱۳ در ساعت ۲۱:۰۶  ]

این جمله :
اگه هر هفته پبشت بیام، شعر های ویتمن را برام می خونی؟



آناهیتا  
[ ۸۶/۱۲/۱۳ در ساعت ۱۰:۵۹  ]

سلام آقای دکتر
من موقع استیضاح شما دبیرستانی بودم و از رادیو گوش کردم. شما یک شعر عربی خواندید که برایم خیلی جالب بود. لطفا اگر میشود آدرس سایتی چیزی به من بدهید. معنی آنرا هم میشود از اینترنت پیدا کنم؟
پایدار و جاودانه باشید.
*******************************
شعر از شریف رضی بود در سوگ ابو اسحاق صابی
در دیوان رضی می توان شعر را یافت.



nima  
[ ۸۶/۱۲/۱۲ در ساعت ۲۳:۵۶  ]

دکتر جان سلام :
از اقای دشتی ابادانی سپاسگزارم از نقل ارای دیگران استفاده بردم ولی سوالی از ایشان و شما دارم چرا ته دلمان میلرزد که اعجاز قران در مفاهیمش بدانیم و نه در صورت کلام به خصوص با فرض مفاهیم در ظرف مکان و زمان خاص پیامبر اکرم .دکتر جان از شما هم خواهش میکنم از تاریک نشینی پرهیز کن و لب به سخن گشایید(مثل همیشه شیرین و نغز.
مهم یافتن حقیقت است و درک ان ونه به جبر نادانی پذیرفتنش .نه سنت بی دلیل با گرد وغبار زمانه کهنه میگردد و نه افکار نو به ضرب تازیانه اتهام و انحراف تسلیم میگردد.



نارون  
[ ۸۶/۱۲/۱۲ در ساعت ۲۳:۲۵  ]

دوست دارم در دهانه آتشفشان زیر توفان گدازه ها محو شوم با آتشی که اگر آب اقیانوسهای عالم را بر آن بریزند زبانه هایش آرام نگیرد....
آتش آب طهارت است و سوختن رهائی و وارستگی...
دوست دارم در دهانه آتشفشان زیر توفان گدازه های آتش محو شوم



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۱۲/۱۲ در ساعت ۲۲:۲۰  ]

مصاحبه آقای سروش در باره نظریه بسط تجربه نبوی واکنشهای زیادی به دنبال داشته است:
آقای جعفر سبحانی :سروش با تلاش‌هاي كودكانه‌اي مي‌خواهد براي قرآن، منابعي معرفي كند كه يكي از آنها تجلّي شخصيت دروني است
بهاءالدين خرمشاهي: اين تجددگرايان كه خود يا ديگران آنان را اصلاح‌گر ديني مي‌شمارند به جاي دفع شبهات يا رفع خرافات كه در پيرامون و حوزه هر ديني خواه و ناخواه پديد مي‌آيد، اساس و اصول اعتقادي اسلامي را تحت عنوان نقد ادبي/ زبانشناسانه و روانشناسانه و جامعه‌شناسانه به كلي خدشه‌دار ساخته‌اند.
يثربي: ادعاي بشري بودن قرآن در تاريخ اسلام بي‌سابقه است
اخبارمرتبط :
يثربي: ادعاي بشري بودن قرآن در تاريخ اسلام بي‌سابقه است
مظاهري‌سيف: اين ادعا كه الهام از نفس پيامبر مي‌آيد متأثر از بوديسم است



مهدی الف  
[ ۸۶/۱۲/۱۲ در ساعت ۲۲:۱۳  ]

یک شب آتش در نیستانی فتاد سوخت چون......



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۸:۰۹  ]

در باره مفهوم کلام خدا بین فرق مختلف اسلام اختلاف نظر شدید وجود دارد:
معتزله‌ از حدوث‌ كلام‌ خدا سخن‌ گفتند و اهل‌ سنت‌ از قدم‌ آن‌.
ابن‌ كُلاّب‌ نخستين‌ بار از «غير مخلوق‌ بودن‌» (= قدم‌) قرآن‌ سخن‌ گفت‌
احمد بن‌ حنبل‌ تصريح‌ كرد كه‌ كلام‌ خدا از علم‌ ازلى‌ و قديم‌ اوست‌
حشويه‌ و حنابله‌ به‌ گونه‌اي‌ افراطى‌ بر نظرية قدم‌ اصوات‌ و حروف‌ كلام‌ خدا و حتى‌ بر قدم‌ جلد قرآن‌ پاي‌ فشردند و اشعري‌ در جريان‌ تلاش‌ خود با هدف‌ دست‌ يافتن‌ به‌ راه‌ ميانه‌ چونان‌ ابن‌ كلاب‌ از غير مخلوق‌ بودن‌ كلام‌ الله‌ سخن‌ به‌ ميان‌ آورد و در كار نقد و نفى‌ نظرية حدوث‌ كلام‌ خدا سخت‌ كوشيد و زمينة ظهور تقسيم‌ كلام‌ به‌ كلام‌ لفظى‌ حادث‌ و كلام‌ نفسى‌ قديم‌ را فراهم‌ آورد؛ كلام‌ لفظى‌ كه‌ دال‌ به‌ شمار مى‌آيد و كلام‌ نفسى‌ كه‌ مدلول‌ محسوب‌ مى‌شود. متكلمان‌ اشعري‌ در تبيين‌ و تفصيل‌ و تشريح‌ اين‌ نظر سعيها كردند .
سرانجام‌، فخرالدين‌ رازي‌ ضمن‌ طرح‌ و تبيين‌ نظرية كلام‌ نفسى‌ و لفظى‌ در آثار خود نظرية معتزله‌ را با نظرية اشاعره‌ آشتى‌ داد و اعلام‌ داشت‌: مراد معتزله‌ از كلام‌ حادث‌، كلام‌ لفظى‌ است‌ و مراد اشاعره‌ از كلام‌ قديم‌، كلام‌ نفسى‌



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۸:۰۴  ]

ازمصاحبه سروش در باره نظریه بسط تجربه نبوی انکار وحی فهمیده نمیشود نزاع او با دیگر متکلمین نزاع لفظی است هر کسی از مفهوم وحی چیزی تصور کرده است این دعوا همچون اختلاف حكماء، مشايخ‌ عرفاء، و متکلمین در باره معاد است
فقهاء و اصحاب‌ حديث‌، قائل‌ شده‌اند كه‌: معاد فقط‌ جسماني‌ است‌، بنا بر اين‌ مبني‌ كه‌: روح‌ در نزد آنان‌ عبارت‌ است‌ از جسمي‌ كه‌ در بدن‌، مانند سريان‌ آتش‌ و حرارت‌ در زغال‌، ساري‌ و جاري‌ است‌ و همانند آب‌ در گُل‌ و روغن‌ در زيتون‌ جريان‌ دارد.
بسياري‌ از اكابر حكماء و مشايخ‌ عرفا و جمعي‌ از متكلّمين‌ قائل‌ به‌ هر دو قسم‌ معاد شده‌اندواستدلال‌ نموده‌اند كه‌: نفس‌ انسان‌ مجرّد است‌ و به‌ بدن‌ بازگشت‌ ميكند.
امّا تناسخيّه‌ معتقدند كه‌: ارواح‌ قديم‌ هستند و به‌ بدنها دراين‌ عالم‌ عود مي‌كنند، و آخرت‌ و بهشت‌ و جهنّم‌ جسماني‌ را انكار دارند.



nima  
[ ۸۶/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۵:۱۹  ]

سلام دکتر جان:
داشتم نظرات دیگران را میخواندم دیدم اشاره کرده ایدکه میخواهید به زودی راجع به مطلب ایات الهی قران و کلام حضرت محمد مفصل بحث کنید میخواستم زمان انرا مشخص کنین ضمن انکه ای کاش میشد از امکانات اینترنت جهت پرسش و پاسخ استفاده میکردید . سالها دل طلب جام جم از ما میکرد . . . . . . .



nima  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۲۱:۳۶  ]

سلام دکتر عزیز:
من نیما هستم از علاقه مندان به شما و از سرخوردگان مکتب دوم خرداد هستم . از استاد عزیزم سوالی داشتم اولا از شما میخواهم که راهنمایی ام کنین چگونه میتوانم به اخرین مطالب دکتر سروش دست پیدا کنم چون از طرف عاقلان و بزرگان فرهنگ سایت ایشان بسته است اگر تونستین راهنماییم کنین.ضمنا از مطلب زیبایتان ممنونم از حضور سبز خود شما و خانم فرزانه تان در صحنه مهجور فرهنگ و ادب سپاسگزارم .
مهم وجود سروش ها و مهاجرانی ها در کنار هم است هرچند با نظرات مخالف باشند.منتظر راهنمایی شما هستم.
**************************
من هم از طریق سایت ایشان دسترسی دارم.



محسن  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۱۱:۰۴  ]

سلام
آقای دکتر مهاجرانی،لطفا اگر امکان دارد دلیل مخالفتتان با نظر دکتر سروش را بنویسید.
**********************
من به همان باور سنتی پای بندم. قرآن کلام خداست. این موضوع را با تفصیل می نویسم.



دشتي آباداني  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۱۰:۴۵  ]

من كلام امير المومنين عليه السلام:

اينان مى گويند كه امارت و حكومت ويژه ، خداوند است و بس ، و حال آنكه ، مردم را امير و فرمانروايى بايد، خواه نيكوكار و خواه بدكار، كه مؤ من در سايه حكومت او به كار خود پردازد و كافر از زندگى خود تمتّع گيرد. تا زمان هر يك به سر آيد و حق بيت المال مسلمانان گرد آورده شود و با دشمن پيكار كنند و راهها امن گردد و حق ضعيف را از قوى بستانند و نيكوكار بياسايد و از شر بدكار آسوده



دشتي آباداني  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۱۰:۴۰  ]

من كلام علي (ع):

در حكومتى كه نيكان بر سر كار باشند، پرهيزگار به طاعت حق مشغول است و در حكومت امير ظالم ، بدكردار از زندگى تمتع مى جويد. تا زمان هر يك به پايان آيد و مرگش فرا رسد.



حمید  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۱۰:۳۷  ]

سلام علیکم

اگر چه من از طرفداران آقای سروش نیستم اما نکته جالبی در پاسخها هست.
علیرغم اینکه اینهمه تلاش شد که صدای ایشان شنیده نشود و حتی در زمانی که وزارت فرهنگ ، وزارت ارشاد نبود امنیت سخنرانیهای ایشان تضمین شده نبود ، اکنون نظریات دکتر در بین خاص و عام شنوندگان خود را دارد
وضعیت متفکران تحت حمایت حکومت دینی هم که دیدنی است.
پیش بینی شما در مورد آینده این رویارویی چیست؟



دشتي آباداني  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۰۸:۳۶  ]

من كلام علي (ع):

ما در زمانى زندگى مى كنيم كه بيشتر مردمش بيوفايى و غدر را گونه اى كياست مى شمرند و نادانان نيز، چنين مردمى را زيرك و كارگشا مى خوانند.
وفا همزاد راستى است . هيچ سپرى نمى شناسم كه بهتر از وفا آدمى را از گزند در امان دارد
و آنكه بداند، كه پس از مرگ به كجا باز مى گردد، هرگز راه بيوفايى نپويد.
مردم كار افتاده و زيركى هستند كه مى دانند در هر كارى چه حيلت سازند، ولى امر و نهى خداوندى سد راه آنهاست . اينان با آنكه راه و رسم حيله گرى را مى دانند و بر انجام آن توانايند، گرد آن نمى گردند. تنها كسانى كه از هيچ گناهى پروايشان نيست ، همواره منتظر فرصت اند تا در كار مردم حيلتى به كار برند.



مهران از سيدني  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۰۸:۱۵  ]

سلام آقاي دكتر...خيلي عالي و مثل هميشه نوازنده ي روح بود...خدا حفظتان كند...دوستدار شما مهران از سيدني



ش  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۰۳:۵۱  ]

سلام،
ببخشید منظورم اینه که بر چه اساسی راوی را دیونه خطاب میکنه؟ ما فقط شاهد کمی کنجکاوی ازطرف راوی هستیم.



محسن  
[ ۸۶/۱۲/۱۱ در ساعت ۰۰:۴۶  ]

سلام آقا
من از دوستداران شما هستم. به نظر من کشور به افرادی مثل شما نیاز دارد. استیضاح را به دقت گوش دادم. خیلی نکته ها در آن است. کتاب استیضاح را باید هر ایرانی در خانه داشته یاشد. همین لفظ «آقای حسینی اخلاق» چقدر به جا و حساب شده بود. آنجا که فرمودید این بنا و در و دیوار مجلس خراب می شود و تنها حرف ما می ماند...و باقی سخن ها... واقعاً محکم و منطقی بود. اما آقااصلاح طلبان امدند یک موج ایجاد کردند و رفتند و ملت را یتیم گذاشتند که چه؟ چرا نباید آقای خاتمی که این ناخدای این کشتی بود بیاید و ادامه دهد و دوستان دیگر هم بیایند؟ چرا شما میدان را به دیگران واگذار کردید ؟ پس تکلیف ملت چیست؟



امیر -الف  
[ ۸۶/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۷:۲۲  ]

سلام آقای دکتر
انشاالله که خوب باشید، قصد جسارت ندارم اما نظر دکتر سروش را باید چند بار خواند و در آن تعمق کرد در آنصورت کمتر دل آدم می لرزد.
یا علی
*******************
خواندم! نظریه تازه نیست. بیش از هزار سال است چنین نکاتی مطرح شده است.



سعید  
[ ۸۶/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۵:۱۱  ]

آقای دکتر!
شما که درباره اتش این فدر خوب می نویسید. چرا در باره ی نظریه دکتر سروش چیزی نمی گویید. از روزی که مصاحبه ابشان را خواندم. که می گوید قرآن کلام محمد است و مصون از خطا نیست دلم لرزید. نقد آیه الله سبحانی آرامم کرد. شما چرا چیزی نمی نویسید؟ اصلاح طلبان حرف ایشان را قبول دارند؟
********************

.
. من با نظر ایشان مخالفم



سینا  
[ ۸۶/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۲:۵۷  ]

مثل همیشه ..زیبا



ib-anari  
[ ۸۶/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۲:۲۳  ]

دکتر مهاجرانی عزیز سلام
خیلی زیبا وسحر انگیز می نویسی .امیدوارم همیشه پاینده باشی.راستش را بخواهید بعضی وقتها فکر می کنم این غربی ها از جنس دیگری هستند.نظر شما چیست؟اما در مورد آقای رهگذر به نظر میرسد در نقد از جاده صواب خارج شده اید.واین چون شمایی را نزیبد.



علیرضا  
[ ۸۶/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۰:۳۵  ]

سلام آقای دکتر
فوق العاده زیبا و شاعرانه بود....



بهشب  
[ ۸۶/۱۲/۱۰ در ساعت ۰۱:۴۲  ]

فاميل باحالي داريد تا حالا بهش فكر كرديد سوال الكي بود ببخشيد چه خبرا راستي ؟ا





: